« اینترنت ملی : دو گفت و گو | صفحه اول | یک نکته »

یکشنبه 28 اسفند 1384

سال نو مبارک دکتر جهانگیر رافت

استاد گرامی جناب آقای دکتر جهانگیر رافت
پروفسور آنکولوژیست، رییس انستیتو کانسر بیمارستان امام و مردی که همه در ایران در زمینه کانسر روی اسمش قسم می خورند!
تمام امروز پدرم، خواهرم و من به دنبال شما و در انتظار شما در راهروهای بیمارستان های امام و مهراد و مطب شما گذشت. دریغ اما که شما مایل نبودید تا بیماربیمارستان امامتان را حتی اگر وضعیت ویژه ای داشته باشد در جایی غیر از آن درمانگاه کذایی ملاقات کنید. البته شنیده ام که سهام دار بیمارستان خصوصی مهراد هستید( بیمارستانی که بیماران اروژانسی را تنها بعد از واریز مبلغ معینی به رسمیت می شناسد) و یک بخش شیمی درمانی اختصاصی هم در جایی دیگر ایجاد کرده اید و هر ماه از بابت تزریق چند صد سی سی از این داروها میلیون ها تومان از آنها اخذ می کنید. این تازه به جز ویزیت سی هزارتومانی بابت حق المشاوره و ویزیت عادی چند دقیقه ای 10 هزارتومانی شماست. اشکالی ندارد آقای دکتر این ها قاعده های بیزنس شماست، قطعا اگر ما هم توان پرداخت ماهیانه چند میلیون تومان را به شما داشتیم امروز موفق به ملاقات شما می شدیم و شما بلافاصله در جریان وضعیت جدید پدرم قرار می گرفتید و دستورات لازم را صادر می کردید و نیازی نبود تا اوایل اردیبهشت منتظر شما بمانیم.
آقای دکتر رافت که به دلیل مسئولیتتان هزاران بیمار را با یک اشاره انگشت این طرف و آن طرف می کنید، دکتر های دیگر جرات نمی کنند بیمار شما را احیانا ویزیت کنند، پرستاران بخش کانسر بیمارستان ها با شنیدن نام شما اندامشان به لرزه می افتد، استاد معظمی که در عین بداخلاقی شعر اخوان ثالث می خوانید به کاکتوس علاقه دارید و مطب تان پر از تابلوهای تشکر آمیز است ، می دانم تعطیلات نوروز را در آمریکا می گذارنید امیدوارم سال خوبی داشته باشید فقط اگر روزی احیانا به دنبال جست و جوی نام تان در اینترنت به این مطلب برخوردید بدانید شب سال نو دل یک خانواده را خوب شکستید خوب !

نوشته شده توسط: شهرام در March 19, 2006 10:47 PM | متفرقه

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/1257

:نظرها

اين اقاى دكتر اصلا ميدونن انسانيت يعنى چى؟مامان من كه دچار سرطان ريه بود،بهش گفته بود اقاى دكتر چرا من خوب نميشم؟اونم گفته بود چيكار كنم ميتونم دستمو بكنم تو ريه ات ريه ات رو پاك كنم؟!واقعا اين طرز برخورده؟ مامان منم كه قبلا سينهشو عمل كرده بود،هر ماه ميرفت چكاپ پيشه دكتر ٣ ساله بعدش كه به ريه اش سرايت كرده بود اين اقاى دكتر دانا وقتى فهميدن كه ديگه خيلى دير شده بود مامانم چند جلسه هم شيمى درمانى كرد ولى چند ماهه پيش از دنيا رفت!

نوشته توسط: sara at May 25, 2012 12:59 AM

عجب دنیای کوچیکیه!
من دو هفته است اومدم ایران و برای درمان بیماری خونی که دارم، داشتم دنبال هماتولوژیست و انکلوژیست میگشتم که به وبسایت شما برخوردم.
از گرفتن وقت ویزیت با دکتر رافت منصرف شدم. نه اینکه این دلایل و نوشته ها کافی باشه، نه، ولی همین که چند مورد هم دیده شده، خودش گواهی بر چیزهای خوبی نمیده متاسفانه.
به هر حال مرسی بابت نوشته 6 سال پیشتون.
با آرزوی سلامتی.

