« جشنواره | صفحه اول | Iran.com »

چهارشنبه 24 بهمن 1386

علی سنتوری

ali-santoori.gif

امروز از پل عابر رد میشدم که یک کارتن پر از دی وی دی علی سنتوری توجه ام را جلب کرد. اولش تعجب کردم. بعد یکی برداشتم نگاه کردم. اما نمیدونستم بخرم یا نخرم. به هر حال یکم دچار عذاب وجدان میشی و دوست نداری فیلمی را بخری که این همه بلا سرش آمده از طرفی از یک فروشنده نا آشنای روی پل عابر پیاده. یک نگاه به جلد dvd که میکنی میبینی عکس بهرام رادانه (دقیقا همین عکس بالا) که برای جا دادن پشت جلد اینقدر بزرگش کردن که تصویرش پیکسل پیکسل شده. در هر صورت درست یا غلط من این فیلم را خریدم.همه اینها که به کنار 1000 تومان دادم که بخرم. دیدم زیر 3000 تومان راضی نمیشه! ای بابا! به هر حال به 2000 تومان راضی شد.
خونه آمدم و شروع به دیدن فیلم کردم.زیر نویس انگلیسی فیلم نشان میده که از یکی از اکرانهای خصوصی فیلم این کپی برداشته شده. البته باید بگم...

البته باید بگم در نگاه اول زیاد به دلم ننشست و به نظرم بعضی سکانس ها کمی لوس و مصنوعی و بعضی گیشه ای اومد اما کلا با شرایطی که این فیلمها ساخته میشه باید یکم تحمل پذیریت را بیشتر کنی و شرایط کارگردان و نویسنده و تهیه کننده را درک کنی هر چند با این اوصاف کلا باید گیشه را فراموش کنند. به هر حال هر چه بیشتر از فیلم بگذره بازی استثنایی بهرام رادان و صدای چاووشی و کلا فضای ملموس فیلم بیشتر جذبت میکنه و به عمق فیلم پی می بری.
الان که فیلم تموم شده تنها چیزی که بهش فکر نمی کنم خود فیلمه! نمی دونم کار درستی کردم که خریدمش یا نه! قبلا سر آهنگ های نامجو آنقدر صبر کردم تا آلبومش به بازار بیاد اما وقتی خریدم خبری از بعضی آهنگهای دوست داشتنی نامجو نبود.
الان هم به خودم میگم در هر صورت اگر این فیلم اجازه اکران بگیره بازم از این نسخه اصل کنار خیابونی پایین تره! هم صدای محسن چاووشی نیست و هم بیشتر سانسور شده.
به هر حال این فیلم به دست خیلی میرسه و میبنندش. برای تهیه کنندگانش که بازگشت سرمایه نخواهند داشت متاسفم. اما اگر یک حساب اعلام کنند پول بلیط را به حسابشان میریزم.

یک قسمتی از فیلم یک گفتگو داره که برام جالب بود. یک جوری آرزو های پوچ و اوج بدبختی و ابتذال بعضی جوانان این دوره را به تصویر کشیده. البته اینجا از نوع معتادش اما در کل فرقی نمی کنه!
" میدونی تو تهرون چند میلیون معتاده؟
-میلیون؟ بعله!
- مثل ما؟ بعله!
آقا جون به نظر من ما سه جور معتاد داریم . باشه کش و همیشه کش و گهگاهی کش.
پس ما جزو کدومشیم؟ همیشه کش! کو جنسش.
-اما نعشگی واقعی میدونی چیه؟ اینه که شما 80 گرم جنس سلامت را بگذاری جلووت 30 گرمشو بکشی 20 گرمشو گوله کنی بندازی تو حندق بلا چهار ساعت پنج ساعت بعدشم 30 گرمشو یواش یواش بگذاری رو حقه دود کنی بفرستی بالا.
ای خداااا یعنی میشه؟؟
-تازه من دلم می خواست بد از اون 30 گرم اول یک تزریقی با حال قوی بزنمو بساط بذارم دو تا سه تا لول تریاک دود کنم بره پی کارش!
"

سنتوری در کل فیلمی عمیق (شاید خیلی عمیق) است که با ظرافت خیلی ناگفته ها دارد. در ظاهر ممکن است کمی عامه پسند و گیشه ای به نظر بیاید.( شاید دلیل مجوز گرفتن اولیه اش هم همین باشد) اما دیدنی است.
بازی گلشیفته فراهانی هم خوب است و به خوبی نقش یک دختر مدرن پیانو زن را در کنار یک علی سنتوری سنتی ایفا می کند. حتی خیلی دیالوگهای فیلم و ماجرا های فیلم مثل به کانادا رفتنش و خیلی از بگو مگو هایش ملموس و واقعی است. صحنه ای از فیلم هم که با رادان کتک کاری میکنند و به هم مشت می زنند خیلی تابو شکنی بود که با بقیه صحنه های فیلم که علی سنتوری از دست زدن مستقیم به هانیه اکراه داشت هماهنگ نبود. به هر حال شما هم نظرتان را بدهید...

نوشته شده توسط: رضا هاشمی در February 13, 2008 07:25 PM | سینما

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/1561

:نظرها

اینقدر بیچاره و بدبخت شدیم که تا یه نفر یه کم رو احساساتمون راه میره زود دستپاچه میشیم.به نظر من برا همینه که از همه چی عقب موندیم.!ما ایرانیا تشنه محبتیم!

نوشته توسط: محمد at January 14, 2009 05:57 PM

من فیلم علی سنتوری رو دیدم عالی بود کاش آدما یک کم چشاشونو باز کنن اطرافشونو بیشتر ببینن واقعیتارو درک کنن ممنون

نوشته توسط: شیوا at August 3, 2008 02:06 PM

من از همون اول از بهرام رادان خوشم مي امد ولي با ديدن بهرام در فيلم سنتوري علاقه من نسبت به او شديد تر شد

نوشته توسط: ترلان at June 18, 2008 04:14 PM

فيلم رو 5بار ديدم هر بار ميشد از جنبه اي به آن نگاه كرد اجتماعي سياسي فرهنگي و ... اميدوارم اين قبيل فيلم ها بيشتر ساخته بشه

نوشته توسط: قاسم at June 8, 2008 11:16 AM

فيلم بسيارخوب و منطبق با موارد اجتماعي بودوهرچه فكر كردمدليل ممنوعيت پخش آن را ندانستم؟ آيا مي شود از واقعيت فرار كرد؟ نمي دانم باز هم از دستركاران اين فيلم تشكر و قدر داني مي كنم .

