« شبکه هوشمند رسپینا | صفحه اول | راهبری اینترنت از نگاه پیمان سعادت »

شنبه 13 آبان 1385

میراث روزنامه نگاری آقای الف ( قسمت نخست)

آقای الف خیلی روزنامه نگار- بیزنس من بود و از این رو روش های او در میان طرفدارانش در روزنامه ها ( به خصوص روزنامه های اقتصادی و به خصوص کسانی که می اندیشیند یک شبه می توان با یک روزنامه پولدار شد) پخش شد .البته سیل روزنامه هایی که از این روش ها استفاده کرده اند هم اکنون به خاک سیاه نشسته اند چون آقای الف فرمولهایی مخفی را با این روش ها به کار می بست که جواب می داد و بد هم جواب می داد. میراث آقای الف از آن جهت در تاریخ رورزنامه نگاری ایران بی بدیل است که باعث یک جریان روزنامه نگاری شده و هنوز هم کسانی هستند که با همین روش ها ارتزاق می کنند و شما به عنوان روزنامه نگار همواره در این سالها در معرض تبعات این روزنامه نگاری مدرن بوده اید. .در این سلسله از مطالب می خواهم بخشی از این فلسفه روزنامه نگاری را که هنوز هم در روزنامه های ما کاربرد دارد با اجازه اقای الف و دیگرعزیزانش منتشر کنم البته هدف از انتشار این مطلب آقای الف نیست بلکه میراثی است که از وی به جای مانده و نسل نئو الفی است که این کارها را به روش های نوین تری تکرار می کنند.

1 - تمام صفحات یک روزنامه فروشی است
شما می توانید یک روزنامه را کاملا بخرید، اگر وضع مالی چندان خوبی ندارید می توانیدحداقل هزینه یک ستون را بدهید و اگر خیلی مفلس هستید یک خبرکوتاه هم کفایتتان می کند. اگر دستتان به دهنتان می رسد تیترهای داخل صفحه و اگر متمول به حساب می آیید تیتر اول یک صفحه را می توانید از آن خود کنید. اگر منشی، راننده و مستخدم دارید تیتر یک روزنامه دور از دسترستان نیست.

2 - سرویس های مستقل

همچنانکه می دانید هر روزنامه از چندین بخش یا سرویس تشکیل شده. سرویس ها باید مستقل باشند و این مستقل بودن به این معنی است که سرویس هزینه خود(منظور حقوق خبرنگاران سرویس) را خود تامین کنند. دبیران سرویس می توانند با وادار کردن خبرنگاران به فروش خبر خود درصدی از آن بهره مند شوند. روزنامه نمی تواند به خبرنگاران حقوق زیادی بدهد بنابراین به جای این که دنبال حرف این و آن بگردید به دنبال جیب این و آن باشید که از هر چه بگذریم سخن پول خوشتر است. دبیران سرویس موظفند با هدیه و گاه با ارایه درصدی از خبرفروشی های کلان به سردبیر بقای خود را تضمین کنند.

3 - همه آگهی بده هستند مگر خلاف آن ثابت شود
این یک اصل کلی است که آگهی گرفتنی است نه دادنی. اگر کسی یا جایی آگهی نمی دهد باید ابتدا با زبان خوش یک گزارش منفی نوشت و با فاکس به شرکت یا سازمان مربوطه فرستاد اگر افاقه نکرد گزارش را چاپید و دویست نسخه از آن را در اطراف شرکت مزبور پخش کرد. در مورد شرکت هایی که سروزبان ندارند بهتر است اول آگهی بدون اطلاع مدیرعامل چاپ شده و سپس فاکتور هزینه را برایشان ارسال کرد. لطفا قیمت فاکتور را بالا بنویسید چون حداقل با من بمیرم تو بمیری نصف یا (سگ خور) 10 - 20 درصد از هم که وصول شود خدا بدهد برکت.

4 - دوست دشمنان دیگران شو

روزنامه های دیگر هر روز مطالعه شود به محض مشاهده یک گزارش منفی علیه شرکت یا سازمانی خاص با آن شرکت یا سازمان تماس گرفته شود و پیشنهاد مصاحبه، خبر، جوابیه مطرح شود. اینجا نمی گویم آگهی چون همه اینها که گفتم ( مصاحبه ، خبر، جوابیه) سرتاپا آگهی است و نیازی به آگهی به معنای خاص کلمه نیست. از همه خوب بنویس حتی کسانی که تورا به لجن کشیده اند، تو به دهان و قلم و عمل مردم چی کار داری به جیب شان نگاه کن. مثل کسی که به تو یک اگهی یا خبرآگهی می دهد مثل کسی است که دنیا را به تو داده است.

