« April 2008 | صفحه اصلي | June 2008 »

سه شنبه 7 خرداد 1387

Openbook اولین نوت بوک Open Source

VIA Technologies مجموعه طراحی سخت افزاری برای لپ تاپ های ارزان قیمت که WiMAX را پشتیبانی می کنند را منتشر کرد. هدف اصلی VIA آسان نمودن پروسه تولید و Customize کردن برای تولید کنندگان اعلام شده است.

فایل CAD که تمامی مراحل طراحی و پیاده سازی را در خود دارد، به رایگان در وب سایت این شرکت گذاسته شده است و همه می توانند آنرا دانلود کنند. این منبع تحت لیسانس Creative Common Attribution ShareAlike 3.0 است که اجازه کپی، تغییر و به اشتراک گذاشتن آنرا فراهم می کند.
Openbook مجهز به پردازنده VIA 1.6 GHz C7-M و چیپ ست VX800 است. طراحی آن شامل صفحه نمایش 8.9 اینچی با کیفیت نمایش 1024*600 پیکسل، هارد دیسک 80Gb،WiFi و بلوتوث است.
این نوت بوک 1 کیلوگرمی که خیلی شبیه Everex CloudBook است، 2Gb رم، دوربین 2 مگاپیکسل، کارت خوان و باطری با کارکرد 3ساعته را با پشتیبانی سیستم عامل های ویندوز و لینوکس ارائه می هد.
بسته به پیکربندی آن، قیمتش بین 500 تا 800 دلار تخمین زده شده و قراره در 3ماه سوم سال 2008 به بازار عرضه شود.
بد نیست بدانید که این اولین اتفاق در ارائه اسناد طراحی یک سخت افزار بر اساس open source نیست و اولین بار Openmoko یک پلت فرم کامل برای گوشی های تلفن همراه هوشمند ارائه کرده بود.

نويسنده: حسین شمس | 11:06 PM | آی تی | نظرها 0 | دنبالک 0

داروخانه سیزده آبان

مرد دوباره می پرسد: پس من چه کار کنم؟
مرد سفید پوش از پشت شیشه می گوید: ما نداریم ولی می تونی از همین موتوری هایی که جلوی در داروخانه ایستادن دارو رو بخواهی، خودشون می برنت دم دارو.!
مرد مستاصل به بیرون داروخانه نگاه میکند.

توضیح : این است وزارت بهداشت دولت محمود احمدی نژاد

نويسنده: شهرام | 10:10 PM | متفرقه | نظرها 3 | دنبالک 0

یکشنبه 5 خرداد 1387

رنجی که می برد

هر ثانیه امروز یک سال گذشت. رفتم به سال هشتاد و یک. آدم های بیمارستان همان بودند بی هیچ تغییری. نه در رفتار نه در چهره. تمام دیشب نخوابید و درد کشید مثل تمام این سالها - درد هم بعد از این همه سال تغییری نکرده است - اما دم غروب آرام خوابیده بود و به کمک دستگاه نفس می کشید. حالا کمی آرام گرفته ام. خسته ام

نويسنده: شهرام | 11:52 PM | متفرقه | نظرها 6 | دنبالک 0

شنبه 4 خرداد 1387

کدخدا خودم !

کدخدای دوم دهکده جهانی انتخاب شد . به نقل از خودش کدخدای دوم دهکده جهانی به طور رسمی از سوی پروفسور یحیی کمالی پور انتخاب شد. خودش افزود: فکر می کنم این دهکده آنقدر بزرگ هست که چندین و چند کدخدا داشته باشد . و به قول ظریفی حتی چندین معاون کدخدا .

دعای روز شنبه : خدایا به طور رسمی به ما اعتماد به نفس فراوان اعطا فرما

نويسنده: شهرام | 11:52 AM | آی تی | نظرها 2 | دنبالک 0

چهارشنبه 1 خرداد 1387

عکسهای خشایار الیاسی در گالری نیکول

خشایار الیاسی از عکاسان خوب فلیکری است که نمایشگاهش درباره کار کودکان با عنوان" من از دنیای بی کودک می ترسم" از روز جمعه در گالری نیکول تهران برپا می شود.

