متفرقه

چهارشنبه 21 دی 1390

تابناک، دروغ در تیترزنی برای جلب کلیک بیشتر


متاسفانه دروغ گفتن و گول زدن کاربران اینترنتی برای جلب کلیک بشتر دارد قبح خود را از دست می‌دهد. سایت تابناک تیتر زده است :‌ تصویر: لحظه انفجار تروريستي صبح امروز . وقتی صفحه گشوده می‌شود با عکس ماهواره ای حاصل از گوگل ارث مواجه می‌شویم که البته هر چقدر هم دقت کنیم چیزی از لحظه انفجار در آن نیست و در بهترین حالت مکان انفجار را می‌تواند نشانمان دهد. به راستی چنین نوع تیتر زدنی که کاربران را مستقیما گول می‌زند اخلاقی و حرفه‌ای است؟ آیا تعداد بازدید بیشتر هر چیزی را توجیه می‌کند؟ متاسفانه این روش فقط سایت تابناک نیست بلکه بسیاری از سایت‌ها این روزها در جنگ خونین کسب کاربر بیشتر همه چیز را زیر پا می‌گذارند.

نويسنده: شهرام | 05:43 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

سه شنبه 15 اردیبهشت 1388

چه بر سر ما آمده؟

این نوشته ی آسیه امینی درباره دل آرا دارابی بدجور تلخ است. نمیدانم انتقام چقدر می تواند لذتبخش باشد. آیا خانواده مهین دارابی اکنون مادرشان را به دست آورده اند؟ آیا حالا از این انتقام طولانی رضایت قلبی شان به دست آمده؟ دادستانی رشت که این همه برای بالا کشیدن این دختر عجله به خرج داد چطور؟ آیا این گونه کشتن ( بر فرض متهم یا قاتل) بدون حضور وکیل و خانواده اش و بدون شنیدن آخرین وصیتش انسانی است و مستوجب ثواب ؟
چه بر سر ما آمده که این قدر پر از کینه هستیم. با این همه نفرت از هم به کجا می رویم؟

نويسنده: شهرام | 01:29 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

جمعه 27 دی 1387

پرنده مردنی نیست


پرواز پرندگان اطراف فرودگاه ها همیشه این هراس را ایجاد میکند آیا ممکن است آنها با هواپیماها برخورد کنند و احیانا در هنگام فرود و برخاست هواپیماها موجب سانحه ای شوند؟ حادثه اخیر فرود اضطراری هواپیما در رود هادسن در نیویورک به واسطه از کار افتادن هر دو موتور ایرباس A320 رخ داد، موضوعی که بسیار به ندرت ممکن است رخ دهد. این حادثه به جز دلاوری های خلبان آن ( که ملت قهرمان پرور نیویورک را بسیار علاقه مند کرد) شامل آموزه های دیگری نیز هست. به راستی آیا پرندگان با چنین کاری در حال انتقام گیری از انسان هاهستند؟ پرندگانی که عمدتا در درون شهرها جایی ندارند و به اطراف شهرها و فضاهای بازی چون فرودگاه ها کوچانده شده اند، آیا به طور نا خواسته خود به انتقام گیری ( آن هم از نوع القاعده ای) مجبور شده اند؟ راه حل کجاست؟ کشتن همه پرنده هایی که به نزدیکی فرودگاه ها می رسند؟
Richard Dolbeer یک زیست شناس آمریکایی است که در گفت وگویی با سی ان ان گفته است که جمعیت پرندگان ( خصوصا پرندگان بزرگ) در اطراف فرودگاه ها رو به افزایش است و فرودگاه ها باید برنامه های مدیریت رفتار پرندگان را به اجرا بگذارند.

نويسنده: شهرام | 05:07 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

پنجشنبه 23 آبان 1387

کدام آرامش؟

نمیدانم این طرح رزمایش امنیت عمومی اصلا هدفش چیست فقط میدانم که ریختن این همه پلیس در خیابان جز حکومت نظامی کردن چهره شهر هیچ نتیجه دیگری در برندارد و در هیچ جای دنیا پلیس چنین مانورهایی در سطح شهر برگزار نمی کند و اینگونه خود را به رخ مردم نمی کشد. امن کردن فضای جامعه و مطمئن نشان دادن آن با نظامی کردن چهره شهر کاملا دو معنای متفاوت دارد. اگر نیروی انتظامی به جای قدرتنمایی به شهروندان به فکر رفع مشکلات ریشه ای مثل ترافیک بود الان همه به جانش دعا می فرستادند.

نويسنده: شهرام | 08:53 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

شنبه 23 شهریور 1387

چرا تابناك عكس و مطلب وبلاگ‌ها را مي‌دزدد؟

برايم سوال است براي سايتي مثل تابناك چقدر دشوار است كه براي عكس و مطالبي كه از وبلاگ‌ها و سايت‌هاي ديگر برميدارد يك منبع ذكر كند؟ ديروز تابناك عكس و پست قبلي اين وبلاگ را برداشت و به عنوان يكي از خبرهاي خودش منتشر كرد و بالاي آن نوشت ارسال شده توسط يكي از خوانندگان تابناك!!!. هم ديروز به مدير سايت ايميل زدم و هم به اسم و ايميل خودم در همان صفحه كامنت گذاشتم كه اين مطلب وبلاگ من هست و بعد به يكي از دوستان اين سايت هم زنگ زدم كه اين گونه كپي برداري كار درستي نيست و هيچ فرقي با دزدي ندارد. تابناك اگر مي خواهد واقعا جايگاه خود را در بين كاربران ايراني ارتقا دهد اين كار را با كپي زدن از مطالب ديگر سايت ها و وبلاگ ها و عنوان كردن اين كه اين مطلب را براي ما فرستاده اند نمي تواند انجام دهد. حتي اگر بپذيريم كه يك نفر مطلب و عكس من را براي تابناك ارسال كرده باز هم پذيرفتني نيست كه به رغم اعتراض من و درخواست من،‌ تابناك هيچ اقدامي براي اصلاح آن انجام ندهد.
متاسفانه اين نخستين بار نيست كه تابناك اينگونه رفتاري را انجام مي‌دهد. دو هفته قبل هم بلافاصله بعد از انتشار مقاله اي از بهروز مهدوي در آي تي ايران درباره اوپن سورسها تابناك عين مطلب را برداشت و بدون ذكر منبع و نام نويسنده منتشر كرد و تنها پس از ايميل من و نويسنده حاضر به درج نام مولف و منبع شد.

بعد نوشت: جام جم هم عكس را از تابناك دزديده و در صفحه حوادثش كار كرده، عجب دزدبازاريه - مرسي از فارستك

نويسنده: شهرام | 09:45 PM | نظرها 12 | دنبالک 0

سه شنبه 12 شهریور 1387

ماست‌بندي و املاك

hooo.jpg
در ايران همه در كار املاك هستند و خلافش هم هيچ وقت ثابت نمي شه

نويسنده: شهرام | 10:58 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

سه شنبه 29 مرداد 1387

اصرار بر قصاص و احضار سينماگران

احضار سه هنرمند سينما به دادسراي جنايي در حالي كه تنها گناه آنان ايجاد يك حركت جمعي براي رهاندن يك پسر هفده ساله از چوبه دار است،‌چيزي جز بدفهمي و تعصب و خشونت نيست. اولا كه اين افراد جرم جنايي مرتكب نشده اند كه بخواهند به دادسراي جنايي احضار شوند دوم اين كه كساني كه چنين كاري كرده اند قطعا مي خواهند جلوي تلاشي را بگيرند كه ناكامي در آن جز مرگ يك پسر هفده ساله كه سالها پيش از آن مرتكب قتل شده،‌نيست. بازپرس زماني برآشفته كه امضاي 200 روزنامه نگار را پاي اين طرح ديده و چنان صحبت كرده كه گويي جز قصاص اين جوان راه ديگري نيست و هيچ كس را هم ياراي جلوگيري از آن نيست. اين همه در حالي است كه به گفته عزت الله انتظامي و كيومرث پوراحمد رضايت خانواده مقتول براي انجام چنين كاري پيش از اعلام آن جلب شده است. چه مي‌توان گفت؟

نويسنده: شهرام | 02:36 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

یکشنبه 27 مرداد 1387

يك كتاب، تبليغات خلاق


بعيد مي دانم بسياري از افراد بي استعدادي كه در بدنه صنعت تبليغات ايران كار ميكنند و اين همه تبليغات بي هدف و حوصله سربر را به خورد ما مي دهند روي اين موضوع فكر نكرده باشند كه مي توان تبليغات را به گونه اي جذاب تر، مناسب تر و دلنشين تر ارايه داد. اين كه چرا چنين نمي‌كنند را بايد از خودشان پرسيد و هزار عذري كه مي‌آورند را نيز شنيد. كتاب 118 صفحه اي "تبليغات خلاق" به انبوه كساني كه در صنعت تبليغات ايران درجا مي زنند پيشنهاد مي شود تا حداقل دريابند مي توان از اين كليشه هاي سردردآور بيرون آمد . به قول لوك سوليوان نويسنده اين كتاب شما (فعالان صنعت تبليغات تلويزيوني)‌ با دو چيز به شدت در حال رقابت هستيد، اول توالت و دوم آشپزخانه چراكه بينندگان تلويزيون در هنگام آغاز تبليغ به فكر اين دو كار مي‌افتند و اگر يك آگهي مناسب نتواند در سه ثانيه اول آنها را جذب كند، عملا كار از كار گذشته است.

نويسنده: شهرام | 09:48 PM | نظرها 4 | دنبالک 0

دوشنبه 10 تیر 1387

خلق اثر مفهومی در 30 ثانیه


روح واسیلی کاندینسکی تازه می شود اگر بتواند با این نرم افزارهای جدید قلمی بر صفحه بزند. اثر هنری که مشاهده می کنید را من در کمتر از بیست ثانیه از طریق سایت bomomo کشیده ام. شما هم استعداد هنری تان را محک بزنید .

نويسنده: شهرام | 02:30 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

سه شنبه 7 خرداد 1387

داروخانه سیزده آبان

مرد دوباره می پرسد: پس من چه کار کنم؟
مرد سفید پوش از پشت شیشه می گوید: ما نداریم ولی می تونی از همین موتوری هایی که جلوی در داروخانه ایستادن دارو رو بخواهی، خودشون می برنت دم دارو.!
مرد مستاصل به بیرون داروخانه نگاه میکند.

توضیح : این است وزارت بهداشت دولت محمود احمدی نژاد

نويسنده: شهرام | 10:10 PM | نظرها 3 | دنبالک 0

یکشنبه 5 خرداد 1387

رنجی که می برد

هر ثانیه امروز یک سال گذشت. رفتم به سال هشتاد و یک. آدم های بیمارستان همان بودند بی هیچ تغییری. نه در رفتار نه در چهره. تمام دیشب نخوابید و درد کشید مثل تمام این سالها - درد هم بعد از این همه سال تغییری نکرده است - اما دم غروب آرام خوابیده بود و به کمک دستگاه نفس می کشید. حالا کمی آرام گرفته ام. خسته ام

نويسنده: شهرام | 11:52 PM | نظرها 6 | دنبالک 0

سه شنبه 27 فروردین 1387

دو خبر + 1

امروز : سخنگوی قوه قضائیه: فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران در بازداشت است
33 روز قبل : فرمانده نيروي انتظامي : از فرماندهان ارشد پليس، كسي دستگير يا زنداني نشده است

بعد نوشت: احمدي مقدم‌:اميدوارم از فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران رفع اتهام شود

نويسنده: شهرام | 11:25 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

دوشنبه 19 فروردین 1387

درباره مرد هزارچهره

با کمی جرح و تعدیل با آنچه توکا نیستانی درباره سریال " مرد هزارچهره" گفته موافقم. مرد هزارچهره سریال پرسروصدا و بسیار پربیننده ای بود اما جز سرگرم کردن هدفی نداشت. هرچه قسمت های مربوط به نیروی انتظامی و بیمارستان و دکتر طبیبیان جذاب و پرمعنا می نمود بخش های مربوط به روشنفکران، مدیتیشن و حتی صحنه های دادگاه ، اضافه، کش دار و بی معنی بود. با این حرف توکا نیستانی هم موافقم که اساسا مهران مدیری آدم منتقدی نیست. در بهترین شرایط او ( که در استعدادش در خنداندن و سرگرم مردم شکی نیست) می تواند تعبیرهای مبهمی از کارهایش متصاعد کند چیزی که در این سریال هم به چشم آمد. مدیری و گروه نویسندگانش همین را می خواستند که مردم برای این شخصیت ها مابه ازای بیرونی پیدا کنند و این موارد را به خصوص در بخش روشنفکران با اشاره های روشن تری به نمایش در آوردند ولی در بخش های دیگر متن آنقدر ابتر و اشاره ها آنقدر خام بود که حتی خیال پردازترین آدم ها نیز نمی تواند از آن بخش ها چیزی بیرون بکشد. یا مثلا صحنه دادگاه و دفاعیات آخر اصلا چه بود؟ چی اشتباهی بود و برای چی؟ خب که چی که تو اشتباهی بودی؟ من هم تصور می کنم که "مرد هزارچهره" ازآن دسته آثاری است که خیلی زود با فروخفتن این جو طبیعی بعد از پخش آن فراموش می شود و اساسا با کارهای طنزی چون " دایی جان ناپلئون" که مردم هنوز بعد از ده ها سال دیالوگ هایش را هم از یاد نبرده اند، فاصله های زیادی داشت.

نويسنده: شهرام | 10:39 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

پنجشنبه 4 بهمن 1386

گوگل سقوط کرد: گهی زین به پشت و گهی پشت به زین

روز 23 ژانویه 2008، یک کابوس برای گوگل محسوب می شود. پس از اینکه در طی 4 ماه گذشته سهام گوگل از متوسط 550 دلار تا سقف 750 دلار افزایش یافت، به تدریج سرعت رشد آن کاهش یافت و مجدد شیب نزول را طی کرد تا آنجا که دیروز (23 ژانویه) در حدود ساعت 12:46 سهام گوگل به 521 دلار رسید و در فاصله 22 و 23 ژانویه (یعنی یک روز) بطور متوسط حدود 9.5 درصد سهام آن سقوط کرد که این واقعا یک رخداد قابل توجه در تاریخ سقوط سهام گوگل محسوب می شود. تحلیل های زیادی برای سقوط سهام گوگل وجود دارد. البته با توجه به سقوط گسترده سهام در بازارهای مالی جهان و افت شدید سهام دیگر شرکت های آی تی همه انتظار چنین کاهش هایی را داشته اند اما این افت سهام برای شرکت هایی سهام بالاتری در بازار بورس دارند به مراتب شکننده تر و مخرب تر است. بخصوص که اخیرا خیلی ها فکر می کردند طرح GPhone گوگل بزودی روانه بازار می شود و سهام آنها دوچندان خواهد شد ولی تا آنروز فاصله بیشتری داریم.
در زیر نمودار سقوط سهام گوگل در طی روزهای گذشته را مشاهده می کنید.
GoogleisComingDownin5days.jpg

نويسنده: علیرضا کاشیان | 12:18 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

دوشنبه 17 دی 1386

اطلاعیه


با سپاس بي‌كران از الطاف الهي كه ملت مومن و پرتلاش و قدرشناس ما را مشمول عنايت فراون خويش قرار داده است و با نزول پيوسته‌ي رحمت و بركت، قلوب مومنان و حق‌باوران را شادمان ساخته است و با تاكيد و استمداد از همت بلند ملت عزيز ايران جهت همكاري با ديگران هموطنان اعلام مي‌دارد، فردا و پس فردا تعطیله فیتیله ...

پی نوشت: این اطلاعیه تعطیلی هیات دولت را باید قاب گرفت

بعد نوشت: از صبح امروز که قرار بود دمای هوا به یازده درجه زیر صفر برسد بدجور افتاب شده

نويسنده: شهرام | 12:16 AM | نظرها 5 | دنبالک 0

شنبه 24 آذر 1386

اورژانس شبانه روزی

ساعت سه و نیم صبح - درمانگاه شبانه روزی خیابان آپادانا
دکتر خواب آلود و خسته نگاهی پرسش وار به من رنگ پریده می اندازد
- گلوم خیلی می سوزد، تب دارم، خوابم نمی بره و ...
دکتر بی حوصله :"این که مورد اورژانسی نیست باید روز بیایی ...
- واقعا شرمنده ام شما را از خواب بیدار کردم ولی واقعن برای من اورژانسی بود تمام شب را بی قرار بودم و...
دکتر: نه آخه روز را برای همین گذاشتن نه این که ساعت سه شب یادت بیاد
- من واقعا متاسفم که این ویروسها خواب نداشتن آقای دکتر
***
می خواهم از جوان آمپول زن خواب آلود هم به خاطر همین مزاحمت نیمه شب معذرت خواهی کنم که درد سوزن ها امان نمی دهد.

***
لنگ لنگان خودم را از پیاده روی خلوت به ماشین می رسانم. کس دیگری هست که معذرت بخواهم؟

نويسنده: شهرام | 02:59 PM | نظرها 11 | دنبالک 0

پنجشنبه 29 شهریور 1386

دولت خصوصی

آخر و عاقبت فشار زیاد برای خصوصی سازی یک نظام کاملا دولتی می شود همین انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال که رییس سازمان تربیت بدنی را نیز وادار می کند در این انتخابات شرکت کند. جالب آنکه فیفا تغییرات را در اساسنامه فدراسیون فوتبال به گونه ای به ایران تحمیل کرد تا این فدراسیون از وابستگی های دولتی رهایی یابد اما حالا این فدراسیون حتی موقعیت نیمه دولتی/ مستقل اش هم در معرض خطر قرار داده است. نکته جالب در حرفهای نامزد دولت در این انتخابات این است که شعارهای خصوصی می دهد. با چنین رویکردی از سوی دولتی ها تعجب نکنید اگر در دور بعدی وزیر ارتباطات در انتخابات نظام صنفی رایانه ای شرکت کند .

بعد نوشت:
اعتماد ملی گزارش جالبی درباره نامزدی رییس سازمان دارد اما نکته جالب تر آنکه تصویر برگه ثبت نام علی آبادی را منتشر کرده که در آن به طور واضح شماره موبایل ، آدرس منزل ( در خیابان نفت) و سایر مشخصات وی درج شده است.( این عکس را در سایت پیدا نکردم)

نويسنده: شهرام | 11:19 PM | نظرها 3 | دنبالک 0

چهارشنبه 28 شهریور 1386

حلیم خوری خوشمزه است

بساط حلیم و آش امسال بدجور برقرار است. سر افطار از هر چهار مغازه یکی حلیم و آش می فروشد و انصافا خوب هم می فروشند. مهم نیست شما چه مغازه ای دارید، میوه فروشی،نجاری، سمساری و مهم نیست اصلا در عمرتان یک بار هم آشپزی کرده باشید. مهم این است که شما فقط بلد باشید هم بزنید و همین یعنی هشتاد درصد راه را رفته اید. بیست درصد بقیه هم کمی سلیقه است که نداشتن اش چندان مشکلی نیست چون آدم گرسنه سلیقه سرش نمی شود. در عکس مشاهده می فرمایید که مغازه فروش ادوات موسیقی هم به این هنر مدرن روی آورده که بسیار سودآور است و پرطرفدار . سنت حلیم پزی حالا به لطف ماه رمضان از زمستان به تابستان کوچ کرده و دم غروب تمام شهر را بوی حلیم و آش و پیازداغ و نعنا برمیدارد چراکه حلیم خوری خیلی خوشمزه است...

نويسنده: شهرام | 09:30 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

جمعه 23 شهریور 1386

هم اندیشی دفاع از نوشابه و حمله به دوغ

نخستین هم اندیشی صنایع نوشابه های گازدار با حضور مسوولان دولتی و برگزار شد. یک عضو فراکسیون صنایع غذایی مجلس در این همایش گفته است: دفاع از نوشابه حمله به دوغ نیست. متن کامل خبر
با این حال این همایش افق جدیدی را به نوشابه های گازدار گشوده و پنجره نوینی است به این پدیده بی فایده دوست داشتنی.

احتمالا اهداف این همایش:
نوشابه : مدرنیسم، تکنولوژی
دوغ: سنت گرایی، پوپولیسم

نويسنده: شهرام | 03:27 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

دوشنبه 19 شهریور 1386

فرش ایران!

چند وقتیه که تبلیغات فرش ایرانی از شبکه EuroNews پخش میشود. کلیپ تبلیغاتی که تهیه شده خیلی جذاب و زیباست و برای من دیدن این آگهی در شبکه اروپایی EuroNews خوشحال کننده بود.
قبلا یادمه که خیلی مسوولین گله مند بودند که مجلات معروف اروپا و آمریکا و یا شبکه های تلویزیونی آنها برای ایران آگهی قبول نمی کنند.
الان متوجه شدم که حتی تبلیغ هم بکنند فرقی به حال ما نمیکند و فقط بهانه از ما گرفته میشود.
باعث تاسفه که وقتی هزینه به این گزافی صرف می شود که سایتی را تبلیغ کنند به ضروری ترین قسمتهای آگهی آن توجه نمی شود.
در خود آگهی کمتر از نیم ثانیه روی اسم سایت مکث می شود و بعد از آنکه اسم سایت را هم به زحمت می خوانی می بینی که سایت مربوطه تشریف بردن تعطیلات و offline هستند. (سایت persiancarpetnc.ir)
در هر حال کسانی که دنبال persian carpets و یا نقش های اصیل شرقی فرش ایرانی persian oriental rug می گردند به کوچه بن بست سایت با دامنه ir میرسند و سراغ .com می روند.