نوشته توسط: بماند at May 14, 2012 01:23 PM

من هم از دكتر رأفت بسيار بد شنيده ام و وقتي خودم سري به مطب ايشان زدم و كلي بيمار را معطل آنجا ديدم افسوس خوردم. رهبر انقلاب مي فرمايند: بايد كاري كرد كه بيمار بجز رنج بيماري رنج ديگري نداشته باشد اما امثال اين دكترها و منشي هاي آنان با رفتارهاي غيراخلاقي خود رنج مضاعفي بر خانواده بيمار وارد مي كنند. يادم نميرود وقتي از مطب دكتر رأفت بيرون آمدم تمام طول خيابان را ساعتها قدم زدم و گريستم و از خدا گلايه كردم براي آفريدن چنين بندگاني.
خدايا منو ببخش. عجب صبري داري خدا

نوشته توسط: مريم at December 11, 2011 09:37 AM

تقريبا تمام نظرات شما را خواندم من ایرانی نیستم و واقعا متاسفم كه شما ايرانيها با بزرگ مردان خود اینگونه برخورد میکنید آیا میدانید دکتر تا به حال جان چه تعدادانسان را از مرگ حتمی نجات داده است ؟من خودم بیمار دکتر بودم و او زندگی من را هم نجات داد هیچوقت فراموش نمیکنم که حتی پول خرید دارو برای شیمی درمانی نداشتم ولی دکتر خودش آن را برایم تهیه میکرد

شهرام :‌دوست عزیز متاسفانه با پدر مرحوم من چنین رفتاری نداشت آقای رافت. هنوز هم بعد از چند سال فکر میکنم یک دکتر هر قدر هم مهم و متخصص حق برخورد بد و تند با بیمارانش را ندارد

نوشته توسط: نجات at November 3, 2011 09:16 PM

سلام
منم مثل پدر شما بیمار هستم می خواستم خدمتان یادآوری کنم که شفاء بیمار به خواست و اراده خداوند هست و پزشکان حتی دکتر رافت فقط و فقط وسیله هستند من گذرم خدارا شکر به مطب دکتر رافت نیافتاده است ولی وصف ایشون رو زیاد شنیده ام امیدوارم هر چه زودتر پدرتون بهتر شوند.

نوشته توسط: سارا at September 21, 2009 04:05 PM

شما را به خداعینک بدبینی را از چشم هایتان پاک کنید چطور به خود اجازه میدهد نسبت به یک استاد مسلم این علم اینجور پرده دری کنید من هم یکی از بیماران آقای دکتر رافت بوده ام که در وضعیت قرمز هم به سر می برده ام که بد نیست بدانید با توجه به اینکه امکان مالی را هم داشته ام و میتوانستم در بیمارستان خصوصی ادامه درمان دهم ولی دکتر با اصرارش من را در بیمازستان امام تحت درمان قرارداد تا بفهم که مثل من زیاد هست و روحیه ام را قوی نگاه دارم الان که چند سالی از درمان ام تمام شده است به خدا مثل من زیاد است فقط چشمها را باید شست و جور دیگر باید دید .به هر حال امیدوارم که همیشه ایام در سلامت به سر برد .

شهرام: من پرده دری نکردم شیرین خانم. من نمونه ای از رفتار همان استاد مسلم علم را که به سر من و خانواده ام آمد را شرح دادم.

نوشته توسط: شیرین at May 13, 2009 09:54 AM

ببخشید جهانگیر رافت آدم خوبی است و برای بیمارانش دل می سوزاند ولی منشی اش پوری آدم بد اخلاقی است.

نوشته توسط: شعله at November 10, 2008 12:14 AM

جناب آقاي دكتر رافت نياز دارم فقط پرونده مادرم را يكبار ببينيد وشما بگوئيد نه تا يك عمر راحت زندگي كنم خواهشمنداست در صورت ملاحظه پاسخ دهيد.

