« تصمیم آیکان در توسعه gTLD | صفحه اول | لطفا مرا نشویید »

جمعه 7 تیر 1387

دسته گلی به نام سینما آزادی!

نمی دانم تا حالا در صف سینمای آزادی بوده اید یا نه. ایرادات آن به عنوان یک سینمای نوساز با آن همه بوق و کرنا و مراسم افتتاحیه تعجب آور است.
سه تا سوراخ تو دیوار درست کرده اند به اسم گیشه فروش بلیط. توی این سه تا حفره برای 5 تا سالن مختلف بلیط فروخته میشه. بالای هر یک از این حفره ها سه چهار تکه کاغذ با چسب چسبونده شده که توی یکیش شماره گیشه است و دو سه تای دیگه هم اسم و سانس فیلمهایی است که از اونجا میتونید بلیطش را بخرید. از همونجا هم ملت به صورت گوسفند وار به یاد دوران صف های کوپنی باید توی صف بایستند. صف ها قاطی شد یا به هر سمتی رفت دیگه با خداست! گاه گاهی یک نفر از پرسنل سینما میاد داد میزنه این صف فلان فیلمه و اون صف دیگری.

اما اصولا از وقتی در صف می ایستید تقریبا هر دقیقه یک نفر ازت سوال میکنه آقا این صف فلان فیلمه؟ آقا برای چه سانسی توی صف هستید؟ و از این جور سوالات که همگی ناشی از اطلاع رسانی عقب مانده آنجاست.
وقتی یک کم میگذره و به نزدیکی گیشه ها میرسی نوع درخواست ها عوض میشه و این بار هر دقیقه میشنوی آقا ببخشید میشه ما رد بشیم؟ آقا شرمنده میشه راه بدین ما بریم تو؟ و از این گونه ! که نشان از طراحی فوق پیشرفته فضای بیرونی سینما است. از سایر ابعاد این طرح پیشرفته می توان به آگهی های قد و نیم قد فیلم ها اشاره کرد که مثل جنازه از پشت شیشه ها آویزانند و دریغ از چند تا استند متناسب. کلا فضای تبلیعاتی بیرون سینما حروم شده و به هیچ وجهی با سایر سینماهای درجه یک مثل سینما فرهنگ قابل قیاس نیست.
جالب تر اینجاست که ملت بعد از کلی انتظار یکهو خبر میشن که بلیط فلان فیلم تمام شده و یهو یک صف در یک صف دیگه محو میشه!
نمی شد به جای این همه مونیتور نمایشگر بی مصرف داخل ساختمان چند تا نمایشگر و کانتر بلیط و مسیر صف و برد اطلاع رسانی در فضای بیرونی نصب بشه؟
بگذریم بلیطی که می خری با همون سیستم قدیمی 50 سال پیش با خودکار شماره صندلیتو روش نوشتن و اصلا به ذهنتون هم راه ندین که بتونید با کارت اعتباری و یا سایر سیستم های دیجیتالی بلیط بخرید و یا جای صندلیتونو تعیین کنید.
داخل که میری، در و دیوارش قشنگه اما به نظرم معماری آنجا خیلی ضعیفه و امیدوارم کارشناسان در این مورد نظر بدهند البته دریغ از پیش بینی فضای لازم برای انتظار تا شروع فیلم. یک شعبه بانک در مقایسه با این سینما خیلی بیشتر به منتظرین احترام میگذاره و براشون جا در نظر میگیره. ملت باید یا روی پله و سنگ بشینند و یا الکی از این طبقه به آن طبقه بروند و با دیدن تابلو های کنترل نامحسوس با دوربین، پوز خند بزنند!
از همه با حال تر وقتی بود که داخل سینما برق رفت و چند دقیقه بعد که استرس کافی به همه وارد شد، سیستم اضطراری راه افتاد.
خلاصه صحبت زیاده. وای به روزی که سینما هم کهنه تر بشه و پله برقی ها هم از کار بیافته. همه اینها یک طرف قیمت بلیط: 2000 تومان!
اوه! گل ماجرا یادم رفت :) من فیلم انعکاس در سالن 3 را رفته بودم ، سانس ساعت 9:30 شب پنجشنبه. در طول فیلم من با صحنه عجیبی روبرو بودم و همش توی دلم میگفتم عجب مدیر صحنه و فیلم بردار نا لایقی داشته که لکه به این بزرگی رو فلان پرده یا دیوار یا مثلا آیفون که شبیه جای پنجه خاکی یا دودی یک بچه است را ندیده!!! اما متوجه شدم که این ابتکار هم از سینما آزادی است و ظاهرا لنزی که داره فیلم را روی پرده پخش میکنه ایراد داره و کثیفه.
خیلی جالب بود. توی سینما های درجه سه هم از این چیزها ندیده بودم.
دست همه دست اندرکاران به خصوص پیمانکار این سینما درد نکنه که این خاطرات زیبا را برای من ایجاد کردند.
البته ایرادات را که گفتم باید اینم بگم که سالن سینما ها خیلی خوب و استاندارد بود و بکارگیری آسانسور و پله برقی به نوعی توجه به راحتی و احترام به مشتری است و امیدوارم همه چیز به زودی خوب بشه.