و از همين جا دست تمامي بازيگران و كارگردانش را بوس مي كنم.

قربان شما سيد علير ضا موسو‍‍‍ی برازجاني
فرزند: سيد حميد رضا موسوي برازجاني

نوشته توسط: سيد عليرضا موسوي برازجاني at April 22, 2008 04:35 PM

فيلم بسيارخوب و منطبق با موارد اجتماعي بودوهرچه فكر كردمدليل ممنوعيت پخش آن را ندانستم؟ آيا مي شود از واقعيت فرار كرد؟ نمي دانم باز هم از دستركاران اين فيلم تشكر و قدر داني مي كنم .

و از همين جا دست تمامي بازيگران و كارگردانش را بوس مي كنم.

قربان شما سيد علير ضا موسو‍‍‍ی برازجاني
فرزند: سيد حميد رضا موسوي برازجاني

رضا:
شماره شناسنامه و کارت ملی؟

نوشته توسط: سيد عليرضا موسوي برازجاني at April 22, 2008 04:33 PM

من اول از بازیهای بهرام رادان خوشم نمی اومد ، ولی از وقتی که اونو تو نقش علی سنتوری دیدم عاشقش شدم .
چقدر قشنگ بازی می کنه نقش یه معتاد رو !!! چقدر قشنگ لبخونی می کنه آهنگهای محسن چاووشی رو !!!( راستش از وقتی این فیلم رو دیدیم عاشق محسن چاووشی هم شدم) زنده باد بهرام ، دمت گرم گلشیفته ، دستمریزا داریوش و ...
سنتوری یه فیلمیه مملو از واقعیت و حقیقت ( اینجاست که میگن : حقیقت تلخه ).
و این ماییم که از حقیقت گریزانیم و می هراسیم از آن ...

نوشته توسط: بهرامی at April 22, 2008 09:37 AM

سلام فیلم سنتوری رو دیدم فوق العاده بود می گفتن فیلم میم مثل مادر اشک آدمو در میاره ولی من وقتی اون فیلمو دیدم عین خیالم نبود اما با دیدن سنتوری تا خود جیگرم سوخت از وزارت مخترم فرهنگ و ارشاد اسلامی چندتا سوال دارم آیا بهتر نبود به جای توقیف کامل این فیلم آموزنده قسمت هایی از اونو که به نظر خودتون با شئونات اسلامی مغایرت داشت حذف می کردید ؟آیا اصلا به محتوای آموزنده ی فیلم توجهی شده ؟آیا فقط به این علت که در این فیلم زن دایره میزنه یا آلات موسیقی نمایش داده میشن یا برخورد ها ی بین زن ومرد یه کم صمیمی است توقیف شده ؟ صدای محسن چاووشی که در طول فیلم ÷خش میشه تاثیری در توقیف اون داشته ؟...در کل به نظر من بهتر بود توقیف نشه یه مقدار کمی ازشو سانسور میکردن بهتر بود نه بیان کل فیلمو قیچی کنن

نوشته توسط: امین at April 6, 2008 03:59 PM

در طول یک هفته 5بار این فیلم رو دیدم
واقعا این فیلم دیوانه کنندست

نوشته توسط: مهرداد at April 4, 2008 02:26 PM

لطفا موزیکهای فیلم علی سنتوری را روی سایت قرار دهید. با تشکر

نوشته توسط: فرزاد at April 2, 2008 09:19 AM

من نه منتقد سینما هستم و نه و کارشناس جامع شناسی و سیاسی. من هم یک ایرانی درد کشیده هستم . من یک شنوده موسیقیم که به خاطر اینکه تو یه جمع مذهبی رفتم سراغ ساز سرزنش زیاد شنیدم. آخرشم به خاطر مشکل گوش مجبور به رها کردنش شدم . نقد و نظرات دوستان را خوندم . ساز سنتور سازه خیلی خاصیه همه فکر میکنن میتونن صداش را دربیارن و زدنش آسونه و ... ولی کمتر کسی اونو میشناسه . تو این فیلم اگه ساز سنتور نماد سنت و فرهنگ و اینجور چیزا تو این فیلمه که یعنی ما هیچی از فرهنگ و موسیقی غنی خودمون نمیدونیم . جناب آقای رادان حتی یک لحظه هم حس یک نوازنده خوب سنتور و عاشق این ساز را نداره . اگر آقای چاوشی خواننده خوب پاپ هستند ای آیا بهتر از ایشان نیست . واقعا متاسفم که خیلی ها با این فیلم سنتور و موسیقی ما را میشناسن و فکر میکنن تنها چند قطعه که تو این فیلم بوده هنر سنتوره و صدای آقای چاووشی مناسبترین صدا برای همراهی این ساز . از همه بیشتر از آقای کامکار در تعجبم که ...

نوشته توسط: شنونده at March 27, 2008 04:28 PM

خدمت همه هم وطنان عزیزم سلام عرض می کنم
و خسته نباشید به همه عوامل این فیلم واقعاً تکان دهنده
راستش نظر شخصی اینه که نوش دارو پس از مرگ سهراب
وقتی جامعه ما در یک غبار جهل و نادانی و خودناباوری نسل جوان لبریز است این فیلم شاید مرهمی باشد بر این بدبختی ولی همین که این فیلم حتی اکران هم نشد خود بیانگر نابودی فرهنگ و تمدن ایرانی در جامعه کنونی ماست و متأسفم برای ایران امروز که حتی انسان فرصت انتقاد در سینما که یکی از جاهایی که خیلی مخاطب داره را نیز ندارد
با این همه باز هم به همه عوامل فیلم تبریک میگم و امیدوارم در زندگی هنری و شخصی خود موفق و کامیاب باشند

نوشته توسط: Afshin at March 27, 2008 03:07 AM

عالی عالی عالی واقعا فیلم جدیدی بود خیلی زیبا بود دردهای جامعه و واقعیات اونو به خوبی نشون داد خیلی عالی بود

