« March 2008 | صفحه اصلي | May 2008 »

دوشنبه 9 اردیبهشت 1387

تجربه سقوط

سقوط همیشه هم بد نیست. البته سقوطی که پایانش به له شدن نینجامد! بانجی جامپینگ ورزش جدیدی است که اخیرا یک دستگاه از آن در بام تهران نصب شده. علاقه مندان از یک دکل چهل متری بالا می روند و سپس به پایین می پرند. پس از چندین متر سقوط ازاد یک کش قوی که به پاهای فرد پرنده وصل می شود او را به شکل یویو به این طرف و ان طرف پرتاب می کند. گفته اند که کلیه موارد ایمنی را رعایت می کنند و تمامی وسایل هم خارجکی است. در عکس م.ر.بهنام رئوف را می بینید که که گفته می شود نخستین روزنامه نگار جراید
( نقل به مجری محل پرش)ی است که از این دکل پریده است. بقیه عکسهایش را >هم می توانید اینجا مشاهده کنید.

- علیرضا شیرازی هم از تجربه سقوط اش نوشته
- یک عکس دیگر از همین جا در فلیکر

- رئوف تجربه پریدنش را به صورت یک گزارش در دنیای اقتصاد منتشر کرده .

نويسنده: شهرام | 12:36 PM | سرگرمی | نظرها 5 | دنبالک 0

یکشنبه 1 اردیبهشت 1387

عکس های میلیون دلاری از صحنه های عادی

بسیاری او را به عنوان استاد عکس‌های سورئال از فضاهای عادی زندگی آمریکایی می شناسند.
با این حال او جزو معدود عکاسانی است که هر قطعه از آثارش میلیون‌ها دلار به فروش می رسد. در نوجوانی عضو یک گروه موسیقی راک با عنوان The Speedies بود و در همان زمان آهنگی را تحت عنوان «بگذار عکست را بگیرم» خواند. در آن زمان هیچ گاه فکر نمی‌کرد که در بزرگسالی آن آهنگ اینقدر در زندگی او مصداق پیدا کند. او در سال‌های اخیر به چنان شهرتی رسیده که در سال 2005 شرکت HP از همان ترانه قدیمی برای آگهی‌های تبلیغاتی دوربین‌های دیجیتال خود بهره گرفت. «گریگوری کرادسون» متولد 1962 و دانش آموخته هنر در بسیاری از دانشگاه‌های معتبر از جمله یاله است و حالا خود در همین دانشگاه به تدریس عکاسی مشغول است.«کرادسون» که حالا جزو یکی از عکاسان گرانقیمت جهان به حساب مي‌آید .
گزارش کامل در روزنامه دنیای اقتصاد

نويسنده: شهرام | 05:28 PM | عکاسی | نظرها 1 | دنبالک 0

سه شنبه 27 فروردین 1387

دو خبر + 1

امروز : سخنگوی قوه قضائیه: فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران در بازداشت است
33 روز قبل : فرمانده نيروي انتظامي : از فرماندهان ارشد پليس، كسي دستگير يا زنداني نشده است

بعد نوشت: احمدي مقدم‌:اميدوارم از فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران رفع اتهام شود

نويسنده: شهرام | 11:25 PM | متفرقه | نظرها 1 | دنبالک 0

پنجشنبه 22 فروردین 1387

موبایل، سیاستگذاران پرت، سیاستگذاری های اشتباه

دو سال تمام تعرفه واردات گوشی تلفن همراه را تا شصت درصد بالا بردند، نه تنها قاچاق کاهش نیافت بلکه 90 درصد بازار موبایل در اختیار قاچاقچیان قرار گرفت. هیچ تولید کننده داخلی موفق به ساخت موبایل نشد و میلیاردها ضرر و بازار به هم ریخته روی دست همه ماند. حالا دوباره تعرفه به جای خود بازگشت. به راستی هزینه این تصمیم گیری های نادرست را چه کسی می دهد؟ متن کامل گزارش در روزنامه دنیای اقتصاد

نويسنده: شهرام | 07:01 PM | آی تی | نظرها 2 | دنبالک 0

فلیکر اجازه آپلود فیلم می دهد

سرویس عکس فلیکر هم به جمع سرویس های آپلود فیلم اضافه شد و از این پس به کاربرانی که اکانت pro دارند این اختیار را داده تا ویدیوهایی تا حجم 150 مگابایت را در این سایت اپلود کنند. البته فلیکر که این اقدام را ظاهرا با هدف توسعه بیشتر فضای نمایش عکس خود انجام داده و از این رو نمایش فیلم های آپلود شده بیشتر از 90 ثانیه امکان پذیر نیست. با آن که چندروزی بیشتر از معرفی این سرویس جدید فلیکر نمی گذرد اما گروه های مختلفی در این زمینه درست شده و تعداد زیادی ویدیو نیز روی آنها قرار گرفته.
این اقدام فلیکر که یکی از بزرگترین سرویس های اشتراک عکس اینترنتی است انتقادهای فراوانی را نیز برانگیخته و بسیاری از کاربران معتقدند فلیکر نباید وارد عرصه فیلم شود. طی دو روز گذشته عکس های فراوانی با مضمون اعتراض به اقدام جدید فلیکر روی این سایت قرار گرفته و در کامنت های مختلف بسیاری از ویدوهایی که به تازگی روی فلیکر قرار گرفته اندنیز این اعتراضات دیده می شود. با این حال فلیکریها معتقدند که ماهیت فیلم و عکس یکی است ضمن این که ممکن است برخی علاقه داشته باشند که عکس های خود را به صورت اسلاید به نمایش بدهند که شکل نمایش فعلی فلیکر این امکان را به سادگی و سرعت به آنها نمیدهد. ارسال ویدیو و عکس به فلیکر برای کاربران Pro به هر تعداد و حجم رایگان بوده و همزمان با این کار ظرفیت آپلود عکسها برای کاربران Pro از ده به 20 مگابایت و برای کاربران عادی به 10 مگابایت رسیده است.