نويسنده: رضا هاشمی | 03:44 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

جمعه 9 شهریور 1386

پاداش سکوت

همچنانکه می دانید 100 ليتر بنزين براي سفرهای تابستانی در نظر گرفته شده است. فرمولی که برای اختصاص این سهمیه تهیه شده بسیار مبتکرانه است. حداقل مسافت سفر براي تخصيص سهميه بنزين سفر 100 كيلومتر است يعني 100 كيلومتر رفت و 100 كيلومتر براي برگشت، 100 كيلومتر فاصله دو جايگاه سوختگيري است. با این حال اگر شما 100 کیلومتر رانندگی کنید فقط 10 لیتر سهمیه جایزه می گیرید و برای دریافت همه 100 لیتر سهمیه پاداش سفر باید 1000 کیلومتر رفته باشید و اگر این مقدار مسافت را به هوای سهمیه سفر طی کرده باشید باید بدانید که اگر خیلی راحت رانده باشید برای بازگشت حدودا 100 لیتر کم می آورید!
راستی در راه برگشت اگر چاله چوله ای در جاده دیدید به وزارت راه اطلاع بدهید و پاداش بگیرید. درود بر شما شهروند خوب

باگ سیستم: کارت خود را به کسی بدهید که مسافر مشهد است و از او بخواهید پنج لیتر در یک پمپ بنزین بزند. کارت را که گرفتید 95 لیتر به سهمیه تان اضافه شده بدون آنکه یک کیلومتر هم راه رفته باشید.

بعد نوشت
: طرح آنقدر کودکانه بود که عوض اش کردند

نويسنده: شهرام | 12:33 PM | نظرها 4 | دنبالک 0

پنجشنبه 1 شهریور 1386

توهین

خبر رسیده که : ماموران امنيتي فرودگاه مسكو، نمايندگان پارلمان ايران را كه عازم بلاروس بودند، به توهين آميزترين شكل ممكن مورد بازرسي قرار دادند.
بر اساس اين گزارش، ماموران روسي، نه تنها وسايل نمايندگان پارلمان ايران را بازرسي كردند، بلكه در اقدامي غيرمتعارف، آنها را وادار كردند تا كمربندها و كفش هاي خود را نيز درآورند. روس ها سپس كمربندها و كفش هاي نمايندگان مجلس ايران را از زير دستگاه "ايكس ري" رد كردند و سپس به اين نمايندگان اجازه دادند كفش بپوشند و كمربندهاي خود را ببندند.

سوال: چنین برخوردهایی( و خیلی بدتر از این) همواره در بسیاری از کشورها با اتباع ایرانی انجام می شود، آیا آنها توهین نبوده و نیست؟

نويسنده: شهرام | 09:02 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

چهارشنبه 17 مرداد 1386

اگه لباس پاره می پوشی

سایت اینترنتی علی واکسیما - اولین واکسی تلفنی - به زودی راه اندازی می شود ( سایت فعلی) . آنچه علی واکسیما و کار او را جذاب کرده ایده ای نو در زمینه کاری است که ممکن است به چشم بسیاری بسیار پیش پا افتاده بیاید. اینجا البته عکس قدیمی از وسیله نقلیه اوست ولی دیروز عکس جدیدی از خودرویی سه چرخه را دیدم که به تبلیغات فراوان مزین بود ولی شک ندارم در آینده ای نه چندان دور علی واکسیما را با یک ماشین آخرین مدل در شهر خواهیم دید. اونمونه یک ایده خوب روبه پیشرفت است . کراوات می زند و لباس مرتبی به تن دارد و خوش تیپ هم به نظر می رسد و با گاردین هم مصاحبه می کند. شعار تبلیغاتی عالی را هم انتخاب کرده : اگر لباس پاره می پوشی کفش هاتو واکس بزن!

نويسنده: شهرام | 04:47 PM | نظرها 3 | دنبالک 0

پنجشنبه 11 مرداد 1386

بوی کهنه مرگ

شهر بوی نفرت گرفته، بوی مرگ و لباس های کهنه، بوی خون ، انتقام.

نويسنده: شهرام | 09:04 PM | نظرها 4 | دنبالک 0

دوشنبه 1 مرداد 1386

فرزاد حسنی و سردار رادان

روزنامه کیهان امروز چند مطلب و تلفن علیه برنامه کوله پشتی ( مصاحبه فرزاد حسنی با سردار رادان) منتشر کرده ، همزمان فارس هم خبر داده که مدیران صدا و سیما به فرزاد حسنی تذکر داده اند که پاروی خط قرمز گذاشته و خود او هم از رادان معذرت خواهی کرده است. البته در لوس بازی های فرزاد حسنی و نیت اش برای مشهور شدن از این طریق ( با توجه به رقابت با برنامه نسبتا موفق رضا رشید پور) که هیچ شکی نیست اما من چنددقیقه آخر برنامه کوله پشتی را دیدم و فکر می کنم انتقاد از برخورد نامناسب نیروی انتظامی با مردم دغدغه بسیاری از مردم است. تمام شبکه های تلویزیونی تمام مدت این چندماه در خدمت تبلیغ طرح نیروی انتظامی بوده است چه اشکالی دارد چنددقیقه هم انتقاد را تحمل کنند؟

بعد نوشت: دوبرنامه مصاحبه با قاضی مرتضوی جبران مافات فرزاد حسنی و تیم برنامه بود. برنامه ای که به سمت حمایت از طرح دوباره این روزها مطرح شده مبارزه با بدحجابی و توجیه آن تبدیل شد و این شک را ایجاد کرد که حتی آن انتقاد چند دقیقه ای از نحوه برخورد با مردم هم فقط درافکندن یک گره داستانی برای پربیننده تر کردن و گفتن حرفهای اصلی تر توسط قاضی مرتضوی بود. در آخر برنامه هم فرزاد حسنی از نیروی انتظامی و همه کسانی که از آن حرفها ناراحت شده بودند معذرت خواهی مفصلی کرد و گفت اشتباه همیشه پیش می آید. واقعا برنامه سفارشی خوبی شد .

لینک:
ابراز رضایت پورمحمدی وزیر کشور از تغییر رویه برنامه کوله پشتی

نويسنده: شهرام | 02:38 PM | نظرها 77 | دنبالک 0

چهارشنبه 20 تیر 1386

غلبه بر مرگ

امروز سالگرد خداحافظی همیشگی همکار و دوست عزیزمان ماریه حیرانی است. به من ثابت شده مرگ حتی از چهره های صمیمی و نزدیک اطرافمان هم نزدیک تر است.با این حال چهره معصوم و مودب خبرنگارسرویس بورس فلزات در ذهن ما بر مرگ غلبه می کند.

مرتبط: دو سال گذشت

نويسنده: شهرام | 01:48 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

سه شنبه 19 تیر 1386

سنگسار : بوی خاک و خاکستر

اگر میشل فوکو مراقبت و تنبیه را یک قرن دیرتر می نوشت قطعا صحنه چندش آور اعدام قرون وسطایی اوایل کتابش را با توصیف یک صحنه سنگسار آغاز می کرد. به راستی کجای این مجازات که با زجرکش کردن محکوم به فجیع ترین شکل ممکن همراه است با احترام به روح انسانی و درک منزلت والاترین مخلوق پروردگار همخوان است؟

در دادگستری تاکستان نگاه ها همه خاکستری است ( وارش)

نويسنده: شهرام | 11:55 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

چهارشنبه 6 تیر 1386

و ساعت دوازده بار نواخت

دیشب شب شادی بود و مردم بسیاری با استقبال از طرح سهمیه بندی به خیابان ها آمدند و در پمپ بنزین ها جشن گرفتند. آنها از فرصت مناسب داده شده برای پرکردن باک ها، دبه ها ، قمقمه ها و" آفتابه" های خود از مسوولان برای این همه شجاعت تشکر کردند.سپس همچنان که همه شاهد بودند درست راس ساعت دوازده ( با الهام از سیندرلا) زنگ به صدا در آمد و همه خوب و خوش به خانه های خود بازگشتند.

با امید آن که شورای عالی امنیت ملی این چند سطر ناقابل را خدای نکرده جزو موارد " شهری بنزین " که ظاهرا امروز ظهر برای مطرح شدن در رسانه ها ممنوع اعلام شده قرار ندهد.

نويسنده: شهرام | 10:06 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

سه شنبه 5 تیر 1386

چه کسی تورم را لمس نمی کند؟

مناظره دیشب الیاس نادران نماینده تندرو مجلس و عبده تبریزی استاد دانشگاه می تواند دلایل پرهیز اقتصاددانان را از مناظره با احمدی نژاد روشن کند. در تمام مدت زمانی که عبده تبریزی صحبت می کرد نادران با نگاهی تمسخر آمیز به وی می نگریست و مرتبا به میان حرفش می دوید و در مقابل وقتی خود حرف می زد نامه اقتصاددانان را به شائبه های سیاسی و حزبی مرتبط می کرد و به این ترتیب ضعف دفاع عملکرد اقتصادی دولت در مقابل یک اقتصاد دان مسلط را به نمایش می گذاشت.
به نظر من مناظره اقتصاددانان با رییس جمهوری به هیچ رو منفعتی را نصیب اقتصاددانان نمی کرد چراکه مردم کوچه و بازاری که احتمالا پای مناظره بنشینند از حرفهای ساده و ملموس احمدی نژاد بیشتر سردر می آورند تا اصطلاحات و محاسبات اقتصادی و کلا لحن تخصصی. با منطق طرفداران رییس جمهور مثلا درباره سود بانکی گفته می شود " آیا این بد است که مردم کمتر به بانک ها سود بدهند؟ آیا این خوب است که ثروت های مردم را یکی دو نفر بالا بکشند؟ ایا ... با چنین منطقی قطعا نمی توان سر یک میز نشست. اما آنچه دولتی ها نمی توانند حتی به زبان ساده به مردم ساده فهم هم بفهمانند این است که چرا علی رغم این آمارهای مثبت و این همه عملکرد مثبت چرا سطح خرید مردم نسبت به سال گذشته این مقدار پایین آمده است.به راستی چه کسی است که امروز تورم را نسبت به سال گذشته لمس نکند؟ مشخص است که اقتصاد پاشنه آشیل دولت نهم شده و این از دستوری که برای ارسال اخبار مثبت اقتصادی روی رسانه ها ارسال شده کاملا مشخص است.اما همه میدانند این تبلیغات نمی تواند برای طولانی مدت همه را مجذوب خود کند.
واقعا حالا مشخص می شود که سیاست های دولت نهم دقیقا آن بخش هایی از جامعه را بیشتر تحت فشار قرار داده که اتفاقا در صحبت ها همواره احمدی نژاد مدعی حمایت از آنها دربرابر قدرت طلبان بوده است .

نويسنده: شهرام | 03:29 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

پنجشنبه 17 خرداد 1386

سیاه بیشه

سیاه بیشه در جاده چالوس . در این منطقه در اغلب اوقات سال مه غلیظ و سیاه رنگی همه جارا پوشانده و از این جهت آن را سیاه بیشه نامیده اند. اما در دل همین ظاهر آراسته طبیعت، تونل های بزرگی حفر شده و کارگران بسیاری مشغول کار روی سد مخزنی سیاه بیشه اند. این تونل ها اغلب به گاز گوگرد آغشته اند به طوری که حتی دوام آوردن یک ساعته در آن بدون سرفه و گرفتگی گلو به معجزه شبیه می ماند.حال آنکه شیفت های کاری در این تونل ها دوازده ساعت کمتر نیست. امروز را به همراه تعدادی از همکاران در طبیعت منحصر به فرد سیاه بیشه و تونل های سیاه و خفه آن گذراندیم. تونل هایی که قرار است برای ایجاد نخستین سد مخزنی ایران به کار آید.

نويسنده: شهرام | 11:53 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

دوشنبه 14 خرداد 1386

درخت گلابی

خستگی باستانی
خستگی موروثی
ذره ذره از تنم به در می شود
نیمه شب است یا نزدیک سحر
نمی د انم
انگار در مکثی خالی میان دو دقیقه طولانی نشسته ام
میان بی نهایت گذشته
و بی نهایت فردا

درخت گلابی

نويسنده: شهرام | 06:21 PM | دنبالک 0

دوشنبه 31 اردیبهشت 1386

پلیس رئوف

گزارشی از طرح اکرام و رافت پلیس در میدان هفت تیر - ( کانون زنان ایرانی)
عکس از : هادی تونز

نويسنده: شهرام | 12:39 PM | نظرها 4 | دنبالک 0

شنبه 29 اردیبهشت 1386

قابل توجه اراذل محترم

اسي عقرب ، داوود بلدرچين ، قادر گربه ، حسين بي کس دیروز در شهر و محل زندگی شان گردانده شدند با آفتابه ای بر گردن و شمشیری پلاستیکی در دست. عباس تايسون ، علي عشقي ، علي دالتون ، پژمان گوريل ، غلام گوش پر، محسن خرسه و آرتين چهارمحالي هم دیروز دستگیر شده اند و عنقریب به مجازاتی اینچنینی می رسند.
دیروز هم از رادیو شنیدم یکی از مقامات این طرح از تمامی افراد شرور درخواست کرده که هر چه سریع تر خود را به پلیس معرفی کنند در غیر این صورت دستگیر خواهند شد( در واقع چه معرفی کنند چه نکنند دستگیر می شوند) .امروز هم اعلام شد اجرای موفق طرح امنیت اجتماعی هنوز به پایان نرسیده است. البته عجیب است در این میان کسانی هم هستند که معتقدند در اجرای طرح امنیت اجتماعی باید حرمت افراد حفظ شود! . البته نظرسنجی ها( احتمالا نظرسنجی برنامه شب شیشه ای) هم تاکید دارد که 60 درصد مردم موافق این طرح هستند. حالا چون چهل درصد مخالفت کرده اند بیاییم بگذاریم اراذل و اوباش هر کاری دلشان خواست بکنند.
خواهر من! مگه شما برنامه چند شب پیش کرکی ها را ندیدی که در زباله دانی های جنوب شهر می لولیدند و می مردند و حتی مرده شان را هم به کراهت از روی زمین جمع می کردند؟ حالا شما می گویی کرامت؟ چه انتظارهایی داری ها ؟! مگر فکر کردی این طرح اکرام است عزیز برادر؟ این اراذل یک دفعه از زیر بته سبز شده اند و بنابراین باید درجا ریشه شان را خشکاند.

بعد نوشت: اقا ما تو این محل آبروداریم مایکی رو بی خیال شین...

نويسنده: شهرام | 10:38 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

دوشنبه 3 اردیبهشت 1386

این ماشین برای کیست؟


عده زیادی از ما در طول روز قوانین را زیر پا می گذاریم و در همان موقع یا اندکی پس از آن دم از قانونمداری می زنیم. به راستی چنین اقدامی که شما ماشین خود را در پیاده رو پارک کنید چگونه توجیه می شود؟ حتی اگر بپذیریم از همسایه بغلی که مرد بداخلاقی است می ترسید ،حتی اگر بپذیریم شما فرد مهمی هستید ودر ساختمان روبه رویی کار می کنید و حتی اگر بپذیریم شما محمد طاهری هستید!

عکس : رهام وزیری

نويسنده: شهرام | 02:31 PM | دنبالک 0

شنبه 26 اسفند 1385

شهر کلافه

از در بانک که وارد شدم، از دستگاه نوبت گرفتم.
خوش آمدید
شماره شما : 603
تعداد افراد در صف : 172 نفر!
بانک سپه بانک پیشرو

نشستم روی صندلی های راحتی، چشمانم را بستم. از بیرون صدای دعوای رانندگان دو ماشین تصادف کرده می آمد که وسط چهارراه را کاملا مسدود کرده بودند . مسافران خسته انتظار می کشیدند و آمبولانس اورژانس جیغ می زد.

- شماره چهارصدو سی و یک به باجه چهار...

نويسنده: شهرام | 11:23 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

سه شنبه 15 اسفند 1385

Nostradamous

همانجور که در اینجا گفته شده، آقای دکتر مایکل رادفور با استفاده از علم کاوش داده (Data Mining) توانسته که در سال 2004، کد مرموز نوستراداموس را کشف کند. در ادامه کتابی منتشر می شود که در چندین فصل وقایع آتی را تصویر می کند. البته این کتاب ظاهرا فروش بدی نداشته و بسیاری از مردم معتقدند که وقایع پیش بینی شده اتفاق خواهد افتاد و بزودی جنگ جهانی سوم شکل می گیرد. بخشی از این کتاب بطور نمونه در این سایت قابل مطالعه است. با اینحال خیلی عجیب است که بعد از 400 سال، درست در سال 2004 میلادی، آقای دکتر رادفور اسراری را با کاوش داده کشف و وقایع بین سالهای 2007 تا 2012 را پیشگویی می کند. البته اینکه اقای نوستراداموس چگونه توان پیشگویی را بدست آورده، اطلاعات دقیقی ندارم، ولی در همین سایت ادعا شده که بدلیل فشار کلیسا و تفتیش عقاید، نوستراداموس حرف های خود در لابلای جملات مخفی می کند و معتقد است زمانی فرا خواهد رسید که بشر به قدری پیشرفت می کند که رمزهای پنهان او را کشف خواهد کرد و امروز بشر به آن پیشرفت رسیده است. بعضی پیش بینی ها در راستای جنگ جهانی سوم عبارتند از:

1- قدرت گیری اسامه بن لادن
2- جنگ بین آمریکا و ایران
3- یک حمله تروریستی به آمریکا در ابعاد گسترده
4- نابود شدن رم (ایتالیا) توسط بمب اتمی
در فصلی از این کتاب آمده است که چگونه دولتهای اروپایی تضعیف می شوند و یا رهبر یک کشور در خاور میانه، بمب اتمی را نه در روی زمین بلکه در دریای مدیترانه منفجر خواهد کرد.. دریای مدیترانه در اثر انفجارهای اتمی سمی شده و ماهیها نیز زهرآگین می شوند و مردم بخاطر کمبود غذا بدلیل عدم نقل و انتقال مواد غذایی، از ماهیهای سمی خواهند خورد... زلزله و سیل و حوادت طبیعی زیادی اتقاق می افتد.. آمریکا ضعیف تر می شود و اقتصاد آن با بحران مواجه می شود..کشورهای اروپایی و امریکا دچار اختلاف شده و مرد جوانی (با شمایل یا صورت مشکی رنگ) در یک کشور جهان سوم پدیدار خواهد شد و تلاش خواهد کرد تا کشورهای جهان سوم را متحد کند..ووووو... بیشتر شبیه یک فیلم هالیوودی الهام گرفته از بیاناتی شطنت آمیز و سرگرم کننده است.

نويسنده: علیرضا کاشیان | 12:54 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

چهارشنبه 20 دی 1385

تاریکخانه کتاب های عکاسی

IMG_2804.JPG

تمام شهرکتاب نیاوران را زیرو رو کنی جز یکی دو کتاب در این مورد پیدا نمی کنی. عکس های پرزرق و برق و گلاسه شده نصرالله کسراییان، کتب شاهانه نیکول فریدنی و یا پرتره های بی احساس و شبیه به هم مریم زندی و چندکتاب مشابه دیگر همه ظرفیت های کاغذی این حوزه است. از مفاهیم نظری عکاسی، نظریه های عکاسی، عکاسی دیجیتال ( لطفا به راهنمای خرید و کار با دوربین دیجیتال نگویید کتاب که نارحت می شوم) خبری نیست و هنوز کتابها روی تکنیک های نورپردازی و کادربندی سی سال قبل، چاپ با داروهای ظهور و ... باقی مانده اند. همین است که در این بیابان تلاش اسماعیل عباسی و "نقد عکس" اش بعد از شش سال هنوز تازه است. عباسی در نشریه اش دوربین عکاسی هم حرکت در این حوزه را ادامه میدهد.
" ماینور وایت عکاس و معلم برجسته عکاسی یک بار گفت که عکاسان غالبا بهتر از آنچه می دانند عکس می گیرند. او این مطلب را به عنوان هشداری علیه تاکید بیش از حد بر استنباط شخصی از عکاسان از عکسی که گرفته اند بیان داشت. به عقیده او مسوولیت تفسیر عکس نه برعهده عکاس بلکه بر دوش بیننده است. " ( از متن کتاب)

نويسنده: شهرام | 11:36 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

جمعه 8 دی 1385

سپاس

از همه دوستان و همکارانی که با ارسال گل و یا از طریق ایمیل، پیام کوتاه، تلفن، آگهی مطبوعاتی و اینترنتی و یا با حضوردر مراسم ختم موجب تسلی خاطر من و خانواده ام شدند صمیمانه سپاسگزارم.

نويسنده: شهرام | 10:57 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

دوشنبه 6 آذر 1385

سخنان تفکر برانگیز مدیرمسوول ابرار

بعضی وقت ها بعضی از حرفها از بعضی از آدم ها واقعا تفکر برانگیز است خصوصا اگر از همان آدم ها حرفهایی را قبلا شنیده باشی که ...
م . ص مدیرمسوول روزنامه های ابرار و ابرار ورزشی به دلیل اتهام گلدکوئیستی وارد کردن به م. ح مجری برنامه بعد از خبر شبکه 2 در دادگاه به دفاع از خود پرداخته است.
ظاهرا در روزنامه آقای ص نوشته شده که آقای م. ح را از اتاق آقای ض رییس سازمان صدا و سیما بیرون انداخته اند. آقای ص در دفاع از خود گفته است که ما اسم کامل آقای مرتضی حیدری را ننوشته ایم( احتمالا فقط نوشته شده م. ح مجری بعد از خبر شبکه 2 ).
محمد صفی زاده خاطر نشان كرد: عرف، مشي و گذشته ما نشان مي‌دهد كه نسبت به سابقه و آبروي افراد حساسيت زيادي داريم و چاپ اين مطلب به هيچ وجه مغرضانه و عامدانه نبوده است.ما انتقاد را با غرض‌ورزي و كينه مخلوط نمي‌كنيم و در مواردي كه شكایت در اعتراض به روزنامه تماس مي‌گرفتند ما تكذيب خبر را منتشر مي‌كرديم.