نوشته توسط: رزا at March 22, 2008 10:40 PM

درود بر همگی

من این فیلمو دیدم خیلی معرکه نبود

ولی یه چند تا جاش خیلی حال کردم که به نظر میاد به همین آخوندهای تازی حرف میزنه

یه جا بهرام میگه :
ببین چیکار کردین همه رو محتاد و سیخو سنگی کردین
بعد میخوای منو اصلاح کنی شما برو خودتونو اصلاح کنین

یه جای دیگه زنش:
اگه کارا جور بشه هرچه زودتر از این جهنم دره میرم واسه همیشه
دیگه بدم میاد از این مملکت دروغگو و ظالم

نوشته توسط: صادق at March 22, 2008 02:13 AM

به نظر من بزرگترن پيام اين فيلم براي مسئولين بود كه مي شود با نگاهي درست اعتياد به مواد مخدر را در بين جوانان ما با موسقيي جايگزين كرد.
اما افسوس كه خر ما از كره گي دم نداشت.

نوشته توسط: بهرنگ at March 19, 2008 10:58 PM

به نظر من نباید به این زودی راجع به این فیلم قضاوت کرد و به عقیده من اکثر دوستان خیلی سطحی به این داستان و فیلم نگاه کردند... سنتوری مهرجویی یعنی سنت و فرهنگ فراموش شده ی ایرانی شاید سنتور همون اصالت ما باشه که الان اصالت همه ما ایرانیا تحت تاثیر یه چیزایی دیگه مثل اعتیاد جوانان قرار گرفته .. مهرجویی درد مردمو میدونه نیاز به حمایت داره از همینجا هم از بازی خوب اقای بهرام رادان و خانم گلشیفته فراهانی بابت بازی بسیار قشنگ و روانشون سپاسگزاری میکنم و براشون از صمیم قلب ارزوی موفقیت میکنم و میگم سینما بدون امثال شماهیچه...

نوشته توسط: morteza at March 18, 2008 01:25 PM

من این فیلم رو امروز دیدم به نظر فیلم بدی نیومد اونم با توجه به خفقان سینمای ایران مهرجویی بزرگ تونست توی این فیلم سنتور رو به خوبی بهانه کنه که بتونه حرف خودشو با این فیلم بزنه سنتور یعنی فرهنگ اصیل ایرانی یعنی جوون اصلی ایرونی که داره به باد فنا میره توی زندان وهیولای اعتیاد . من برای بهرام رادان و خانم گلشیفته فراهانی ارزوی موفقیت می کنم و به هر دوشون احسنت میگم مخصوصا" به رادان عزیز که همه ما رو به یاد بهروز میندازه...

نوشته توسط: مرتضی at March 17, 2008 06:57 PM

به نظر من این فیلم از بعضی از فیلمای هالیوودی بهتر و عمیق تره . خارجیها فیلمو فقط بخاطر صحنه اش میسازند ولی هر چند وقت یکبار هم که فیلمای خوبی که توسط دست توامند کارگردانان ایرانی ساخته میشه و مشکلات جامعه رو میگه توسط بعضی از دلالان به اصطلاح لاشخور دزدیده میشه و به فروش غیر قانونی میرسه .
که واقعا برای خودم و جامعه ام متاسفم که همین فروش غیرمجاز باعث میشه که هم جامعه و هم سینما لطمه بزرگی بخوره.

نوشته توسط: کیوان at March 15, 2008 06:49 PM

با سلام و احترام حضور بزرگ مرد سينمای ایران جناب آقای داریوش مهرجوئی ،که هماره در راه اعتلای فرهنگ این مرز و بوم میکوشد و شخصی که با ساخت فیلم گاو روند سینمای ایران رادگرگون نمود.
به نظر من فیلم علی سنتوری جدای مباحث مطرح شده از نمادهای بسیار زیبا و ظریف استفاده نموده است
1)- سکانس درخواست قلم از سوی علی در مجلس روضه که هیچ یک از خانمهای جلسه ایی نداشتند و تنها دست اخر یک کودک ان را به علی میدهد.
2) - له شدن میوه تل گرفته در دست علی همزمان با ورود ماشین گشت نیروی انتظامی.
3)- تخریب خانه علی و قفس کبوترها در وسط مخروبه و درخواست صاحبخانه برای کشتن و خوردن ان .
به هرحال فیلم بسیار جذابی که واقعیتهای اجتماع امروز ایران را گفت و بسیاری را
.....

رضا:
سلام.. نکات جالبی گفتید. ممنون

نوشته توسط: رضا at March 15, 2008 05:19 PM

فاطمه
باید بگم که واقعا واسه تو و امثال تو متاسفم تو کی هستی که بخوای راجع به یه همچین فیلمی این جوری صحبت کنی...هر کس که این فیلمو دیده پسندیده..میدونی مشکله شماها چیه؟مشکله تو و امثال تو اینه که نمیخواین واقعیتو بپذیرین البته حق می دم واقعیت تلخه...این فیلم فوق العادهست مملکته ما به اینجور فیلما نیاز اساسی داره واقعا از اقای مهر جوئی ممنونم ....زیبا بود خیلی معرکه بود.توئی هم که اعتراض می کنی دردت از جای دیگس.....

رضا:
باید توضیح بدم که این نظر خطاب به خانم فاطمه که قبلا نظر داده بودند است نه من!

