« January 2008 | صفحه اصلي | March 2008 »

سه شنبه 7 اسفند 1386

فیلترینگ یوتیوب در پاکستان ، قطع یوتیوب در جهان

به دنبال قرار گرفتن فیلمی توهین آمیز در یوتیوب دولت پاکستان دستور فیلترینگ این سایت را به شرکت های ISP این کشور ابلاغ می کند اما مسوولان آی اس پی ها یا مخابرات پاکستان که ظاهرا تجربه چندانی در فیلترینگ ندارند به دستکاری در BGP می پردازند کاری که باعث می شود برای مدت یکی دوساعت تمامی کاربران یوتیوب در جهان به صفحه مسدود شده پاکستانی ها سرازیر شده و با بلوک شدن آن روبه رو شوند. بحث مربوط به BGP یک مقوله فنی و عمدتا درزمینه کنترل پهنای باند میان کشورها یا شبکه های بین المللی است و احتمالا به دنبال دستکاری پاکستانی ها در این پروتکل و بر اساس یک اتفاق نادر بقیه شبکه های بین المللی بر اساس تعریف قبلی به آن trust کرده اند بدون آنکه به صحت درخواست اهمیتی بدهند.

خبر در wired
بحث در slashdot

نويسنده: شهرام | 12:07 AM | آی تی | نظرها 1 | دنبالک 0

یکشنبه 5 اسفند 1386

دانشمندان وزارت ارتباطات و قیمت پیام کوتاه

وزارت ارتباطات آمد مثلا قیمت پیامک را ارزان کند بدتر گران اش کرد. عجیب است که وزارت ارتباطات تصور می کند مردم متوجه این موضوع نمی شوند و به ظاهر با دستاویز قرار دادن تشویق به ارسال پیام فارسی عملا پیام انگلیسی را به 222 ریال افزایش داده و قیمت پیامک فارسی نیز ( علی رغم آنکه می گویند به 89 ریال کاهش یافته) به دلیل دوبرابر شدن تعداد کاراکترها به 178 ریال رسیده است. این در حالی است که قیمت فعلی پیامک تلفن همراه 142 ریال است. حالا با چه فرمولی قیمت پیامک کاهش یافته ، لطفا این را از "دانشمندان" وزارت ارتباطات بپرسید.

در همین زمینه:
دو نرخی کردن پیام کوتاه
مصاحبه مطبوعاتی وزیر در اعلام این خبر خوش!

نويسنده: شهرام | 12:01 PM | ارتباطات | نظرها 6 | دنبالک 0

دوشنبه 29 بهمن 1386

چند کلمه درباره تحریم نوکیا

واقعیت این است که طی ماه های اخیر آنقدر اخبار غیر دقیق و غلیظ شده در مورد تحریم های اینترنتی و آی تی علیه کاربران ایرانی منتشر شده که دیگر یک خبر حقیقی هم مشمول بی اعتنایی قرار می گیرد. مثلا حذف کردن نام ایران از لیست ثبت نام یاهو در مقابل سیل تحریم هایی که علیه ایران صورت می گیرد و آن هم از سوی شرکتی که در ایالات متحده و تحت قوانین آن کشور فعالیت می کند آنقدر تعجب برانگیز و برانگیزاننده نبود. و یا گوگل به همین نسبت و دیگران. واقعیت این است که تبعات تحریم همین است و من جایی گفتم همین که اجازه می دهند به رغم این تحریم و آن تاکیدها ما از سرویس های آنان استفاده کنیم، مایه خوشحالی است. اما کاری که شرکت فنلاندی نوکیا کرده با همتایان آمریکایی اش قابل مقایسه نیست.