بعدنوشت: هیات منصفه مدير مسوول «ابرار» و«ابرار ورزشي» را در دو مورد مجرم شناخت.

نويسنده: شهرام | 11:33 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

پنجشنبه 2 آذر 1385

خبر خوش فوتبالی

فیفا ایران را از تمامی دیدارهای بین المللی محروم کرد.
اگر می شد مثل اینترنت فوتبال را هم ملی را کرد تمام مشکلات حل می شد.

نويسنده: شهرام | 08:08 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

شنبه 13 آبان 1385

میراث روزنامه نگاری آقای الف ( قسمت نخست)

آقای الف خیلی روزنامه نگار- بیزنس من بود و از این رو روش های او در میان طرفدارانش در روزنامه ها ( به خصوص روزنامه های اقتصادی و به خصوص کسانی که می اندیشیند یک شبه می توان با یک روزنامه پولدار شد) پخش شد .البته سیل روزنامه هایی که از این روش ها استفاده کرده اند هم اکنون به خاک سیاه نشسته اند چون آقای الف فرمولهایی مخفی را با این روش ها به کار می بست که جواب می داد و بد هم جواب می داد. میراث آقای الف از آن جهت در تاریخ رورزنامه نگاری ایران بی بدیل است که باعث یک جریان روزنامه نگاری شده و هنوز هم کسانی هستند که با همین روش ها ارتزاق می کنند و شما به عنوان روزنامه نگار همواره در این سالها در معرض تبعات این روزنامه نگاری مدرن بوده اید. .در این سلسله از مطالب می خواهم بخشی از این فلسفه روزنامه نگاری را که هنوز هم در روزنامه های ما کاربرد دارد با اجازه اقای الف و دیگرعزیزانش منتشر کنم البته هدف از انتشار این مطلب آقای الف نیست بلکه میراثی است که از وی به جای مانده و نسل نئو الفی است که این کارها را به روش های نوین تری تکرار می کنند.

1 - تمام صفحات یک روزنامه فروشی است
شما می توانید یک روزنامه را کاملا بخرید، اگر وضع مالی چندان خوبی ندارید می توانیدحداقل هزینه یک ستون را بدهید و اگر خیلی مفلس هستید یک خبرکوتاه هم کفایتتان می کند. اگر دستتان به دهنتان می رسد تیترهای داخل صفحه و اگر متمول به حساب می آیید تیتر اول یک صفحه را می توانید از آن خود کنید. اگر منشی، راننده و مستخدم دارید تیتر یک روزنامه دور از دسترستان نیست.

2 - سرویس های مستقل

همچنانکه می دانید هر روزنامه از چندین بخش یا سرویس تشکیل شده. سرویس ها باید مستقل باشند و این مستقل بودن به این معنی است که سرویس هزینه خود(منظور حقوق خبرنگاران سرویس) را خود تامین کنند. دبیران سرویس می توانند با وادار کردن خبرنگاران به فروش خبر خود درصدی از آن بهره مند شوند. روزنامه نمی تواند به خبرنگاران حقوق زیادی بدهد بنابراین به جای این که دنبال حرف این و آن بگردید به دنبال جیب این و آن باشید که از هر چه بگذریم سخن پول خوشتر است. دبیران سرویس موظفند با هدیه و گاه با ارایه درصدی از خبرفروشی های کلان به سردبیر بقای خود را تضمین کنند.

3 - همه آگهی بده هستند مگر خلاف آن ثابت شود
این یک اصل کلی است که آگهی گرفتنی است نه دادنی. اگر کسی یا جایی آگهی نمی دهد باید ابتدا با زبان خوش یک گزارش منفی نوشت و با فاکس به شرکت یا سازمان مربوطه فرستاد اگر افاقه نکرد گزارش را چاپید و دویست نسخه از آن را در اطراف شرکت مزبور پخش کرد. در مورد شرکت هایی که سروزبان ندارند بهتر است اول آگهی بدون اطلاع مدیرعامل چاپ شده و سپس فاکتور هزینه را برایشان ارسال کرد. لطفا قیمت فاکتور را بالا بنویسید چون حداقل با من بمیرم تو بمیری نصف یا (سگ خور) 10 - 20 درصد از هم که وصول شود خدا بدهد برکت.

4 - دوست دشمنان دیگران شو

روزنامه های دیگر هر روز مطالعه شود به محض مشاهده یک گزارش منفی علیه شرکت یا سازمانی خاص با آن شرکت یا سازمان تماس گرفته شود و پیشنهاد مصاحبه، خبر، جوابیه مطرح شود. اینجا نمی گویم آگهی چون همه اینها که گفتم ( مصاحبه ، خبر، جوابیه) سرتاپا آگهی است و نیازی به آگهی به معنای خاص کلمه نیست. از همه خوب بنویس حتی کسانی که تورا به لجن کشیده اند، تو به دهان و قلم و عمل مردم چی کار داری به جیب شان نگاه کن. مثل کسی که به تو یک اگهی یا خبرآگهی می دهد مثل کسی است که دنیا را به تو داده است.

5- من ویژه نامه دارم پس هستم

مهم نیست چقدر تیراژ دارید، مهم نیست چه چیزی به خورد خواننده می دهید، مهم این است که با هر واقعه ای یک ویژه نامه چاپ کنید. ویژه نامه می تواند در هر زمینه ای باشد مثلا اگر روزنامه تان سینمایی است می توانید ویژه نامه نمایشگاه صنعت و معدن را هم چاپ کنید و اگر روزنامه ورزشی دارید می توانید به انتشار ویژه نامه نمایشگاه نان و غلات مبادرت کنید. اگر روزنامه پزشکی دارید هم می توانید ویژه نامه خودرو منتشر کنید ببینید موضوع آنقدرها که فکر می کنید مهم نیست مهم این است که شما توانسته اید کجا نقب و کانال بزنید. کی به کیه پول ویژه نامه را بچسب و برای صاحب آن هم ده نسخه ای بفرستید و چک را بگیرید و لذت اش را ببرید.
(ادامه دارد)

نويسنده: شهرام | 09:39 PM | نظرها 6 | دنبالک 0

یکشنبه 16 مهر 1385

بحران پارسیان

فکر می کنم بانک پارسیان یکی از متفاوت‌ترین بانک‌های ایرانی طی سال‌های اخیر بوده است. از نقطه نظرسود، خدمات بانکی و حتی طراحی این بانک با دیگر بانک‌ها تفاوت‌هایی داشت و قطعا هم نمی‌شود به این بانک لقب خصوصی داد چراکه می بینیم به راحتی دولت مدیرعامل آن را برکنار کرده است. بانک پارسیان قطعا از نقطه نظر روش‌های نوین بانکی و به طور مثال بانکداری الکترونیکی انتظارات ما را برآورده نکرد و به نظرم مدیریت آن دچار همان هراسی بود که سایر مدیران بانکی به آن دچار بودند اما از نقطه نظر بانکی قطعا روش های پارسیان بسیار نوگرا بود. در آستانه کنار گذاشتن ایران خودرو یکی از سهامداران اصلی پارسیان و در حالی که دو سرمایه گذار عرب قرار بوده جایگزین ایران خودرو شود که معامله بورس را به هم زده اند. حالا این بانک در آستانه اخراج مدیر موفق‌اش کاملا در بحران است.

در همین‌باره:‌
لغو معامله تاريخي بورس تهران
نامه جمعي از كاركنان جوان بانك پارسيان در خصوص مسائل اخير
بازتاب لغو معامله پارسيان


نويسنده: شهرام | 01:02 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

دوشنبه 3 مهر 1385

افشاگری کاتوزیان علیه شرکت های هرمی

... کاتوزیان با بیان اینکه در حال حاضر، تا حدود زیادی ارتباط گلدکوئیست با شبکه‌های صهیونیستی روشن شده است، می‌گوید: این افراد به‌دنبال اهداف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هم هستند و با این وجود، همه مردم باید به این نکته توجه داشته باشند که در این گروه‌ها فقط یک عده معدود که در راس هرم و در سرشاخه‌ها قرار دارند، سود می‌برند. وی می‌گوید: بر اساس نتایجی که دستگاه امنیتی به آن رسیده مشخص شده است که برخی از افراد راس هرم‌ها، یهودیان مرتبط با صهیونیست‌ها، یعنی یهودیان صهیونیستی هستند که ارتباطات ویژه‌ای با جریان مالی قدرتمند در امریکا دارند... متن کامل در بزرگراه فناوری

مرتبط:
یادداشت محمد طاهری - قارچ‌زار اقتصاد ایران
یادداشت علی شمیرانی - باید پرزنت شوید

نويسنده: شهرام | 12:34 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

جمعه 17 شهریور 1385

Jarhead

jarheadfilm.jpg
Jarhead ساخته سام مندز شاید یک نوع ادای دین به غلاف تمام فلزی کوبریک است. یک فیلم نسبتا سیاه از داستان سرابگونه ای از سربازان آمریکایی در جنگ نخست علیه عراق. کلام ها، کادربندی ها و حتی رنگ آمیزی برخی صحنه ها عملا یادآور غلاف تمام فلزی است اما با این حال Jarhead (که در واقع اسلنگ سربازان پیاده آمریکایی است) نیز شاخصه های انحصاری خود را نیز دارد. سربازان در جارهد سخت آموزش می بینند اما در جنگ واقعی در یک صحرا روزها و هفته ها تنها هستند و در نهایت بدون شلیک یک تیر آن را پایان یافته می بینند. شادمانی پایانی آنها (همچون شادمانی پایانی غلاف تمام فلزی بر ویرانه ها) هیچ ارزش و افتخاری را نصیب آنان نمی کند و انگاری به قول سوافورد همچنان در صحرا مانده اند. جارهد که بر اساس داستانی واقعی از آنتونی سوافورد به تصویر در آمده در واقع تلخی ها و پوسیدگی های عمیق پروپاگاندای جنگ را نیز عریان می کند .
every war is deferent
every war is the same

نويسنده: شهرام | 11:40 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

پنجشنبه 5 مرداد 1385

My summer of love

summeroflovegal.jpg
تصوری وجود دارد که افسونگری سینما صرفا به دلیل آن است که می تواند برای دقایق و یا ساعت هایی ما را از جهان واقعی مان دور کند اما جذابیت سینما صرفا به ظاهر گول زننده آن نیست. گاه بیننده حس می کند از روایت داستانی نیز کاملا فریب و رودست خورده است من از این فریب خورده گی و حیرت در سینما لذت می برم و آن را به حساب مهارت فیلم می گذارم. در" تابستان عشق من " بیننده همراه یکی از دو شخصیت اصلی(مونا) فیلم فریب می خورد، ناتالی در جاده ای دور می شود و بیننده در حیرت فرو می رود.فیلم نامتعارفی از رابطه دو دختر جوان با دو سطح زندگی متفاوت در فضایی سنتی و مذهبی دهکده ای در انگلستان. داستانی پر از" درد و راز و رمز و عشق". بخشی از نامتعارف بودن فیلم به این برمی گردد که Pawel Pawlikowski کارگردان آن اساسا به فیلمنامه دقیق و از پیش تعیین شده چندان اعتقادی نداشته و بسیاری از دیالوگ های فیلم فی البداهه در هنگام فیلمبرداری توسط بازیگران خلق شده اند.
سایت: http://www.mysummeroflovemovie.com/

نويسنده: شهرام | 10:54 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

پنجشنبه 22 تیر 1385

حواله رسانی به شیوه الکامپ

روز گذشته با یک پرسش عادی به ستاد به اصطلاح اطلاع رسانی(حواله رسانی) شرکت نمایشگاه های بین المللی یا همان مجری دولتی الکامپ دوازدهم زنگ زدم. پرسش ساده واضح و کوتاه بود.تا امروز چند شرکت در نمایشگاه حاضر شده اند؟ کامل

نويسنده: شهرام | 12:25 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

چهارشنبه 21 تیر 1385

تشکر رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس از حرکت زیدان

در حالی که زین الدین زیدان در مصاحبه های تلویزیونی خود به صراحت اعلام کرده که دلیل حرکت وی توهین ماتراتزی به مادر و خواهر وی بوده علاالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس در نامه ای به زیدان از این حرکت وی تشکر کرده و گفته است: حرکت منطقي شما از اين منظر بسيار قابل توجه است كه اولا يك مسلمان نه تنها تروريست نيست، بلكه شعار اصلي او سلام است كه به معني صلح است. کامل

نويسنده: شهرام | 12:35 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

سه شنبه 20 تیر 1385

تمجید کیهان از زیدان

... حركت «زيدان» كه تا به حال از او شاهد نبوديم، ناشي از بي حرمتي به اعتقادات مذهبي او بوده است و كاپيتان فوتبال فرانسه حاضر شد از كنار خيلي از افتخارات و تمجيدهاي ظاهري و زودگذر بگذرد و انتقادات مطبوعات، رسانه هاي گروهي و حتي مردم كشورش را به جان بخرد تا از هويت اسلامي خود دفاع كرده و پايبندي اش را به عقايد مذهبي اثبات نمايد. لینک

نويسنده: شهرام | 04:24 PM | نظرها 7 | دنبالک 0

دوشنبه 19 تیر 1385

اسطوره ای که یک شبه فروریخت

ظاهرا تاثیر مخرب بازیکنان بزرگ روی تیم ها تبدیل به یک رویه می شود. هنوز فکر می کنم که زیزو یکی از بهترین و ماندنی ترین بازیکنان فوتبال است اما حتی اگر ماتراتزی بی تربیت بدترین حرفها را هم به او زده باشد او حق چنین حرکتی در زمین فوتبال را نداشت. به همین دلیل بی سبب نیست که عکس او را در پاریس آتش می زنند چراکه با همین حرکت او زحمات چندین ساله همه فرانسویان را برباد داد و جام را دو دستی تقدیم ایتالیایی ها کرد. در واقع زیدان تمام زحمات چندین ساله خود و دیگران را با یک حرکت برباد داد و پایانی غم انگیز را برای خداحافظی خودش از فوتبال رقم زد. همین است که حتی اگر مدافع ایتالیایی فحش خواهر و مادر هم داده باشد این هزینه ای که زیدان پرداخت و به فرانسه تحمیل کرد به هیچ وجه ارزش آن حرکت را نداشت. این پایان غمگینی برای یک اسطوره بود.

نويسنده: شهرام | 07:04 PM | نظرها 22 | دنبالک 0

شنبه 17 تیر 1385

آجیل، میز صندلی، سی دی، نیروگاه نفت می فروشیم.

این فوتبال رو شما هم حتما شبها تماشا کردید. یک چیزای تبلیغاتی بین بازیها و بعد از بازی نشون می دن که من کمی تعجب کردم و حتی احساس بی احترامی رسانه ملی به مخاطب را لمس می کنم. اصلا یک شبکه تلویزیونی ملی دولتی انحصاری که میلیون ها نفر بازدیدکننده بدون چون و چرا داره و حق انتخاب رسانه های ماهواره ای و کابلی و غیره رو هم نداشتن، (چون یا امکانشو نداریم یا اجازشو نداریم) چه معنی داره که نمی دونم سی دی فوتبال بفروشه و یا قرعه کشی میلیونی بکنی و خلاصه این ادا اطفارهای بازاریابی دهه 80 میلادی رو در بیاریم که امروزه محصول یک شبکه خصوصی ماهواره ای با یک رنج محدود بازدیدکننده مشخص و داوطلب هستش. الان که ملت ایران برای دیدن فوتبال جام جهانی چاره ای دیگر غیر از شبکه سوم سیما ندارند، چرا باید این شبکه سودجویانه و یا حتی به بهانه جلب بیننده یا برنامه سازی بچه گانه و مسائل این تیپی، بیننده ها را وارد بازیهای شبه لاتاری و این حرکتهای بدون وزن و رنگ کنه؟ بجای اینکه بین دو نیمه، یا بعد از فوتبال، جهار تا مطلب به مخاطبین بگن که فردا صبح که از خواب بلند می شن اثر مفیدش را بتونن لمس کنن، چرا باید سی دی در خونه مردم بفرستیم و همه رو تحریک کنیم که مثلا میلیون ها SMS ارسال کنند و بگن اسکولاری مربی خوبی بود یا مثلا اصغر آقا از تیم بولیوی؟ حالا هر کی گفته اصفرآقا خوب بود، 200 تا پژوه 206 بهشون می دیم!!!
یک سایت دیگه هم هستش به اسم Sahneh24.com. این سایت مال سروش رسانه هستش و کلا دربست این مجریهای برنامه فوتبال، این سایت رو تبلیغ می کنن. حالا موضوع چیه؟ ایده فروش پیکسل در صفحه نمایش به اهداف تبلیغاتی...آخه یکی نیست بگه عزیز دل برادر، این همه ثانیه به ثانیه تلویزیون را به قیمت X تومان می فروشید، کم بود، حالا سایت هم می زنید، پیکسل های سایت رو هم می فروشید!!! ایده فروش پیکسلهای سایت هم دو سالی هستش که دیگه تکراری شده و در ایران تبدیل به دکان شده... آخه این شبکه یک شبکه خصوصی تبلیغاتی است؟
اگر اینجوریه، شاید فردا ببینید سروش رسانه آجیل و میز صندلی هم می فروشه و هر کس سه تا بسته آجیل از تلویزیون بخره و شماره بارکد آجیلهای رو SMS کنه به شماره 30004000 در قرعه کشی 800 دستگاه بنز الگانس شرکت داده می شه؟ من هنوز گیجم که تا کی باید .............. باشیم!!!

نويسنده: علیرضا کاشیان | 01:44 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

چهارشنبه 14 تیر 1385

شکست نخورد ، له شد

همان چیزی که دوست داشتم اتفاق افتاد. اگر آلمان ها در پنالتی می باختند اصلا این قدر مزه نمی داد. این بازی فراموش شدنی نیست.

نويسنده: شهرام | 01:11 AM | نظرها 7 | دنبالک 0

سه شنبه 30 خرداد 1385

گریه 2006

200850.jpg
طرح : همایون عبدالرحیمی - شرق

نويسنده: شهرام | 10:22 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

دوشنبه 29 خرداد 1385

تغییر تعرفه به ضرر تولید کنندگان داخلی است

تغيير در نرخ تعرفه‌ پيش از آنكه موجب زیان شركاي تجاري شود، به توليدكنندگان داخلي آسيب جدي وارد مي‌كند. فراموش نکنیم که مديران، بازيگران اصلي صحنه تجارت هستند و بايد امكان برنامه‌ريزي براي بنگاه اقتصاد خود را داشته باشند. بايد بتوانند قيمت تمام‌شده كالا را محاسبه كنند. بازارگشايي كار ساده‌اي نيست و يك مدير با مشكلات بي‌شمار مي‌تواند يك قرارداد خارجي را منعقد كند، بنابراين نمي‌تواند يك روزه روابط خود را با بازارهاي خارجي تنظيم كند.

از یادداشت دکتر محمد نهاوندیان در شماره 5 هفته نامه بزرگراه فناوری

نويسنده: شهرام | 08:39 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

چهارشنبه 24 خرداد 1385

سوختن

egoo.jpg
سوختن دو مرد در انفجار امروز بغداد و مردی که می خواهد یکی از آنها را نجات دهد.

نويسنده: شهرام | 08:32 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

یکشنبه 14 خرداد 1385

طالقان

DSCN0080.jpg
بعد از بارانی تند نور جادویی می شود و رنگین کمانی کوه و دریاچه را به هم متصل می کند. حالا می توان نفس کشید در جایی که سبزی مختص دره ها نیست و کوهها هم پوشیده اند. دریاچه تازه ساز ( سد در حال آبگیری طالقان) حالا بهترین فرصت برای ساخت ویلاهایی است که اتاق نشیمن شان رو به کوه و آب است. بسازید و این منظره های نوظهور را جزو حریم خصوصی خودتان کنید. بسازید و لذت ببرید لعنتی ها.
چند تصویر

نويسنده: شهرام | 10:14 PM | دنبالک 0

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1385

آشفته

baran12232.jpg
عجب اوضاع آشفته ای شده این روزها. نه صبر کنید و سریع قضاوت نکنید، منظورم هواست. لحظه ای باد و سپس ابر و بعد باران و سپس آفتاب.عجب اوضاع آشفته ای شده این روزها...

نويسنده: شهرام | 07:01 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1385

سفر ماجراجویی به ایران

سلام
امروز در یک نشریه فرودگاهی به یک مطلب تبلیغی برخوردم در مورد سفرهای ماجرا جویی به کشورها..در بین خطها، اسم ایران رو دیدم...بله.. گفته بود به ایران می تونید سفر کنید و 15 روز در ایران چندین شهر رو ببینید... اسم سایت اصلیش این بود: www.intrepidtravel.com
بعد از ظهر سری به سایت زدم و در لیست کشورها دنبال ایران گشتم..دیدم نیست...البته جستجو که کردم پیدا کردم و دیدم مطالب خیلی مثبتی از کشورمون هم نوشته و خوب جای امیدواری بود ... سرزمین پارسیان، مردمان مهمانواز، فرهنگهای متنوع و طبیعت زیبا ... راستش تصمیم گرفتم به مدیر سایت اطلاع بدم که ایران رو در لیستشون اضافه کنن...فعلا که پیغام رو ارسال کردم..اغلب جاهایی که احساس می کنم، غیر عمدی ایران در لیست نیست، بهشون خبر می دم..علت اصلی که ایران در خیلی از لیستها نیست، بخاطر کپی کردن لیست کشورها توسط طراحان سایت از بعضی سایتهای آمریکایی هستش که به خاطر تحریم ایران رو در لیست ندارن..بخاطر همین ایران در این لیستهای کپی شده نیست...ولی خوب مثلا سایت مربوط به شرکت استرالیایی هستش و ایران رو نداره...استرالیا که تا این لحظه ما رو تحریم نکرده؟ کرده؟ شاید من خبر ندارم....