نوشته توسط: سارا at March 15, 2008 04:08 PM

بسم الله الرحمن الرحيم
بنام او كه مهر را آفريد و مهر جويي را .
من از سرزمينی براي شما پيام ميگذارم كه بسيار از شهر شما دور است و نا كجا آبادي است بنام عزيزستان در آن مدينه فاضله هر گز هنر و هنرمند اينگونه نيست و اينگونه به او و هنرش ستم روا نمي شود . در سرزمين من هنر مندان، ميگويند آنچه را كه مرحمي بر دل درد مندان و راه گشايي بر مسائل آن ها است، در سر زمين من اگر دردي گفته ميشود درمان آن نيز بيان ميشود سرزمين من جایي است كه آنچه را كه همه مي دانند بر مناره هاي عشق جار نمي زنند و اميد را به نا اميدي بدل نمي كنند . و بدون اجازه و سارقانه فيلم را كپي نمي كنند ، در سر زمين من اگر كسي بخواهد چيزي بگويد كه ديگران آن را بشنوند به گونه اي مي گويد كه مرز داران كلام نتوانند بر آن خرده بگيرند ، و به شيوه اي عرضه کلام در پوشش هنر ميکنند تا عاقلان بفهمند و عوام انديشه كنند و كودكان شاد شوند . شايد هنوز در سرزمين شما اينگونه فيلم ها كم ساخته مي شود و كمتر كساني هستند كه اينگونه بتوانند فيلم بسازند و دايره افكار و زندگيشان را خيلي بزرگتر از بزرگترين دوايري كه آدم هایي كه فكر ميكنند بزرگ مي انديشند رسم کرده اند .
دوست مي داشتم اين اثر آقاي مهر جويي به گونه اي به زيور نور،رنگ ،صدا و احساس در مي آمد كه آن را بر پرده سينما ببينم و اينقدر مصيبت زده نشود ، شايد من هنوز آنقدر بزرگ نشده ام كه خيلي چيز ها را بفهمم ولي از دست اندر كاران اين فيلم مي پرسم اگر شما يك مجتمع مسكوني كوچك را اداره ميكرديد اجازه مي داديد چنين مفاهيمي كه با شما ضديت دارد در آن مجتمع پخش شود . ندادن مجوز پخش به اين فيلم و يا چنين فيلم هایي در هر جاي ديگر هم به شرط عقل غير ممكن بود و از ذهن به دور است ، با دور انديشي كه از كار گرداني با چنين تجربه اي سراغ ميرود كه بخواهد فيلمش به نمايش عمومي برسد و اينگونه فيلم بسازد .
مگر اينکه تصور کنيم اين اثر به نيت آخرين تير ترکش پير پهلواني است که مي خواسته آنچه را که ديگران نتوانسته و يا نادانسته نگفته اند بگويد .
شايد در شهر شما بهتر باشد چنين فيلم سازان فهيم و با تجربه فيلم هاي مخصوص سران و مسئولين بسازند و سعي کنند در كوران بي توجهي هاي كه به سبب مشغوليت هاي گوناگوني كه آنها دارند و باعث مي شود از برخي مسائل مهم غافل بمانند حقايق را نشان دهند و متوجه راه چاره سازند ، چه خوب مي شود كه اينگونه شود .
در نهايت، سرنوشت اين فيلم آنگونه شد كه نه اين مي خواست ونه آن، هم ديده شد و هم ديده نشد و آنگونه كه بايد نديدند و آنگونه كه نبايد ديدند . انها که نبايد ديدند و آنها که بايد نديدند .
نمي دانم آنچه كه نوشتم انتقاد بود ، نقد بود يا گلايه هرچه بود دوست دارم آقاي مهر جويي بخوانند و اگر قابل بودم نظرشان را برايم بگويند كه بهره مندشوم .
مهربان باشيد
عزيزآقا

نوشته توسط: عزيزآقا at March 15, 2008 11:10 AM

فیلم بسیار تاثیر گذاری است.راوی دردهای جامعه ما،باورهای منسوخ و کهنه و ...
من وقتی این فیلم رو دیدم تموم عضلات صورتم منقبض شد.پر از بغض درد و همدردی شد.
فیلم بسیار خوش ساخت و با بازیهای عالی (بویژه رادان)است.
تمامی عامل فیلم سنتوری-بویژه استاد مهرجویی-دست مریزاد.

نوشته توسط: bahram.b at March 14, 2008 05:31 PM

مورد شور سامانو ببرن که هنوز نمیدونه سینما چی؟

نوشته توسط: reza at March 10, 2008 12:53 AM

تو رو خدا ببین .یه مشت از خدا بی خبر اومدن از مهر جویی حاتمی کیا و ... ایراد میگیرن.

سنتوری بهترین فیلمه.اینو هر کی دیده فهمیده

اما بگم چرا به دله بعضیا نمی چسبه و اذیتشون می کنه؟
چون حقایق رو که بخ ضرر خیلی هاست بیان می کنه.

اخه یه بچه سوسول که پول تو جیبیشو از باباش میگیره نمی فهمه سنتوری یعنی چی...!!!

یه شب گشتی تو شهر بزن.با جیب خالی .ببین این شهر چقدر علی سنتوری داره که دارن می سوزن.

سنتوری یعنی جامعه امروزی ما.
سنتوری یعنی نمایش فرهنگ 2500 ساله ما که هیچیی ازش نمونده.

سنتوری کاملا اموزندس.نسل جوونه ما به این جور فیلما واقعا احتیاج داره.

نوشته توسط: اشکان at March 9, 2008 02:17 PM

خسته از سر كار اومدم خونه. حوصله هيچ كاري نداشتم. خواهرم داشت با دقت يه فيلم و تو لب تابش نگاه مي كرد. نشستم سر سفره. خيلي وقت بود كه اصلا حوصله فيلم ديدن هم نداشتم. منو دعوت مي كرد كه بيام ببينم. نمي دونم چي شد يه دفه ديدم فيلمو كه از وسطش رسيده بودم تا آخر ديدم وتا الان 5 بار ديگه هم ديدم و هر بار لذت مي برم. واقعا تاسف با است كه اين فيلم اكران نشود و اين همه زحمت كه براي آن كشيده شده ناديد گرفته شود. از همه دعوت مي كنم كه در صورت اكران نشدن فيلم هزينه ديدن فيلم را به حساب تهيه كننده محترم فيلم واريز نماييم.

