« هكرها و برنامه نويسها | صفحه اول | دات نت به جاوا »

سه شنبه 28 بهمن 1382

ورلد پرس فوتو: حقت بود عطا دمت گرم!


ورلد پرس فوتو
چه براي همه کساني که تازه دوربين به دست گرفته باشند و چه براي آنها که سالها مشغول تجربه اندوزي در عکاسي حرفه اي خبري هستند يک رويا به شمار مي آيد حالا اين وسط روياي عطا طاهرکناره بچه بامعرفت و عکاس خوب روزنامه همشهري و فرانس پرس به واقعيت تبديل شده و يک قطعه از عکس هاي او از زلزله بم مقام دوم اين مسابقه را در رشته spot News به خود اختصاص داده است. افتخار کمي نيست هر چند عکس او از واقعه تلخي برداشت شده :" پدري دو فرزند مرده اش را بر دوش مي کشد و به سمت گورستان مي برد."

عکس هاي خبري معمولا همين گونه هستند ، چندان کادربندي و نورسنجي ندارند و اين عکس نيز . از تروکاژ و افکت و سايه هاي تند هم خبري نيست. انگار کسي عادي راه مي رود و چيزي بردوش مي کشد. شايد همين عادي بودن عکس است که بيننده را به شدت متاثر مي کند ، چراکه بر دوش او دو کيسه برنج نيست، دو جسد بي جان است که چهره سياهشان حس دردو خفگي و مرگ را منتقل مي کند. همچنين در اين تقابل اين دو چهره در مقابل چهره پدرشان قرار مي گيرد که چون رو به دوربين نيست ، مشخص نيست.
اين نکته اصلي اين عکس است ، چهره پوشيده پدري که غم و دردي بي شک فراتر از آنچه در چهره فرزندانش مهياست را با خود دارد و بيننده بايد آن را حدس بزند. همين است که بسياري از روزنامه هاي جهان اين عکس را در قطع بزرگ منتشر کردند.
عطا در مصاحبه با اميد پارسانژاد ديگر عکاس روزنامه همشهري که به بهانه اين جايزه انجام شده خود خودش است. راحت ودوست داشتني. با فروتني از حضورش در روزنامه هشمهري و سماجتش براي کار کردن در اين روزنامه ( در آغاز کاراين روزنامه ) مي گويد. از سينماي جوان کرج که الحق براي همه هم دوره اي هايش در آن روزها يک نمونه موفق بود. "کسي که مي تواند با خيال راحت روزي دو حلقه عکاسي کند!" و سينماي هشت ميلي متري ( يادم مي آيد که در يکي از آنها يک مرغ در حال پرپرزدن در حيات بود) که ديگر هيچ قطعي نمي تواند لذت فيلم ساختن مثل سينماي هشت داشته باشد.
عطا از آن آدم هاي رک و سمج هم هست و اتفاقا سماجتش در گرفتن اين قطعه عکس و دنبال کردن سوژه تا گورستان چنين موفقيتي را برايش به ارمغان آورده است و البته مثل همه عکاسهاي ديگر بازيگوش هم هست ، يک روزباراني روي پل ميرداماد با چتر (مادربزرگم خيلي بايد اصرار کرده باشد که من چتر را برده باشم) مي رفتم که دوربينش را روي صورتم حس کردم. مي خنديد . گفتم دست بردار ، گفت چاپ نمي کنم جان شهرام چاپ نمي کنم. اصرار و بالاخره چند قطعه گرفت. براي عکاسي از باران آمده بود . موقع خداحافظي هم گفت چاپ نمي کنم اما صبح فردا فقط بقالي سر کوچه عکس بزرگ من را با چتر روي پل در صفحه آخر همشهري نديده بود !
به هر حال اين جايزه به نظرم اصلا اتفاقي نيست. عکاسي خبري ما در اين هفت هشت سال واقعا رشد کرده و حالا نتيجه اش هم استفاده گسترده خبرگزاري هاي خارجي و روزنامه هاي داخلي از اين عکسهاست. عکاسان روزنامه ها قبلا براي رفتن به يک حادثه يا فاجعه منتظر مجوز ارشاد و اتوبوس وزارت کشور و مجوز نيروي انتظامي مي ماندند ولي الان به لحظه روي سوژه ها آوار مي شوند. عطا و سربخشيان ( اگر اشتباه نکنم) صبح روز حادثه ( چند ساعت بعد از زلزله ) در بم بودند و اولين عکس هايي که روي سايت هاي خبري آمد مال آنها بود.
اين جايزه مبارک عطا و همه بروبکس عکاس خبري مثل حسين سربخشيان، کامران جبرئيلي، اميدپارسانژاد، راهب هماوندي، رضا معطريان، جواد منتظري و عباس کوثري و ... و البته کاوه گلستان که به قول حسن سربخشيان اگر کاوه بود مي گفت: حقت بود عطا دمت گرم.

نوشته شده توسط: شهرام در February 17, 2004 02:03 AM | متفرقه

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/389

:نظرها

جامعه هنری ما را چه میشود؟

عنوان را در گویا نیوز خواندم. بخودم گفتم خدا را شکر یک موفقیت دیگر هنری ... اما به اینجا که مراجعه کردم ... آن عکس لعنتی ... عمق فاجعه ...

من دست عکاس خوب کشورمان را می بوسم بخاطر ثبت این لحظه تکان دهنده و شاید جاودانه .. ولی برخورد جامعه هنری را نمیفهمم. در یک کلام بگویم : مخملبافیسم ! یعنی سوء استفاده تهوع آور از عمق بدبختی های یک ملت برای طی کردن ÷له های ترقی .. راه رفتن روی فرش قرمز و ....

باور کنید حالم از جامعه هنری ایران بهم میخورد. کاش خودتان هم گاه شامه تان را بکار میبردید که روی کوه جمجمه های ملتی مظلوم دارید پرچم فتح میزنید و باهم عکس یادگاری میگیرید!

خدا لعنتتان کند.

نوشته توسط: سام at February 18, 2004 04:31 AM

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/000390.php on line 248

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/000390.php on line 248