« زنده باد بومی کردن اینترنت | صفحه اول | شایسته ترین انتخاب دولت مهرورز( تاکنون) »

یکشنبه 9 بهمن 1384

سال صحنه های کشدار و پایان های خوش

امسال پس از پنج سال نسبتا در جشنواره مرتب فیلم دیدم فکر می کنم نه از سینما و از حس و حال جشنواره من را گریزی نباشد( البته در این سالها خیلی تک و توک به این جشن سینمایی سرزده ام) با این حال جشنواره فیلم فجر معمولا مثل شیرینی خامه ای می ماند که پیش از خوردن دلرباست و پس از خوردنش تا مدتها دچار دلزدگی هستی. این چند شب هر بار آمدم بنویسم نتوانستم به واقع فیلمی که بتواند مرا تکان بدهد ندیدم. اما در مجموع حس کردم سینمای ایران اولا دچار سرطان صحنه های کشدار شده و عملا سینماگران محترم هنگام فیلمسازی حساب صندلی و سالن های فاجعه سینمای ایران را نمی کنند و فکر می کنند آنقدر داستان های جذابی کار کرده اند که تماشاگر را را تمام حواس مجذوب خود کرده اند. اما باور کنید اگر این صندلی ها را بکنند و مردم روی زمین بنشینند به سینما بیشتر شبیه تر است. صداهای زرر و خرخری که سینماهای ایران هم به صورت دالبی برای تماشاگران پخش می کنند واقعا در هیچ جای دنیا نظیر ندارد و احتمالا تا چند سال دیگر فیلم های ایرانی را هم نمی توان بدون زیرنویس دید.راستی تهویه عالی و نور کور کننده سقف ها را هم اضافه کنید و حالا تصور کنید که سر هر فیلم باید قیافه سوپراستار سینمای ما رادان را ببینید که از ماشین لوکسش پیاده می شود و همه با گوشی ال جی از او عکس و فیلم می گیرند و ناگهان راننده ماشین، موبایل ال جی رادان را که در ماشین جا مانده و زنگ خورده را مثل گوشت کوب برای او پرتاب می کند و ناگهان اسلوموشن قاپیدن گوشی از روی هوا و این را اضافه کنید به پاچه خواری این روزنامه نگاران سینمایی در جلسات نقد و بررسی در سینما صحرا که حال آدم را آشوب می کرد.
جذابیت واقعی جشنواره اما فقط دیدن دوستانی است که یک سال است ندیده ای و برای من این جذابیت چند برابر شد که بعد از سالها بار دیگر آنها را دیدم.
اما شاید مهمترین نکته امسال جشنواره پایان های خوش فیلم ها باشد. حتی سیاه سازترین فیلمسازان نیز امسال به Happy End روی آورده بودند و در کمتر فیلمی رقص و آواز دیده نمی شد. بر خلاف تصور امسال بعضی فیلم هایی که بویی از توقیف داشتند و تصور می شد زیر تیغ ممیزی مثله شوند به جشنواره رسیدند با این حال بعد که فیلم تمام می شود به خودت می گویی : خب تونستم تحملش کنم ولی واقعا هدف این فیلم چی بود؟ یا به خودت می گی اون تصویرها خیلی خوب بودند، اون جامپ کات هم به موقع بود، دوربین حرکت قرقره ای بی نظیری داشت ولی خب که چه من چی گرفتم؟ به من چی تونست بده ؟ نوآوری ات کو؟ نمونه این را که هزارنفر قبل از تو ساخته اند تو چی کار کردی؟ استاد سینما! این چیزی که ساخته بودی را خدایی خودت حوصله می کنی یک بار از اول تا آخر روی پرده تحمل کنی؟
بگذریم و خوشحال باشیم که وام های ده میلیونی که دولت از جیب من و شما به جیب تهیه کنندگان این نوع سینما می ریزد همچنان ادامه دارد تا این سینمای وابسته به دولت همچنان پابرجا بماند و من و شما خوشحال شویم که سینمای "ملی" و" معناگرای" ما استوار پیش می رود.

پایان بندی خوش: هه هه هه ...

نوشته شده توسط: شهرام در January 29, 2006 03:25 PM | فرهنگ

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/1217

:نظرها

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002300.php on line 236

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002300.php on line 236