« امید بیهوده | صفحه اول | اینترنت ملی و کارشناسان ملی.... »

سه شنبه 11 بهمن 1384

گشتی لابه لای فیلم های امسال

چهارشنبه سوری
چهارشنبه سوری آخرین فیلمی بود که در جشنواره دیدم و فکر میکنم به همراه آفساید بهترین فیلم های جشنواره امسال بودند. فیلم در واقع حکایت رابطه های زناشویی در مقاطع مختلف است که خط داستانی فیلم شخصیت های آنان را در کنار هم قرار می دهد. خیانت اما داستان اصلی است که با شک و تردید هدیه تهرانی نسبت به همسرش حمید فرخ نژاد آغاز می شود و با نماهایی ثابت از تنهایی آدم ها خاتمه می یابد.

ترانه علی دوستی دختر کارگری که برای نظافت به خانه آنها می آید ناخواسته وارد این رابطه می شود و هر چند سعی می کند با گفتن دروغ به شک و دعوا و مرافه زن خاتمه دهد اما بعد خود متوجه این خیانت می شود. به جز روحی( ترانه علیدوستی) که با امید فراوان به زندگی آینده در ازدواج قریب الوقوع اش دل بسته بقیه زن های داستان چندان حال و روز خوشی ندارند. همین چند روز قبل یکی از همکاران زن اش را در جاده کهریزک دزدیده اند، هدیه تهرانی به خیانت شوهرش مشکوک است و زندگی اش کاملا به هم ریخته، زن آرایشگر همسایه نیز که با حمید فرخ نژاد رابطه دارد نیز از همسرش جدا شده و حتی از او که شب عید را در خودرواش در مقابل خانه می گذراند حاضر به دعوت به داخل خانه نیست و تنها دختر کوچکش را با خود داخل می برد. دیگر زنان همکار روحی نیز حال و روز بهتری ندارند، نزدیک ترین آنها سه بار از شوهرش طلاق گرفته است. فیلم مجموعه از بدبینی ها و تردیدها را به نمایش می گذارد که جامعه امروزه ما با آن روبه روست . در پایان فیلم زمانی که روحی سوار موتور همسرش می شود و در تاریکی فرو می رود تماشاگر از خود می پرسد آیا او هم با این همه آرزو و اعتماد به سرنوشت دیگر زنان داستان دچار می شود؟
آفساید
چند دختر جوان پس از ورود ناموفق ( با گریم پسرانه ) به استادیوم برای تماشای بازی ایران – بحرین در گوشه ای از بالای استادیوم زندانی می شوند. التماس آنها به سربازان نیروی انتظامی برای دیدن بازی بی نتیجه است و تنها باید با بالا و پایین شدن صدای تشویق تماشاگران و یا گزارش با لهجه یکی از سربازان بازی را در ذهن خود تصور کنند. فیلم در عین آنکه شکل شاد و طنز آمیزی دارد از یک غم و تلخی درونی برخوردار است که تماشاگر را همپای بازیگران به جهان خود می کشاند. آفساید به نظرم مهمترین چالش جامعه امروز جوان را به تصویر می کشد و آن محدودیت هایی آزاردهنده و بی منطقی است که در برابر آنها قرار دارد. نیروی انتظامی در فیلم در واقع نمادی از قدرت و حاکمیت است که در مقابل نسل جوان و خواسته های آنان بهانه می تراشد. دختران نباید وارد استادیوم شوند چون قرار گرفتن آنان کنار مردان درست نیست اما همین منطق در برابر پرسش "چرا این محدودیت در سینما که جای تاریک تری است برای دختران صورت نمی گیرد؟" پاسخی ندارد. سربازان تلاش می کنند دختران را هر چه بیشتر از دیگران جدا کنند، در صحنه ای که یکی از دختران به همراه سربازی به دستشویی می رود، سرباز سعی می کند تمام دستشویی را از مردان خالی کند تا احتمال گناهی پیش نیاید در حالی که جوانانی که سرباز به بهانه عدم تعرض به دختر آنان را به دستشویی راه نمی دهد خود راه را برای فرار دختر از دست سرباز هموار می کنند. فیلم با چنین نگاهی در واقع نگاه حاکمیتی و اجباری به جوانان را به چالش می کشد و این هشدار را می دهد که نتیجه چنین نگاهی آن است که در یک انفجار اجتماعی ( در اینجا ناشی از برد ایران و جشن صعود به جام جهانی) تمام این پیکره فرو می ریزد و حتی سربازان که جزئی الزامی از این حاکمیت به حساب می آیند نیز در مقابل آن چاره ای جز همراهی با این موج ( رقص و پایکوبی) را ندارند. طبیعی است آفساید با چنین نگاهی عملا هیچ شانسی برای حضور در بخش مسابقه و دریافت جایزه ای را نداشت اما با توجه به مضمون تازه اش اگر برخلاف فیلم های پیشین پناهی اکران شود قطعا یکی از پر فروشترین فیلم های سال خواهد بود.