گوگل و یاهو طبق قوانین کشورشان خدماتی را به ایرانیان نمی فروشند، نماینده ای در ایران ندارند و به درآمد ایرانیان هم دل نبسته اند ( GOOGLE حتی برای کاربرانی که از ایران روی اگهی ها کلیک می کنند پول چندانی به سایت ها نمی پردازد در حالی که کلیک های کاربران آمریکایی یک تا پنج دلار می ارزد) . نوکیا اما در کشوری قرار دارد که ایران را تحریم نکرده و در عین حال محصولاتش به شیوه ای رسمی در ایران توزیع می شود و هم اکنون هفتاد درصد بازار تلفن همراه ایران را در اختیار دارد. شرکتی با این میزان سود ودرآمد و با این سطح ارتباطات نباید بخشی از سایت خود را به روی کاربران ایرانی ببندد و به صراحت هم اعلام کند که اجازه دانلود به کاربران کشور شما داده نمی شود. نوکیا نمی تواند از طرفی محصولاتش را در ایران بفروشد حتی برای محصولات خود خدمات پس از فروش و انواع گارانتی ها را مستقر کند و بعد اجازه دانلود نرم افزار به کابران ایرانی ندهد.
آنچه که آقای ضیایی پرور در توجیه حرکت نوکیا می گوید این است که " نوکیا به دلیل استفاده از نرم افزارهای قفل شکسته در ایران این سایت را به روی ایرانیان بسته است" . من نمی توانم این دلیل را باور کنم. اولا در بسیاری از کشورهای دنیا نرم افزارهای قفل شکسته وجود دارد در ثانی چگونه پذیرفتنی است که ما ویندوز قفل شکسته بفروشیم و نوکیا ما را تنبیه کند؟! اصلا این که ما در ایران از چه ویندوزی استفاده می کنیم چه ارتباط ارگانیکی با بستن خدمات شرکت سازنده تلفن همراه به کاربران ایرانی دارد. بحث مطرح شده در حد یک گزارش و برد آن در حد اطلاع رسانی است بود و نه مثل ماجراهای یاهو جنجال بیهوده پیرامون آن که البته معلوم بود با چه هدفی صورت می گیرد.
فکر می کنم خوب است منتظر باشیم خود مسوولان نوکیا - که در جریان این موضوع قرار گرفته اند - به آن پاسخ دهند و مشخص خواهد شد دلیل واقعی مسدود کردن سایت موش نوکیا به روی آی پی های ایرانی چیست.

نويسنده: شهرام | 01:35 PM | آی تی | نظرها 9 | دنبالک 0

چند دلیل برای پول نریختن به حساب سنتوری!

در بخش نظرات یادداشتی که راجع به سنتوری نوشته بودم یکی از دوستان از اعلام شماره حساب برای واریز پول کپی های غیر مجاز به حساب مشترک تهیه کنندگان سنتوری صحبت کرده بود.
لینکی داده بودند که در آن نوشته بود روز گذشته ايده‌اي در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي شكل گرفت مبني بر اينكه هركس طي روزهاي اخير سي‌دي يا DVD «سنتوري» را به شكل غيرقانوني خريداري كرده، مبلغي به حساب تهيه‌كننده اين فيلم واريز كند.
و در ادامه :
مهرجويي در اين باره به اعتماد ملي گفت: «من شخصا با اين ايده موافقم. ژست قشنگي است و يك نوع وحدت و همدلي را مي‌رساند. ما مي‌توانيم شماره حسابمان را اعلام كنيم، ولي اميدوارم مردم عزيز در جريان باشند كه ما محتاج نيستيم و هرچه به حسابمان واريز شود، صرف امور خيريه مي‌شود.» فرازمند هم كه قاچاق سي‌دي «سنتوري» را «ضربه به سينماي ايران» مي‌دانست، گفت: «اينجا مساله پول در ميان نيست. ما بايد به ضربه روحي فكر كنيم كه به مهرجويي و بقيه عوامل فيلم وارد شده است. بحث من اين است كه مي‌گويم اگر قرار بود سنتوري اكران نشود، چرا پروانه ساخت داديد؟!»

خوب ! ایده ناب اعتماد ملی را که من در یادداشت اولم مطرح کرده بودم و قبل از آن هم جایی ندیده بودم .