نوشته شده توسط: رضا هاشمی در June 27, 2008 09:49 PM | سینما

Trackback Pings

براي ارسال دنبالک از لينک زير استفاده نماييد
http://itiran.net/cgi-bin/mt/itiran-tb.cgi/1592

:نظرها

من به عنوان یک معمار سینما رو بیشتر شبیه به یک فروشگاه دیدم.البته سایت هم خیلی مناسب نبود ولی فضاها و دسترسی ها اصلا حل نشده و سالن های نمایش خیلی غیر اصولیه.باید اسمش رو میگذاشتن سینما پله!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته توسط: یاسمن at September 14, 2009 11:40 PM

رضا عکس ! عکس می خواد نوشته های اینجوری. عکس وده عکس زور وده

نوشته توسط: یه نفر at July 28, 2008 06:47 PM

[...].
پروژه ساخت این سینما هم بر می گردد به اواخر سال های هفتاد . همین پروژه هم 10 سال به درازا کشیده.
در همان وقت مناقضه ای هم انجام شد ، طرح های مختلفی هم ارایه شد از جمله یک آرشیتکت ایرانی مقیم فرانسه با همکاری یک دفتر معتبر معماری در تهران ، حتی طرح آنان انتخاب هم شد اما باند و باند بازی در مملکت گل و بلبل بر مناقضه و کار اصولی ارجعیت یافت و همان طور که سلماز نوشته ب. ش. طراح و معمار عزیز معلوم نیست از [...] در آمد. آخر داستان را هم همگی بهتر از من می دانید.

رضا:
سلام من متن را کمی سانسور کردم. در غیر این صورت امکان انتشار نداشت.
می خوای سر ما را به باد بدی؟

نوشته توسط: یاشار محتشم at July 18, 2008 02:36 PM

سولماز درست گفته، اقای شکوفی از طریق پدرش که از رواسای انجمن معمارانه این پروژه ها را میگیره و خب نتیجش هم همین مزخرفاتیه که ساخته میشه. برای همین سینماآزادی، فرشیده موسوی ( معمار معروف ایرانی در خارج ) هم یه طرح فرستاد که خب به واسطه زدوبندهای رایج کس دیگه برنده شد.

نوشته توسط: جیم جارموش at July 16, 2008 07:17 PM

از جناب آقای ب. ش. طراح و معمار عزیز این مجموعه که فقط و فقط با روابطی که دارند اسمی در کرده اند بیشتر از این انتظار نداشته باشین. بنده خدا فضا و طراحی و معماری نمی فهمه چیه ! متاسفم از اینکه باید بگم چند مجموعه سینمایی دیگر هم دست این جوونک تازه کار داده اند فقط هم به خاطر طراحی آزادی. چون مردم ما عادت به فکر کردن ندارند.

رضا:
سلام. من اسم و فامیل معمار را به صورت مخفف کردم چون اطلاعی نسبت به صحبت شما ندارم. اگر لینک قابل استنادی در این زمینه دارید و نظرات کارشناسی لطفا مطرح کنید.

نوشته توسط: سولماز at July 1, 2008 12:06 AM

یه چیز دیگه:ما رانی گرفته بودیم ماموره نذاشت ببریم تو گفت فقط آب! گفتم آب با رانی چه فرقی داره جفتشون مایع ان سر و صدا ندارن! مسئله ی پارکینگ هم جای خود داره و اینکه سینمایی با این تعداد ظرفیت تو یه چهاراه شلوغ ساخته نشون دهنده ی اوج نبوغ سازنده هاشه

نوشته توسط: noon at June 28, 2008 06:02 PM

منم همون شب اونجا بودم و تو همون سانس و همون فیلم با شما بودم و همه ی چیزایی رو که گفتید دیدم و کلی هم به کسی که اونجا رو با اون سیستم طراحی کرده فحش دادم یه چیز جالب دیگم اینه که بین هر دو طبقه یه رستوران یا کافی شاپ ساختن که برای رفتن به اوجا یا باید از طبقه ی بالاتر بیاید پایین یا از پایین بری بالا چون کافی شاپ دقیقن بین دو طبقه است درست مثه هری پاتر که از سکوی 9 و 3/4 وارد ایستگاه قطار می شد(بین 9 و 10)جالب تر اینکه تمام اسانسورها یک طرفه است ینی اگه تا طبقه بالا بری و بد بفهمی اشتباه رفتی باید کل طبقاتو از پله برگردی(اسانسور ها هم جواب اون همه ادمو نمی ده)خلاصه که شاهکار معماریه..