زاگرس

شخصیت محمد علی نجفی از شخصیت فیمسازی اش به مراتب مشهورتر و کارآمدتر است. سازنده سریال سربداران در فیلم کاملا سفارشی زاگرس که از پروژه کارون 3 ساخته شده بود حرفی برای گفتن نداشت.
ستاره ها : جلد 3
یک فیلم کوتاه از فریدون جیرانی از خاطرات چند بازیگر قدیمی تئاتر .بچه ها می گفتند که جلد 2 بهتر از بقیه جلدهاست.
زمستان است
فکر می کنم انوشیروان حداد بهترین بازی جشنواره را ارایه داد( به نام پدر را ندیدم البته)، اما فیلم با لحن کند و کشدار خود عملا به زحمت قابل تحمل بود.
شب به خیر فرمانده
انسیه شاه حسینی می خواهد سینمای جنگ بسازد اما به نظرم با این نوع نگاه حداقل 15 سال دیر به این فکر افتاده چون بهترین فیلم های جنگی از این دست را سالها قبل ساخته اند و حالا اگر او می خواهد آنها را تکرار کند تنها نگاتیو به هدر داده است. داستان پرت و پلای عروسی در عزا و عزا در جنگ ملغمه ای است که تنها به درد همان جایزه ای می خورد که در بخش معناگرا ( یا چیزی به این مضمون) بهش دادند.
کارگران مشغول کارند
فکر می کنم بهترین نقد را از فیلم خود کارگردان مانی حقیقی در جلسه پرسش و پاسخ از فیلم داد. " هدفم از ساختن فیلم این بود که به همراه دوستانم لذت ببرم" . فیلمی که برای لذت بردن کارگردانش ساخته شود لزوما این لذت را برای تماشاگر به همراه نمی آورد هر چند ممکن است دوستان کارگردان آدم های مشهوری چون آتیلا پسیانی، محمود کلاری، فاطمه معتمدآریا، رضا کیانیان و مهناز افشار باشند. راستی داستان فیلم این است که یک عده بی دلیل می خواهند یک سنگ را از بالای جاده به ته دره پرت کنند که در نهایت نمی توانند. واقعیت این است که با دوبار آمدن کیارستمی به سر صحنه یک فیلم نمی توان انتظار داشت فیلم به سینمای کیارستمی نزدیک شود.
کافه ستاره
تصور می کنم سامان مقدم می خواسته از فضای بزن و بکوب مکس خارج شود. کافه ستاره یک روایت غیر خطی از زندگی و عشق های ساکنان یک محله است که نشان میدهد کارگردان در عین آنکه مایل است تماشاگران خود را حفظ کند تلاش دارد فضاهای جدیدتر و نوع روایتی تازه ای را تجربه کند. دستیار سابق کیمیایی در جلسه مطبوعاتی فیلمش که بعد از اعلام نتایج جشنواره برگزار شد حرف درستی زد. او گفت: بعضی ها وقتی در جشنواره حضور دارند جایزه می گیرند و وقتی فیلمی ندارند داور می شوند. فعلا هدایت فیلم که یکی از بزرگترین تهیه کنندگان سینمای ایران است دست از مقدم برنمی دارد.
گفت و گو با سایه
وقتی آدم نمی تواند در فضای فعلی از صادق هدایت فیلم مثبت بسازد مگر مجبور است این کار را بکند و مجبور شود او را به لجن بکشد. فیلم در طول دو ساعت هیچ اطلاعات تازه ای را از هدایت نمی دهد و مثلا بر مبنای تحقیق حبیب احمدزاده شکل گرفته که آدم اصلا شک می کند مگر تحقیقی هم پشت این فیلم بوده است. استاد خسرو سینایی در این فیلم مجموعه ای از اشتباهات سینمایی مانند نورپردازی، اشیا صحنه، بازی افتضاح و ... قابل تماشاست.
هوو
مردی به زنش خیانت می کند و به زن دیگری عشق می ورزد. وقتی زن اش می فهمد همه چیز به هم می ریزد و او از هر دو زن گذشته و به زن سومی پناه می برد. همین. راستی برای اولین بار بعد از انقلاب در این فیلم یک زن و مرد زیر لحاف کرسی می روند البته برای عکاسی با دوربین تلفن همراه و نه چیز دیگر.
خانه روشن
اگر در تمام طول فیلم چشمهایتان راببندید چیزی را از دست نمی دهید چون آنقدر صحنه های تاریک و دیالوگ دارد که عملا انگار چشمهایتان را بسته اید.
می دونم خسته شدید اما چند تا فیلم دیگر هم مونده که آنها را بعدا می نویسم که اگر حوصله داشتید آنها را بخوانید

نوشته شده توسط: شهرام در January 31, 2006 09:31 PM | فرهنگ

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/1220

:نظرها

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002303.php on line 254

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002303.php on line 254