با توجه به اینکه روزنامه اعتماد ملی رسانه یک حزب سیاسی است به نظر من رنگ و بوی سیاسی بیشتری به این موضوع داده و موضوع سرقت و نشر غیر مجاز فیلم سنتوری را به یک جور مبارزه مدنی تبدیل کرده اند احتمالا اگر بعدش هم آمار اعلام کنند که فلان تعداد به ندای اعتماد ملی پاسخ مثبت دادند این مساله تقویت میشه.(در آستانه انتخابات زیاد هم بد نیست! )

اگر این حساب همانجوری که من پیشنهاد داده بودم بصورت خود جوش و مردمی ازش استقبال میشد خیلی بهتر جواب میداد.(از طریق رسانه وبلاگستان یا از طریق یک رسانه بی طرف و سینمای) امید وارم با این یاد داشتم به سالم ماندن این کار جالب کمک کنم و آخرش خودم هم برم و پول به حساب واریز کنم. چون از جنبه مثبت اگر نگه کنیم. یک حرکت فرهنگی است و هم روحیه دادن به مهرجویی است و هم از طرفی یک پیام واضح برای سانسور چی ها در بر داره که اگر این سیاق ادامه پیدا کنه کنترل سینما از دستتون خارج میشه.

اما دلایلی که من می تونم در ذهنم مرور کنم که پولی به این حساب نریزم از قرار زیر است.

یکی اینکه به نقل از کارگردان گقتند که خرید و دیدن این فیلم شرعا حرام است ! من از این استفاده های ابزاری از این موضوعات بدم میاد. اگر از این نگاه شرعی بخواهی به فیلم سنتوری نگاه کنی به نظر من نمره مردودی میگیره!

دوم اینکه به نظرم این حرکت از یک کار صنفی و مردمی میتونه تبدیل به یک کار سیاسی بشه و مورد موج سواری قرار بگیره و بعضی سایتها و رسانه های سیاسی این حرکت مردمی را به نام خودشون بزنند.

سوم اینکه اصلا با این مدل پول شویی که اگر اینقدر پول به فلان حساب بریزی کار بی اشکال میشه وگرنه نمیشه مخالفم.

چهارم اینکه آقای داریوش مهرجویی و فرازمند که این حساب مشترک را باز کرده اند گفتند که ما به این پول احتیاج نداریم و احتمالا (؟) صرف امور خیریه میکنیم. خوب اگر واقعا اینجور باشه ترجیح میدم خودم تصمیم بگیرم پولمو صرف چه کار خیری بکنم.

در انتها اینکه آقایان اگر واقعا به فکر پول و گیشه نبودند صحنه های نیمه بازاری و گیشه ای فیلم را حذف می کردند و یک فیلم تمام عیار می ساختند و الان هم با افتخار چنین صحبتی میکردند.من از این ژستهای فرهنگی (به قول آقای مهرجویی) خوشم نمیاد.

واقعا اگر پول براشون مطرح نبود چرا با این عجله حساب مشترک باز کردن؟
می تونستن حساب هرموسسه خیریه ای را اعلام کنند.
یا چندین راه دیگه!
خدا و خرما که با هم نمیشه!
هم ما پول نمی خواهیم هم به ما پول بدید!
راستی فکرشو بکنید واسه واریز مثلا 1000 تومان بخوای بری کلی تو صف بانک وایسی.
خسارت زمانیش و خسارت ترافیکی که در تهران ایجاد میشه و هزار جور خسارت دیگر این کار از منافع آن که گفتن موجب وفاق و همدلی در سینمای فرهنگی و مستقل ! میشه ، بیشتره!
اما خوب چون یک کار هیجان انگیزه و خیلی ها با این کار فکر می کنند مشت محکمی به دهان قاچاقچی های سینمایی زدند و احساس فرهیختگی هم میکنند. ممکنه استقبال بشه.

این نکته هم مهمه که اگر واقعا پول چندانی به این حساب واریز نشه یا مبلغ واریزی اعلام نشه بازی کاملا مغلوبه میشه و اعلام میشه که درصد افرادی که از این کار حمایت می کنند خیلی کم است و فقط سر و صدا می کنند و قصدشون تشویش اذهان عمومیه و سانسور سینمایی شدت هم میگیره.