نوشته توسط: محمد at March 9, 2008 12:57 AM

سلام من فیلم رو دیدم اما سانسور شده ولی خیلی بد بود و متاسفم برای مهرجویی چون من فکر می کنم هدفش این بودکه آبروی جمهوری اسلامی رو ببره و هدفش چون خیر نبود این اتفاق براش پیش اومد اما واقعا توهین های بدی به این مملکت کردن توی دیالگ هاشون و من در تعجبم چه توری مجوز گرفته ؟

نوشته توسط: فاطمه at March 8, 2008 02:47 PM

سلام من فیلم رو دیدم اما سانسور شده به نظر من مهر جویی هدفش خراب نشون دادن مملکت ما به جهانیان بود تازه منی که کل فیلم رو ندیدم اصلا از بعضی دیالوگ هاش خوشم نیومده و واقعا برای آقای مهر جویی متا سفم و آبروی جمهوری اسلامی رو بردی و فکر می کنم چون نیت خوبی نداشت این بلا سرش اومد(پخش شد) ومن در تعجبم که چه طوری مجوز رو گرفته

نوشته توسط: فاطمه at March 8, 2008 02:26 PM

مي خوا م شماره ي علي رو داشته باشم بهم ميدي

نوشته توسط: ali at March 8, 2008 01:57 PM

به نظر من این فیلم مدیون بازی خوب رادان ولی نمیدونم علت اینکه از ساز سنتور استفاده کرده چی بوده استفاده ازسنتور خیلی جالب به نظر نمی اد

نوشته توسط: علی at March 8, 2008 01:08 PM

سلام
اولش خیلی برام بی معنی بود
به نظرم کلیشه ایی بود اما هرچی که از فیلم می گذشت واقعیتهای جامعه رو می دیدم
بنظرم باید پخش بشه
درسه عبرت عالی هست
آدمو از کجا به کجا می رسونه
بهرام جان خدا قوت
فرنود از انزلی

نوشته توسط: farnoud at March 6, 2008 10:57 PM

از نظر محتوا خيلي عالي بود.
ولي مساله اين است كه فيلمنامه نويس كه مي داند چه صحنه هايي قرار است سانسور شود ، چرا آن صحنه هاي مبتذل را در فيلمنامه خود جاي مي دهد.
متاسفانه كارگردانان امروزي در فيلمهاي خود اصالت فرهنگ ايراني را حفظ نمي كنند و سعي مي كنند براي بالا بردن تيراژ فيلم ،از فرهنگ غربي مايه بگذارند.

نوشته توسط: گلديس at March 5, 2008 11:04 AM

آخه بي سوادا بيكار كه وب گردي ميكنيد نظر ميديد خيلم بازي گلشيفته عالي بود رادان كه ديگه هيچي مهرجويي هم كه خودشو ثابت كرده هر ننه قمري برا ما شده منتقد حد خودتون و بدونيد

نوشته توسط: منا at March 5, 2008 01:40 AM

خیلی فیلم تاثیر گذاری بود. وقتی می شه تو ایران همچین فیلمهایی ساخت پس چرا.....
شاید سلیقه ی اهالی ممیزی هم آب دوغ خیاری شده و این فیلمها براشون قابل هضم نیست. به هر حال برای تهیه کننده متاسفم...

نوشته توسط: meghdad at March 3, 2008 01:34 AM

ما هم فیلم را دیدیم البته قاچاقی حروم هست یا نه کاری نداریم وقتی اینقدر برای ما شعور قائل نیستند که بگذارند ما خودمون بعضی از چیزها را انتخاب کنیم ماهم مجوریم اینجوری رفتار کنیم این داستان واقعیت زندگی ماست با این که ما سرمون را زیر برف کنیم چیزی عوض نمیشه مسئولان ما باید فکری برای این واقعیت بکنند نه این که جلوی فیلمی را بگیرند که واقعیت ها را میگه یعنی واقعیت اینقدر تلخه ؟
درمورد این فیلم هم باید بگم روابط مبهم است یه عشق فانتزی با یک پایان لوس و نا مفهوم

نوشته توسط: اسماعیل و مهدی at March 1, 2008 10:43 PM

این فیلم واقعیت های جامعه را مطرح میکند ومن به نوبه خودم از سازنده این فیلم کمال تشکر رادارم

نوشته توسط: ساسان at March 1, 2008 10:11 PM

با سلام
راستش من فیلم ایرانی نمی بینم. البته مگه دوستام اجبارم کنند مثل همین فیلم علی سنتوری. قبل اینکه فیلم شروع بشه با توجه به تبلیغاتی که شده بود احساس کردم باید فیلمی متفاوت با فیلم های ایرانی رو ببینم ولی....
تنها بازی خانم گل شیفته فراهانی در قسمتی از فیلم که نحوه آشنایی این دو نفر رو نشون می داد، راضی کننده بود.
از جمله مشکلاتی که من تو فیلم دیدم (نظر شخصی)
1- معمولا طوری که من در فیلم های خارجی دیدم، شخصیت اصلی فیلم با یک مشکل روبرو می باشد متاسفانه در فیلم های ایرانی از زمان شروع تا پایان انواع مختلف بلاها سر نفر اول نازل می شود تا احساسات بیننده درگیر گردد.
2- بازی آقای بهرام رادان می خواست تقلیدی از بازی بهروز وثوق باشد که در همان اندازه هم ناتوان بود.
3- کارگردان های ایرانی سعی می کنند تمام دیالوگ های فیلم پر محتوا باشد که این خود مکافاتی است برای بیننده
4- صدای آقای چاووشی هیچ گونه احساس سرصحنه و زنده اجرا شدن را در انسان بر نمی انگیزد آن هم با اداهای علی سنتوری (چرخاندن صورت و ....)
به نظر بنده قسمت هایی از فیلم که اضافه بود:
1- تزریق آمپول توسط پدر علی به علی
2- از هم پاشیدن عروسی و پاره شدن سازها
3- صحبت های معتادین
4- تلفن همسر علی سنتوری به پدر علی برای نجات علی
5- دزدیده شدن کفش علی
.
.
.
(این مطالب نظرات شخصی من بود)

نوشته توسط: میثم at March 1, 2008 03:18 PM

خسته نباشید آقای مهرجویی عزیز
حتم دارم با این شرایطی که برای فیلمتون پیش اومده خستگی توی تنتون مونده ولی مطمئن باشید اگه روزی سنتوری اکران بشه که امیدوارم این اتفاق هر چه زودتر بیفته همه سینماها میزبان حوانهایی میشن که شما خیلی خوب اونا رو میشناسین و درد دلشون رو میدونین.من به شخصه حاضرم به ازای تمام دفعاتی که فیلم رو دیدم برم سینما و بلیط بخرم.مطمئنم که خیلیا این کارو میکنن.به امید یه همچین روزی.
به خاطر ساخت یه همچین فیلمی ازتون تشکر میکنم.
در ضمن آقای رادان واقعا گل کاشتی.خیلی کارت درسته.