نويسنده: علیرضا کاشیان | 08:54 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

سه شنبه 5 اردیبهشت 1385

اعتیاد اطلاعاتی

سلام،
بعد از مدتها، بالاخره فرصت ایجاد شد و دوست خوبم، شهرام گل، امکان نویسندگی در این وبلاگ رو برای من ایجاد کرد. راستش چند ماه پیش قرار بود اینجا مطلب بنویسم ولی خوب کمی کم حوصله بودم....
من اسمم علیرضا هست و در حال انجام تحصیلات تکمیلی در زمینه علوم کامپیوتر هستم.
از این به بعد همراه بقیه دوستان خوبم، در فواصلی که فرصت ایجاد شد، سعی می کنم مطالبی رو در اینجا درج کنم.
شاید تا حالا در مورد اعتیاد به چت یا اعتیاد به اینترنت و یا حتی فوران اطلاعاتی و یا هجوم اطلاعاتی چیزهایی شنیده باشید. ولی امروزه با بوجود آمدن خبرگزاری های مختلف بر روی اینترنت و روشهای نوین خبر رسانی، انسانها کم کم دچار اعتیاد اطلاعاتی می شوند. البته این اعتیاد حتما به رسانه ها و اطلاعات خبری نیست. بعضی وقتها، اعتیاد به داشتن اطلاعات مثل خوره به جون آدمها میفته... بعضی وقتها هم بعضی ها شما رو معتاد اطلاعات می کنند که همیشه سراغ اونها رو بگیرید..خلاصه سبک ها و روشهای زیادی برای معتاد شدن بوجود آمده... شما چی؟ شما هم معتاد شدید؟
فکر کنم یک روز اگر فرصت بشه، یک پاتق هم برای معتادان اطلاعاتی تاسیس می کنیم... خدا رو چه دیدید...مبارزه با معتادان اطلاعات هم شاید یک روز نقل مجلس بشه ... شاید هم رئیس جمهور حتی دستور مبارزه با معتادان اطلاعاتی بده..چه بسا هزاران نفر دستگیر و زندانهای وِیژه ساخته بشه...اوه..ساعت از 4 نیمه شب گذشته...مثل اینکه زیادی خوابم میاد...زیاد به جملات بالا فکر نکنید و الی شما هم معتاد می شوید :)

نويسنده: علیرضا کاشیان | 11:29 PM | نظرها 3 | دنبالک 0

یکشنبه 3 اردیبهشت 1385

این متن چیست و از کیست؟

... اما نه زبانی که بیان حالی توان نمود؛ نه بیانی که راز آشکار و نهانی توان سرود. بر فرض سخن سرا گستاخ افتاد و جای بیان فراخ آمد - چه توانم گفت؟ داستان محبت ، افسانه بازار نیست که بر اطباق اوراق توان نهاد. اجمالا این قدر بدانید که ما در پاس و پیمان مشا که نکوخواه و خیراندیش ما بوده اید و حتی مصلحت ما را بر مصالح خویش مقدم داشتید فراموشی نیست و از دوستان صادق و محبان موافق شماییم چراکه همواره خوشنودی بارخدای جستید و هرگز پرده دری پیشی ندادید. با همه مردمی ورزیدید و از خیلی ها زخم ددی خوردید. مایه های زشت بینی فراموش کردید و در بدشنوی ها خاموش بودید. تاب بردید و پیج ندادید...

الف) نامه ابوسعید ابی الخیر به مولانا محمد رومی
ب) تهنیت عطار نیشابوری در آغاز کتاب فیه مافیه به ابوالحسن خان مستوقی
ج) در آمد شیخ مفید به خواجه نظام الملک در هنگام هجوم قوم مغول
د) سخنرانی امیرحسین سعیدی در مراسم تقدیر از نصرالله جهانگرد

نويسنده: شهرام | 10:22 AM | نظرها 7 | دنبالک 0

جمعه 1 اردیبهشت 1385

آفرین به دانشمندان جوان باشگاه استقلال

بینندگان محترم همانطور که می‌دانید دانشمندان جوان ایرانی به چرخه سوخت هسته‌ای دست پیدا کردند ما این موضوع را بعد از چند هفته بار دیگر به شما تبریک می‌گوییم البته همکاران می‌گویند ظاهرا استقلال در این فاصله که ما داشتیم جشن 100 هزار نفری انرژی هسته‌ای را از دور مشاهده می‌کردیم یک گل دیگر به برق شیراز زده که من خواهش می‌کنم اگر همکارانم صحنه آهسته دستیابی ما به چرخه انرژی هسته‌ای را دارند بار دیگر نشان‌ بدهند وگرنه در پایان مسابقه ما یک دور کامل هسته‌ای دور زمین بزنیم پیشتر از تماشاگرانی که پرچم یاابولفضل حمل می‌کنند خواهش میکنیم که کمی جلوتر بیایند تا همکاران فیلمبردار ما بتوانندآنها را خوب روی اسکوربورد ورزشگاه نشان دهند که برای ادامه پخش مستقیم این دیدار امری است ضروری .این جام را هم که مشاهده می‌کنید به تیم قهرمان داده نمی‌شود چون دفعه آخر یکی از پاهای جام شکسته بود به جای آن کفش زردی آماده کرده‌ایم که یک لنگه آن را به عنایتی تقدیم می‌کنیم که انصافا عمل بینی‌اش خوب جواب داده.

نويسنده: شهرام | 07:05 PM | نظرها 12 | دنبالک 0

پنجشنبه 24 فروردین 1385

یک پنجره

shamloo.jpg
دم غروب پنج‌شنبه سنگ قبر شاعر شده امضایی روی مقوا، برگ‌های گل،‌دوگلدان و عکس رنگ و رو رفته و خیس خورده‌ای که با شمع آب شده روی آن چسبیده است.دختری شعر آن‌یکی را می‌خواند: یک پنجره برای من کافی است/ یک پنجره به لحظه آگاهی و سکوت .../ حرفی به من بزن/ آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می‌بخشد/ جز درک حس زنده بودن از تو چه می‌خواهد/ حرفی به من بزن.../
قطاری می گذرد.

نويسنده: شهرام | 07:08 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

یکشنبه 20 فروردین 1385

پولیتزر حیا کن!

Thomas E. Ricks برنده جایزه پولیتزر و خبرنگار حوزه پنتاگون واشنگتن پست گزارشی در مورد حمله قریب الوقوع آمریکا به سایت های های هسته ای ایران نوشته، بسیاری دیگر نیز امروز از امکان بهره گیری از سلاح هسته ای در جنگ با ایران خبر داده اند. Ricks یکی از خبرنگاران مشهور آمریکایی است .

دعای برعکس: امیدوار باشیم پولیتزر امسال را به وی ندهند.

مقاله سیمور هرش در همین زمینه در نیویورکر ( ممنون از ارش ضابطی)

نويسنده: شهرام | 08:36 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

یکشنبه 13 فروردین 1385

عدالت؟

چگونه ممکن است دختری به خاطر مورد زنا قرارگرفتن توسط یک پسر به دادگاه شکایت کند و دادگاه خود او را به جرم زنا محکوم کند؟
این وکیل دادگستری توضیح می دهد

نويسنده: شهرام | 09:52 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

جمعه 4 فروردین 1385

We shouldn't

سایت lovefilm که به قول خودش بزرگترین اجاره دهنده فیلم های سینمایی در اروپاست از ماه آینده دانلود فیلم های سینمایی را به طور کامل برای ضبط روی دی وی دی و یا روی کامپیوتر آغاز می کند. وقتی روی Download sample film کلیک کردم با این پیغام مواجه شدم:
We are sorry, but there are no downloads available for Iran, Islamic Republic of. (If your country has been incorrectly identified or you believe you should be able to download this title, please contact our customer service to try and correct the information.)
خوب البته خیلی تعجب نکردم هر چند این سایت انگلیسی است.
بعدنوشت: با توجه به کامنتها به نظر می رسه که هنوز این سایت به برخی کشورها سرویس نمیدهد و احتمالا موضوع تحریم منتفی است.

نويسنده: شهرام | 08:58 PM | نظرها 6 | دنبالک 0

یکشنبه 28 اسفند 1384

سال نو مبارک دکتر جهانگیر رافت

استاد گرامی جناب آقای دکتر جهانگیر رافت
پروفسور آنکولوژیست، رییس انستیتو کانسر بیمارستان امام و مردی که همه در ایران در زمینه کانسر روی اسمش قسم می خورند!
تمام امروز پدرم، خواهرم و من به دنبال شما و در انتظار شما در راهروهای بیمارستان های امام و مهراد و مطب شما گذشت. دریغ اما که شما مایل نبودید تا بیماربیمارستان امامتان را حتی اگر وضعیت ویژه ای داشته باشد در جایی غیر از آن درمانگاه کذایی ملاقات کنید. البته شنیده ام که سهام دار بیمارستان خصوصی مهراد هستید( بیمارستانی که بیماران اروژانسی را تنها بعد از واریز مبلغ معینی به رسمیت می شناسد) و یک بخش شیمی درمانی اختصاصی هم در جایی دیگر ایجاد کرده اید و هر ماه از بابت تزریق چند صد سی سی از این داروها میلیون ها تومان از آنها اخذ می کنید. این تازه به جز ویزیت سی هزارتومانی بابت حق المشاوره و ویزیت عادی چند دقیقه ای 10 هزارتومانی شماست. اشکالی ندارد آقای دکتر این ها قاعده های بیزنس شماست، قطعا اگر ما هم توان پرداخت ماهیانه چند میلیون تومان را به شما داشتیم امروز موفق به ملاقات شما می شدیم و شما بلافاصله در جریان وضعیت جدید پدرم قرار می گرفتید و دستورات لازم را صادر می کردید و نیازی نبود تا اوایل اردیبهشت منتظر شما بمانیم.
آقای دکتر رافت که به دلیل مسئولیتتان هزاران بیمار را با یک اشاره انگشت این طرف و آن طرف می کنید، دکتر های دیگر جرات نمی کنند بیمار شما را احیانا ویزیت کنند، پرستاران بخش کانسر بیمارستان ها با شنیدن نام شما اندامشان به لرزه می افتد، استاد معظمی که در عین بداخلاقی شعر اخوان ثالث می خوانید به کاکتوس علاقه دارید و مطب تان پر از تابلوهای تشکر آمیز است ، می دانم تعطیلات نوروز را در آمریکا می گذارنید امیدوارم سال خوبی داشته باشید فقط اگر روزی احیانا به دنبال جست و جوی نام تان در اینترنت به این مطلب برخوردید بدانید شب سال نو دل یک خانواده را خوب شکستید خوب !

نويسنده: شهرام | 10:47 PM | نظرها 22 | دنبالک 0

شنبه 20 اسفند 1384

اين هاليوود دوست داشتني

موقعي كه فيلم " ارباب جنگ" Lord of war را مي‌ديدم مطمئن بودم فيلم را به زودي از تلويزيون پخش مي‌كنند فقط به خاطر اين‌كه فيلم آنقدر ضد آمريكايي است كه آدم شك مي‌كرد كه نكند به سفارش IRIB ساخته شده باشد. حالا ظاهرا اين فيلم در برنامه پخش نوروزي قرار گرفته است.
جهت بهره مند شدن بيشتر هموطنان از بركات هاليوود در اين ايام فيلم سيريانا (‌كه جرج كلوني‌ به خاطرش اسكار گرفت) هم به مسئولان محترم معرفي مي‌شود منتهي بدي سيريانا همانا اسم آن است از سيريا(‌سوريه)‌ مي‌آيد وگرنه كل بخش سوريه‌اش را مي‌شد يكجا ريخت بيرون آن وقت كل ترور را هم انداخت گردن يانكي‌ها..آقا اين Jarhead هم بد نيست‌ها ،‌ كلي فلاكت و بدبختي سربازان آمريكايي در جنگ خليج فارس را نشان مي‌دهد،‌ باور كنيد نسخه غيرويتنامي غلاف تمام فلزي است. حالا يك نظر بيندازيد حلال است انشاالله. نمايش اين دسته از فيلم‌ها از آن نظر خوب است كه مي‌شود در كنار آن مثلا پاي بردپيت و آنجليا جولي را هم به تلويزيون ايران باز كرد (‌مانده ام صحنه مهم جنگ اين دو را چطور نشان مي‌دهند).

نويسنده: شهرام | 09:50 PM | نظرها 3 | دنبالک 0

حق مسلم

انرژي هسته‌اي برترين انرژي
انرژي هسته‌اي تنها انرژي است كه مي‌تواند به سالم نگه‌داشتن محيط زيست كمك كند.
تحقيقات نشان مي‌دهد كه استفاده از اين انرژي مي‌تواند جايگزين مناسبي براي انرژي‌هاي فسيلي كه به طبيعت خسارت وارد مي‌كنند، باشد.
انرژي هسته‌اي مخارج را كاهش مي‌دهد و در ضمن هيچ خطري اتمام آن را تهديد نمي‌كند.

ما این همه تو جلسه دبیران از صفحه اش تعریف کردیم ،تعجب می کنم چرا مرتضی ناعمه یادش رفت اون جمله معروف را ته این خبر بنویسد.

نويسنده: شهرام | 06:48 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

دوشنبه 15 اسفند 1384

چه تصادفی

ظاهرا اسکار امسال اسکار تصادف بود در حالی که همه فکر میکردند قرار است کوهستان براک بک برنده باشد.

نويسنده: شهرام | 10:03 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

پنجشنبه 11 اسفند 1384

بیورتیم

روزهایی شده که احساس بی حس و حالی می‌کنید و می‌خواهید همه چیز را به هم بزنید و خراب کنید، روزهایی هم هست که احساس سرزندگی و شادی دارید و می‌خواهید چیزی بیافرینید و خلق کنید. بر اساس یک پدیده علمی انسان از بدو تولد دارای سه دوره سینوسی فیزیکی (Physical)، حسی (Emotiona)و ذهنی (Intellectual) است و این سه در چرخه‌های متفاوت 23 و 28 و 33 روی انسان تاثیر می‌گذارند. حال اگر کسی بتواند از ابتدای زندگی خود این دوره‌ها را روی کاغذ بکشد می‌تواند ببیند در این ماه یا ماههای گذشته و آینده خود چه وضعیتی داشته یا خواهد داشت. این دوره‌ها از این جهت به درد می‌خورد که مثلا در روزی که چرخه ذهنی شما فعال نیست کار ذهنی عملا نتایج درستی به بار نمی آورد و یا در زمان افزایش دوره فیزیکی بهترین زمان برای فعالیت‌های گروهی و ورزشی است. این که چقدر این پدیده علمی به واقعیت نزدیک است را به نظرم هر کس خود با تجربه زندگی اش می تواند اثبات کند اما قطعا دوره‌های بیورتیم با وقایع و اتفاقاتی که در زندگی باعث خوشحالی یا ناراحتی آدم می‌شود، متفاوت است. من 15 سال قبل که کامپیوتر نداشتم این کار را دستی انجام دادم ولی کشیدن دوره ها آنقدر سخت و خسته کننده بود که به بیشتر از چهار سال نرسیدم. حالا اما یک سایت فارسی این کار را به راحتی وارد کردن تاریخ تولد و تاریخ گرفتن گزارش انجام می دهد: http://www.mytennis4u.com/edu/biorhythm.htm#graph

نويسنده: شهرام | 07:41 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

چهارشنبه 10 اسفند 1384

دور می زنیم

مرتضی ناعمه می‌گوید50 نفراز دختر‌هایی که امروز رفته‌اند استادیوم برای تماشای بازی فوتبال را از ساعتی قبل سوار اتوبوس کرده‌اند و دور استادیوم آزادی و جاده مخصوص و کرج می‌گردانند تا بازی تمام شود. یکی از افسران نیروی انتظامی که همراه آنان است گفته چرا آمدید نه خودتان توانستید بازی را ببینید نه گذاشتید ما بازی را تماشا کنیم. قابل توجه شادمهر راستین برای آفساید 2
بعد نوشت1 : وسط راه پیاده‌شان کرده‌اند و آن‌ها هم برگشته‌اند دوباره جلوی در استادیوم

نويسنده: شهرام | 04:16 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

سه شنبه 2 اسفند 1384

محمد اصفهانی: بیچاره جام جهانی

يك روزنامه ورزشى نوشت: «يكى از برنامه هاى فيفا عرضه سى دى موسيقى ويژه جام جهانى ۲۰۰۶ است. در اين سى دى ۳۲ آهنگ در ارتباط با فوتبال از ۳۲ خواننده مطرح كشورهاى جام جهانى گنجانده شده و از قرار معلوم تمامى ۳۲ خواننده به سفارش فيفا آهنگ هايى در ارتباط با تيم ملى كشورشان و جام جهانى ارائه داده اند. اماز ايران هم كه يكى از ۳۲ تيم حاضر در جام جهانى آلمان است، يك آهنگ جذاب و شنيدنى در اين سى دى گنجانده شده است. شعر اين آهنگ از شاهكار بينش پژوه است و اجراى آن را نيز دو خواننده و آهنگساز صاحب نام ايرانى ساكن سوئد به نام هاى آرش و على مواسات (دى جى على گيتور) برعهده داشتند. اين سى دى طبق شنيده هاى ما يكى از شنيدنى ترين آهنگ هاى سى دى فيفا است.»
اما
حجت الاسلام على پور نماينده امور فرهنگى تيم هاى ملى با ارسال اعتراض به مسئولين مربوطه مانع اين امر شد و مقرر شد كه خود ايران خواننده ها را معرفى كند. مسئولين فدراسيون از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى خواهان معرفى دو خواننده جهت خواندن در اين سى دى و در فستيوال جام جهانى شدند. واحد موسيقى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى محمد اصفهانى و عليرضا عصار را براى اين كار در نظر گرفت ولى نكته قابل توجه اين است كه عليرضا عصار اصلا تمايلى براى اين كار از خود نشان نداد و مسئولين روى مجيد اخشابى و على لهراسبى و معراج محمدى دست گذاشته اند .» ( شرق)

یک پیشنهاد:
آقا اگر قراره محمداصفهانی و امثال اون را بفرستید به خدا آرش خیلی بهتره.

نويسنده: شهرام | 10:22 PM | نظرها 37 | دنبالک 0

پنجشنبه 27 بهمن 1384

دعا بفرمایید

واژگون شدن یک تانکر حامل 30 هزار لیتر بنزین سوپر در اتوبان کرج - قزوین نزدیک امامزادده طاهر از ساعت 12 و نیم ظهر امروز باعث ترافیک عجیبی تا تهران شده که حتی تا الان - ساعت دوازده شب - هم ادامه دارد. سردار زارعی فرماندهی ناحیه انتظامی استان تهران یک ساعت قبل در تلویزیون از مردم به خاطر این موضوع عذرخواهی کرد اما گفت علی رغم حضور همه مسئولان در طی ساعات گذشته در محل حادثه هیچ کس هنوز نتوانسته ( یا جرات نکرده) تانکر را از جای خود تکان بدهد.
با توجه به تلاش مسئولان از مردم خواهشمنیدم دعا بفرمایند تا حداقل بنزین ها زودتر بخار شود.

نويسنده: شهرام | 11:10 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

یکشنبه 23 بهمن 1384

برش

روز - خارجی - میدان آرژانتین ( چند روز قبل)
حدود پنچاه شصت نفر با سنگ و ککتل مولوتف به جان در و پنجره های سفارت اتریش افتاده اند.

روز - خارجی - میدان آرژانتین( امروز)
حدود سی نفر در داخل یک صف مقابل سفارت اتریش ایستاده اند و منتظر گرفتن ویزا هستند.

کات به :
پنجره های شکسته

نويسنده: شهرام | 10:43 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

چهارشنبه 19 بهمن 1384

ایران در اسکار امسال

هر چند "خیلی دور خیلی نزدیک" هم نتوانست ایران را به اسکار ببرد اما اسکار امسال از ایرانی ها خالی نیست. CRASH با شش نامزد جایزه اسکار در کنار کوهستان براک بک از شانس های اصلی کسب جوایز اسکار امسال به شمار می رود. CRASH دو بازیگر ایرانی دارد که در بخش عمده ای از فیلم فارسی صحبت می کنند. پدر و دختری ایرانی که در لوس آنجلس زندگی می کنند به همراه شخصیت های چندین زندگی موازی دیگر یک فیلم غیرمعمول و شاید ضد کلیشه های معمول سینمای هالیوود را به تصویر می کشند. فیلمنامه، موسیقی و بازی های عالی آن را تا رده هفتادو یکم برترین فیلم های IMDB بالا آورده.
SYRIANA هم با دو نامزد ( جرج کلونی برای بهترین بازیگرمکمل و فیلمنامه اورجینال که البته خود کلونی به خاطر ساخت Good Night, and Good Luck یک فیلم سیاسی مربوط به ماجراهای جنگ سرد نیز امسال نامزد بهترین کارگردان هست) در اسکارامسال حضور دارد. یک روایت مستندگونه سیاسی از نقش شرکت های نفتی و قدرت های منطقه خاورمیانه با حضور پررنگ ایران در این تحولات .

در بخشی از فیلم گوینده تلویزیون از اخراج بازرس های IAEA از ایران میدهد که گویی فضای همین امروز ماست. علی رغم ساخت بسیار هوشمندانه، فیلم اسیر دیدگاه های توهم توطئه است .