ای کاش کسانیکه ایده یک نفر را به نام خود می کنند اگر به فکر بهره برداری و منافع نیستند با خود آن شخص مشورت میکردند تا راه درست اجرای آنرا یاد بگیرند.
لطفا شما هم در بخش نظرات ، نظر بدهید. این ها یک جور بلند فکر کردن است که برای تبادل نظر مطرح می کنم.

چند مطلب مرتبط:
ما همه دزدیم
بنیاد خیریه مهرجویی

نويسنده: رضا هاشمی | 05:50 AM | فرهنگ | نظرها 29 | دنبالک 0

یکشنبه 28 بهمن 1386

ستاره بی ستاره

چقدر چهره رضا ناجی با خرس جشنواره برلین شادی آور است. او نماد پیروزی چهره های رنج کشیده و اتونکشیده در سینمایی است که ستاره هایش را چهره های گیس بلند و چشم زاغ و پوست ترکانده تشخص می دهند.

نويسنده: شهرام | 02:59 PM | سینما | نظرها 0 | دنبالک 0

پنجشنبه 25 بهمن 1386

Iran.com

چند سالی است که اخبار مختلفی حول حوش دامنه Iran.com تولید می شود و این روزها با فهرست شدن نام آن در حراجی Sedo.com در کنار نامهایی چون Iraq.com و arabia.com توجه بیشتری جلب میکند.
اما واقعا ارزش Iran.com چقدر است؟ برای ارزیابی ارزش این دامنه دو جنبه ترافیک آن و ارزش اسمی و اصالت و سایر جوانب آن را در نظر می گیرم.
من صحبتم را با چند تا سوال آغاز می کنم. آیا شما برای جستجو در اینترنت آدرس search.com را وارد می کنید یا مثلا google.com ؟ آیا برای گرفتن آدرس ایمیل به email.com می روید یا مثلا yahoo.com یا gmail.com ؟ جواب این سوالها تقریبا روشن است. با این مقدمه...

می توانم نتیجه بگیرم که عموما کسانی که دامنه iran.com را در آدرس مرورگر خود وارد می کنند عموما آدمهای ناشی و تازه کار در اینترنت هستند و کاربران داخل ایران بخش عمده آنها را تشکیل می دهند و در کل ترافیک آنها خیلی کم است.
بنابراین تکلیف بخشی از ترافیک این دامنه روشن است. بخش دیگر ترافیک این سایت از موتور های جستجو تامین می شود. چون دسترسی به آمار این دامنه ندارم بر اساس ابزار های موجود و تجربه و رفتار کاربران ایرانی میتوانم این ترافیک را به دو گروه تقسیم کنم:
1- کاربران ایرانی که دنبال عکس و فیلم و داستان های مبتذل و یا دخترهای ایرانی هستند.
2- کاربران اینترنت که در موتور های جستجو کلمه iran را در کنار کلمات عمومی نظیر news, flight, bomb, war ,contra و امثال آن وارد می کنند.
برای اغلب این کلمات کلیدی سایتهای مختلفی رتبه های برتر و صفحات اول موتور های جستجو را اشغال کرده اند و ترافیک سایت iran.com درصد خیلی کمی از آنها را در بر می گیرد.
اگر نگاهی به روند جستجوی کلمه iran در سرویس Google trend بیاندازید متوجه می شوید که بیش از 90 درصد جستجو ها توسط کاربران ایرانی انجام می شود.
به نظر می رسد بیش از 90 درصد ترافیک سایت از داخل ایران هستند که بر روی لینکهای دوست دختر یابی آن کلیک می کنند.
بررسی وضعیت دامنه iran.com در سایت alexa.com هم حکایت از یک رتبه پایین 231,715 می کند و مقایسه آن با سایتهای زرد مثل niksalehi.com یا bia2.com یا سایتهای خبری نظیر irna.com و farsnews.com هم نشان می دهد که این سایت فرصتی برای عرض اندام ندارد. (لینک مقایسه)
با توجه به ترافیک ایرانی سایت راه اندازی سایت های انگلیسی و بهره مندی از در آمد متناسب با ترافیک از طریق سرویس های ppc نظیر adsense در آمد قابل توجهی نخواهد داشت (فکر می کنم حد اکثر ماهی 6 یا 7 هزار دلار آن هم با محتوای پورنو و دوست یابی) و راه اندازی سرویس فارسی هم بیشتر به نوع خدمات و موفقیت آنها بستگی دارد تا صرفا نام iran.com
در کنار این موارد باید به چهار حرفی و کوتاه بودن نام دامنه هم اشاره کرد که به ارزش و زیبایی آن می افزاید.
با در نظر گرفتن موارد فوق ارزش دامنه Iran.com را در شرایط فعلی ، با در نظر گرفتن پیش بینی در آمد سه ساله آن در حدود سیصد هزار دلار تخمین میزنم و بیش از آن از نظر اقتصادی به صرفه نیست.
ارزش معاملاتی این دامنه خیلی فراتر از این است و بسیاری از شرکتها و اشخاصی که به واسطه دامنه های اینترنتی منحصر به فرد و ترافیک های باد آورده توانسته اند در طول سالهای گذشته میلیون ها دلار پول باد آورده بدون حساب کتاب و مالیات داشته باشند می توانند بر سر این اسم با هم رقابت کنند.

