« مدیری علیه مدیری | صفحه اول | افشین قطبی فاتح لیگ دلها! »

پنجشنبه 26 اردیبهشت 1387

نیویورک از نگاه سهراب

من به شدت در این شهر درمانده ام. در این شهر بی پرنده و نادرخت، هنوز صدای پرنده نشنیده ام. در همان امیرآباد خودمان توی هر درخت نارون، یک خروار جیک جیک بود. نیویورک و جیک جیک؟! توقعی ندارم، ولی باید قانع بود و من هستم، مثلا یک چهارم قار قار کلاغ برای من بس است. من روزها نقاشی می کنم، هنوز روی دیوارهای دنیا برای تابلو جا هست، پس تندتر کار کنیم. باید کاری کرد ولی نباید دود چراغ خورد. اینجا دودهای زبرتر و خالص تری هست. در کوچه که راه می روی گاه یک تکه دود صمیمانه روی شانه ات می نشیند و این تنها ملایمت این شهر است. وگرنه آن جرثقیل که از پنجره ی اتاق پیداست، نمی تواند صمیمانه روی شانه ی کسی بنشیند. اصلاً برازنده ی جرثقیل نیست. اگر این کار را بکند به اصالت خانوادگی خود لطمه زده است. توی این شهر نمی شود نرم بود و حیا کرد و تهنیت گفت. نمی شود تربچه خورد. میان این ساختمانهای سنگین، تربچه خوردن کار جلفی است. ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشتهای دلپذیر. من دیر یا زود باید برگردم

نوشته شده توسط: رضا هاشمی در May 15, 2008 12:42 AM | فرهنگ

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/1580

:نظرها

كمي تا قسمتي بامزه بود.

نوشته توسط: نرگس at July 22, 2008 08:36 AM

جالب بود!
اما اگه سهراب الان زنده بود حتما نظر دیگه ای داشت.
این شهر داره از آدم ها و زشتیش می ترکه

نوشته توسط: میترا at May 21, 2008 09:00 PM

واقعا زیبا. مرسی

نوشته توسط: sheemz at May 17, 2008 08:54 AM

خیلی زیبا بود. ممنون از حسن انتخاب شما

رضا:
ممنون.

نوشته توسط: صبا at May 16, 2008 07:37 PM

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002934.php on line 251

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002934.php on line 251