« تشکر مخصوص | صفحه اول | محدود سازي لازم است »

چهارشنبه 18 خرداد 1384

درباره کاندیداها

این مطلب را می نویسم چون شهروند ایران هستم.هر روز درباره انتخابات و رقابت کاندیداها می خوانم و یا می بینم.آنچه می گویم برداشت شخصی (تاکید میکنم) از رقابتها و حرفها و اخبار کاندیدهای ریاست جمهوری است.
از آقای معین شروع میکنم

به نظر میرسد که معین کاندید بسیاری از اقشار تحصلیکرده و دانشگاهی است .اما معین آنقدرها در بین اقشار مختلف مردم شناخته شده نیست.و من اینرا به عینه و در بین مردم دیده ام. از طرفی معین نماینده یک گرایش سیاسی مهم در جامعه ماست که اگرچه هنوز طرفداران زیادی دارد اما نوعی سرخوردگی در بسیاری از مردم نسبت به طیف وجود دارد سوابق سالهای اخیر دولت و تجربه مجلس به نوعی بسیاری را نامید کرده است و شاید بسیاری از خود سوال کنند که آیا قرار است چهار سال دیگر این کشمکشها ادامه پیدا کند؟آیا دولت همچنان زندانی کردن روزنامه نگاران و تعطیلی روزنامه ها را فقط محکوم میکند؟و آیا میتواند در برابر مجلس جدید و قدرت یافتن جناح محافظه کار حرکت جدید و موثری کند؟برداشت من از گفتگوها و مصاحبه های ایشان به خصوص در صدا و سیما نوع کلی گویی و حرفهای شعاری است که به نظرم ایشان باید با با جزییات و لحنی صمیمانه تر صحبت کنند.

اما کاندیدای بعدی آقای هاشمی رفسنجانی است که به قول دوستی همه میگویند او رئیس جمهور میشود ولی وقتی میگویم خودت به کی رای می دهی نام فرد دیگری را میبرد!. به هر حال هاشمی یکی از بختهای ریاست جمهوری است.حمایت بخشی از صاحب نظران از ایشان و البته کارهای تبلیغاتی و حمایتهای پنهانی و عیان برخی از روزنامه ها و نشریات با نفوذ از ایشان و همچنین یک نوع باور عمومی مبتنی بر بهبود وضعیت اقتصادی در صورت رییس جمهور شدن وی را میتوان از نکات مثبت در ارزیبای موقعیت هاشمی دانست.از طرفی نیز این باور در برخی وجود دارد که ایشان و جناح ایشان میتواند به شکل بهتری از پس قدرت یافتن محافظه کاران براید. اما موقعیت هاشمی آنچنان هم محکم نیست این باور که بخصوص از سمت جناح راست نیز دامن زده میشود که هاشمی و جناح ایشان بیشتر برای جنبه های اقتصادی خود و خانواده خویش تلاش کرده اند تا اقتصاد مردم بسیار رایج است و از طرفی موقعیت کشور ما نیز تغییر کرده است اقشار تحصیلکرده و دانشگاهی در کشور بیشتر و با وجود هشت سال دوران خاتمی توقع مردم از رییس جمهور نیز بالاتر رفته است و توقع یک رییس جمهوری روشنفکر و تحصلیکرده تبدیل به یک نوقع مهم در بین مردم شده است.من به شخصا هاشمی را یک اصلاح طلب به شکل رایج سیاسی آن در ایران نمیدانم اما به هر حال هاشمی و طیف طرافدار ایشان به این باور رسیده اند که نباید در طرز زندگی خصوصی یا پوشش مردم چندان دخالت کنند وبه اصلاح مردم را محبور به رفتن به بهشت کنند و این البته چیز کمی نیست.

کاندیدای مهم دیگر آقای قالیباف است. به نظر پدیده این دوره از رقابتها ایشان هستند. فردی با سابقه فعالیت در سپاه و نیروی انتظامی ولی با تیپ و حرفهایی که بیشتر بوی اصلاح طلبی میدهند و به نظرم خود این باور که دیگر آن تیپهای انقلابی جوابگو نیست خود یک مرحله از درک جامعه و خواستهای جامعه هست.اکثرا مدیریت ایشان را بر نیروی انتظامی موفقیت آمیز میدانند و همچنین تبلیغات ایشان نیز شکل جدی تر و برجسته تری نسبت به دیگر کاندیداها دارد به نظرم قالیباف در بین مردم از محبوبیت خوبی برخوردار است و او را میتوان یکی از سه بخت ریاست جمهوری دانست.