نوشته توسط: كيومرث اديبي فرد at September 25, 2008 03:07 PM

فقط آرزو مي كنم روزگار درسي به اين دكتر پول پرست بده اميدوارم خودش يا يكي از عزيزانش در اسرع وقت با بدترين نوع اين بيماري دست و پنجه نرم كنه ببينه مزه مي دهد اين همه خون مردم مي كني تو شيشه. البته فكر نكنم براي اين مردك جز پول و مسافرت هاي امريكاش چيز باارزش وجود داشته باشه اين دكتر مثل زالو تا آخرين لحظه پول اين بيماران بدبخت را مي خورد

نوشته توسط: زرين زاد at June 8, 2008 08:19 AM

salam.movajeh shadane shoma ba saratan baraye man ke dar weblogam az saratan minevisam baes mishe baraye man dide geranbahai dashte bashid.be hamin dalil ham khoshhal misham age behem sar bezanid.

نوشته توسط: hanieh at January 8, 2007 02:44 AM

سلام
من یکی از پرستاران واحد شیمی درمانی انستیتوکانسر هستم که گفتید از شنیدن نام دکتر رافت لرزه به اندامشان می افتد اما می بینید که چنین نیست و من هرگز چنین حسی ندارم چون خورده و برده ای از کسی ندارم تا بترسم و ......
بگذریم از این حرف باید بگویم که خیلی از این درمانها که برای کموتراپی بیماران می کنند مفید فایده نیست چون سرطان در صورت تشخیص و اقدام به موقع تا حدودی قابل درمان هست در برخی مواقع هم درمان انجام می شود تحت عنوان درمان نگهدارنده تا جلو رشد بیماری را تا حدودی متوقف و ناراحتی های ناشی از رشد توده را کاهش بدهند اما هرگز هدف این نوع درمان علاج قطعی نیست .
در خیلی از موارد به خاطر برخی مسائل غیر قابل توجیه بیمار را تا نفس دارد و زنده است درمان میکنند از این نوع درمان فقط و فقط پزشک سود می برد
اما دکتر رافت استاد مسلم شیمی درمانی نیست و بعلت سابقه زیادش و قدیمی بودنش مطرح شده است و اساتید خیلی باسواد و تحصیلات و مطالعات جدید در کشورمان هست که در خدمت بیماران هست .
نقطه ضعف فرهنگ ما در طبابت این است که برخی پزشکان شانس می آورند و مطرح می شوند و مطرح شدنشان ربطی به سوادشان ندارد و دکتر رافت از این دسته پزشکان هست که با دیسیبلین خاصی که می گیرد به این موضوع دامن می زند و مردم ما هم متاسفانه آگاهی کمتری دارند

نوشته توسط: عابدینی at July 3, 2006 01:20 AM

یاد اسم این فیلم افتادم
جیب بر ها هم به بهشت می روند

نوشته توسط: FreD at March 25, 2006 01:55 AM

کاش فقط یه جهانگیر رافت بود !
حس شما را کاملا درک می کنم . سال گذشته تا دقایق پایانی سال را در بیمارستان به دنبال دکتر جهانگیر رافت دیگری می گشتم .
اما او را پیدا نکردم !

خدا می داند که چندین جهانگیر رافت تعطبلات نورزشان را در آمریکا سپری میکند.

برای پدرتان آرزوی سلامتی می کنم .

نوشته توسط: نیکوکلام at March 24, 2006 06:25 PM

سلام شهرام جان... واقعا از خواندن این مطلب متاسف شدم و کاملا درک میکنم که چه حالی داری.... سلامتی پدر و مادر و خانواده ات را از خداوند می خواهم و امیدوارم هیچوقت گذارت به بیمارستانها نیافتد... متاسفانه این بیمارستانهای کشور به بیشتر به سر گردنه شبیه هستند.... و تاسف از اینکه با این همه ادعای دولتمردان هنوز یک بیمه درست و حسابی تو این کشور نیست!!