اصالت Iran.com:
این دامنه در اصل متعلق به فردی بنام امیر الصدیقی ساکن قطر بود که توسط یک نوجوان ایرانی در اواخر سال 2002 تصاحب شد. (اتفاقا در همان دوران پیشنهاد خرید آنرا از وی دریافت کردم اما نخریدم.) او هم مدتی این دامنه را در اختیار داشت و ماهیانه به این و آن اجاره میداد تا اینکه پس از چندین بار تهدید و ارعاب. نهایتا در سال 2003 توسط یک ایرانی دیگر در کانادا با جعل مدارک تصاحب شد از سال 2003 به این طرف اطلاع چندانی از وضعیت آن نداشتم تا اینکه در سال 2006 و در سال 2007 دو سه بار پیشنهاد شراکت و راه اندازی سرویس فارسی از گروههای مختلف برای این نام دریافت کردم و ایمیل reza@iran.com در اختیارم بود اما ایشان نیز نهایتا پول نقد را به کار پر زحمت راه اندازی سایت ترجیح داده اند و این دامنه پر ماجرا در نهایت پس از چند بار دست به دست شدن گروه راهبران و مالک آن و عوض شدن صفحه پارکینگ آن به Rick Latona رسید که بعید می دانم زیر 550 هزار دلار آنرا بفروشد. امیدوار بودم بخشی از پول های طرح هایی مثل تکفا و تسما صرف خرید این دامنه می شد که با هزینه خیلی کم می شد آنرا به دست آورد و نیازی به تماس با ICANN و اقدام غیر معقول تصاحب آن از این طریق نمی شد.
در هر صورت فرصتها گذشت و شوراهای عالی بی بازده هم کلا منحل شدند. لطفا شما هم اگر اطلاعات خاصی دارید در بخش نظرات وارد نمایید.