نويسنده: شهرام | 02:22 PM | عکاسی | نظرها 0 | دنبالک 0

جمعه 27 اردیبهشت 1387

افشین قطبی فاتح لیگ دلها!

فردا دارم میرم استادیوم آزادی برای جشن پیروزی و حمایت از افشین قطبی. الان فوتبال برام مثل فیلمی میمونه که اول به کارگردانش نگاه می کنم و بعد می بینم.
فقط می خوام وقتی افشین قطبی داره شادمانی میکنه براش هورا بکشم و کف بزنم! قطبی دل خیلی ها را فتح کرد و این ربطی به بردن یا باختن پرسپولیس نداره. فردا اگر پرسپولیس برد که چه بهتر و اگر هم باخت اصلا اهمیتی نداره چون قهرمان دلهاست.
توی این برهوت فرهنگی دنیای فوتبال باید قدر آدمهایی مثل قطبی را دانست.
آدمهایی که با عشق کارشان را انجام میدهند و خودشان را ارزان نمی فروشند.
فقط کسی مثل قطبی میتونست من و امثال من را با استادیوم فوتبال که نمادی از تبعیض، خشونت و فقر فرهنگی شده آشتی بده!

توی این جامعه نخبه کش می دونم به خیلی ها فشار آمده که کسی مثل قطبی توانست محبوببیت و موفقیت کسب کنه و دیر یا زود زیرآبش زده میشه! اصلا امیدوارم بعد از قهرمانی پرسپولیس از ایران بره و فرصت عقده گشایی را از بد خواهانش بگیره.
قطبی توانست با شایستگی، با سادگی و صداقت و با دل شیر طرفدار کسب کنه.
همین فرصتها در اختیار کسی مثل فیروز کریمی هم بود اما ببینید عاقبت کارش به کجا رسید.

ساعت 2:30 صبح:
الان دوستان sms دادن میگن پنجاه هزار نفر پشت درب استادیوم جمع شدن

نويسنده: رضا هاشمی | 11:29 PM | فرهنگ | نظرها 10 | دنبالک 0

پنجشنبه 26 اردیبهشت 1387

نیویورک از نگاه سهراب

من به شدت در این شهر درمانده ام. در این شهر بی پرنده و نادرخت، هنوز صدای پرنده نشنیده ام. در همان امیرآباد خودمان توی هر درخت نارون، یک خروار جیک جیک بود. نیویورک و جیک جیک؟! توقعی ندارم، ولی باید قانع بود و من هستم، مثلا یک چهارم قار قار کلاغ برای من بس است. من روزها نقاشی می کنم، هنوز روی دیوارهای دنیا برای تابلو جا هست، پس تندتر کار کنیم. باید کاری کرد ولی نباید دود چراغ خورد. اینجا دودهای زبرتر و خالص تری هست. در کوچه که راه می روی گاه یک تکه دود صمیمانه روی شانه ات می نشیند و این تنها ملایمت این شهر است. وگرنه آن جرثقیل که از پنجره ی اتاق پیداست، نمی تواند صمیمانه روی شانه ی کسی بنشیند. اصلاً برازنده ی جرثقیل نیست. اگر این کار را بکند به اصالت خانوادگی خود لطمه زده است. توی این شهر نمی شود نرم بود و حیا کرد و تهنیت گفت. نمی شود تربچه خورد. میان این ساختمانهای سنگین، تربچه خوردن کار جلفی است. ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشتهای دلپذیر. من دیر یا زود باید برگردم