نويسنده: شهرام | 06:53 PM | نظرها 5 | دنبالک 0

جمعه 7 بهمن 1384

کو یک میلیون دلار خبرنگاران؟

اين عريضه، خواهش و تمنايي براي پرداخت هديه نيست چه هديه، چنانكه از نام پيدا است، شايسته اعطاي با اكرام است نه خواهش و تمنا. تنها تقاضاي ما اين است كه وزارت محترم ارشاد اعلام كند با چه ساز و كار و اولويت‌بندي اقدام به توزيع هديه كرده است و اعلام كند چرا بيش از نيمي از روزنامه‌نگاران از اين فهرست بيرون مانده‌اند؟ با توجه به محدود بودن تعداد خبرنگاران(مطابق امار انجمن صنفی 2500 نفر) چگونه است که بیش از نیمی از آنها خارج از فهرست قرار گرفتند؟ آیا برای مسئولان محترم توزیع این هدیه دشوار بود که فکر کنند هدیه را باید به تساوی میان اعضای خانواده مطبوعاتی تقسیم کنند؟

وبلاگ اعتراضی نسبت به تقسیم هدیه 900 میلیون تومانی رییس جمهوری به خبرنگاران

نويسنده: شهرام | 01:22 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

دوشنبه 19 دی 1384

یک روز برفی


نويسنده: شهرام | 02:38 PM | نظرها 3 | دنبالک 0

دوشنبه 12 دی 1384

نامه یک خلبان در مورد سقوط هواپیمای سی 130

موضوع سقوط هواپیمای سی 130 ارتش هنوز نقل محافل رسانه ای است اما حتما شما هم قبول دارید که آن موج عظیم و غلیظی که بلافاصله پس از سقوط این هواپیما ایجاد شد حالا به یک نسیم آرام تبدیل شده و همچنانکه بیم آن می رفت این مساله رو به فراموشی ومشمول مرور زمان شدن است. امروز ایمیلی برایم ارسال شد که محتوی مطالبی از نگاه فنی در مورد این پرواز بود با توجه به اینکه من خلبان نیستم و نویسنده نیز با نام و مشخصات مستعار این مطالب را ارسال کرده طبیعتا تایید یا تکذیب کردن هویت این فرد و اطلاعات مندرج در آن ممکن نیست( و لطفا توجه کنید اینجا یک وبلاگ است نه سایت رسمی) اما حداقل فایده آن شاید این باشد که ما در گرم نگاه داشتن این موضوع و به نتیجه رسیدن آن کمکی کرده باشیم .
مرتبط: نامه فرزند یکی از کشته شدگان به رییس مجلس

بسمه تعالی
با سلام
اینجانب از خلبانان نیروی هوائی و عضو تیم بررسی سانحه میباشم.

مهمترین عاملی که دراین سانح دور از نظر ماند وضعیت دستگاههای هواپیمادعلی الخصوص کمک ناوبری است.
1-هواپیما قبل از پرواز تعداد زیادی ایراد داشته از قبیل:
2-ایراد موتور شماره 3و4
3-ایراد سیستم فلپ
4-ایراد سیستم سی-دی-ای
5-ایراد سیستم وی-او-ار ( --این سیستم در مواقع دید کم –شرایط ابری و...در مجموع مواقعی که خلبان نمی تواند
باند پرواز را به خوبی پیدا کند استفاده می شود.)
از ساعت710صبح که خلبان برای تحویل هواپیما مراجعه می کند ایراد دستگاه وی-او-اررا مطرح می کندچون بین دو دستگاه موجود در هواپیما بیش از 10درجه اختلاف وجود داشته که بهیچ وجه قابل قبول نیست.و همین امر بهانه ای برای تعویض خلبان با یک خلبان جدیدتر میشود .
در این بین گروه نگهداری اقدام به تعویض دو دستکاه وی-او-ار از هواپیمای 517 برای هواپیمای 519می کنند.اما همین دستگاهها طبق فرم هواپیمای 517در پرواز قبل که خود خلبان گوهری خلبان آن بودهدارای مشکل بوده است ولی روی هواپیما نصب گردیده و طی بررسی که از گردان پرواز بعمل امد دقیقا هواپیما درانتهای مسیر پرواز یعنی در چند مایلی باند در شرایط نرمال هواپیما را به چپ منحرف میکرده است .که این مورد در فرم هواپیمای517ثبت گردیده است.
و الا ایا نباید این سوال را پرسید که چرا خلبانی که تا 1.2مایلی باند بخوبی و بنحو احسنت پرواز نموده در لحظات اخر بچپ انهم در شرایطی که موتور سمت راست را از دست داده منحرف میشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

6-مسئله مهم دیگر موضوع برج مراقبت است:
طبق دستوالعمل فرودگاه مهراباد برای هوهپیماهایی که دچار مشکل (امرجنسی) هستندتقرب موظف است که هواپیما را تا لحظه نشستن کنترل نماید که طبق نوار مکاماتو نیزگراف مسیر پروازیاز 8 مایلی که اپروچ هواپیما را در اختیار برج مراقبت قرار داده (که این خود خلاف مقررات استو باید تا لحظه نشستن توسط اپروچ این مسئله صورت بگیرد)هیچ تذکری به خلبان برای تصحیح مسیر پروازی داده نشده وکاملا مغایر دستورالعمل اپروچ می باشدک

7-و مسئله مهم دیگر که از نظر من شرط گفتن سایر موارد است:
مسئله وضعیت معیشتی خلبانان علی الخصوص خلبانان ترابری در ارتش است:
7-1-هر خلبانی تا اتمام دوره سخت خود حداقل 5سال زحمت می کشد.
7-2-اکنون در کشور ما حقوق خلبان بین 200 تا 250 هزار تومان است که حداقل نیمی
از ان هم برای اقساط میرود.
7-3-اکثریت خلبانان علی الخصوص ترابری بعد اداره در تاکسی سرویس مشغول کار هستند بجای مطالعه دروس پروازی
7-4-ما همیشه شرمنده خانواده وخودمان هستیم.
7-5-هیچ کدام از ما منزل شخصی نداریم.
7-6-اگر کشته شویم حق بیمه ما از حق بیمه مسافرین کمتر است.
7-7-حقوق ما باندازه نصف حقوق خلبانان ایران ایر که هیچ خطری انها را تهدید نمی کند نیست.
7-8-ظاهرا در این مملکت جان انسان علی الخصوص اگر قرار باشدبرای کشورش فدا گردد هیچ ارزشی ندارد.
8-8-خلبانی که تا ساعت 12 شب قبل از پرواز مشغول کار در ازانس است چگونه باید پرواز خوبی ارائه دهد.
9-7-ایا واقعا حق ما خلبانان که نوک پیکان دفاع از کشور هستیم همین است؟
10-7-این سانحه اولین نبوده و با این وضعیت معیشتی اخرین هم نخواهد بود بلکه هر روز زیاد تر هم می شود.
با تشکر


نويسنده: شهرام | 05:33 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

جمعه 9 دی 1384

گذر عمر در وبلاگستان

تا به حال فکر کرده اید که چقدر از عمرتان را با وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی همراه بودید؟ اگر وبلاگ نویس قدیمی باشید شاید در سالگرد تاسیس وبلاگتان از سه سالگی وبلاگتان (یا حتی بیشتر) بنویسید و آنرا گرامی بدارید. اما در حقیقت این سالگردها نشانی از گذر عمر ماست .قدیمها وبلاگهایی را می خواندم که مثلا نویسنده یا نویسندگان آن در انتظار فرزند(آتی ) خود بودند یا اینکه از شیرینهای کودک تازه به دنیا آمده خود می نوشتند و امروز وقتی برخی از آنها را می خوانم حتی غمگین می شوم اینکه آن نوزادن چقدر بزرگ شده اند .نمونه ای ز این وبلاگ که برای من یادآور خاطراتی است وبلاگ آلوچه خانوم است. این وبلاگ را از زمانی که فهرست وبلاگهای فارسی در پارسیک را بروز می کردم می شناسم. از همان پستهای اولش و اینک آن عکس کنار صفحه نشان از عمری است که گذشته است.
راستی چند تن از دوستان من و شما در وبلاگستان راهی خارج از کشور شدند.تشکیل خانواده داده و یا حتی صاحب فرزند شده اند؟
لحظه ای را تصور کنید که در همین وبلاگها از عروسی فرزندان دوستان وبلاگ نویس خود و در نهایت از مرگشان بنویسیم.

نويسنده: | 06:50 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

سه شنبه 6 دی 1384

صبا! نیامده تعطیل شد

تلويزيون ماهواره‌اي صبا (متعلق به آقای کروبی) که قرار بود شب یلدا راه اندازی شود! و بعد قرار شد فردای آنروز را بیافتند و پس از چند روز البته روی آنتن نرفت ! بالاخره نیامده تعطیل شد . دلیل ان نیز مشخص است و اصولا انتظار می رفت آقایان نسبت به این شرایط آگاه باشند و یا حداقل قبل از راه اندازی آنقدر با اطمینان در اینباره صحبت نمی کردند.میتوان گفت که صبا قربانی هیاهو و خبرسازی مدیران و صاحبان آن شد و قطعا در شرایط ایران بهتر بود که چنین شبکه ای بدون هیاهو و در سکوت راه اندازی و شروع به کار میکرد .
اما این حکایت آقای کروبی هم حکایت عجیبی است.شاید وی از جایگاه و محبوبیت بیشتری نسبت به دیگر نامزدهای اصلاح طلبان در انتخابات قبلی برخوردار بود اما گوش دادن به سخنان او و طرز گفتارش بسیاری را به این باور میرساند که قطعا افراد بهتری نسبت ایشان برای کسب بالاتریم مقام در دولت وجود خواهند داشت.یادمان نرود که رای بالای او نیز در انتخابات بیشتر مدیون شعار عوام فریبانه پرداخت پنجاه هزار تومان ماهیانه بود و اگر قرار به عوام فریبی باشد جناح راست و حداقل در این دوره نشان داد که توانایی بهتری دارد.
آیا بهتر نیست که اندیشمندان، صاحب نظرات و تمام کسانی که به اصلاحات علاقمند هستند در سایه فرد سزاوار تری گرد یکدیگر بیایند؟ایا بهتر نیست از همین امروز بر روی افرادی سزاوار تر سرمایه گذاری شود تا حداقل مانند دوره قبل فردی مانند معین که حداقل در بین مردم چندان شناخته شده و محبوب نیود وجود داشته باشد؟آیا حتی اگر قرار است که اعتدال پیشه کنیم (البته راه اندازی شبکه ماهواره ای بیشتر نوعی افراط و هنجار شکنی است ) دیگر بر روی مهره های سوخته سرمایه گذاری نکنیم؟
در نهایت آنکه در صورت عدم پخش شبکه ماهواره ای صبا با توجه به ادعاها و هیاهوی پیرامون آن قطعا لطمه سختی به جناح طرفدار اقای کروبی وارد خواهد شد.

نويسنده: | 05:47 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

دوشنبه 5 دی 1384

خبرگزاری ایسنا و جای خالی دکتر فاتح ...

در مطلبی که من دقایقی پس از حادثه سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران نوشتم یک جمله وجود داشت که دو هفته پس از آن به دنبال نوشته شدن یادداشتی از عیسی سحرخیز در روزنامه شرق این جمله مورد توجه قرار گرفت. جمله مورد نظر این بود: " اسماعیل عمرانی خبرنگار ایسنا تازه چندروزی بود که برای کار به این خبرگزاری آمده بود. بچه ها می گویند وقتی کسان دیگری در سرویس سیاسی حاضر به رفتن به این سفر نشدند خیلی اتفاقی نوبت به او رسید که اولین و آخرین مسافرت خبری خود را رفت... "
آنچه عیسی سحرخیز در یادداشت خود در روزنامه شرق نوشت نیز این بود: "همكار ديگرى بر روى وبلاگ خود نوشته بود اسماعيل عمرانى خبرنگار تازه كار ايسنا در اولين ماموريت خود جزء كشته شدگان هواپيماى سى-۱۳۰ بوده است. به گفته او چون خبرنگاران قديمى گروه سياسى خبرگزارى دانشجويان تمايل نداشته اند كه به اين ماموريت بروند به ناچار قرعه به نام او افتاده بوده است تا سرنوشت مرگ در آتش را براى اسماعيل رقم بزند.چه كسى مسئول است؟ چه كسى بايد پاسخگوى اين جنازه ها باشد؟"

برخی از همکاران خبرگزاری ایسنا تصور کردند که روی سخن سحرخیز به مجموعه ای است که عمرانی در آن مشغول به فعالیت بوده و به استناد این که برداشت سحرخیز از مطلب من بود ( در گفت و گوی تلفنی ام با سحرخیز او این موضوع را تایید نکرد)به آن اعتراض کردند و آن را توهینی به خون آن شهید دانستند. از انجا که موضوع برای من و دوستان تازه بعد از دو هفته کشف شده بود در صدد برآمدم که دلایل این حساسیت ویژه ایسنایی ها را نسبت به این ماجرا دریابم. کسی نمی تواند بگوید که هیچ گاه اشتباه نمی کند ولی حداقل در همان لحظات سقوط که هنوز اطلاعاتی در مورد مسافران آن هواپیمای کذایی چندان وجود نداشت یکی از همکاران خود ایسنا این موضوع را به من گفته بود و در ضمن تاکید من بر "اتفاقی بودن " این انتخاب در همان جمله نیز هر گونه شائبه ای را در مورد اعزام به زور آن مرحوم منتفی می کرد. ظاهرا همکاران ایسنا از صحبت هایی که در این مورد کم و بیش در فضای آلوده رسانه ای ما شنیده بودند آنقدر ناراحت بودند که به دنبال اولین جایی می گشتند که تمام عصبانیت خود را از این موضوع خالی کنند. با این حال اگر در مورد یادداشت مبهم آقای سحرخیز که معلوم نبود خطابش اصلا به کجاست چنین حقی داشتند در مورد آن دو کلمه در این وبلاگ چنان برخوردهایی دور از انصاف و کاملا احساسی بود که نتیجه آن سواستفاده خبرگزاری فارس از مطلبی بود که یکی از معترضان در وبلاگش نوشته بود و یا چاپ دوباره یادداشت سحرخیز در روزنامه شرق که ظاهرا بر آتش قضیه افزود.
در این میان برخی بی تجربگی های مدیریت جدید ایسنا نیز به نظر من در این زمینه کاملا مشهود است، در طی سالهای اخیر در این وبلاگ حداقل چندین مطلب در انتقاد و یا در حمایت از ایسنا نگاشته شده و دلیل آن اهمیتی بوده که این خبرگزاری به عنوان یک رسانه قدرتمند در فضای رسانه ای ما داشته و در عین حال همواره با دوستان و همکاران خوبی نیز از ابتدای راه اندازی این خبرگزاری همراه و نزدیکم بوده اند، مطمئن باشید اگر اعتقاد داشتم اسماعیل عمرانی را به زور به این سفر فرستاده اند به صراحت در این وبلاگ می نوشتم و از کسی هم ترس نداشتم و ندارم اما نخواهید چیزی را به غلط به کسی القا کنید.
و یک نکته دیگر
آقای مدیرعامل جدید ایسنا! خبرگزاری جای زورگویی و یقه گیری نیست به احترام همه دوستان ام در ایسنا صحبت های تلفنی آن روزتان و ک را نقل نمی کنم و واقعا حالا جای خالی آقای فاتح و درایت ایشان را در مواجه با مواردی از اینگونه احساس می کنم.

نويسنده: شهرام | 11:57 AM | نظرها 5 | دنبالک 0

چهارشنبه 30 آذر 1384

رابطه موتورلا و اسرائیل

این متنی تکمیلی در ادامه یکی از پستهای چند روزه گذشته بنده در اشاره به موضوع گیری های سخت سایت خبری بازتاب علیه اسرائیل و در عین حال تبلیغ موبایلهای موتورلا از شرکتهای نزدیک به اسرائیل است. مطالب فوق تنها به گوشه ای از نزدیکی از شرکت موتورلا با اسرائیل اشاره میکند.


The cell phone was developed in Israel by Israelis working in the Israeli branch of Motorola, which has its largest development center in Israel
لینک به منبع

Motorola's Israel facility is the companies largest development center in the world
لینک به منبع و این لینک

پروفایل موتورلای اسرائیل

همکاری موتورلا با ارتش اسرائیل

نويسنده: | 01:39 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

جمعه 25 آذر 1384

بازتاب و موتورلا

این سایت بازتاب یک جواریی و در این مدتی که از فعالیت این سایت می گذرد برای من جالب بوده. این سایت یکی از سرسختانه ترین دیدگاه های خبری را نسبت به اسرائیل داشته است . اما جالب اینکه درست در بالای این سایت و در کنار لوگوی این سایت تبلیغ تلفنهای همراه موتورلا هست و کیست که ندارد که موسسین موتورلا و این شرکت چه رابطه ای با اسرائیل دارند و حجم قابل توجهی از محصولات این شرکت در اسرائیل تولید می شوند و حتی این رابطه آنقدر نزدیک است که در کاتالوگهای معرفی اسرائیل نیز به این قضیه به شکلی افتخار آمیز اشاره شده است.البته همیشه حساب تبلیغات از دیدگاه های مدیران و دبیران یک نشریه یا سایت جداست اما به هر حال گاهی پول و سیاست به خوبی با هم کنار می ایند.

نويسنده: | 01:55 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

چهارشنبه 23 آذر 1384

هموطن سلام همیشه دان!

روزنامه هموطن سلام در زمینه اخبار و مطالب مرتبط با آی تی فعالیت مناسبی دارد و در وب سایت این روزنامه هر روز مطالب جالبی در مورد اینترنت و وب منتشر می شود که اینرا بایستی به خاطر حضور افراد و دوستان فعالی در بخش مربوطه در این روزنامه دانست.

اما این وب سایت این روزنامه از یک مشکل خیلی خیلی بزرگ رنج می برد که بخصوص به خاطر آنکه وب سایت این روزنامه توسط جستجوگر اخبار پارسیک در روزها بارها پویش میشود من آنرا به شکل بهتری لمس کرده ام. وب سایت روزنامه هموطن سلام در ساعات مختلفی از شبانه روز در دسترس نیست و یا پیغامهای خطا و یا پیام شلوغی سرور می دهد و در حقیقت سایت این روزنامه در بسیاری از اوقات Down میباشد . به نظر نمیرسد که این سایت به نسبت سایتهای روزنامه ها و سایتهای خبری دیگر از بیننده بسیار بالاتری برخوردار باشد و در واقع مشکل اصلی سایت به خاطر تعداد بازدیدکنندگان آن نیست و به نظر می رسد که مشکل خاصی در برنامه یا سرور این سایت وجود دارد که متاسفانه با وجودی که این ماهها ست که با چنین مشکلی وجود دارد تاکنون نسبت به رفع آن اقدام مناسبی صورت نمی گیرد که مسلما این روزنامه و خود سایت هستند که از این مشکلات بیشترین ضربه را می خورند.

نويسنده: | 04:09 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

شنبه 19 آذر 1384

سپاس از استاد

سپاس ويژه نثار استاد دوست داشتني دكتر معتمدنژاد كه اشاره كوچك شاگردش را در اين وبلاگ هم بي پاسخ نگذاشت و اين در واقع نشانه اي هم از اين موضوع هست كه استاد با فضاي وبلاگستان هم آشناست.

نويسنده: شهرام | 11:01 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

چهارشنبه 16 آذر 1384

اعتراض حق ماست، پاسخ وظیفه آنها

اصلا معتقد نیستم که برگزاری یک نشست اعتراض آمیز در مکانی مثل انجمن صنفی یک نوشدارو بعد از مرگ باشد که ما همواره در چنین مواقعی به خاطر آنچه از دست رفته سکوت کرده ایم در حالی که اگر در موارد گذشته به راحتی از کنار مشابه چنین حوادثی به راحتی نمی گذشتیم اساسا چنین رخدادهایی رخ نمی داد. دبیر فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران اعلام کرده این واقعه بزرگترین فاجعه رسانه ای در جهان بوده است و خبر نقص فنی این هواپیما که ساعت ها این پرواز را به تاخیر انداخته حالا نقل محافل رسانه ای بین المللی هم شده است. با توجه به شبهات غیر قابل انکاری که در زمینه این پرواز وجود داشته و حداقل همسر یکی از مسافران این پرنده مرگ از پیش از پرواز از او شنیده که چنین نقصی وجود داشته چرا این موضوع انکار می شود ؟ در حالی که گفته می شود هواپیما چند روز قبل هم یک دچار چنین نقصی شده و حتی نزدیک بوده سقوط کند و یا برای روشن کردن موتور آن در روز حادثه پنج بار تلاش شده و یا خلبان حاضر به پرواز نمی شده و یا دو بار تقاضای فرود اضطراری او رد شده کمترین سوالات و شبهاتی است که در این زمینه وجود دارد و این حق خانواده ها و همه ماست که پاسخ این سوالات را به طور جدی بخواهیم. به نظر من حتی به دنبال این نشست باید از مسئولان مرتبط با این قضیه خواسته شود در نشست هایی به پرسش های موجود در این فضا پاسخ دهند. اگر چنین واقعه ای در هر کشوری اتفاق افتاده بود مسئولان آن زیر فشار افکار عمومی له می شدند در حالی که اینجا در نهایت و در بهترین شرایط مقصران افراد زیرخاک معرفی می شوند و ما هم فقط نشسته ایم و همدیگر را نگاه می کنیم .

نويسنده: شهرام | 11:07 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

سه شنبه 15 آذر 1384

سقوط هواپیما در تهران

...

صدای آمبولانس ها در تمام تهران شنیده می شود در حالی که چند ساعت از سقوط هواپیمای نظامی مسافربری در تهران می گذرد هنوز هیچ تصویری از این حادثه در تلویزیون تهران پخش نشده و صرفا چند مصاحبه بدون اطلاعات خاصی را پخش کرده اند. رییس آتش نشانی چند دقیقه قبل به شبکه خبر گفت که خوشبختانه هنوز کشته ای ندیده ایم چند دقیقه بعد رییس پلیس 110 گفت متاسفانه هواپیما به یک مجتمع مسکونی برخورد کرده و از آنها به یک پست فشارقوی گاز برخورد کرده و تعداد زیادی از مسافران و ساکنان محل برخورد کشته شده اند. الودگی هو ا قابل تحمله اما این اطلاع رسانی تلویزیون که انحصار اخبار تصویری را در اختیار خودش دارد قابل تحمل نیست.