نويسنده: رضا هاشمی | 12:14 PM | آی تی | نظرها 1 | دنبالک 0

چهارشنبه 24 بهمن 1386

علی سنتوری

ali-santoori.gif

امروز از پل عابر رد میشدم که یک کارتن پر از دی وی دی علی سنتوری توجه ام را جلب کرد. اولش تعجب کردم. بعد یکی برداشتم نگاه کردم. اما نمیدونستم بخرم یا نخرم. به هر حال یکم دچار عذاب وجدان میشی و دوست نداری فیلمی را بخری که این همه بلا سرش آمده از طرفی از یک فروشنده نا آشنای روی پل عابر پیاده. یک نگاه به جلد dvd که میکنی میبینی عکس بهرام رادانه (دقیقا همین عکس بالا) که برای جا دادن پشت جلد اینقدر بزرگش کردن که تصویرش پیکسل پیکسل شده. در هر صورت درست یا غلط من این فیلم را خریدم.همه اینها که به کنار 1000 تومان دادم که بخرم. دیدم زیر 3000 تومان راضی نمیشه! ای بابا! به هر حال به 2000 تومان راضی شد.
خونه آمدم و شروع به دیدن فیلم کردم.زیر نویس انگلیسی فیلم نشان میده که از یکی از اکرانهای خصوصی فیلم این کپی برداشته شده. البته باید بگم...

البته باید بگم در نگاه اول زیاد به دلم ننشست و به نظرم بعضی سکانس ها کمی لوس و مصنوعی و بعضی گیشه ای اومد اما کلا با شرایطی که این فیلمها ساخته میشه باید یکم تحمل پذیریت را بیشتر کنی و شرایط کارگردان و نویسنده و تهیه کننده را درک کنی هر چند با این اوصاف کلا باید گیشه را فراموش کنند. به هر حال هر چه بیشتر از فیلم بگذره بازی استثنایی بهرام رادان و صدای چاووشی و کلا فضای ملموس فیلم بیشتر جذبت میکنه و به عمق فیلم پی می بری.
الان که فیلم تموم شده تنها چیزی که بهش فکر نمی کنم خود فیلمه! نمی دونم کار درستی کردم که خریدمش یا نه! قبلا سر آهنگ های نامجو آنقدر صبر کردم تا آلبومش به بازار بیاد اما وقتی خریدم خبری از بعضی آهنگهای دوست داشتنی نامجو نبود.
الان هم به خودم میگم در هر صورت اگر این فیلم اجازه اکران بگیره بازم از این نسخه اصل کنار خیابونی پایین تره! هم صدای محسن چاووشی نیست و هم بیشتر سانسور شده.
به هر حال این فیلم به دست خیلی میرسه و میبنندش. برای تهیه کنندگانش که بازگشت سرمایه نخواهند داشت متاسفم. اما اگر یک حساب اعلام کنند پول بلیط را به حسابشان میریزم.

یک قسمتی از فیلم یک گفتگو داره که برام جالب بود. یک جوری آرزو های پوچ و اوج بدبختی و ابتذال بعضی جوانان این دوره را به تصویر کشیده. البته اینجا از نوع معتادش اما در کل فرقی نمی کنه!
" میدونی تو تهرون چند میلیون معتاده؟
-میلیون؟ بعله!
- مثل ما؟ بعله!
آقا جون به نظر من ما سه جور معتاد داریم . باشه کش و همیشه کش و گهگاهی کش.
پس ما جزو کدومشیم؟ همیشه کش! کو جنسش.
-اما نعشگی واقعی میدونی چیه؟ اینه که شما 80 گرم جنس سلامت را بگذاری جلووت 30 گرمشو بکشی 20 گرمشو گوله کنی بندازی تو حندق بلا چهار ساعت پنج ساعت بعدشم 30 گرمشو یواش یواش بگذاری رو حقه دود کنی بفرستی بالا.
ای خداااا یعنی میشه؟؟
-تازه من دلم می خواست بد از اون 30 گرم اول یک تزریقی با حال قوی بزنمو بساط بذارم دو تا سه تا لول تریاک دود کنم بره پی کارش!
"

سنتوری در کل فیلمی عمیق (شاید خیلی عمیق) است که با ظرافت خیلی ناگفته ها دارد. در ظاهر ممکن است کمی عامه پسند و گیشه ای به نظر بیاید.( شاید دلیل مجوز گرفتن اولیه اش هم همین باشد) اما دیدنی است.
بازی گلشیفته فراهانی هم خوب است و به خوبی نقش یک دختر مدرن پیانو زن را در کنار یک علی سنتوری سنتی ایفا می کند. حتی خیلی دیالوگهای فیلم و ماجرا های فیلم مثل به کانادا رفتنش و خیلی از بگو مگو هایش ملموس و واقعی است. صحنه ای از فیلم هم که با رادان کتک کاری میکنند و به هم مشت می زنند خیلی تابو شکنی بود که با بقیه صحنه های فیلم که علی سنتوری از دست زدن مستقیم به هانیه اکراه داشت هماهنگ نبود. به هر حال شما هم نظرتان را بدهید...