نويسنده: شهرام | 11:23 AM | آی تی | نظرها 1 | دنبالک 0

دوشنبه 19 فروردین 1387

طوفان چین به هنر هم رسید

برای سال‌ها پاریس و به طور عمومي ‌فرانسه جایگاه اصلی هنر قلمداد مي‌شد. در طی قرون اخیر بسیاری از هنرمندان به امید یافتن فضای مناسب کاری، شهرت، توجه، درآمد و ... راهی پاریس مي‌شدند.

فرهنگ غنی این کشور از ادبیات گرفته تا نقاشی و از موسیقی تا سینما برای سال‌ها مدینه فاضله بسیاری از هنرمندان جهان تلقی مي‌شد. نام‌های ادبی و هنری که به فرانسه پیوند خورده اند بی شمارند و چنان مشهور که انگار بدون آنان جهان هنر ناقص است. حالا اما با ظهور قدرت‌های جدید هنری به نظر مي‌رسد جايگاه فرهنگ و هنر فرانسه رو به تنزل گذاشته است. هر چند برای سنجیدن مقبولیت هنری شاخص‌های مختلفی وجود دارد اما بازار خرید و فروش آثار هنری حالا به یک شاخص اصلی تبدیل شده است. حالا به جرات مي‌توان گفت که این اقتصاد هنر است که میزان رشد و افول هنری کشورها و فرهنگ‌ها را تعیین مي‌کند. بر اساس آخرین تحقیقات انجام گرفته در خصوص بازار هنر، فرانسه جایگاه خود را به چین داده و این در حالی است که آمریکا و انگلستان با فاصله بسیار در مکان‌های اول و دوم این بازار ایستاده‌اند. این موضوع به وضوح نشان می‌دهد که طوفان چینی حتی عرصه‌های هنری را هم مصون نگذاشته و با پایین کشیدن فرانسه خود در جایگاه سوم قرار گرفته است.

متن کامل گزارش در دنیای اقتصاد

نويسنده: شهرام | 10:58 PM | فرهنگ | نظرها 1 | دنبالک 0

درباره مرد هزارچهره

با کمی جرح و تعدیل با آنچه توکا نیستانی درباره سریال " مرد هزارچهره" گفته موافقم. مرد هزارچهره سریال پرسروصدا و بسیار پربیننده ای بود اما جز سرگرم کردن هدفی نداشت. هرچه قسمت های مربوط به نیروی انتظامی و بیمارستان و دکتر طبیبیان جذاب و پرمعنا می نمود بخش های مربوط به روشنفکران، مدیتیشن و حتی صحنه های دادگاه ، اضافه، کش دار و بی معنی بود. با این حرف توکا نیستانی هم موافقم که اساسا مهران مدیری آدم منتقدی نیست. در بهترین شرایط او ( که در استعدادش در خنداندن و سرگرم مردم شکی نیست) می تواند تعبیرهای مبهمی از کارهایش متصاعد کند چیزی که در این سریال هم به چشم آمد. مدیری و گروه نویسندگانش همین را می خواستند که مردم برای این شخصیت ها مابه ازای بیرونی پیدا کنند و این موارد را به خصوص در بخش روشنفکران با اشاره های روشن تری به نمایش در آوردند ولی در بخش های دیگر متن آنقدر ابتر و اشاره ها آنقدر خام بود که حتی خیال پردازترین آدم ها نیز نمی تواند از آن بخش ها چیزی بیرون بکشد. یا مثلا صحنه دادگاه و دفاعیات آخر اصلا چه بود؟ چی اشتباهی بود و برای چی؟ خب که چی که تو اشتباهی بودی؟ من هم تصور می کنم که "مرد هزارچهره" ازآن دسته آثاری است که خیلی زود با فروخفتن این جو طبیعی بعد از پخش آن فراموش می شود و اساسا با کارهای طنزی چون " دایی جان ناپلئون" که مردم هنوز بعد از ده ها سال دیالوگ هایش را هم از یاد نبرده اند، فاصله های زیادی داشت.

نويسنده: شهرام | 10:39 PM | متفرقه | نظرها 1 | دنبالک 0


 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/2008/04/index.php on line 312

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/2008/04/index.php on line 312