- ظاهرا این هواپیما از بندرعباس برمی گشته خبرگزاری مهر نوشته خبرنگاران ایرنا، ایسنا، فارس و صدا و سیما در این هواپیما بوده اند.

- یک اس ام اس برام رسیده که بیشتر کشته شدگان خبرنگاران بوده اند و اغلب از صدا و سیما بچه ها در تحریریه مشغول پیدا کردن اسامی خبرنگاران هستند.

- در حالی که قبلا گفته بودند از بندرعباس برمی گشته الان رییس آتش نشانی می گوید که هواپیما هنگام بلندشدن دچار نقص فنی شده و باک های بنزین آن پربوده که باعث آتش سوزی وسیع شده یکی بگه بالاخره این برمی گشته یا می رفته ؟

- سایت ایسنا که با پیغام مراجعه زیاد عملا نصفه و نیمه کار می کند و ایرنا هم ساعت هاست از کار افتاده

- چه روزهای گرفته ای شده، از این هوای خاکستری/قهوه ای چیزی جز خبر سیاه بیرون نمی آید. همیشه موقعی تیتر یک این دنیا می شویم که کلی آدم را فرستاده ایم آن دنیا.

- گفته اند کارت های سوخته تان را پیدا کرده اند و گفته اند هیچ سرنشینی زنده نمانده است...

- اسماعیل عمرانی خبرنگار ایسنا تازه چندروزی بود که برای کار به این خبرگزاری آمده بود. بچه ها می گویند وقتی کسان دیگری در سرویس سیاسی حاضر به رفتن به این سفر نشدند خیلی اتفاقی نوبت به او رسید که اولین و آخرین مسافرت خبری خود را رفت...

- بی بی سی گراف هواپیمای C130 و اطلاعات جالبی را در مورد این هواپیما ها در ایران منتشر کرده ، این هواپیما ها که به خاطر هیکل بزرگ و قابلیت حمل در انگلستان به هرکولس مشهورند، ایران 15 فروند( حالا یکی کمتر) از این هواپیماها دارد که قدمت آنها به 1970 می رسد. نوع مدرن این هواپیما ها با نام AC 130 در جنگ آمریکا علیه عراق به کارگرفته شدند.

بابک غفوری آذر قرار بود مسافر این هواپیما باشد که نشد ...

- به گفته رییس آتش نشانی قالیباف شهردار تهران با موتور خودش را به محل حادثه رسانده ، سردار طلایی هم می گوید او هم با موتور سیکلت به محل آمده آقا این برای یک شهر خجالت ندارد که شهردار و رییس پلیس اش با موتور ...

- ارتش هرگونه نقص فنی قبل از پرواز را در هواپیما رد کرده تصور میکنم مقصران این حادثه به ترتیب این افراد معرفی شوند: 1 - سرایدار بلوک 15 شهرک توحید 2- معاون خدمات شهری و زباله یافت آباد ...

واحد عکس خبرگزاری ایسنا در سوگ همکار...

نويسنده: شهرام | 04:37 PM | نظرها 7 | دنبالک 0

دوشنبه 7 آذر 1384

بازتاب، واقع انگاری یا توهم

سایت خبری بازتاب در خبری با عنوان "تغيير منبع خبري ايرانيان خارج از كشور در اينترنت به نفع ضدانقلاب" می نویسد.
بنا بر گزارش‌هاي رسيده، تا پيش از توقيف موقت «بازتاب»، اين سايت مهم‌ترين و گاه تنها منبع خبري محافل ايرانيان خارج از كشور در اينترنت بود، ولي در زمان توقيف آن، سايت‌هاي ضدانقلاب و اپوزيسيون جمهوري اسلامي، اين جايگاه را تصاحب كردند.
همچنين سايت‌هايي كه به دست ايرانيان خارج از كشور مديريت مي‌شد، بيشترين اخبار و مطالب را از سايت «بازتاب» نقل مي‌كردند. اما در مدت توقيف آن، چند سايت وابسته به ضدانقلاب، اپوزيسيون و كشورهاي خارجي، تبديل به منبع خبري اين سايت شده‌اند.
سايت «بازتاب» كه پربيننده‌ترين سايت اينترنتي فارسي به شمار مي‌رود، روز چهارشنبه 20 مهر ماه با دستور دادستاني تهران توقيف شد و اين توقيف، تقريبا يك ماه ادامه يافت

چندنکته در رابطه به این خبر به نظرم میرسد که با مدیران و تهیه کنندگان این گزارش و همچنین خوانندگان در میان می گذارم.

1-آنگونه که معترف هستید سایتهای خبری خارج از کشور که عمدتا هم از نظر شما وهم بسیاری از مسئولین ضد نظام هستد در موارد زیادی از اخبار سایت شما استفاده میکردند. با توجه به اهداف سایتهای ضد نظام در انتشار اخبار بر علیه نظام میتوانیم به این نتیجه برسیم که اخبار شما بیشتر بر خلاف منافع نظام بوده است تا مصالح آن و از همین رو مورد استفاده سایتهای منتقد و یا مخالف نظام بوده است.
2-قبول دارید که عدم فعالیت سایت شما فقط در مدت یکماه توانسته این چنین به مخاطبان شما لطمه بزند (طبیعی است که افراد خارج از کشور بازتاب را بدون فیلتر می دیدند) بنابراین بد نیست نگاهی به دهها سایت خبری دیگر داشته باشید که به دلیل فیلتر شدن هزاران مخاطب خود را در ایران از دست داده اند.
3-موقعیت فعلی سایت بازتاب را بایستی تا حد زیادی مدیون فیلتر و برخورد با سایتهای خبری دیگر دانست فیلتر شدن سایتهای مطرحی چون اخبار گویاو همچنین مسدود کردن و برخوردبا مسئولین برخی از سایتهای خبری مرتبط با اصلاح طلبان از جمله مواردی است که کاربران فارسی زبان را به ناچار به سمت بازدید از سایتهایی مانند بازتاب سوق داده است.

5-بر کسی پنهان نیست که سایت بازتاب محبوبیت فعلی خود را نه به خاطر دید ، سیاست و یا کار تخصصی خبرنگاران خود بلکه به خاطر دسترسی به برخی منابع خبری خاص و ارتباط با برخی مسئولین سطح بالا دارد طبیعی است که بسیاری از سایتهای خبری یا چنین ارتباطهایی ندارند یا اصولا فیلتر شده و یا دست اندرکاران آنها بازداشت شده اند.

6-به نظر میرسد نقد و اعتراض سایت بازتاب بر بحث فیلتر شدن سایتها تنها شامل خود این سایت میشود و اصولا بازتاب به عنوان یک سایت خبری هرگز علاقمند به انعکاس مشکلات فیلترینگ (فیلتر کردن سایتهای خبری ،فیلترینگ سلیقه ای، فیلترشدن سایتهای علمی و سرویسهای وب) نبوده است

7-چگونه و بر چه اساسی مدعی پربيننده‌ترين سايت اينترنتي فارسي هستید؟ قطعا بازتاب یکی از پربیننده ترین سایتهای خبری فارسی است اما ادعای اینکه سایت بازتاب پربیننده ترین سایت اینترنتی فارسی میباشد ادعای بزرگی است که قطعا نیاز به اثبات و مستندات دارد درعین حال چنین ادعای اشتباهی میتواند نشان از خود بزرگ بینی و کوچک شمردن دیگر سایتهای فارسی و تلاش مدیران آنها باشد. بنده بسیار مشتاقم تا دلایل شما را برای چنین ادعایی را بخوانم و در عین حال حاضرم بنا براساس آنچه که کارشناسان شما آنرا قبول دارند ثابت کنم که سایت بازتاب قطعا پربیینده ترین سایت فارسی نیست.

نويسنده: | 05:03 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

پنجشنبه 3 آذر 1384

تونس و دکتر معتمدنژاد


در آخرین روز از اقامت در تونس فرصتی برای گشت و گذار در شهر تونس پایتخت این کشور پیش آمد. آب و هوای مدیترانه ای، نزدیکی آن به اروپا و فراهم کردن فضای توریستی و تاریخی عملا این شهر را به یکی توریستی ترین شهرهای شمال آفریقا تبدیل کرده است. برای گروه ایرانی یک لیدرخانم تونسی در نظر گرفته شده بود که تنها به زبان فرانسه مسلط بود و از گروه ایرانی هم فقط دکتر معتمدنژاد به زبان فرانسه مسلط بود. استاد پس از دقایقی صحبت با تور لیدر بی منتی پذیرفت که نقش مترجم را برعهده بگیرد اما به اعتراف همه اطلاعات خود استاد از اطلاعات تور لیدر در مورد تونس، زندگی مردم و تاریخ آن به مراتب بیشتر بود. دکتر معتمدنژاد به واقع یکی از هوشمندترین آدم هایی است که من در عمرم دیده ام، برخلاف ظاهر آرام و موقر بسیار با فراست ودقیق موضوعات را دنبال می کرد همچنانکه دکترشکرخواه نیز در وبلاگ دات به آن اشاره کرده تسلط او حتی در هنگام کهنسالی روی مسایل واقعا بی نظیر است. من فکر نمی کنم خلق و خوی او را بتوان محافظه کارانه دانست، طبیعتا طی این سالها حتی مفهوم ارتباطات از زمانی دکتر معتمدنژاد آن را در دانشگاه می آموخته تا امروز کاملا تغییر کرده و همه ما می دانیم کمتر افرادی هستند که می توانند خود را با این شدت و سرعت تغییر وفق دهند.استاد بر خلاف تصور اولیه از بدن به ظاهر نحیف اش پابه پای دیگران در جلسات متعدد اجلاس شرکت می کرد و با گروه ایرانی پیش می آمد و برخلاف بسیاری از مسافران هیچ گاه از اتوبوس جا نماند.
دکتر معتمدنژاد زیر شخصیت آرامش فرد بسیار شوخی نیز دارد. هنگامی که تور لیدر تونس ما از فرط بیکاری در کنار استاد به خواب رفته بود فردی به صدای بلند پرسید استاد به تورلیدر چه گفتید که به خواب رفته و استاد با حاضر جوابی گفت: من اگر هنری می داشتم نمی گذاشتم ایشان بخوابد.

نويسنده: شهرام | 10:27 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

چهارشنبه 2 آذر 1384

آيدين نامغ وبلاگ اقتصادی مي نويسد

آیدین نامغ دبیرتحریریه روزنامه ابرار اقتصادی تصمیم گرفته که اتفاقات حوزه اقتصاد را به صورت وبلاگی با عنوان دست نوشته ها پیگیری کند. آیدین در این وبلاگ اسم مستعارش را هم لو داده است. آیدین این هم لینک دیگه چی می خواهی؟

نويسنده: شهرام | 03:52 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

چهارشنبه 20 مهر 1384

کم گوی و گزیده گوی چون در

دوستان عزیز نویسنده،نوشته های بلند و حجیم مخاطب زیادی ندارد، خصوصا روی اینترنت و صفحه مانیتور!
کوتاه نویسی نیز هنری است که اگر کمی همت گماریم می توانیم خبره شویم.
ضمن این که پیشنهاد می کنم کل مطلب را هم در صفحه اصلی نگذارید. نا سلامتی امکان " ادامه مطلب" هم که هست!

نويسنده: محمد میثاقی | 03:34 AM | نظرها 4 | دنبالک 0

سه شنبه 19 مهر 1384

خواستگاری به کمک یک موتور جستجو

امیر فهیمی دوست خوش فکر و وبلاگ نویس بنده (وبلاگ کوچه)در وبلاگش اشاره ای به یک خبر جالب دارد.که میتوانید متن کامل آنرا اینجا بخوانید

خلاصه داستان شیوه اعلام خواستگاری نویسنده یک وبلاگ مشهور و تخصصی در زمینه موتورهای جستجو (نسخه خارجی مهدی رودکی) از طریق موتور جستجو ASK میباشد که متن درخواست ازدواج حتی در زمان نوشتن این مطلب در سایت ask و هنگام جستجو نام دختر مورد علاقه وی دیده میشود.(لینک به متن درخواست ازدواج در سایت ASK)

به نظرم ایده جالبی است . استفاده های شخصی و خصوصی از سایت حتی در ابعاد سایتهایی مانند ASK در مواردی این چنین میتواند جالب باشد.
راستی اگر چنین چیزی در ایران اجرا شود کاربران چه عکس العملی نشان خواهند داد؟
تصور کنید مثلا من درخواست ازدواج با دختر مورد علاقه ام یا اعلان رسمی ازدواج را بالای صفحات بلاگفا یا پارسیک بگذارم!(شیوه شیطانی و هیجان انگیزی خواهد بود).راستی اگر از دوستان دم بخت کسی اهل چنین ماجراجویی هست حاضرم به شیوه همانند ASK و شاید هم با کمی نوآوری بیشتر پیام او را در سایت پارسیک منتشر کنم.

نويسنده: | 05:25 AM | نظرها 5 | دنبالک 0

دوشنبه 18 مهر 1384

مکث

اي حلزون
از قله فوجي صعود کن
اما آهسته آهسته ( ايسا - هايکواز آغاز تا امروز)

نويسنده: شهرام | 02:09 AM | دنبالک 0

جمعه 15 مهر 1384

تولدت مبارک

ITiranLogo.jpg
تولد آی تی ایران.نت را به تمام نویسندگان و خوانندگان و همچنین موسس این وبلاگ گروهی آقای شریف تبریک می گم و امیدوارم ورود به 3 سالگی این وبلاگ یه تکانی به این مجموعه بده و نوید روزهای بهتری را برای خوانندگان و گردانندگان این وبلاگ داشته باشه.

نويسنده: حسین شمس | 08:41 PM | نظرها 3 | دنبالک 0

ITiran.NET ورود به سومین سال زندگي

آقا هيچ کس حواسش نيست که همين روزها تولد آي تي ايران دات نت است؟ جشني ، چراغوني، چيزي؟ به اولين مطلب اين وبلاگ دوباره نگاه مي کنم:"در اين جا ما مي خواهيم درمورد همه چيز حرف بزنيم ، در همين حين از آي تي هم بگوييم". فکر می کنم هنوز همين روش ادامه داشته و ما در اينجا فقط از آي تي ننوشته ايم بلکه از نگاه کساني که به نوعي و از گوشه اي با آي تي سروکار دارند به زندگي ( که آي تي هم بخشي از آن مي شود) نگاه کرده ايم.تند يا آرام، عصبي و خوشحال و درست هماني بوده ايم که هستييم با اين حال فکر مي کنم هم تعداد نسبتا قابل توجه بازديدها و هم اعتباري که به هر حال اين وبلاگ در دو سال گذشته کسب کرده ادامه اين راه را دشوارتر ساخته است.راضي نگاه داشتن خواننده هاي اينترنتي کار ساده اي نيست، اين را همه کساني که با فضاي وب سروکار دارند مي دانند و هيچ اطميناني هم از آينده وجود ندارد.
وبلاگ گروهي هم مثل يک کارگروهي است، با همان دردسرها و احتياط ها، نمي دانم در فضاي وبلاگي کجا ايستاده ايم اما فکر مي کنم به همت دوستان نويسنده، آي تي ايران به نسبت افزايش بازديد نظر کيفي هم به يک وبلاگ تاثير گذار بوده تا نظر شما چه باشد.

نويسنده: شهرام | 03:23 PM | نظرها 5 | دنبالک 0

سه شنبه 12 مهر 1384

کاهش تعطيلات

از قرار نمايندگان مجلس طرحي را در دست تصويب دارند که بر اساس آن تعطيلات نوروز را به هشت روز کاهش دهند. کاهش تعطيلات با هدف کاهش حجم تعطيلات کشور صورت مي گيرد که طي يک سال گذشته انتقادهاي فراواني بر آن وارد شده و با مقايسه اي ميان ميزان تعطيلات ايران و کشورهاي پيشرفته چنين نتيجه گيري شده که مردم ايران بيش از اندازه از تعطيلات استفاده مي کنند.
به عقيده من اين تصور که تعطيلات در ايران بيش از اندازه است اصلا درست نيست چون شرايط اجتماعي و کاري کشوري چون ايران با يک کشور مثلا اروپايي قابل مقايسه نيست. شهروند ايراني درشرایط کاري سنگين و زمان نسبتا طولاني تري در محل کار خود به سر مي برد و استرس ها و فشارهاي رواني تحميل شده بر آن نيز قابل مقايسه با يک شهروند اروپايي نيست چگونه مي توان انتظار داشت که اين دو بايد به نسبت يکسان از تعطيلات بهره مند باشند؟
به نظر من تعطيلات دو هفته اي نوروز يکي از مهمترين تعطيلات کشور است که تاثير رواني بسياري هم با جامعه دارد. اين طور نيست؟

بعد از تحرير: راستي مي دانستيد که نمايندگان مجلس فقط هفته اي سه روز به مجلس مي روند

نويسنده: شهرام | 02:06 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

دوشنبه 11 مهر 1384

حالا انتقاد از آي تي ايران دات نت

نقد محترمانه با تخريب دنيايی فاصله دارد ... لحن عصبی و كلام طعنه دار در نگاهی قابل تفكيك از نقد دلسوزانه است.وب لاگ گروهی آی تی ايران چندی است كه جای خود را به دعواهای قبيله ای داده است... ( بخشي از مطلب نقد يا تخريب نوشته راحله ميرخاني)

نويسنده: شهرام | 09:14 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

یکشنبه 10 مهر 1384

سلام

سلام
من حسین شمس هستم که قراره بعد از یک غیبت طولانی در سایت آی تی ایران.نت،دوباره شروع به نوشتن بکنم.امیدوارم بتونم مطالب جالبی رو براتون تهیه کنم و با نظرات شما دوستان کاری بدون نقص داشته باشم.
جا داره از دوست خوبم و مدیر این سایت شهرام شریف هم تشکر کنم که با بازگشت من موافقت کرد.

نويسنده: حسین شمس | 08:01 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

سه شنبه 22 شهریور 1384

یک کار خوب در زمینه بازاریابی شبکه ای

سایت تخصصی بررسی سیستم های فروش شبکه ای یکی از کارهای جالب و قابل تقدیری است که در این زمینه و در جهت روشن شدن ذهن کاربران و همچنین مبارزه با موج منفی آنها در کشور انجام شده است.
طالب جالب و تخصصی در این سایت وجود دارد که میتواند مورد استناد مقاله نویسان و خبرنگارانی و اوصلا هر شهروندی باشد که علاقمند به آشنایی و مطالعه در این زمینه است.

سایت تخصصی بررسی سیستم های فروش شبکه ای dss.ir

نويسنده: | 01:08 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

شنبه 19 شهریور 1384

درخواست همکاری با گرافیست و فلش کار

نیازی به همکاری با فردی باسابقه در زمینه فلش و گرافیک دارم. آقایان یا خانمهایی که مایل به همکاری پاره وقت در این زمینه هستند لطفا با من تماس بگیرند. در زمینه گرافیک بخصوص طراحای Layout سایت و همچنین طراحی بنر های تبلیغاتی مد نظر میباشد و در زمینه فلش هم طراحی بنرهای تبلیغاتی و یا بخشی از یک سایت مد نظر میباشد . علاقمندان لطفا رزومه و حتما نمونه کارهای خودشان را به ایمیل shirazi (at) gmail.com ارسال کنند.

نويسنده: | 12:40 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

جمعه 11 شهریور 1384

به پیشواز جامعه اطلاعاتی

وقتی اطلاعات ارزش واقعی خودش رو نداشته باشه همین می شه که وقتی می خوای بری استخر و سونا ثبت نام کنی و کارت عضویت چند ماهه بگیری طرف یه فرم دستت می ده که هزار تا اطلاعات ازت می خواد، مثل:اطلاعات کامل شغلی مانند آدرس و تماس، میزان تحصیلات، سن و یک سری خرط و پرت های دیگر! فقط مونده بود که اسم پدرو مادر آدم رو هم بخواد.
این هم اندر فواید جامعه اطلاعاتی

نويسنده: محمد میثاقی | 08:00 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

دوشنبه 31 مرداد 1384

یک گزارش خوب دیگر از بازتاب!

بازتاب بار دیگر گزارشی جالب منتشر کرده است.

جمهوري اسلامي، از آغاز تشكيل خود بزرگ‌ترين مسئله عرب يعني فلسطين را به عنوان اصلي‌ترين دغدغه‌هاي ملت ايران مطرح كرد، در حالي كه در تمامي بيانيه‌ها و اعلاميه‌هايي كه توسط اعراب عليه تماميت ارضي ايران در خليج فارس، به امضا مي‌رسد، نام كشورهاي سوريه، لبنان و فلسطين هم مشاهده مي‌شود

متن کامل گزارش در سایت بازتاب

همه ما خوب میدانیم که حمایت مردم ایران از فلسطین و لبنان بی بها نیست و آنچه که نمیدانیم بهایی است که بابت این حمایت پرداخت میکنیم.دور از واقعیت نیست که که میلیاردها دلار را در این سالها به همین خاطر از دست داده ا یم و بایستی مبالغی را هم که بصورت حمایت به این کشورها پرداخت میکنیم نیز در نظر داشته باشیم . موج مخربی را علیه ایران و ایرانی خریداریم و در عین حال میدانیم که اگر حق فرد یا کشوری ضایع شد باید به دفاع از وی برخیزیم!.
اما آیا آنهایی که ما اینچنین از جیب و جان خویش برایشان مایه گذاشته ایم نیز اینها را درک کرده اند؟ آن زمانی که ما به فکر خانه فلسطینیها بودیم آیا سران فلسطینی به فکر جوانان کشور ما که در جنگ با عراق کشته می شدند بودند؟و اگر اینگونه بود حمایتشان از صدام را چگونه توجیح میکنند!.
چگونه میتوانیم برخی از کشورهای عربی را برادران خویش بنامیم وقتی در پای هر بیانیه عربی ضد ایران نام آنها را نیز میتوانیم ببنیم. و وای بر مسئولین کشور ما که اینگونه نامها را در پایین بیانیه های ایرانی می بینند و حرکتی در خور و شایسته انجام نمی دهند.

