« اسیر | صفحه اول | نكات مفيد در طراحي وبلاگ »

سه شنبه 18 اسفند 1383

روزی روزگاری ...

این چند روزه ، آنچه نوشتم در زمینه آی تی نبود.به نظرم وبلاگ یک خصوصیت دارد و اینکه نویسنده به اندازه خواننده در آن حق دارد.نویسنده حق دارد زمانی نیز بر خویش و از خویش بنویسدو یا سبکی دیگر از نوشتن را تمرین کند . انتظار زیادی لازم نیست و در آینده نزدیک وبلاگ آی تی ایران هدف اصلی خود را دنبال خواهد کرد.

در هفته گذشته چهار روز را با چند لیوان آب و چای و چند حبه قند سر کردم و البته آن چند حبه قند نیز برای این بود که بتوانم همچنان به کارم بپردازم.زیاد سخت نبود و اگر حتی در آخرین روز با اینکه دیگر رمقی برای رفتن به سر کار نبود ولی اگر نبود دلیل خاص روز پنجم شاید میتوانستم روزهای دیگری را همچنان ادامه دهم.
این روزها با روزهای روزه مذهبی فرق داشت نه از سحری خبری نبود و نه از افطار و شام ، حتی از نعمات و ثواب آلهی هم خبری نبود.به هر حال گذشت و شاد بودم از آنکه میتوان در برابر هوس گرسنگی ایستاد و میتوان به آن نه گفت.احساس سبکی خاص نیز در کار بود که احتمالا دلایل پزشکی دارد.اما این شادابی عمری نداشت. زمان کوتاهی بعد شاید دیشب به این اعتقاد رسیدم که چقدر حقیرانه به تحمل ناچیز افتخار میکردم.گویی تازه متوجه شدم که آنچه مرا به قهقرا میبرد شهوت گرسنگی نیست.بلکه آنچه به تمرین نیاز دارد. آنچه به روزه نیاز دارد آنچه که باید تابع تو باشد. دلت ، قلبت ، ذهنت و حتی آرزوهایت هست.اگر هر روز شکم سیر کنی شاید فقط بر وزنت افزوده شود ولی حیف ، که رویاهایت، آرزوهایت و زبانت گاهی می تواند دل دوستان و عزیزانت را بشکند.ریاضت بر شکم شاید بد نباشد اما کار بزرگ ، در اختیار گرفتن دل و ذهن است.آن زمانی میتوانی به خودت افتخار کنی که آتش هوس قبل از آنکه زبانه زند خاموش کنی. آن زمانی بزرگ هستی که زبانت و رفتارت دوستانت را نرنجاند.تمرین اصلی تمرین جوانمردی است. توان نه گفتن به بسیاری از آرزوها و امیالت .شوق عجیبی دارم که این راه را تمرین کنم اما افسوس که راه را بلند نیستم.

نوشته شده توسط: در March 8, 2005 05:41 PM | متفرقه

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/781

:نظرها

سلام استاد بزرگ. می خوام یه اعترافی کنم اونم اینه که هیچ وقت روحیه علیرضا شیرازی رو اینجوری تصور نمی کردم، جالبه برام حسم. تغییری نکردی برام فقط در ذهنم به کمال و مقامت اضافه شد. مهم این نیست که جسمت با چی انرژی میگیره مهم اینه که روحتو چه جوری سیر می کنی ... راستی در مورد حرفی که در مورد وبلاگ نویس زده بودی موافقم، من توی این 3 سالی که دارم با تمام گرفتاری هام وبلاگ هم می نویسم به این مطلب ایمان آوردم. خیلی دوست دارم به عنوان یه برادر یا یه دوست تک که همیشه برام الگویی. قربونت برم، هومن.

نوشته توسط: هومن بیگی at March 9, 2005 02:17 AM

گفتم کجا؟ گفتا به خون، گفتم چه وقت؟ گفتا کنون | گفتم سبب؟ گفتا جنون، گفتم مرو! خنديد و رفت...

نوشته توسط: میثم at March 9, 2005 01:36 AM

salam
chi shode?kheili in rozha pakari

نوشته توسط: ye dost at March 8, 2005 09:55 PM

در مورد وبلاگ و نويسنده اش خوب نوشتي. به هر حال آدم هميشه حالش اونقدر خوب نيست كه بتونه غير شخصي بنويسه. اين جمله هم واقعا قشنگ بود:
آنچه به روزه نیاز دارد آنچه که باید تابع تو باشد. دلت ، قلبت ، ذهنت و حتی آروزهایت هست...

اميدوارم هر چه زودتر به روزهاي شاد زندگيت برگردي.

نوشته توسط: زهرا at March 8, 2005 06:06 PM

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/001452.php on line 253

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/001452.php on line 253