« اولويت و اهميت | صفحه اول | يک عکس نيمه گويا »

جمعه 21 آذر 1382

اسلام ديني با تنظيمات دلخواه نيست

تعلق جايزه نوبل صلح به خانم شيرين عبادي باعث خوشحالي و افتخار بسياري از ايرانيان شده است. طرز فكر و برخي از رفتارهاي او نيز براي بسياري تحسين برانگيز است.اما برخي صحبتهاي ايشان با توجه به رفتارشان كمي عجيب و متناقص است. خانم شيرين عبادي از مسلماني خويش صحبت ميكند و از اينكه جايزه به او به كه يك زن مسلمان است تعلق گرفته ابراز خوشحالي ميكند. ايشان در بسياري از صحبتهاي خود به دفاع از اسلام ميپردازد و آنرا با دمكراسي (كه قطعا نظرشان دمكراسي با تعريف غربي آن است) همخوان ميداند.اما رفتار ايشان خود چندان با احكام اسلام و قوانين آن نسبت به زنان منطبق نيست.
او در حاليكه از مسلماني خود صحبت ميكند و از اسلام نيز دفاع ميكند در حضور بسياري با سري بي حجاب حاضر ميشود. ايشان با آنگونه دفاعها و اظهار نظرات درباره اسلام قطعا مطالعاتي درباره احكام اسلام نيز داشته اند .آيا ايشان دهها حكم ، حديث اسلامي را در لازمه حجاب و شكل صحيح آن نخوانده اند؟

فكر ميكنم آنهمه حديث و حكم جاي حاشا نداشته باشد، ايشان قطعا از حقوقي كه در قرآن ، احاديث و احكام اسلامي براي زن حكم شده اند آگاه هستند حال چگونه آنرا با دمكراسي و حقوق بشر غربي منطبق ميدانند؟
مدها قبل شايد از زمان نهضت ملي مدهبي ها سعي شد نسخه اي جديد از اسلام ارائه شود. يك نسخه روشنفكري و منطبق با شرايط قرن بيستم از دين اسلام، اسلامي كه در آن حجاب چندان جدي نيست و يا به زنها حقوقي مافوق آنچه كه در احكام اسلامي آمده است داده شده است. اين چنين كارهايي جز خيانت به مردم چيز ديگر نيست.چرا كه عملا جلوه جالب و جذاب و البته غير واقعي از اسلام به مردم نمايش داده خواهد شد كه با بسياري از احكام اسلامي متضاد است و اين چنين است كه مردمي كه با توجه به چنين چهره اي از اسلام جذب آن ميشوند در نهايت چاره اي جز تن دادن به همان احكام قديمي اسلامي نخواهند داشت.
بنده قصد انتقاد به دين اسلام و يا حتي دفاع از آنرا ندارم. فقط فكر ميكنم كه اسلام بايد دقيقا مانند آنچه كه هست نمايش داده شود حال چه جذاب و چه متحجرانه، در اين صورت است كه انتخاب مردم انتخابي درست خواهد بود. اسلام ديني با تنظيمات دلخواه نيست.
تكميلي: عنوان اين مطلب به توصيه دوستي تغيير كرد . باز خاطر نشان ميكنم كه بنده به هيچ عنوان قصد توهين به شخص يا چيزي را ندارم.قصد من در اين مطلب تنها انتقاد از برخي صحبتها و رفتار خانم عبادي است.

نوشته شده توسط: در December 12, 2003 04:49 AM | فرهنگ

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/298

:نظرها

توجه تان را به مطلب زير در مورد حجاب در قرآن جلب مي کنم:

http://social.iran-emrooz.de/more.php?id=P7394_0_19_0

نوشته توسط: حسن at September 5, 2004 12:44 AM

با توجه به نسل هايي كه قبل از ما هر كدام اين آزادي را داشته اند كه برداشت متحجرانه ياجذاب براي خود از دين ساخته و آن را در اختيار عموم قرار دهند
صحبت از اسلام آنگونه كه هست چندان عاقلانه نيست.