نويسنده: | 02:43 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

شنبه 29 مرداد 1384

فرهنگ ایرانی!

این گزارش بازتاب خیلی جالبه !
این گزارش نشان از این دارد که ما ایرانیها چقدر برای فرهنگ خودمون ارزش قائل هستیم.نشان میدهند که چقدر برای فرهنگی ایرانی و نه عربی ارزش قائل هستیم. نشان میدهد که ما چقدر باید از آینده و از فرهنگ آینده ایرانیان توقع داشته باشیم.
در بین 50 اسم پر استفاده مردان ایرانی چند اسم ایرانی وجود دارد؟! در بین 100 اسم چطور؟
اقا می خواهی مسلمان باشی ؟ باش ! میخواهی اهل بیت را دوست داشته باشی! داشته باش! اما حداقل فرهنگ ایرانی را هم دوست داشته باش!اسم ایرانی برای این نیست که توی فیلمها نقش آدم بدها باشد یا اینکه اسم قناریتو اسم ایرانی بزاری!
آخر تو چطوری میتوانی به ایرانی بودن خودت افتخار کنی؟
اجازه دهید! حرفم را پس گرفتم! فکر نمی کنم دیگر چیز مهمی از فرهنگ ایرانی مانده باشد.

نويسنده: | 10:10 PM | نظرها 7 | دنبالک 0

سه شنبه 18 مرداد 1384

قانون و ممنوعيت

دو سه سال پس از آغاز برخورد قوه قضاييه با بازاريابي شبکه اي از قبيل الماس و گلدکوييست مجلس کليات طرح ممنوعيت بازاريابي شبکه اي را تصويب کرد.نمي دانم اگر اين ممنوعيت هنوز قانوني نشده چرا برخوردمي شود واگر بر اساس قانون برخورد شده و مي شود چرا مجلس روي آن وقت گذاشته؟
من مخالفت برخورد با گلدکويست نيستم اما به نظرم مشکل اول به وضعيت فرهنگي - اقتصادي ما برمي گردد و دوم به برخوردهاي متناقض .چند روز قبل حميد کچل ( سلماني بنده)مي گفت يک کار نون آب دار پيدا کردم گفتم نگو که گلدکويسته گفت خودشه از کجا فهميدي!

نويسنده: شهرام | 07:26 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

یکشنبه 16 مرداد 1384

یک پیشنهاد - وبلاگهای تخصصی در زمینه خرید!

یکی از کارهای جالبی که میتواند در وبلاگها و البته فرومها انجام شود بحث درباره کالاها و قطعات خاص کامپیوتری و حتی دیجیتالی است. شخصا از خواندن نظرات یک وبلاگ نویس مثلا در مورد انواع موبایل یا mp3 player و یا لپ تاپ لذت میبرم و فکر میکنم جای چنین وبلاگهای تخصصی در وبلاگهای فارسی خالی است بسیار خوب بود که دوستانی که در این زمینه سررشته دارند و البته با بازار ایران نیز آشنا هستند وبلاگهایی در این زمینه راه اندازی و یا در این زمینه ها بنویسند. این وبلاگها میتواند مراجع و راهنمای خوبی برای خریدان باشند و البته خواندان آنها میتواند بسیار مفید باشد.

نويسنده: | 11:01 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

دوشنبه 20 تیر 1384

سکوت 6

ناشای مامان
با پای برهنه رفته بودی تو تراس، میدونم.
بعدش پاهات رو نشُسته بودی، میدونم.
با همون پای کثیف اومده بودی رو تخت مامان، میدونم.
بدتر از همه کف پاهاتو چسبونده بودی به دیوار. میدونم.

یه جفت کف پای خوشگل کوچولو، دیوار بغل تخت خوابم رو سیاه کرده.

مامان دیشب تا صبح ده بار دیوار رو بوس کرده، میدونی؟

---
هنوز آنقدر بی تفاوت نشده ام که با خواندن این مطالب اشک در چشمانم حدقه نزند.روایت امروز ما روایت یک وبلاگ نویس غمگین است.روایت نوشی بدون جوجه هایش

نويسنده: | 08:04 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

پنجشنبه 16 تیر 1384

مجتبي سميع‌نژاد آزاد می شود؟

بازتاب - بر اساس رأي شعبه 78 دادگاه كيفري استان، مجتبي سميع‌نژاد، تنها وبلاگ‌نويس زنداني از اتهام سب‌النبي تبرئه شد.

محمد سيف‌زاده، وكيل مدافع وي با اعلام اين خبر به ايسنا، گفت: قبلا نيز حكم تبرئه سميع‌نژاد در اين شعبه درباره ارتداد وي صادر شده بود و با توجه به اين‌كه در دادگاه انقلاب هم او از اقدام عليه امنيت ملي تبرئه و تنها به واسطه اتهام توهين به مقامات به مجازات محكوم شده، بايد منتظر اين باشيم كه به زودي آزاد شود.

نويسنده: | 03:03 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

چهارشنبه 8 تیر 1384

سلامی چو بوی خوش آشنایی!

سلام.من محمد میثاقی،دوست نادیده نویسندگان این سایت خوب و ارزشمند هستم که از امروز افتخار نویسنده میهمان را یافته ام.
امیدورام بتوانم مثمر ثمر باشم.

نويسنده: | 11:06 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

یکشنبه 29 خرداد 1384

مرد کشاورز

صدای ناقوس از کلیسایی در دور دست به گوش میرسد.مرد کشاورز ماشینهای نظامی را می بیند که به مزرعه نزدیک میشوند .همسر جوان کشاور همراه با فرزند شش ساله اشان به او نزدیک میشود. ماشین نظامی به مزرعه می رسد و
سربازان از آن پیاده میشوند و کشاورز و همسرش میتوانند خشم وخشونت را در نگاه آنها ببینند .کشاور همسر و فرزندش را در پناه خویش میگرد و سربازان هر لحظه به آنها نزدیک میشوند. شجاعت مردانه کشاورز در قهقه های سربازان گم میشود.کشاورز شاهد تجاوز به همسرش در جلوی چشمانش است و زن معصوم شرمسار که اینگونه حرمت خویش را در جلوی مرد و فرزندش میبازد.زجه های زن جوان با شیون کودکش در هم می آمیزد و نعره های مرد کشاورز آسمان را می
لرزاند.
ساعاتی بعد زن جوان درهم شکسته ولی همچنان در پناه مرد خویش و همراه با
کودک شان جاده را بی هدف طی میکنند.زن نا امید از آینده اما خوشحال است که بر مرد مهربان خویش تکیه زده است و کشاورز خشمگین اما امیدوار به زندگی خویش که آنرا در آغوش گرفته است.

نويسنده: | 10:30 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

دوشنبه 23 خرداد 1384

نظرسنجی از جنس انتخاباتی

در این چند روزه بارها در اخبار سایتهای خبری اعلام نتایج نظر سنجی سازمانهای بعضا دولتی و یا معتبر را در رابطه با کاندیداها خوانده ایم. نیم نگاهی و کمی تامل مرا شگفت زده کرده است.نظر سنجی یک سازمان دولتی از پیروزی احمدی نژاد و یا جایگاه دوم او دارد و در حالیکه طبق نظر سنجی سازمانی دیگر لازیجانی در مقام دوم است و البته دهها موسسه دیگر نظر به قرار گرفتن قالیباف در جایگاه اول و یا دوم داده اند. جالب آنکه در اکثر این خبرها نام موسسه به اصلاح معتبر و یا سازمان مربوطه ذکر نمی شود.روایتهای مختلف از سایتهای خبری مختلف و منابع بدون نام .راستی اینهمه سازمان و موسسه نظر سنجی کجا بودند؟ و این موسسات به اصلاح معتبر که توقع میرود اصول نظر سنجی را نیز رعایت کنند چگونه اینگونه نتایج متفاوت را ارائه میدهند؟و چرا از دکر نام خویش پرهیز میکنند و اگر این نتایج تنها خبرهای تولید و خیالی سایتهای خبری و یا ستادهای انتخاباتی هستند نمیتوان نتیجه گرفت که سایتهای خبری یا ستادهای انتخاباتی در حال به بازی گرفتن شعور مردم هستند؟

نويسنده: | 11:39 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

شنبه 21 خرداد 1384

فيلم هاي تبليغاتي کانديداها - 3

فيلم تبليغاتي محمود احمدي نژاد شايد نخستين فيلم جواد شمقدري است که در آن از انفجار و توپ و خمپاره خبري نبود اين فيلمساز جنگي اما به شيوه همه فيلمسازان ايراني که از سينماي جنگ به سينماي شهري پاگذاشتند، فيملش را با تضادهاي سياه و سفيد شکل داد. تضاد ميان خانه شهردار با قصري لوکس، ماشين شهردار ( پژو 504 )، نگرفتن حقوق و ... حتي استفاده نابه جا از موسيقي فيلم سفيد کيشلوفسکي براي تلطيف کردن فضا اما به اندازه نشان دادن صحنه هاي ملاقات هاي مردمي ناميد کننده نبود. در اغلب صحنه هاي ملاقات با مردم چهره ملاقات کنندگان شطرنجي و غير واضح شد که به دليل آنکه چنين تمهيدي در تلويزيون عمدتا براي مجرمان ومتهمان به کار مي رود مجموع کار به نظر توهين آميز مي رسيد از طرف ديگر مردمي که شطرنجي نمي شدند به شکلي اغراق شده شروع به بوسيدن دست و خم شدن تا کمر در مقابل او مي کردند که تفريط در اين زمينه شعارهاي ساده زيستي و مردم گرايي که احمدي نژاد مي داد تصاوير متضادي را ايجاد کرده بود.

ضد فيلم تبليغاتي
فيلم رفسنجاني اما خيلي سينمايي شروع شد. نوشته آغازين که بينندگان را به جاي ديدن فيلم تبليغاتي به يک نشست پرسش و پاسخ دعوت مي کرد در واقع نوعي فريب سينمايي بود که در واقع در پايان فيلم بيننده کاملا مي فهميد که در واقع با يک فيلم تبليغاتي روبه رو بوده است. جوانان سوالاتشان را خيلي شمرده و کتابي عنوان مي کردند و سعي مي کردند با شکل نگاهها و لحن ( به همراه حرکات روي دست دوربين) حالت مستندي به نشست بدهند اما علي رغم اين که دانشجويان با استعدادي بودند به نظرم خود هاشمي بهتر از همه آنها در اين فيلم بازي کرد چون خودش بود. استحاله يک باره يکي از جواناني که حاضر به سوال کردن نيست اما با اشاره هاشمي به خفگي فضاي جامعه اشاره مي کند و اشک هاشمي را هم در مي آورد و به يک باره براي رييس جمهور آينده اش دست مي زند دراماتيک ترين صحنه فيلم است که خوب از هم از آب درنيامده.سوالات البته جسارت لازم را داشت و همين نکته جذاب اين فيلم بود.
اما مشکلي که فيلم هاي تبليغاتي کانديداها دارند فقط يک چيز است و آن عدم استفاده از مستندسازان است. در يک فيلم تبليغاتي از اين دست داستان چندان به کار نمي آيد بنابراين اتفاقا معتقدم مستندسازان سينمايي ( ديدم مهرداد اسکويي امروز در همين زمينه با روزنامه اقبال هم مصاحبه کرده بود) خيلي بهتر از کارگردانان اسم و رسم دار مي توانند چنين فيلم هايي را دربياورند.
نکته آخر اين که تقريبا اغلب فيلم هاي اين دوره تحت تاثير فيلم تبليغاتي دوره نخست خاتمي بود که توسط افخمي،درويش و سيف الله داد ساخته شد. مجموعه از مصاحبه تکان دهنده دکتر حجت با خاتمي و تدوين صحنه هاي اتوبوسي ( که در فيلم احمدي نژاد تقليد ميني بوسي اش را ديديدم)، زمان پخش و فضاي جامعه آن را کاملا به يادماندي کرده بود. در واقع فيلم تبليغاتي خاتمي به نوعي همشهري کين فيلم هايي از اين دست محسوب مي شود.

نويسنده: شهرام | 10:08 PM | نظرها 6 | دنبالک 0

جمعه 20 خرداد 1384

فيلم تبليغاتي کانديداها - 2


انتظار نمي رفت فخيم زاده(با آن علايق سينماي تاريخي) لباس اسپارتاکوس تن لاريجاني کند و او را در ميان نورپردازي لطيف و موسيقي حماسي از ميان لشکريان بي شمار و ستون هاي بلند وارد صحنه کند اما انتظار هم نمي رفت با تدوين صحنه هاي نه چندان مرتبط کار، دانشگاه، کامپيوتر، جايزه به هنرمندان و سينماگران، گل زدن، شخم زدن و ... با مصاحبه اي تصنعي و مملو از سوالهاي مغشوش چنين ترکيب نامانوسي را ارايه دهد. در ابتداي فيلم فخيم زاده در حال بدن سازي ديده مي شود ( کنايه هاي مبهم) او در يک مونولوگ صريحا اشاره مي کند که به خاطر ساخت سه سريال عظيم در طول ده سال عملا لاريجاني را براي رياست جمهوري مناسب تشخيص مي دهد و مي خواهد در طول نيم ساعت اين راي را به بينندگان نيز تعميم دهد با اين حال فيلم تبليغاتي نيم ساعته او هم مثل تمامي سريالهايش مملو از صحنه هاي حشو و زايد است. من البته نمي دانم چرا وقتي صبح تا شب کانديداها در حال ميزگرد و مصاحبه تلويزيوني هستند در فيلم نيم ساعته شان هم بايد باز مصاحبه به خورد ملت بدهند اما حتي اگر بپذيريم مصاحبه به ضرورت طرح سوالهاي خاص ترتيب داده شده نمي توان پذيرفت که مثلا همه وقايع ويژه سالهاي اخير ( مثل اعدام بيجه، قتل هاي زنجيره اي، فحشا و دختران فراري، شيرين عبادي ، آستين کوتاه، نشان دادن آلات موسيقي در تلويزيون، آمريکا، رشوه خواري ، حضور زن ها در استاديوم و ...) بايد به اين شکل در کنار هم قرار گيرند. حالا بايد منتظر فيلم لاريجاني که توسط داوود ميرباقري ساخته شده هم بود اما مشکل عمومي اين دسته از فيلم ها اين است که اينها کارگردان هاي فيلم هاي بلند هستند که کوتاه سازي بلد نيستند.

نويسنده: شهرام | 10:26 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

جمعه 6 خرداد 1384

بوي خاک، طعم خرما


شماره تلفن اش را جست و جو مي کنم. سه شنبه شب بود که زنگ زد براي نهايي کردن تيتر خبر تلفن همراه براي صفحه يک ، حالا امروز صبح که به روزنامه مي آيم نامش را روي پارچه سياه به ديوار زده اند- همکار عزيزمان -.تلفنش خاموش و براي هميشه از دسترس خارج است.
تحريريه بوي خاک گرفته است، طعم خرما.
نام دوست : محسن عبادي

دنياي اقتصاد در سوگ درگذشت يك همكار عزيز

دنياي اقتصاد - دبيرگروه خبر روزنامه دنياي اقتصاد روز پنج‌شنبه بر اثر سكته قلبي در گذشت.

محسن (پيام) عبادي دبير گروه خبر كه از اولين روز‌هاي تاسيس و راه‌اندازي روزنامه به عنوان يك عضو فعال تحريريه و خانواده روزنامه دنياي اقتصاد حضور داشت، صبح روز پنج‌شنبه پس از يك‌سال و اندي درد و رنج ناشي از بيماري تخريب كبد، بر اثر سكته قلبي دار فاني را وداع گفت. محسن عبادي كه در ميان اهالي مطبوعات و خبرنگاران اقتصادي با نام <پيام- عبادي> شهرت داشت، از خبرنگاران پرتلاش و پيگيري بود كه در حوزه <اقتصاد كلان> باعث روشن‌گري شده و خدمات ارزنده‌اي در عرصه خبررساني ارائه كرد.

<پيام عبادي> كه در فروردين سال 1358 در شهر تهران به دنيا آمد و پس از دوران تحصيلات متوسطه، در دوران جواني و در سن 20سالگي پا به عرصه دوران حرفه‌اي خبرنگاري گذاشت و خيلي سريع به دليل هوش و ذكاوت فردي توانست در تحريريه روزنامه‌ها سلسله مراتب سازماني را طي كرده و در سمت دبيري خبر به فعاليت حرفه‌اي خود ادامه دهد.پيام عبادي اين روز‌ها كه زمان زيادي از سالگرد تولدش نمي‌گذشت، در اوج روز‌هاي بيماري، در حال تدوين و ارائه پايان‌نامه خود بود تا در رشته مديريت صنايع فارغ‌التحصيل شود.

پيام عبادي به واسطه داشتن مسووليت دبيري گروه خبر، طي مدتي كه دنياي اقتصاد براي خوانندگان خود منتشر مي‌شود، از معدود اعضاي تحريريه روزنامه بود كه در ساعات مياني روز پا به تحريريه گذاشته و تا آخرين ساعات كاري يك روز خبري، براي بستن صفحات 1، 2، 7 و 8 روزنامه با وجود عارضه‌اي كه از آن رنج مي‌برد، در روزنامه مي‌ماند، تا فرداي آن روز، روزنامه به دست خوانندگان برسد.

پيام با وجود درد شديد جسماني و فشار‌هاي روحي كه از درون در خود تحمل مي‌كرد، به دليل فروتني و تواضع، هيچ‌گاه موضوع بيماري وخيم و تخريب كبد خود را با همكاران در ميان نمي‌گذاشت و كسي خبر نداشت جز معدود دوستان وي كه از نزديك با پيام در يك گروه همكار بودند. به همين خاطر در گذشت <پيام> براي خيلي‌ها غيرمنتظره بود.پيكر پاك اين همكار ناكام در سن 25سالگي، ديروز طي مراسمي با حضور خانواده داغدارش، دوستان و مديرمسوول و جمعي از همكاران در قطعه 233 بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

و امروز خوبي‌ها و تبسم‌هاي <پيام> كه هيچ‌گاه از لبانش رخت برنمي‌بست، از ياد و خاطره دوستان وي نمي‌رود، روحش شاد.

پرواز را به خاطر بسپار

مرتضي ناعمه‌

خبر كوتاه بود و تلخ، تلفن زنگ مي‌زند، رهام وزيري پشت خط است: <يه خبر بد، پيام فوت كرد>. يخ مي‌كنم، اصلا برايم قابل بارو نيست: <مطمئني رهام، دنيا چقدر كوچك است. آخرين بار او را دوشنبه ديده بودم، يك بحث كوچك درباره انتخابات و بعد هم خداحافظي.خبر كوتاه بود و تلخ، ديگر پيام عبادي روي صندلي دبيري گروه خبر نمي‌نشيند. خودش نيست اما يادش هست. وقتي مشغول كار مي‌شد، مي‌گفت‌ <حواست باشد>. مي‌گفت و جدي مشغول كار مي‌شد. هميشه دنبال تيتر يك بود. مي‌نوشت و خط مي‌زد. مي‌نوشت و لبخند مي‌زد. روزهاي اول نگاه سوم، پشتيبان بود و دلگرم، گاهي مي‌شد كه غلط‌ها را گوشزد مي‌كرد. گاهي اوقات در خودش فرو مي‌رفت، معلوم بود كه دارد عميق فكر مي‌كند. اما اين روزگار لعنتي رحم ندارد. پير و جوان نمي‌شناسد خبركوتاه بود تلخ. پيام ديگر در ميان ما نيست. خبر كوتاه بود و تلخ. پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنيست.

فاصله كوتاه شادي و غم‌

محسن ايلچي‌

امروز، همه از شنيدن درگذشت پيام به بهت و حيرت مي‌روند.

خبر فوت به صورت بسيار غيرمنتظره به همكاران وي رسيد. پنج‌شنبه كه اين حادثه ناگوار رخ داد، 62 نفر از خانواده بزرگ دنياي اقتصاد براي بازديد از اماكن تاريخي شهر زيباي كاشان به اين شهر تاريخي رفته بودند. در طول مسير تهران به كاشان تنها صدا بود، شور،‌ شادي و خنده.

تمام برو بچه‌هاي دنياي اقتصاد پس از بازديد از شهر سبز <نياسر> در انتظار نقش خاطره‌هاي يك روز به ياد ماندني در ذهن بودند تا اواخر روز هنگامي كه آفتاب به غروب نزديك مي‌شود، كاشان را به سوي تهران ترك كنند.اما پاسي از ورود تور به كاشان نگذشته بود كه خبر درگذشت <پيام> از تهران به تور رسيد و خنده‌ها در چهره‌ها رنگ باخت. خنده‌هاي چند لحظه‌ قبل در چهره ها، جاي خود را به گريه و شيون و فراق سپرد. صدايي نبود جز گريه و فغان بروبچه‌هاي فني،‌ بازرگاني و‌تحريريه. مسير اتوبوس به سرعت به سمت تهران تغيير كرد، چيزي بر چهره‌ها نبود جز اشك. صداي شادي سحرگاه جاي خود را به هق‌هق گريه دوستان سپرد. سه ساعت بعد همه در تهران بوديم. هنوز باور نداريم كه <پيام> در ميان ما نيست و اين است فاصله كوتاه ميان مرگ و زندگي و شادي و غم.