نويسنده: رضا هاشمی | 12:42 AM | فرهنگ | نظرها 4 | دنبالک 0

چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387

مدیری علیه مدیری

"ماهنامه فیلم" در شماره اخیر خود گفت وگویی را با مهران مدیری انجام داده که بخش عمده آن به حواشی مربوط به تولید و پخش سریال مرد هزارچهره است و البته بعد از خواندن این مصاحبه مشخص می شود چرا مهران مدیری نباید رابطه مناسبی با مطبوعات داشته باشد. پیش از هر چیز از ماهنامه وزین فیلم که یکی از تاثیرگذارترین نشریات سالهای اخیر در عرصه سینما و مطبوعات سینمایی بوده انتشار چنین گفت وگویی در این سطح بعید و عجیب می نماید. صدر تا ذیل مصاحبه تمجید است از شخصیت هنری مهران مدیری و شاهکار او ( مرد هزارچهره) و این که چگونه این کارگردان توانسته به ساخت چنین اثری والا نایل شود. اما مصاحبه – خصوصا در بخش های انتهایی – به ادعانامه ای علیه مطبوعات، منتقدان، وبلاگ نویسها و ... تبدیل می شود جایی که مهران مدیری روشنفکران را افرادی بی مصرف و متوهم عنوان می کند( و البته همچون سریال خود آدرس مشخصی از این گروه روشنفکران نمی دهد) و سپس قاطبه مطبوعات را به همین ها پیوند می زند :" اینها ( مطبوعات) همان کسانی هستند که گفتم . همان حلقه روشنفکرانی که در سریال هم نشان دادیم. آدم هایی که یک گوشه نشسته اند و هیچ کاری نمی کنند اما من دارم کار میکنم، دارم می سازم و جلو می روم".


در این گفت وگوی واقعا تخصصی بحث حتی به پسرخاله آقای مدیری هم کشیده می شود و او می پرسد:" اگر پسرخاله من هم به روزنامه ای مطلب بنویسد آنها چاپ می کنند؟این کسانی که مطالب را تایید میکنند چه کسانی هستند؟ " و مصاحبه کننده که واقعا تخصص و تعهد را در تملق به حداعلای خود رسانده پاسخ می دهد:" اینها ( مطبوعاتی ها) دو سه سالی زودتر از پسرخاله شما وارد این عرصه شده اند" .
چه آقای مدیری بخواهند یا نخواهند بخش عمده ای از رونق تلویزیون و سینما که آقای مدیری به جایگاه فعلی رسانده نتیجه همین فضای مطبوعاتی و رسانه ای است. در ایام نوروز امسال هم که معدود رسانه ای منتشر می شد، وبلاگ ها و سایت های اینترنتی بیشترین تبلیغ را برای این سریال انجام دادند حالا اما همه مزد توجه به این سریال و کارگردان آن را می بینند. مدیری در بخشی از مصاحبه حتی تلویحا می گوید که می خواهد اجازه ندهد از عکسش استفاده کنند و از شهرت او پول درآورند . البته او زمانی این حرف را می زند که دیگر" نمک را خورده است" و به آنچه می خواسته رسیده است.
اما به راستی توقع کسی که خود محصول بازار پاپارتزی ها و زردپسندانه است از ننوشتن و ندیدن اش متناقض نیست؟ آثاری که مهران مدیری طی این سالها ارایه داده برای مخاطب عام و در سطح وسیع صورت گرفته است، بسیاری او را از روی صفحه تلویزیون می شناسند و به همین دلیل است که او نمی تواند خود را از نقد و انتقاد عامیانه بر آثارش مبرا کند. چراکه کار همه پسند نقد عامیانه را هم به دنبال دارد. همچنانکه همین مصاحبه هم ( که در پایان مصاحبه کننده بیانه ای بلندبالا را در نکوهش منتقدان آثار مدیری و مدح وی قرائت می کند) چیزی فراتر از مصاحبه هایی نیست که نشریات زرد خواهان آنند و از قضا طرح روی جلد این شماره ماهنامه فیلم نیز ( باز در کمال تعجب) به چنان تعبیری دامن می زند.
به نظر می رسد مهران مدیری نه قدر خودش را می داند ونه فضایی را که او را به اینجا رسانده می شناسد. نقد و ارزیابی چه منصفانه و چه غیرمنصفانه بخشی از فضای جامعه ای است که در آن زندگی می کنیم، همچنانکه نگاه طنز خود آقای مدیری نیز همیشه منصفانه نبوده است همچنانکه تعبیرهای خود او از آدم ها و شخصیت ها و آثار دیگران که در همین مصاحبه مطرح می شود هم منصفانه نیست.

نويسنده: شهرام | 02:04 PM | سینما | نظرها 3 | دنبالک 0


 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/2008/05/index.php on line 355

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/2008/05/index.php on line 355