نوشته توسط: local at September 5, 2004 12:28 AM

من فکر ميکنم در اين مورد يک نکتة بسيار کليدي از قلم افتاده است. شکي در اين نيست که پوشيدگي بانوان بخشي از دستورات اسلام است. اما اهميت آن به هيچ عنوان در سطح اهميت دستوراتي مانند پرهيز از ظلم، شرک، دروغ، غيبت و ريا نيست.

در برخي از آيات قرآن به مسئلة پوشيده بودن بانوان اشاراتي شده است. اما در محکوم کردن اعمالي مانند شرک ورزيدن، غيبت کردن، دروغ گفتن، و ظلم، آيات محکم و ترديد ناپذيري به کرات تکرار شده است. چنان که در برخي آيات خدا مي گويد که همة گناهان بندگانش جز شرک و ظلم را مي بخشد.

حال چطور است که ما هر روز افراد زيادي را ميبينيم که به راحتي دروغ مي گويند، به سادگي ظلم ميکنند، و بدون آنکه خود متوجه باشند شرک مي ورزند، اما ما معمولا در دينداري شک نميکنيم. چطور است که سرکردة مشرکين و ظالمين (سيد علي يه دست) ميتواند دم از اسلام بزند، اما خانم شيرين عبادي که عمري را در دفاع از حقوق مظلومان و افراد ضعيف جامعه (بطور مشخص زنان، کودکان، و زندانيان سياسي) صرف کرده است، به علت عدم پوشاندن تنها موهاي خود، حق اظهار نظر در مورد اسلام ندارد.

علت اين است که متاسفانه، گروهي که خود را متولي دين ميدانستند، همواره با روح آن بيگانه بوده اند. و هميشه سطحي ترين دستورات اسلام را به عنوان اصول ترديدناپذير آن براي مردم معرفي ميکردند. خود به راحتي دروغ ميگفتند، ظلم ميکردند و حق مردم مظلوم را ضايع ميکرند، اما آنانرا از عذاب جهنم بخاطر نمايان شدن يک تار مو يا فراموش شدن سهم امام ميترساندند.

از ديد بنده، بدون شک اسلام، مانند ساير دينهاي آسماني، از آنجايي که از طرف خدا، محبوب و معشوق انسانها، نازل شده است، جذاب و دوست داشتني است. اما متاسفانه آن چيزي که به نام اسلام در جامعه وجود دارد، ديني است که ساخته و پرداخته گروهي تنگ انديش است که به آن به عنوان يک وسيلة کسب درآمد و قدرت و مقام و منزلت نگاه مي کنند.

بدون شک گروهي که براي دعوت ديگران به دين، از آنان پول مطالبه ميکنند، حق اظهار نظر در مورد دين را ندارند. در مقابل کساني که از دنياي خود ميگذرند تا صداقت، عدالت، آزادي، و عشق را مستقر سازند، مذهبي ترين افرادند، ولو اينکه کلامي نيز از اين دين نشنيده باشند.