نوشته توسط: پریسا at March 1, 2008 02:45 PM

درود بر استاد مهرجويي با اين فيلم كه سراسر واقعيت جامعه امروز است من ديشب فيلم را به اتفاق خانواده ديدم فردا هم به حساب جناب آقاي مهرجويي و فرامرز فرازمند كه ازسايت گوگل يافتم هزينه بليط را واريز ميكنم و به تمام دوستان و نزديكان هم گفتم آنان نيز همين كار را خواهند كرد براي حمايت از هنر و هنرمند براي حمايت از انسانيت و فيلمي كه براستي زيبا وآموزنده است و استاد مهرجويي اين كار را به نحو عالي انجام دادند به اميد فردايي روشن و پاك و آزاد

نوشته توسط: بيتا at March 1, 2008 01:56 PM

متاسفم براتون که فقط ظاهر امر براتون بود و درد جامعه و خیلی از خانواده ها که تو این فیلم به تصویر کشیده شده ندیدید.اینجا ایرانه سرزمین درد
هتلیوود نیست که منتظر اسکار بهترین تدوین بازی و و و باشید
اینجا سرزمین دردهاست
دردها رو ریشه یابی کنید...

نوشته توسط: elham at March 1, 2008 12:31 AM

من امشب فیلم سنتوری رو دیدم.عالی بود.موضوعش دیالوگهاش و بازی بی نظیر آقای رادان و گلشیفته ی عزیزم.فقط متاسفم که اکران فیلم دایم عقب میفته!

نوشته توسط: mojdeh at February 29, 2008 02:13 AM

آقا هر کسی می دونه که با این دیالوگ های که تو فیلم بود این فیلم اجازه اکران نخواهد گرفت پس برای چی فیلم ساختی اگه هدفت این بود که درد جامعه رو مثل فیلمهای از این قبیل عنوان کنی چرا به این شوری اگه هدفی که داشتی متعالی بوده و نیت خیر پس چرا شماره حساب عنوان می کنین در ضمن یکی نیست بگه آقا چرا با شخصیت مردم بازی میکنی چیه مثل فیلمای هندی چند نفر باسازهای مختلف تو صحنه های مختلف مثل سکانس آخر فیلم مشغول نواختن هستند ولی در کل صدای یک یا دو ساز بیشتر تو آهنک مشخص نیست به امید روزی که سینما ایران درخور شخصیت ملت با فرهنگ ایران باشد
سامان حیدری

نوشته توسط: سامان at February 28, 2008 07:51 PM

منم فيلم را ديدم خيلي عالي بود فيلمو با فلش از يكي از دوستانم گرفتم آخه نمي شد خيلي از فيلم تعريف كرد نمي شد نديد وسوسه شدم چون عاشق صداي چاوشي هستم و بهرام را مي پسندم. ولي حتما سينما هم مي رم و دو تا بليط مي خرم تا برو بچ دست اندركار فيلم ضرر نكنند و اميدوار باشند تا فيلمهاي بهتري بسازند ولي اگه اكران بدون سانسور بشه فكر مي كنم اخراجي ها را بذاره كنار چون اخراجيها كمي غيرواقعي بود ولي اين فيلم واقعا واقعا واقعا واقعي است. هستند علي ها و ناهيدها و پدر و مادرهاي اينجوري خيلي هستند بايد حتما اين فيلم اكران عمومي بشه بدون سانسور ...

نوشته توسط: دوست at February 28, 2008 05:46 PM

من و دوستام تصمیم داشتیم حتما این فیلمو بریم سینما ببینیم ولی وقتی خودشون این فیلمو اکران نکردند باید چیکار می کردیم منم واقعا متاسفم اما یه عده هستند که می خوان سینما رو نابود کنند موفق هم شدند چون این فیلما با این کیفیت توسط مردم عادی که پخش نمیشه . عوض فیلمی مثل سنتوری یه مشت فیلم آشغال داره اکران میشه(با عرض معذرت) .یکیشو همین دو روز پیش تو سینما دیدم(این ترانه عاشقانه نیست)حتی ارزش دیدن سی دی رو هم نداشت.

نوشته توسط: الناز at February 28, 2008 12:06 PM

سلامرضا جان به وبلاگ من سري بزن مطالب جالبي در اين مورد دارم و حتما نظر هم بدهيد
www.hmcs.blogfa.com

نوشته توسط: حسين at February 27, 2008 08:32 PM

فيلمنامه روي هواست.خيلي نكته گنگ تو فيلم هست.مثلا در شروع فيلم رادان شروع به روايت گذشته ميكنه ولي ديگه تا آخر خبري از ادامه روايت نيست.خيلي نكات مبهم ديگه اي هم داره.مثل مبهم بودن رابطه هانيه و جاويد.تنها نكته مثبت فيلم بازي رادان و صداي چاوشي بود.البته از فيلمي كه منتخب تماشاگران ميشه نبايد انتظار بيشتري داشت.نميدونم چي به روز سليقه مردم اومده!واسه جشنواره اي كه فيلم(هميشه پاي يك زن در ميان است)منتخب تماشاگران ميشه فقط بايد تاسف خورد!

نوشته توسط: F.M at February 26, 2008 09:37 AM

سينمايي كه در قيد و بند خوردن دست دوتا ادم غير همجنس به هم باشه به چه درد ميخوره؟

نوشته توسط: ali at February 25, 2008 10:51 PM

فيلم كه واقعا محشر ساخته شده
تمام صحنه ها با ظرافت گرته شده
واقعا از همه ي عوامل فيلم تشكر مي كنم

نوشته توسط: امير at February 24, 2008 06:13 PM

0116407795 بانک تجارت شعبه چهارراه پارک- کد 32 - به نام حساب مشترک داریوش مهرجویی و فرازمند (تهیه کننده فیلم(
اگر دوست دارید از این فیلم حمایت کنیدمبلغ بلیت رو (1500)به این حساب وارد کنید.
به گفته ی مهرجویی پولش صرف امور خیریه میشه ولی برای اتحاد سینما گران این کار لازمه.
این شماره حساب توی روزنامه ی اعتماد چاپ شد و از طرف خود مهرجویی هم مورد تایید قرار گرفته

نوشته توسط: گلاره at February 21, 2008 02:56 PM

جمع کنید این بساط تونو. همه تونو سرکار گذاشتن نفهمین تو مملکت چه خبره . اگه درد قاچاق cd انقدر بزرگه که این همه الاف براش وقت گذاشت پس واسه بقیه دردایی که تو این مملکت هست که همین الان باید همه تون یه جا خودتون و حلق آویز کنید. خیلی حرص نخورین فقط یه سوژه جدیده که سرتونو گرم کنن.

