« ديدن ايلنا پسورد مي خواهد؟ | صفحه اول | O2 XDA II »

سه شنبه 30 دی 1382

درباره بست نشيني نمايندگان (تحصن)

من معتقد نيستم كه بست نشيني نمايندگان مجلس را فقط به پاي يك بازي نمايشي بگذاريم اما از طرفي هم خيلي به اين حركت خوش بين نيستم نه از آن جهت كه ممكن است به نتيجه نرسد بلكه حتي حدس هم ميزنم به نتيجه هم خواهد رسيد.
اما حرف من روزهاي كاري ديگرنمايندگان مجلس است.نمايندگان مجلس اصلاحات ما پس از آن حمايتهاي مردمي چه كردند؟ وقتي با آراي مردم به مجلس رفتند چه كردند؟ درست در اولين لوايح كه بزرگترين انتظار از مجلس اصلاحات بود يعني قانون مطبوعات گفتند حرف حرف آقاست!حرف آقا براي ما حجت است! .هنگامي كه بسياري از قوانين تصويب شده آنها توسط شورا نگهبان رد ميشد جز اعتراضي ساده چه كردند؟ حقيقت آن است كه آنها بايستي اين بست نشيني را همان روزها انجام ميدادند. در همان زمان كه روزنامه را مي بستند.روزنامه نگاران را زنداني ميكردند و در همان زماني كه شوراي نگهبان عملا با رد لوايح ،مجلس را عقيم كرده بود. اين بست نشيني بيشتر از آنكه از غم حق انتخاب مردم باشد از غم رد صلاحيت خودشان و يا اعضاي حزبشان است.

نوشته شده توسط: در January 20, 2004 10:49 AM | سياست

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/349

:نظرها

کاملا با نظراتتون موافقم. خوب منافع شخصی که میگن همینه دیگه. ضمنا در مورد خود سانسوری هم عرض شود اگر ما خودمون حرف خودمون رو سانسور کنیم چطور میشه انتظار داشت بقیه این کار رو نکنن. به نظر میرسه ما به صورت پیش فرض (!) روی حالت ترس و وحشت تنظیم شدیم.

نوشته توسط: کامران at January 23, 2004 03:02 PM

آقای يک دوست! ديگران را تشجيع کردن و توی دهن شير انداختن هنر نيست و خود کنار گود نشستن. شايد آقای شيرازی نتواند بعدا خود را خلاص کرده و سر از هلند و پاريس دربياورد، اما اگر که می تواند بحثی نيست و ادامه دهد! از ما گفتن بود!
من مطلب قبلی را از اين جهت گفتم که فکر می کنم بعضی وقتها جو ديجيتالی بچه های وبلاگ نويس را می گيرد و خيلی متوجه نيستند که چه چيزی را در چه مملکتی دارند می گن يا اينکه چه کسانی مطالب آنها را می خوانند.
آنهايی هم که گرفتار شدند آن اوايل فکرش را هم نمی کردند دوما همه که خوش شانس نيستند!

نوشته توسط: علی at January 21, 2004 12:47 AM

عزيز تند بره يواش بره وضعيت خرابتره ايناس که بترسي و حرف نزني..

25 سال از هم ترسيديم آخرش اين شد !!!

واقعيت تلخي که همه ميدونيم فقط جونايي مثل ايشون جرعت گفتنشو دارن

نوشته توسط: يه دوست at January 20, 2004 10:12 PM

شيرازی جان قبول کن که يک کمی داری تند می روی و وارد مقوله ای شده ای که برای تو ممکن است عاقبت خوشی نداشته باشد. حداقل به جوونيت فکر کن و از اين بحثها نکن. من يک تهديدگر نيستم بلکه خواننده هميشگی شما هستم و دوست ندارم برای شما دردسر درست کنند. لطفا هر چه زودتر مطلبت را اديت يا پاک کن. در هوايی تنفس کن که اکسيژن باشد والا...!

نوشته توسط: علی at January 20, 2004 07:15 PM

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/000350.php on line 253

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/000350.php on line 253