نوشته توسط: حسين at December 16, 2003 01:10 AM

سلام و نخسته!
در باب يادداشت، گمان می‌کنم پایه‌ی استدلال در جایی می‌لنگد. لزوماً تلازمی میان پایبندی به یک اندیشه و التزام به لوازم آن وجود ندارد چه بسا لوازم ناخواسته و ناآگاهانه که گوينده از آن غافل است و يا در مقام بيان آن نيست و بر او تحميل می‌شود. و البته بايد کوشيد تا در زمان آن مبانی نطز روشن شود و گوهر سخن آفتابی شود.
مشکل در نگاه نخست در روش فهم اسلام و در حوزه‌ی مبانی استنباط احکام است و نه در حوزه‌ی متن یا شیوه‌ی عمل به متن. بايد سربسته گفت تا اهل تحقيق روزی به تفصیل سخن بگويند؛ نه تنها از فهم‌های متفاوت از دين، که از نصوص و متن‌های متعارض در دل معرفت دينی و همين امر بحران روش شناختی فهم دين را بيشتر و بهتر می‌نماياند. نمی‌توان با اعتقاد به يکپارچگی متن دين با قرائتی هولیستی آن را به يکباره راند يا پذيرفت؛ اگر چه ذات دين امری متحد و يکپارچه باشد.
مشکل در چربيدن جنبه‌ی آسمانی دين بر جنبه‌ی بشری و زمينی آن و فراموشی بشری بودن معرفت دينی به عنوان تنها بخش قابل حصول و استناد در حوزه‌ی فهم دين و عمل به آن به نظر می‌رسد. در مقام فهم يکپارچه ديدن دين، به جای تو بر تو و لايه لايه ديدن معرفت دينی ، دين را به اسلام و کوی و بازار و اسلام و اجتهاد سنتی حوالت می‌دهد ؛و در مقام داوری فرد را در دايره‌ی بسته‌ی کفر و ايمان محدود و در طيف سياه و سفيد تنسک و تحجر يا طرد و نفی گرفتار می‌کند.
از قضا ايمان پس از تحقيق، سرانجام همواره انتخابی از جنس ايمان و گزينش فردی ميان دو درک کلی مبتنی بر روح کلی احکام و عقايد ست : درکی متفاوت حاصل از روح ديگری که حاکم بر اسلام است و حاکم بر تمام احکام و مبنای اجتهادی متفاوت با روش استنباطی متمايز؛ و شايد ملاک و مناط پايانی کارآمدی باشد و اصل کلی در چنين برداشتی از اسلام، دينی برای زندگی در خور انسان.
اسلام دينی با تنظيمات دلخواه نيست اما ملاک درک و بازيابی متون و فهم آن نيز ثابت نيست. التزام به چنين سخن به ظاهر درستی و القاء دخالت سليقه وخواست فردی در فهم امر دينی شمشير دو دمی ست که هيچ مسلمان غير معصومی - در صورت قول به آن- خواه مجتهد يا عامی خواه سنتی يا مدرن از آسيب آن نمی‌رهد. اما و صد اما ملاک جمود و ثبات و دگرگونی چيست؟ آيا التزام به قول تماميت‌‌خواه «اسلام دينی با تنظيم دلخواه نيست» نمی‌تواند مصداقی از همان جمود باشد؟ جمودی نه متحجرانه در فهم شکل و محتوای دين که در روش فهم دين و اصول استنباط احکام؟ دو روی یک سکه‌ی ظاهری‌گری و فرماليسم؟

نوشته توسط: مهشا at December 13, 2003 11:29 PM

مسملماً درست می‌گوييد که آن همه حکم و حديث جای حاشا ندارد ولی مگر تمامِ احاديث و احکامِ اسلام همان‌هاست؟ مگر اسلام ناسخ و منسوخ ندارد؟ مگر اينها حکم محکم و مستقر کتاب خدا هستند؟ از اين گذشته، نگاهی به تاريخ حرکت‌های عقلانی مسلمانان نشان می‌دهد که هميشه در زمينه‌ی فهم‌های متفاوت ميان مکاتبِ مختلف فکری در اسلام نزاع و اختلاف نظر وجود داشته است؛ چه در زمينه‌ی مقولات کلامی و چه در زمينه‌ی آداب اجتماعی. پس اين ادعا که «مدها قبل شايد از زمان نهضت ملي مدهبي ها سعي شد نسخه اي جديد از اسلام ارائه شود»، به نظر من مغشوش کردن بحث است. يعنی پيش از زمانِ آنها اسلام فقط يک نسخه‌ی رسمی و شناخته شده داشت؟ معتزله و اشعره بر سر چه با هم نزاع داشتند؟ اسماعيليان فاطمی و اسماعليليان الموت مناقشات‌شان با عباسيان بر سر چه بود؟ مگر خوارج هنوز وجود ندارند؟ مگر وهابيون امروز زنده نيستند؟ نفسِ وجودِ اين همه تفاسير متنوع و متفاوت هيچ چيزی را در خاطرِ ما زنده نمی‌کند؟

نوشته توسط: داريوش at December 13, 2003 03:24 PM

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/000299.php on line 272

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/000299.php on line 272