5- من ویژه نامه دارم پس هستم

مهم نیست چقدر تیراژ دارید، مهم نیست چه چیزی به خورد خواننده می دهید، مهم این است که با هر واقعه ای یک ویژه نامه چاپ کنید. ویژه نامه می تواند در هر زمینه ای باشد مثلا اگر روزنامه تان سینمایی است می توانید ویژه نامه نمایشگاه صنعت و معدن را هم چاپ کنید و اگر روزنامه ورزشی دارید می توانید به انتشار ویژه نامه نمایشگاه نان و غلات مبادرت کنید. اگر روزنامه پزشکی دارید هم می توانید ویژه نامه خودرو منتشر کنید ببینید موضوع آنقدرها که فکر می کنید مهم نیست مهم این است که شما توانسته اید کجا نقب و کانال بزنید. کی به کیه پول ویژه نامه را بچسب و برای صاحب آن هم ده نسخه ای بفرستید و چک را بگیرید و لذت اش را ببرید.
(ادامه دارد)

نوشته شده توسط: شهرام در November 4, 2006 09:39 PM | متفرقه

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/1402

:نظرها

سلام... من از باتلاق در آمدم... اطلاعیه اش را هم به همه اعلام کردم... لطفا نگران من نباشید...
(و مکرو ومکر الله والله خیر الماکرین)...
ممنون

نوشته توسط: رضا هاشمی at November 7, 2006 08:23 AM

سلام
این روزنامه های اقتصادی نمی دونم اقتصادی هستند یا جنگی.
هم بازاریاب های این روز نامه ها و هم ماموران وصول این روزنامه ها همانند یک فرمانده ارتش عمل می کنند.
یک بار برای چاپ آگهی به زور گرفته شده (با دروغ) می خواستند دفتر ما را موشک باران کنند.

نوشته توسط: شایان at November 6, 2006 09:53 AM

در این نبرد تا آخرین نفس هستیم.ولی چه سود که به قول شکسپیر : تیرهای طعنه از سپر زرین عبور نمی کنند...

نوشته توسط: رهام at November 5, 2006 02:05 AM

محمدجان ظاهرا دوست داری من هم دست به قلم شم و ازتون بنویسم. از الف تا ی. از خودت بیشتر آمار خودت و دوستتات رو دارم. البته نه تو وب، یه جای موثر تر. شاید بخشیش رو هم رو وب منتشر کردم به مرور! دوست دارین؟
از محمد شریف-علی شمیرانی-کهن چی-شمس، رسولزاده-بیک- اروج زاده - افتاده - دوستهای عزیز تر از جانت و خیلیای دیگه، از کثافت کاریاتون، حتی از این رضاهاشمی که رفته تو باتلاق و داره دست و پا میزنه .
اگه تو از جمشیدی درپیت نبش قبر میخوای کنی تا به ما برسی یا علی شمیرانی که داره حجت رو تمام میکنه منم شروع میکنم. اما درو میکنم. بدم درو میکنم. رحم ندارم. اونای که چشیدن یا دیدن و شنیدن میدونن. به اندازه نوشتن یه نامه ازم انرژی میبریه نابود کردنتون. ابزارها و مدل های مختلفی هم دارم. شوخیم ندارم. امیدی به بلند شدن بعدش نداشته باش. نه از خودت،شخصیتت،هویتت چیزی میمونه و نه از خانواده هاتون.
یا شر و ور گفتن رو تموم میکنید. یا خودتون رو آماده درو شدن بکنید.
صلاح دولت خویش خسروان دانند.
خوش باشی عزیزم. میبینیم همدیگه رو.
بابای.
آرش

شهرام: مامانت می دونه تا این وقت شب تو اینترنتی؟

نوشته توسط: آرش at November 5, 2006 12:32 AM

داری منو وسوسه می کنی تا گفت وگوی منتشرنشده ای از این آقا منتشر کنم.

نوشته توسط: محمد طاهری at November 4, 2006 10:55 PM

سلام... مطلب پر محتوا و در عین حال ناراحت کننده ای بود... متاسفانه این شیوه و رفتار را در برخی سایتهای اینترنتی هم ملاحظه می کنیم... سایتهایی که به صرف چاپلوسی انواع و اقسام اخبار و گزارشها را از شرکتهای خصوصی و یا مدیران دولتی نقل می کنند و همواره به دنبال حمایت از کسانی هستند که جایی مورد نقد قرار گرفته اند و یا کسی آنها را تحویل نمی گیرد.

نوشته توسط: رضا هاشمی at November 4, 2006 10:43 PM

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002651.php on line 283

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002651.php on line 283