نويسنده: رضا هاشمی | 07:25 PM | سینما | نظرها 67 | دنبالک 0

یکشنبه 21 بهمن 1386

جشنواره

کنعان حکایت شورشی با دلیل است از سوی زنی که نمی خواهد مثل مادرش(مادرانش) باشد. بماند و بگذراند. او زندگی مرفهی دارد و شوهری که عاشقش است و هیچ کمبودی نیست جز این که خودش نیست، جایی نیست که تصورش را می کرده و کسی نشده که می خواسته. او تصمیم به جدایی می گیرد تا آنچه را که می خواهد در کشوری دیگر به دست آورد. با این حال فرار او از شوهرش نیست که از خودش است و می خواهد به تنهایی پناه ببرد. به جایی که کسی دوستش ندارد و منتظرش نیست. جایی که خودش است. همین جرات و جسارت "مینا"ست که او را تا میانه های فیلم قهرمان می کند. کنعان را تا همین جا دوست داشتم. وقتی در پی اتفاقی او ناگهان متحول و زیرو رو شد دلم برای فیلم سوخت و وقتی فیلم تمام شد به خودم گفتم لعنت به پایان خوب و معناگرایی که انبوهی از بهترین فیلم های سینمای ایران به ورطه سقوط کشانده است. ترکیب مانی حقیقی و اصغرفرهادی در چهارشنبه سوری خیلی دلپذیر بود و اصلا باورپذیر نیست که جابه جایی این دو کارگردان/ فیلمنامه نویس به چنین معجون تلخی بینجامد. به درک که هیات داوران بازی محشر ترانه علیدوستی را ندید.
***
"آواز گنجشک ها "ی مجید مجیدی نخسه جدیدی از "بچه های آسمان" اوست. کمی بامزه تر، سینمایی تر و دقیق تر. همان نگاه تلخ و در عین حال امیدوارانه به زندگی و همان سادگی و صفای آدم های فقیر و جامعه مرفه پیرامونی. قاب بندی های تورج منصوری واقعا آن را به نمایشگاهی از عکس های زیبا تبدیل کرده بود و همین. بیشتر از خود فیلم حواسم به سینما آزادی بود که به نظرم معماری عجیب غریبی پیدا کرده ولی به رغم برخی بی سلیقگی ها ( مثل فاصله صندلی ها) واقعا از استانداردهای ایرانی یک سروگردن بالاتر است.
امسال همین دو فیلم را دیدم و البته فیلم پرسپولیس را نیز در بخش خارج از جشنواره و در منزل تماشا کردم.

نويسنده: شهرام | 11:24 PM | سینما | نظرها 1 | دنبالک 0

جمعه 19 بهمن 1386

تصویر روابط فرهنگی ایران و ونزوئلا

یک گروه مستند ساز ایرانی که در ونزوئلا به سر می برد توسط افراد ناشناس غارت و کارگردان نیز با چاقو زخمی شد. جالب آنکه این گروه براي تصوير روابط فرهنگي و دوستي بين ايران و ونزوئلا داشتند فیلم می ساختند.

