« پایانی برای نمایشگاه سبیت | صفحه اول | درباره آی تی ایران! »

جمعه 28 اسفند 1383

همشهری روزنامه ای با يک نويسنده!

حالم اصلا خوش نيست.
يک بيمار روانی ابله, با گزارشی که برای چاپ در همشهری ماه نوشته بودم, هر کاری دوست داشته کرده و هر جا که لازم بوده برای حفظ منافع هم پالکی هايش مطلب مرا دستکاری کرده و تغيير داده...
غير از تمام حذف هايی که از ب بسم الله مطلبم شروع شده, يک پاراگراف اساسی و بامزه هم به مطلبم اضافه کرده اند که در نوع خودش خيلی باحال است!
می دانم اينها را شيخ عطار خودش اضافه نکرده ( اين را حدس می زنم) و دلم فقط برای آن احمقی می سوزد که احتمالا از سر پاچه خواری به دستور رييس اش اين مزخرفات را به جای کلمات من نوشته, حيف نان واقعا!
آن جمله ها را اينجا نقل می کنم فقط برای اينکه بدانيد من ننوشتم شان, بقيه گندهايی که زده اند بماند فعلا:
...
در بخش امنيتي منتقدان مي گفتند كه شركت خارجي مي تواند مكالمات حساس را شنود كند كه سعي كردند اين نگراني را با افزودن يك بند به قانون رفع كنند. اما نگراني ديگر ناشي از گلايه هاي سازندگان داخلي بود كه چرا به جاي ايشان از كارآفرينان كشوري چون تركيه استفاده مي شود كه خيلي بهتر از آنها نيستند. اين نگراني هم با گنجاندن الزام ساخت بخش داخلي مهمي از پروژه سعي شد. گرچه بسياري از جمله مديران مخابرات و سفير ايران در آنكارا معتقدند كه اولا قسمت اعظم ظرفيت ساخت داخل مشغول است، ثانياً توانايي هاي فني تركيه در زمينه مخابرات بيش از توانايي ايرانيان است اما در زمينه اقتصادي بخصوص روند ناسالم مناقصه كه بحث بسياري در مورد آن شد ظاهراً مجلس به نكته خاصي نرسيد. اما هنوز هم شركتهاي رقيب كه مهمترين آنها يك شركت آفريقاي جنوبي با همكاري مرحوم رفيق حريري نخست وزير ملياردر اسبق و ترورشده لبنان است. از طريق واسطه هاي خود اين ايراد را مرتبا مطرح مي سازند و برخي از دولتي ها نيز نسبت به اين شبهه عكس العمل مثبت نشان مي دهند...

حيف همشهری که افتاده دست اينها...يک تنه هر چی می خواهند می نويسند و به اسم ديگران به خورد ملت می دهند...حيف!

پی نوشت 1 : از ديدن گزارش ام که با اين وضع چاپ شده واقعا عصبانی شدم و برای همين اصلا يادم رفت بگويم مطلب راجع به چيست, گزارش رويای ناتمام آقای وزير, قرار بود نگاهی باشد به عملکرد معتمدی در مورد تلفن همراه در سال 83 و خب طبيعتا بيشتر آن حول ايرانسل می گشت...گزارشم حالا ديگر آنقدر عوض شده که به جرات می توانم بگويم, غير از ريتم و لحن, حتی کلمات اش هم برای من نيست.

نوشته شده توسط: نيما رسول زاده در March 18, 2005 03:40 AM | ارتباطات

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/815

:نظرها

قابل درک است عصبانیت شما. خوب هستین آقای رفیق؟

نوشته توسط: پرستو دوکوهکی at March 18, 2005 04:06 AM

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/001499.php on line 244

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/001499.php on line 244