رضا:
چه تصادف جالبی، من وقتی اومدم دیدم یک خانمی داره به یه آقایی میگه الهیییی به زمین گرم بخوری و دعوا شده بود جلوی گیشه ماجراش چی بود ؟ :)

نوشته توسط: noon at June 28, 2008 05:55 PM

منم باهات كاملا موافقم . از سيستم بليت فروشى سينما گرفته ( كه واقعا مايه خجالت و شرمسارى هستش ) تا فضاپى كه براى سالن انتظار در نظر گرفتن كاملا مشخص هسستش كه فقط خواستن يه چيزيو سر هم كنن و بسازن... جالبه كه اگه يه قهوه بگيرى ( از داخل خود سينما )و بخواى كه برى تو سالن ، اجازه ورود نميدن. دليلشو پرسيدم گفتن كه موكتهاى سالن خارجيه ، كثيف ميشه ! (درسته كه آدم بى مبالات كم نيست ولي اين دليل مسخره اى هست چون كه روى دسته صندليها جا براى ليوان تعبيه شده). بسيارى از چراغهاى LED كف سالن آزادى هم هيچى نشده سوخته بودن (من نوروز رفتم سينما آزادى)، شيشه هاى نماى ساختمون هم كه كثافت شده بودن و در نهايت نحوه نصب سنگهاى كف هم در حد فاجعه بود و هيچى نشده تعدادى ترك خورده بودن ( ناشى از زيرسازى فوق العاده!!)
نكته مثبتش هم اين بود كه اسم سالنها زيبا و بجا انتخاب شده بودن...

نوشته توسط: نيما at June 28, 2008 03:20 PM

این مشکلاتی که گفتین به چشم بنده هم اومده بود و واقعا آزارم می داد.
مخصوصا اون بلیطهاش که اصلا در حد یک سینمای درجه یک نبود !!
البته من همه ی اینها رو می گذارم به حساب نوساز بودن سینما !
امیدوارم هرچه زودتر حل بشه !
همونطور که می دونید برای این سینما دستگاه های خودپرداز بلیط در نظر گرفته شده که نمی دونم چرا تا حالا راه اندازی نشده اند.

نوشته توسط: sam at June 28, 2008 03:08 PM

مشکل من با این طرز نوشتن اینست که فرقی در نحوه برخورد با کسی که کار انجام نمی‌دهد و کسی که کار را با کمی نًقصان انجام می‌دهد قائل نمی‌شود. عیب وی جمله بگفتی هنرش نیز بگو. علت این هم که من اینجا کامنت گذاشتم این نیست که مأمور شهرداریم! تصادفاً روز ارسال همین پُست برای اولین بار بعد از سالها رفتم شهرفرنگ!

رضا:
حسام جان من سعی کردم نکات مثبتش را هم بگم جملات آخر مطلب را بخوانید.
اما این فقط یک جور اطلاع رسانی و شرح ماوقع بود چون فرصت کم است و من خیلی خلاصه گویی کردم و به زبان خودمونی نوشتم.
اگر بخوام یک نقد کامل بنویسم باید همه این مواردی که شما گفتی را رعایت کنم.

نوشته توسط: حسام at June 28, 2008 01:44 PM

البته کمی هم بی‌انصافی کردی. این هم درنظر بگیر که تو مملکتی که طرح‌هایی مانند ساخت این سینما ده‌ها سال طول می‌کشه تا به فراموشی سپرده شه این سینما از معدود پروژه‌هایی هستش که سروقت به بهره‌برداری رسید (هرچند دیر کلنگش خورد!). کاچی به از هیچی! اشکال‌های الکترونیکیش هم قابل حله فقط کمی مدیریت و خرج کردن می‌طلبه. همین سینما فرهنگ با این همه سابقه تا ۳-۴ سال پیش بلیط‌فروشیش شلم شوربایی بود!

رضا:
حسام جان در این وبلاگ ما اصولا نگاه انتقادی داریم وگرنه به اندازه کافی در سایر جاها به به و چه چه راجع به انواع دستاوردها گفته میشه.
اما در جواب شما یعنی من باید حس کنم زیر منت کسی رفتم که مثلا 10 سال طول نکشیده؟
اینقدر بد بخت شدیم که دلمون را خوش کنیم به کاچی به از هیچی؟
میشه بگی چرا من باید توقعم کم باشه؟
شما از این همه ایراد فقط سیستم الکترونیکی را خوندی
حالا واقعا هزینه این پروژه هم به همون نسبت کاچی به از هیچی است؟
به نظرم تا وقتی توقع ما کم باشه این روال ادامه داره
هر جند میدونم که این پروژه از نظر اجرا موجب خوشحالی اهالی سینما شده و شهردار خیلی زحمت کشیده که زودتر عملی بشه. اما خوب نمیشه اینهارو بهانه کرد و ایرادها را نگفت

نوشته توسط: حسام at June 28, 2008 12:23 AM

نوشتن يک نظر




اطلاعات من را حفظ کن



 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002950.php on line 319

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/002950.php on line 319