نويسنده: شهرام | 11:42 PM | سرگرمی | نظرها 0 | دنبالک 0

شنبه 13 بهمن 1386

واکنش کاربران فلیکر به خرید یاهو توسط مایکروسافت



نويسنده: شهرام | 02:46 PM | آی تی | نظرها 1 | دنبالک 0

جمعه 12 بهمن 1386

همدستی یاهو و میکروسافت علیه گوریلی مثل گوگل

حدود دو ساعت پیش خبر حساس پیشنهاد 46 میلارد دلاری میکروسافت برای خرید سهام یاهو، فضای بورس نییورک را به شدت تحت تاثیر قرارداد تا جایی که به محض باز شدن بورس نیویورک، سهام یاهو با 50% صعود مواجه شد که در دنیای شرکتهای کامپیوتری، یک حادثه بی نظیر محسوب می شود. خبرگزاری ها و سایتهای تحلیلی بورس در هر دقیقه در حال تولید یک خبر جدید از وضعیت بازار جدید هستند و میزان خرید فروش سهام یاهو در هر دقیقه به بالاترین رقم در طول سالهای گذشته رسیده است. در هر ثانیه صدها هزار سهم یاهو در حال تبادل است و در روبروی آن، سهام گوگل تا این لحظه به 8% سقوط مواجه بوده است. به وضوح پیداست که سهام گوگل در طول باز بودن بورس نیویورک مدام در حال کاهش خواهد بود زیرا عمده سهامداران گوگل در وحشت سقوط ارزش سهام خود، هجوم به فروش سهام آورده اند. در این حال، در خبرها آمده است که میکروسافت قیمت 31$ را برای هر سهم یاهو پیشنهاد داده است که این میزان با ازرش نرمال این شرکت (حدود 20 دلار) فاصله زیادی داشت و همین امر باعث شد که سهام یاهو ناگهان به مبلغ حدودی 28.5 دلار جهش کند و همچنان نیز روند صعودی را طی خواهد کرد.
تحلیل من از وضعیت بازار سهام شرکتهای میکروسافت، یاهو، گوگل و اپل:
خرید سهام یاهو در این لحظه به دلیل صعود بادکنکی آن همچنان منقعت زا خواهد بود زیرا اگر معامله میکروسافت قطعی شود (به احتمال 99%) رقم ارزشی سهام یاهو تا ظرفیت 35$ نیز می تواند افزایش یاید.
سهام گوگل فعلا روند نزولی خواهد داشت ولی مطمئنا مدیران گوگل تمهید جدیدی خواهند یافت و در طول هفته آینده، قطعا اخبار جدیدی از گوگل منتشر خواهد شد که اولا جلوی سقوط گوگل را خواهد گرفت و ثانیا باعث افزایش چند درصدی سهام گوگل خواهد شد. دلیل این امر، هوشمندی بالاتر مدیران گوگل نسبت به مدیران میکروسافت است که در طول سالهای اخیر به اثبات رسیده است.
سایر اطلاعات:
میکروسافت می داند که ارزش کل بازار تبلیغات اینترنتی در حال حاضر 40 میلیارد دلار است و تا 3 سال آینده به 80 میلیارد دلار خواهد رسید.
از دیدگاه میکروسافت و مدیران آن، گوگل یک تهدید و دشمن همیشگی برای آنها محسوب می شود. برای مبارزه با این گوریل 800 پوندی، قطعا همکاری میکروسافت و یاهو موثر خواهد بود.
ضربه جدید میکروسافت به گوگل با خرید یاهو، در شرایطی اتفاق می افتد که گوگل در شرایط بازاری خوبی نیز قرار ندارد و این ضربه در لحظه استراتژیک به گوگل وارد شده است.
حرف ها و احتمالاتی برای اتحادهای جدید بین شرکتهای دیگر برای غلبه بر جو فعلی بازار وجود دارد.
شرکت اپل نیز با تیزبینی در حال بررسی شرایط موجود است و احتمال دارد حرکتهای جدیدی توسط دو شرکت اپل و گوگل برای مقابله با غول میکروسافت و یاهو صورت گیرد.
منابع:
CNNMoney
MarketWatch
InformationWeek

نويسنده: علیرضا کاشیان | 06:41 PM | آی تی | نظرها 3 | دنبالک 0

برف و آفتاب


حال و هوایی شده این روزها. شب ها برف می بارد و صبح ها آفتاب می شود.

نويسنده: شهرام | 12:21 PM | عکاسی | نظرها 0 | دنبالک 0


 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/2008/02/index.php on line 575

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/2008/02/index.php on line 575