به نظرم بخت احمدی نژاد برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری چندان بالا نیست اما احمدی نژاد نیز طرفداران خاص خود را دارد بسیاری از مذهبیون و طرفداران جناح اصولگرا علاقه خاصی به ایشان دارند و در واقع این باور هست که ایشان نسبت به دیگر کاندیداها کمتر به منابع مالی و قدرت وابسته هستند و البته عده ای نیز مدیریت ایشان بر شهرداری و به خصوص در کم کردن فساد مالی در آن را موفق می خوانند اما نقطه منفی و برحسته شاید در قیافه و حرفهای ایشان باشد و فکر میکنم ایشان انتخاب بسیاری از مردم نخواهند بود.در مور احمدی نژاد همیشه به یاد به روزهای اول شهردار شدن ایشان می افتم که از کلاسهای موسیقی در موسسات زیر نظر شهرداری گله کرده بود و گفته بودند که باید کلاس قرآن شود.!

و آقای محسن رضایی. راستش من تا حدودی از ایشان خوشم می آید بخصوص اینکه حداقل کمتر کلی گویی می کنند و اینکه طرحهای اقتصادی خاص و قابل ذکری دارند به نظرم یک قوت هست و همچنین نزدیک بودن و شناخت به مراکز قدرت و سابقه تصمیم گیری در سطح کلا کشور از نقاط قوت ایشان و از نظر من هست. اما اقای رضایی علاقه خاصی دارد که خود را در جناح اصولگرا بگنجاند و در عین حال آنچه در بین مردم درک کردم عدم استقبال از ایشان هست که شاید به خاطر قیافه و شاید به خاطره سابقه نظامی ایشان هست.به هر حال رضایی اگرچه یک کاندید خوب است اما شانس چندانی برای ایشان متصور نیست و البته شاید در کابینه دولت بعدی نیز ایشان حاضر باشند.

و اما آقای لاریجانی، او نماینده جناحی هست که البته قدرت زیادی دارند اما چندان در بین مردم محبوب نیست .لاریجانی فردی شناخته شده است و سابقه او در صدا و سیما و بخصوص برخی از سیاستها و برخوردهای صدا و سیما در رابطه مسائل و رویدادهای سیاسی در گرایش و یا عدم گرایش مردم تاثیر زیادی دارد و بر خلاف احمدی نژاد که بیشتر شبیه یک بچه بسیجی ساده هست ایشان بیشتر نماینده گروهای قدرتمند جناح راست است. در مورد شعار های ایشان و هزاران پوستر هوای تازه و دولت امید ،برداشت شخصی من عدم برانگیختن حس مردم است .به نظرم لاریجانی اگرچه کاندید مهمی هست اما در شرایط فعلی که من می بینیم نباید توقع انتخاب ایشان را داشت.

فکر می کنم فقط عده ازکسانی که بصورت سنتی رای میدهند به آقای کروبی رای دهند . شعارهای ایشان چندان با استقبال مواجه نشده و البته جو جاری چنان موافق ایشان نیست که تقریبا میتوان گفت فقط طیفی از روحانیون و دوستانشان از ایشان حمایت میکنند. در حرفهای کروبی در سیما دو جمله خوب شنیدم یکی آنکه گفتند من وعده هایی میدهم که ظرف مدت کوتاهی مشخص میشود که میتوانم آنها را پیاده کنم یا خیر و اینکه مانند برخی از کاندیداها حرفهای کلی نمیزنم که بعد از پایان دوران ریاست جمهوری بگویم مثلا به آنها رسیده ام و یا اینکه بگویم مردم خودشان را چند صد سال قبل مقایسه کنند و بببند آن موقع کجا بودند و مثلا بعد از دوران ریاست من کجا هستند.

و آقای مهر علیزاده نیز که بسیاری از آمارها و البته برداشت من از سطح جامعه نشان از عدم موفقیت ایشان دارد . به هر حال عدم وابستگی بارز به جناحهای سیاسی و در واقع مستقل بودن ایشان از نکات مثبت در ارزیابی ایشان هست.

امیدوارم با این بحثها باعث رنجش کسی نشده باشم اینها نظرات خود من است و اولین اصل این هست که ممکن است اشتباه باشد و براستی چه کسی میتواند بگوید که کاملا صحیح فکر میکند و تصمیم میگیرد؟

نوشته شده توسط: در June 8, 2005 01:05 AM | سياست

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/910

:نظرها

نمي‌دانم چرا همه بحث را از وسط شروع مي‌كنند و به سوالات پايه‌اي تر پاسخ نمي‌دهند. فقط يك سوال دارم.
آيا اين افراد در چارچوب نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي فعلي مي‌توانند، آزادي‌هاي سياسي و دموكراتيك مردم را تضمين كنند؟
منظورم آزادي حرف زدن و بعدش زندان نرفتن است.

نوشته توسط: سينه‌چاك at June 9, 2005 11:43 PM

سلام. هر قدر هم سعی بی طرفی (شاید هم نمایش بی طرفی :) ) در یک نوشته شده باشد، نظر نویسنده معمولا در جملات پایانی هر پاراگراف کمابیش مشخص می شود یعنی بالاخره از هر پاراگراف یک جمع بندی باید کرد. آقای شیرازی امیدوارم که نظرات شما در مورد آقای هاشمی درست باشد :)

نوشته توسط: سجاد at June 8, 2005 01:51 AM

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/001679.php on line 258

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/001679.php on line 258