نوشته توسط: نسترن at February 21, 2008 10:55 AM

اقا مگه ميشه فيلم مهرجويي بسازه رادان بازي كنه ازهمه مهمترچاووشي بخونه بعد فيلمو نبيني من واسه مسئولان متعسفم حيف فيلمو تاحالا نديدم

نوشته توسط: مجتبي at February 20, 2008 08:53 PM

فيلم جالبي بود..از اخراجي ها که بهتر بود چون درد جامعه رو نشون ميداد.خانواده خشک مذهب که به خاطر موسيقي بچه خودشون رو آق کردند و اون رياکاري مادر و... صحنه جالبي بود يک لحظه آدم رو به فکر ميندازه بچه آدم با اون سر و وضع مياد جلوي همه آبروت رو ميبره بعد تو برو لباس سفيد ببوش اما از نظر فرزندت تو فرشته سياهپوش باشي.کلا 30 دقيقه پاياني فيلم رو من خيلي پسنديدم.صحنه اي که پدر تو تزريق به پسرش کمک ميکنه!!! اين صحنه ها کم نيست درسته که صحنه هاي لوس هم بود اما معني اصلي فيلم لوسي صحنه ها رو از بين برده بود و صحنه آخر اميد دوباره به زندگي با به ساده در اومدن ساز .. به نظر من فيلم سنتوري فيلمي نيست که بشه ساده ازش گذشت يا ساده دربارش قضاوت کرد.من هم پول بليط اين فيلم رو پرداخت مي کنم و اميد وارم که همه کساني که به نوعي اين فيلم رو ميبينن اين کار رو بکنن چون فيلمش ارزش داره.

نوشته توسط: بيژن at February 19, 2008 08:21 PM

نگو سنتوری رو دیدم
بگو بهرام رادان رو دیدم
فرهنگ، هنر، سینما، ... !!!

نوشته توسط: احمد at February 19, 2008 02:51 PM

شماره حساب اعلام کردن،اینجا:www.cinema57.blogfa.com/

رضا:
خوندم. به نقل از روزنامه اعتماد ملی بود.
با توجه به اینکه روزنامه اعتماد ملی رسانه یک حزب سیاسی است به نظر من رنگ و بوی سیاسی بیشتری به این موضوع داده و موضوع سرقت و نشر غیر مجاز فیلم سنتوری را به یک جور مبارزه مدنی تبدیل کرده اند اگر بعدش هم آمار اعلام کنند که فلان تعداد به ندای اعتماد ملی پاسخ مثبت دادند ، تقویت میشه.

نوشته توسط: saleh at February 18, 2008 01:26 AM

من همین آلان فیلم سنتوری رو دیدم.
خواهرم گفت نبین حرومه.بابام گفت میترسم نفرین تهیه کنندش بگیره و فردا بزنه کور شیم ! ولی همه با هم نشستیم فیلم رو دیدیم!
من گریه ام گرفت ... اول برا خود علی؛بعد باسه مهرجویی، که چه حیف شد بهترین فیلمش اکران نشد، بعد باسه مردمی که با وجود این فیلم ،تو جشنواره پارسال "اخراجیها" رو بهترین فیلم کردن !(سیمرغ تماشاگرها).بعد باسه هیئت داوران پارسال که "روز سوم"رو بهترین فیلم کردوبعد برای مدیریته فرهنگی کشور که نمی ذاره و نمی خواد سطح فرهنگی جامعه بالا بیاد. اما بیشتر از همه برای خودم و همه ی هم نسلانم که حال و روزمون شبیه علی بلور چیه...
البته من هم اگه شماره حساب بدن پول بلیط همه رو می ریزم به حساب.آخه می تر سم کور شم!هر چند این فیلم بینا ترم کرد...


نوشته توسط: saleh at February 18, 2008 01:10 AM

به علی :

من از گوگل ریدر مطالبمان را چک می کنم و عکس ها هم مشکلی نداره

http://itiran.net/atom.xml

نوشته توسط: شهرام at February 17, 2008 04:19 PM

این فیلم نه تنها تاثیر گذار بلکه فوق العاده است . بازی های کوتاه اما قوی رویا تیموریان مسعود رایگان... و بازی فوق العادهء بهرام رادان جای هیچ حرفی نمیذاره چرا نبینیم؟ این جواب این همه محدودیت . جواب اینکه ما میخواهیم نفس بکشیم کارایی که دوست داریم بکنیم ما می خواهیم خودمون انتخاب بکنیم . چرا نبینیم؟ اگر اکران شد شما برید تو سینما هم ببینید . ببینید بشنوید ما باید چشامونو باز کنیم تا اعتراض نکنیم کی به ما توجه میکنه؟ علی سنتوری رو برای ما ساختن . برای اینکه ما تکون بخوریم . اسمش مقدس . یا علی .

نوشته توسط: سمانه at February 17, 2008 02:42 AM

چرا باید نبینیم.من هم حاضرم پول بلیط 10 نفر رو بریزم به حساب.
البته اگر فیلم اکران میشد قطعا فیلم رو تو سینما میدیدم .
از اینها که بگذریم فیلم خوبی بود .نه بهتر بگم فیلم خیلی خوبی بود تاثیر گذار مثل هامون ،

نوشته توسط: iraj at February 16, 2008 09:09 AM

منم وقتی فیلمو رو پل عابر دیدم تعجب کردم ومتاسف شدم مردد بودم که بخرم یا نه خریدم چون مطمئن بودم وقتی اجازه اکران بگیره کلی سانسور شده
فیلم فوق العاده ای بود بهران رادان فوق العاده بود
اما بازی گلشیفته رو دوست نداشتم خوب نبود مثل میم مثه مادر به هر حال متاسم به خاطر این همه سانسور که فیلم به این خوبی سانسور می شه وتوقیف وخیلی فیلما که اصلا ارزش دیدن نداره ومبتذله خیلی زیاد اکران میشه متاسم ...................................