نوشته توسط: رضا هاشمی at March 23, 2006 02:05 PM

خداوند به پدر شما شفا و به عزیزانش صبر دهد.جناب شریف راجع به این آقای دکتر قضاوتی نمی کنم.اما زمان جنگ ؛میدانید زمانی بود که مجروحین ناحیه مغزی را روی برانکارد میخواباندند تا لحظه شهادتشان فرا رسد؟چرا که آقای دکتر ترسیده بود و با آمبولانس فرار کرده بود! حالا که جنگ هم نیست باز اینها را می بینی!! خداوند به ما انسانیت را ارزانی دارد.

نوشته توسط: میرابراهیمی at March 23, 2006 02:30 AM

سلام خدمت دوست عزیز
عید به تو و خانوادت به مبارکی و نیکی
دوست ندارم یه طرفه قضاوت کنم ولی دلتو به خاطر یک چنین آدمای کوچیکی چرک نکن. اونها آدمهای بزرگی هستن ولی توی دنیای کوچیک مادیشون!

از صمیم قلب سلامتی پدرتو توی دقایق پایانی سال 84 از خدا می خوام. از تو هم می خوام برای سلامتی دوست سرطانی من دعا کنی خدا خیلی هوای دلای شکسته رو داره.
شهرام: حتما دعا می کنم امیدوارم دوستت زودتر حالش خوب شه

نوشته توسط: علی at March 20, 2006 09:25 PM

شهرام عزيز مطلبت رو زماني که داشتم مي خوندم اشک تو چشمهام جمع شد چون من بخوبي حرفهات رو حس ميکنم . چه اتفاق ناميمون و نامبارکي ! همون موقعي که استاد شريف حالش بد شد( چند وقت پيشها .. ) عموي من هم به همون بيماري ( large intestine polyp)دچار شد_فکر کنم يادت باشه ؟ _ حالا هم اين بنده خدا ها باهمديگه حالشون خوب نيست ولي حال عموي من بدتره و شب عيد امسال رو بايد تو بيمارستان بگذرونه .اينبار به خاطر stomach cancer حالم از اين دکتر هاي پولي بهم ميخوره . اميدوارم به آقايون اطبا بر نخوره ولي ديگه يه سري از اين دکتر ها شورش رو در آوردن . آقاي دکتر رافت يه سئوالي دارم : اگه خداي ناکرده خودتون بيماري کانسر اونهم از نوع بدخيمش داشته باشين آيا دوست داريد شما و خانوادتون رو روزي صد دفعه به اين طرف و اون طرف بکشونند؟ لطفاً مراقب چرخ و فلک روزگار باشيد ....

نوشته توسط: علي نجفي at March 20, 2006 08:44 PM

سلام..
انشالله پدرت حالش خوب بشه و لعنت خدا به کسانی که خودشون رو بالاتر از دیگران میدونن و بس...
سال 85 سرشار از شادی و توپ :)

نوشته توسط: علی at March 20, 2006 08:33 PM

باعث تاسفه :-(
اینها بیزینس من اند نه پزشک قسم خورده...
:-(

نوشته توسط: آرشی at March 20, 2006 01:32 PM

وصف این مردک بی‌وجدان و بد اخلاقی‌هایش را شنیده‌ام. این‌جاست که آدم باید بگوید تخصص‌ات بخورد توی سرت وقتی که به درد مردم نمی‌رسی. به چه درد می‌خورد همه‌ی دنیا هم در برابر دانش‌ات سر تعظیم فرود بیاورد وقتی انسان را رعایت نمی‌کنی.
متاسفم
متاسفم
متاسفم و خیلی ناراحت از این بابت.
مشکل این‌جاست که توی این مملکت وقتی ملت به جایی می‌رسند فکر می‌کنند علی‌آباد هم شهری‌ست برای خودش و کسی شده‌اند.
لعنت

نوشته توسط: ری‌را at March 20, 2006 03:44 AM

از خداوند سلامتی پدر شما رو طلب میکنم
و نفرین بر کسانی که.....
سال نو مبارک

نوشته توسط: بهداد at March 20, 2006 12:58 AM

از خداوند سلامتی پدر شما رو طلب میکنم
و نفرین بر کسانی که.....
سال نو مبارک

نوشته توسط: بهداد at March 20, 2006 12:57 AM

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002388.php on line 363

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002388.php on line 363