نوشته توسط: ملیکا at February 16, 2008 12:14 AM

دلم گرفت ، پر پر شد. تنها خدا خدا می کردم که هیچ جای این فیلم به واقعیت نزدیک نباشه.

یکی از دوستان می گفت، هر جایی که یک چیزی زیاد باشه، ارزشش از دست می ره، توی تهران آدم زیاده، و ارزشش از دست رفته ...

ای کاش پایان همه پستی ها و بلندی ها مانند فیلم های استاد مهرجویی شیرین و دلپسند باشه، ای کاش!

من هم موافق هستم، اگر تهیه کنندگان این فیلم، شماره حساب اعلام کنند، حاضرم پول 10 تا بلیت رو واریز کنم که هم جبران کپی خودم باشه، هم اونهایی که اصلاً بویی از کپی رایت نبردند.

در ضمن این فیلم باید مجوز می گرفت، چرا که نه؟ دلایل ای که برای مجوز نگرفتن آورده شده کاملاً بی پایه و اساس هستند، اینها اصلاً یک بار فیلم رو نگاه کردند؟ پیام فیلم رو درک کردند؟ من که گمان نمی کنم!

نوشته توسط: بچه اهواز at February 15, 2008 09:30 PM

وقتی امیدی به دیدن فیلم در اکران عمومی نیست وبا این همه سر و صدا خیلی اراده میخواد که آدم از کنار دی وی دی قاچاق فیلم بگذره بهت حق میدم

نوشته توسط: رضا at February 15, 2008 08:38 PM

يك سوال داشتم
چرا عكسهاي سايت شما در گوگل ريدر به نمايش نمي آيد
الان حدود 708 عدد به اين آدرس
itiran.net/atom.xml
و 36 نفر به اين آدرس
itiran.net/index.rdf
مشترك فيد شما در گوگل ريدر هستند
خواهشا به آنها احترام بگذاريد

رضا:
سلام علی جان
والا نمیدونم از چیه. فید ها را movabletype تولید میکنه
باید ببینم گیرش از کجاست

نوشته توسط: ali at February 15, 2008 12:12 PM

راستش فکر کنم حق با شما باشه . گرچه عذاب وجدان دارم اما فکر نکنم سنتوری به اکران برسه و اگر هم برسه همچین قیچی شده است که نتونیم چیزی ازش متوجه بشیم . فکر کنم آخرش من هم باید دل رو بزنم به دریا و پولم رو به جیب این قاچاقچی ها بریزم . به هرحال ممنون از نوشته ی خوب شما

نوشته توسط: صبا at February 15, 2008 09:05 AM

یکی از دوستان من 7000 تومن خریده!!
من تو جشنواره فجر پارسال دوتا فیلم همزمان اکران شد، رئیس و سنتوری.
از اونجایی که عشق کیمیایی ام رئیس و دیدم وقتی ام که فیلم اکران شد دوباره دیدمش.
کلی صحنه هاش و دیالوگ هاش حذف شده بود.
سنتوری ام اگه اکران بشه بازم میرم ببینمش.
این دی وی دی رم دیدمش، عالیه.
نمی دونم آخرین بار واسه کدوم فیلم گریه کردم.
سنتوری اشکمو در آورد.
با نظرتم که گفتی مصنوعی و... کاملن مخالفم.
سنتوری نه این که بی نقص باشه اما از کارهای ماندگار استاد مهرجویی ه.

نوشته توسط: امیر at February 15, 2008 03:14 AM

به هر حال کاش نمی دیدیش...منم این سی دی رو تو خونه دارم ولی نمی تونم ببینمش (نخریدم ،دانلود شده س)...به هرحال آدم وقتی به پول هایی که به جیب قاچاقچی ها می رسه و به رضایت ارشادی ها و زیان مهرجویی و عوامل فیام که حداقل 2 سال وقت گذاشتن فکر می کنه نمی تونه نگاش کنه...در ضمن اینکه کار مهرجویی از نظر فنی ضعیف بوده هیچ توجیه خوبی واسه قاچاقی دیدن فیلمش نیست!

نوشته توسط: samz at February 14, 2008 08:24 PM

مهرجویی بدون یه داستان نویس حسابی که پشتش رو بگیره معمولآ حرفی برای گفتن نداره .. همین اتفاق به نحو دیگه واسه حاتمی کیا افتاده .. کیمیایی هم که سالهاست کمدی میسازه! تقوایی و بیضایی هم که کار نمیکنه( بلاجبار البته!) ... یه اصغر فرهادی رو داریم که به نظر خودش رو لوس نمیکنه! ضمنآ از" تنها دوبار زندگی میکنیم" خیلی تعریف شنیدم ..

نوشته توسط: فیسلس at February 14, 2008 06:35 PM

فیلم به شدت ضعیفه به خصوص تدوینش که به شدت شلخته بی سروته هست. داستان فیلم هم چنگی به دل نمیزنه به جز چند دیالوگ کنایه دارش که اون هم به خوبی ادا نمیشه. بازیگری فیلم هم در حد بسیار نازلیه به خصوص بازی گلشیفته فراهانی. رادان هم از پس نقشی که باید شخصیت یه معتاد هنرمند رو نشون بده بر نمیاد. و بالاخره بعد از دیدن این فیلم به شک افتادم که این فیلم رو واقعا مهر جویی ساخته! خداییش ای کاش جلوی اکرانش رو نمیگرفتن تا انقد از یه کاه کوه نمیساختن.

نوشته توسط: ali at February 14, 2008 06:33 PM

سعی کن دیگه خود فروشی نکنی و دیگه خودتو به دستفروشا نفروشی.اگه خیلی طالب استاد مهرجویی بودی و عشق بهرام امونتو بریده بود میرفتی جشنواره فیلمو میدیدی نه راه آسونو که خودفروشی هست انتخاب کنی

رضا:
من نه عشق بهرام جونت امونمو میبره نه طالب مهرجویی هستم.
اتفاقا استادت در این فیلم از نظر فنی و کارگردانی کمتر از حد انتظاره.
در هر صورت اسم و القاب خودتو رو ما نگذار
آدم های سینه چاک و متعصب از همه خود فروش ترند.

نوشته توسط: فرهنگ at February 14, 2008 06:14 PM

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002909.php on line 703

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002909.php on line 703