نويسنده: شهرام | 11:24 AM | نظرها 9 | دنبالک 0

جمعه 16 اردیبهشت 1384

عروسی در وبلاگستان

وبلاگستان ایرانی شاهد یک عروسی دیگر بود.اینبار فاطمه خانم نویسنده وبلاگ (اندیشه و احساس) و دختر شیخ وبلاگ نویس آقای ابطحی با سید امیر حسین هاشمی، نویسنده وبلاگ (فرشتگان بلورین بال شهر دلم) و از کارمندان پرشین بلاگ. امیر حسین هاشمی را از وبلاگش میشناسم و به خصوص با توجه به آهنگ جانبخش وبلاگش به نظر بچه با احساسی است و البته تعریف فاطمه خانم دختر ابطحی و همسر امیر حسین را نیز دورادور شنیده ام و البته ایشان هم در انتخاب آهنگ صاحب سلیقه هستند. (پدر زن وبلاگ نویس ،شوهر وبلاگ نویس،زن وبلاگ نویس احتمالا بچه هم وبلاگ نویس خواهد شد!).
برای این دو جوان آرزوی لحظات سرشار از شادابی دارم، برایشان سالهای سرشار از عشق و امید آرزو دارم و چقدر حیف که تنها میتوانم آرزو میکنم.به نوبه خودم ازدواج این دو جوان را به ایشان و آقای ابطحی تبریک میگویم.

بعد از تحریر:امیر حسین هاشمی در بخش کامتتها نوشته که بدلیل مشکلاتی که پیش آمده بوده دیگر کارمند پرشین بلاگ نیست. به هر حال این چیزی از ارزش او کم نمیکند چون همچنان یک وبلاگ نویس خوب است.

نويسنده: | 01:20 AM | نظرها 19 | دنبالک 0

شنبه 3 اردیبهشت 1384

مهر فوري

برادران گرامي، استادان ارجمند
جناب آقايان وينت سرف ، پل تومي
رياست محترم هيات مديره و مديرعامل آيکان

با سلام و عرض تهيت
احتراما به استحضار مي رساند اينجانب مديريت سايـت آي تي ايران جهت دريافت حق التبليغ چهل هزارتوماني ( 200/37 با احتساب ماليات) به دستور مديراداري مالي شرکت مذکور نيازمند يک عدد مهر زده شده روي صورتحساب مي باشم و به همين دليل به مغازه مهرفروشي ابتداي خيابان مطهري مراجعه و آنها خواستار ارايه معرفي نامه از طرف مرکز ثبت سايت اينجانب شده اند. خواهشمند است با عنايت به WHOIS سايت اينجانب يک معرفي نامه به آدرس تهران خيابان مطهري ، دست راست ، مهر فوري ارسال يا به همين شماره فاکس نماييد.
پيشاپيش از بذل توجه جنابان عالي کمال امتنان را دارم در ضمن متن مذاکرات اينجانب و صاحب مهر فوري جهت استحضاربه پيوست مي باشد.

رونوشت:
- آقاي يوشيو اتسومي دبيرکل اتحاديه جهاني مخابرات جهت استحضار
- رشيد ترميزي رييس GAC جهت استحضار
- مارک تسواک مدير YANA جهت استحضار و اقدام متقضي و فوري
- اتحاديه سازندگان مهر جهت تشويق مهرفوري سر خيابان مطهري و اعطاي گواهينامه ممتاز CRM
- معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد جهت درج ماده "ساختن مهر" در آيين نامه فراموش شده نشريات الکترونيک


پيوست:

- سلام
- سلام
- من يک مهر فوري مي خواستم براي سايتم
- معرفي نامه داريد؟
- از کجا؟
- از مرکزي که سايت را ثبت کرده؟
- در ايران ثبت نشده ولي در آيکان ...
- نميدونم از هر جا که ثبت کرده ديگه
- نه آخه ايران نيست شرکت در کاليفرنياست
- اشکال نداره بگيد براي ما فاکس کنند، ما براي شرکت هاي خارجي زيادي مهر درست کرده ايم
- آخه
- وگرنه از يک جاي رسمي معرفي نامه بگيريد مثلا وزارت ارشادي جايي
- آخه هنوز هیچ سایتی به طور رسمي در ايران ثبت نشده
- ثبت نشده ؟( چشم هاي تنگ همراه با سوظن)
- نه
- پس از همون آيک چی چی بود بگو آنها بفرستند مديرعاملش هم امضا کنه
- چاره اي نيست ، چشم همين امروز ترتيب کار را مي دم
- خداحافظ .
- خداحافظ.

خبر جديد: مشکل مهر با پيداکردن آشنا حلش شد!
از پدر يکي از دوستان که لطف کرده به وساطت پسرش مهر را يک روزه با قيمت مناسب ساختند ممنون( البته پدرگرامي هم ظاهرا با کمي ترديداز پسرش پرسيده که مطمئني اين سايت مال خودش است؟ دوست ما هم جواب داده آره به خدا پسوردش که دست اينه).

نويسنده: شهرام | 01:06 PM | نظرها 3 | دنبالک 0

چهارشنبه 31 فروردین 1384

چالش نرم افزاری

محسن رضايي،كانديداي احتمالي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
چالش ايران با آمريكا نرم‌افزاري است

با توجه به تخصص عده زیادی از همکاران، آماده هستیم که برای رفع این چالش هرگونه کرک!و سریال نامبر را دراختیار سیاستمداران قرار داهیم.در عین حال با توجه به تجربه بنده در این زمینه شخصا معتقد هستم با یکبار ReStart یا ریست مشکلات برطرف خواهد شد.(فقط خواهشا کار را به ShutDown نکشانید!)

نويسنده: | 05:07 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

دوشنبه 29 فروردین 1384

کارهای بد!

چند تا کار بد و شاید خیلی بد در دنیای آنلاین وجود داره!

یکی اینکه وقتی یک نفر در یاهو مسنجر نامرئی (Invisible) هست او را به کنفرانس دعوت کنی فقط برای اینکه ببینی آنلاین هست یا نه! این یک کار زشت و غیر اخلاقی است.

دوم اینکه بری توی وبلاگ طرف الکی یک چیزی بنویسی بخصوص اینکه بنویسی وبلاگ قشنگی داری یا خوب می نویسی به من هم سر بزن! این کار نشون میده که آدم ضایعی و تازه کار هستی

سوم اینکه یک وبلاگ بزنی و داستانهای سکسی دیگر سایتها و وبلاگها سکسی را به نام خودت کپی کنی!

چهارم اینکه درست دم انتخابات یاد وبلاگ و وبلاگ نویسها بیافتی!آخه آدم باید به شعور دیگران هم احترام بگذاره!

نويسنده: | 12:37 AM | نظرها 5 | دنبالک 0

یکشنبه 7 فروردین 1384

پارس آنلاین وبلاگ دکتر معین را فیلتر کرد.

پارس آنلاین سرویس دهنده معروف ایرانی سایتی را که جدیدا و به نام دکتر معین راه اندازی شده بود را فیلتر کرده است.

آدرس سایت: www.drmoeen.ir

نويسنده: | 06:40 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

شنبه 6 فروردین 1384

پليس کلک مي زند!


عکسي را که ملاحظه مي کنيد يک بنز الگانس واقعي نيست بلکه يک ماکت ماشين پليس است که به ابتکار راهنمايي و رانندگي امسال در تعطيلات نوروزي در جاده ها نصب شده تا رانندگان را به شکلي غير واقعي نسبت به حضور پليس آگاه و از خلاف احتمالي بازدارد.به نظرم اصلا فکر جذابي نيست چون اولا فقط يک بار کاربرد دارد و هر راننده اي با کمي دقت مي تواند از فاصله دور هم تشخيص بدهد که ماکت الگانس و اصل آن کدام است. اما نکته بعدي اين است که اين کار به نوعي به پليس شخصيت غيرواقعي مي دهد و به نوعي اين گونه القا مي کند که پليس( با هر بهانه و علتي) به فريب مردم روي آورده است.
امروز ديدم براي آنکه ظاهرا اين وجه غير واقعي ماکت را کمرنگ تر کنند جلوي بعضي از ماکت ها يک مامور هم قرار داده بودند( زمينه واقعي در مقابل پس زمينه غيرواقعي) که به نظرم خيلي خنده دار رسيد.
البته بايد اعتراف کنم تصوري که مديريت راهنمايي و رانندگي از موضوع ترافيک و راهنمايي و رانندگي دارد از يک تصور ماکت گونه از مامورانش فراتر نمي رود.خيلي از ماموران پليس راهنمايي و رانندگي که اين روزها در گوشه گوشه شهر ديده مي شوند تنها کارکردي ماکت گونه دارند و نقش مستقيمي در وضعيت ترافيک ايفا نمي کنند.

نويسنده: شهرام | 07:58 PM | نظرها 5 | دنبالک 0

دوشنبه 1 فروردین 1384

نخستین درس امسال

در کمتر از دوازده ساعت از شروع سال نخستین درس بسیار خوب و مفید را تجربه کردم.آشنایی و استفاده از معلومات افراد آگاه و به خصوص با دیدی باز از بهترین تجارب هر انسانی است.
آنها تو را راهنمایی میکنند و بهتر از همه یک امید و انرژی عالی در انسان به وجود می آورند. برای اینکه ساکن نباشی و برای اینکه حرکت کنی و به موفقیت امیدوار باشی .
یکی از بزرگترین ضعفهای ما در حوزه آی تی در مدیریت است. سرمایه گذرانی که بدون بهر برداری از مدیریت و مشاوران آگاه در این حوزه وارد میشوند. افراد تکنیکالی (مانند برنامه نویسان) که حال به اجبار و شاید هم به خواست خویش و بدون تجربه و دید مناسب وظیفه مدیریت را نیز بر عهده میگیرند.مدیرانی که بدون شناخت کافی از اصول و حتی جزئیات حوزه آی تی و به صرف مدرک و یا نفوذ در سطوح خاصی تبدیل به افرادی تصمیم گیرنده میشوند و... و اینچنین است که شاهد پروژه های بلند پروازانه ولی شکست خورده ، طرحهای مفیدی که هرگز به سطح مناسبی از موفقیت نرسیدند و یا طرحهای فراموش شده هستیم.بدون شناخت از جزییات نمیتوان به دیدی صحیح دست یافت و با علم به جزئیات یک رشته (بخصوص فنی ) نیز الزاما دید و بخصوص توان مدیریت حاصل نخواهد شد. البته باید حق و فرصتی برای آموختن و تجربه کردن مدیریت نیز به افراد فعال در زمینه قائل باشیم .(بدون تجربه چیزی نخواهیم آموخت). اما نباید اجازه داد که تجربه کردن و این آموختن آنقدر زمان ببرد که از دنیا و یا رقبای خویش عقب بیافتیم.تجربه امشب من تاکیدی بود برای اینکه نمی توان و نباید به صرف تخصص در یک رشته فنی و یا حتی راه اندازی و مدیریت (موفق یا ناموفق) یک یا چند سایت ، حوزه فعالیت ، ایده ها و حتی امیدهایت را محدود کنی.افقهای زیادی وجود دارند که البته در دید محدود من یا امثال من نیستند اما دست یافتنی هستند و کمکها زیادی نیز وجود دارند که بایستی آنها را یافت.در پایان لازم است از دوست عظیم الشان و صاحب وبلاگ فارس تک که سبب خیر و عامل این تجربه امید بخش بودند قدردانی کنم.

نويسنده: | 05:38 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

شنبه 29 اسفند 1383

سالی که گذشت، آنچه دیدم ، آنچه آموختم.

سال گذشته را با امید فراوان شروع کردم. افتخار و تجربه همکاری که با شرکتی خوب و با همکارانی خوبتر را داشتم.جایی که دوستان خوبی پیدا کردم و کمک کرد تا دید و تجارب کاری ام را بهبود بخشم.اگرچه برخی از بهترین آرزوها و امیدهایم در چند ماه اول سال تبدیل به یاس شود.سال گذشته دیدم و آموختم که میتوان یک استاد دانشگاه بود ولی آنچنان صمیمی و خاکی بود که حتی از سلام و صحبت با او همیشه احساس خوبی داشته باشی و این آموخته (یادتان باشد با درس فرق دارد) بزرگی است.تا چند ماه پیش فکر میکردم باید احساس و دلم را آزاد بگذارم و امسال آموختم که آنچه که باید در کنترل و تحت مراقبت من باشد همینها هستند.امسال دیدم که چگونه میتوان با رفتار احترام آمیز با دیگران قدرت و محبوبیت کسب کرد.امسال نوشتن برایم تجربه شیرین تری بود. یک احساس جالب و لذت بخش .و امسال فهمیدم که یک mp3 player از اولاترین پدیده های بشری است و بهترین هدیه که یک فرد میتواند برای خودش بخرد! .صد افسوس که سال گذشته هزاران درس و اشاره بود که آنها را ندیدم یا نیافتم .امسال هر چه بود گذشت سال آینده برگ دیگری است .باشد که آن نیز سراسر درس و آموخته و تجارب خوب باشد.

نويسنده: | 10:56 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

جمعه 28 اسفند 1383

نظر قاطع (یا همینی که من میگم:) )

این بحث را اینجا ادامه میدهم که خوانندگان هم در جریان باشند.! من با اینکه کسی بصورت مداوم ننویسند مشکلی ندارم! در واقع پذیرفتی است که همگان زمان یا شاید حوصله هر روز نوشتن را ندارند. اما شرطی نیز به نظرم وجود دارد که اگر کم می نویسند در معدود نوشته هایشان انصاف را رعایت کنند.اگر کسی مثلا مایل به پاسخگویی به یک مطلب خاص است بخش نظرات برای اینکار در نظر گرفت شده است. اما وقتی یک نفر فقط و فقط برای دفاع از خود یا تبلیغ کارهای خود یا به نحوی برای رفتن ره چند ماهه برای یافتن مخاطب از وبلاگ ما استفاده میکند و خواهان پیوستن به نویسندگان این وبلاگ است قابل قبول نیست.ما کودک نیستم و حدس زدن ذهن دیگران نیز کار خیلی سختی نیست.کسی که حال نوشتن و یا وقت گذاشتن برای پیدا کردن مخاطب را ندارد براحتی و فقط برای منافع خود ار این وبلاگ استفاده کند؟ من از هر نویسنده ای دیگری در این وبلاگ استقبال میکنم به شرطی که در جهت تکامل این وبلاگ پیش برود و در عین حال میتواند منافع خود را در نظر داشته باشد اما اگر این استفاده یک طرفه شد یک جای کار مشکل دارد.من نمی پذیرم که وقت بگذارم، بنویسم و مخاطب پیدا کنم و بعد یکی دیگر بصورت یکطرفه از آن استفاده کند.مفهوم گروه در انجام یک کار و در نظر گرفتن منافع هم اعضای گروه است.نه اینکه چند نفر زحمت بکشند و بعد یکی دیگر بدون اینکه مایه و زحمت چندانی بکشد از منافع گروه استفاده کند.
اگر نظر شهرام را بخواهیم بپذیرم .میتوانم تصمیم بگیرم که فقط وقتی خواستم تبلیغ بلاگفا یا پارسیک را انجام دهم یا هر وقت منافعم حکم کرد در آی تی ایران بنویسم و از بازدیدکنندگان آن استفاده کنم؟آیا فکر میکند این روش درستی هست ؟ و اصولا با چنین دیدی آی تی ایران میتوان وبلاگ خوبی باشد؟من چنین روشی را نمی پسندم و تمایلی ندارم که دیگران نیز از وقت و نوشته هایم در این وبلاگ استفاده یک طرفه کنند.من دلیل نمی بینم که برای هر کسی که مثلا میخواهد به نقد در این وبلاگ مطلب بنویسد یک اکانت داده شود او میتواند در بخش نظرات جواب خود را بنویسد و یا در وبلاگ شخصیش پاسخ دهد و اگر ما مطلع شویم لینک آن مطلب را در اینجا ذکر میکنیم.این روش پیشنهادی شهرام با مفهوم وبلاگ گروهی همخوان نیست.این در واقع یک انتخاب است بین نویسندگانی معدود اما با کمیت و کیفیت حضور بهتر و یا وبلاگی چند صدایی سطحی و تبلیغاتی! این دو در یکجا جمع نمی شوند و دور از ذهن نیست که کسانی چون عطا و یا نیما هرگز نمی توانند نقش جدی در وبلاگ ای تی ایران بازی کنند.من میتوانم نظرات شهرام را در این وبلاگ حتی اگر محالف نظرات و منافع من باشد بپذیرم چون میدانم او بیش یا هم اندازه من برای این وبلاگ وقت و انرژی میگذارد اما میتوانید اسم مرا کم تحمل بگذارید اما نویسندگان گذری یا دنبال اهداف خاص را در این وبلاگ نمی پذیرم.

نويسنده: | 11:19 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

نظر غير قاطع

کنترل اين عليرضا شيرازي روز به روز سخت تر مي شه،يک دفعه مي ره يک جا را بمباران مي کنه برمي گرده!حالا هم که بمب ها را همين جا خالي کرده :) بيا و درستش کن.
علي جان به نظرم هيچ اشکالي نداره کسي تجربه هاي خودش را در وبلاگ بنويسه چون وقتي USER و PASS داره يعني حق نوشتن بهش داده شده، آي تي ايران هم يک وبلاگ گروهي است که به جز نيما چندين نفر ديگر هم در آن اکانت دارند، اين انتقاد به آنها وارد است که چرا دير به دير مي نويسند اما به نظرم درست نيست پرکاري خودمان را به رخ ديگر نويسنده ها بکشيم و آن ها را محروم يا محدود کنيم. راستش براي من اين وبلاگ يک جور تمرين تحمل ديگران هم هست اصلا ببنيم چند نفر مي توانند در يک جا جمع شوند و تا کجا.راستش را بخواهي من حاضرم براي بوترابي پرشين بلاگ هم اکانت درست کنم که حتي بيايد از خودش بنويسد چون اين به درک خواننده ما کمک بيشتري مي کند تا اين که ما فقط يک يا دو صدايي جلو برويم.
اميدوارم نه تو از حرفهاي من رنجيده باشي و نيما از حرفهاي تو.

نويسنده: شهرام | 07:15 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

درباره آی تی ایران!

من واقعا نمی پذیرم که کسی از وبلاگ آی تی ایران به عنوان یک ابزار و یا حتی تفننی استفاده کند! تا به حال آی تی ایران چندین نویسنده به خود دیده است که گاهی فقط و فقط برای استفاده ابزاری از آی تی ایران درخواست همکاری با آنرا داشتند. مانند عطا خلیقی که یکبار که به او نقدی نوشتیم! خود را علاقمند به همکاری نشان داد و البته فقط یکی دو تا پست آنهم در جهت تبلیغ کار خودش نوشت یا نیما که پس از آن نقد بنده نسبت به ایشان علاقمند شد در وبلاگ بنویسد و البته او هم بی انگیزه و فقط برای منافع خود نوشت.نیماو عطا و.. دوستان من هستند اما حقیقتا آنها در اعتبار یا جذب خوانندگان وبلاگ آی تی ایران تاثیری نداشته اند و حق استفاده ابزاری و تبلیغاتی از آنرا نیز ندارند.ما فقط حق استفاده از چیزی را داریم که برای آن زحمت کشیدیم و وقت گذاشتیم.به نظرم شهرام هم باید در اینباره یک تصمیم قاطع بگیرد.

نويسنده: | 05:34 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

سه شنبه 18 اسفند 1383

روزی روزگاری ...

این چند روزه ، آنچه نوشتم در زمینه آی تی نبود.به نظرم وبلاگ یک خصوصیت دارد و اینکه نویسنده به اندازه خواننده در آن حق دارد.نویسنده حق دارد زمانی نیز بر خویش و از خویش بنویسدو یا سبکی دیگر از نوشتن را تمرین کند . انتظار زیادی لازم نیست و در آینده نزدیک وبلاگ آی تی ایران هدف اصلی خود را دنبال خواهد کرد.

در هفته گذشته چهار روز را با چند لیوان آب و چای و چند حبه قند سر کردم و البته آن چند حبه قند نیز برای این بود که بتوانم همچنان به کارم بپردازم.زیاد سخت نبود و اگر حتی در آخرین روز با اینکه دیگر رمقی برای رفتن به سر کار نبود ولی اگر نبود دلیل خاص روز پنجم شاید میتوانستم روزهای دیگری را همچنان ادامه دهم.
این روزها با روزهای روزه مذهبی فرق داشت نه از سحری خبری نبود و نه از افطار و شام ، حتی از نعمات و ثواب آلهی هم خبری نبود.به هر حال گذشت و شاد بودم از آنکه میتوان در برابر هوس گرسنگی ایستاد و میتوان به آن نه گفت.احساس سبکی خاص نیز در کار بود که احتمالا دلایل پزشکی دارد.اما این شادابی عمری نداشت. زمان کوتاهی بعد شاید دیشب به این اعتقاد رسیدم که چقدر حقیرانه به تحمل ناچیز افتخار میکردم.گویی تازه متوجه شدم که آنچه مرا به قهقرا میبرد شهوت گرسنگی نیست.بلکه آنچه به تمرین نیاز دارد. آنچه به روزه نیاز دارد آنچه که باید تابع تو باشد. دلت ، قلبت ، ذهنت و حتی آرزوهایت هست.اگر هر روز شکم سیر کنی شاید فقط بر وزنت افزوده شود ولی حیف ، که رویاهایت، آرزوهایت و زبانت گاهی می تواند دل دوستان و عزیزانت را بشکند.ریاضت بر شکم شاید بد نباشد اما کار بزرگ ، در اختیار گرفتن دل و ذهن است.آن زمانی میتوانی به خودت افتخار کنی که آتش هوس قبل از آنکه زبانه زند خاموش کنی. آن زمانی بزرگ هستی که زبانت و رفتارت دوستانت را نرنجاند.تمرین اصلی تمرین جوانمردی است. توان نه گفتن به بسیاری از آرزوها و امیالت .شوق عجیبی دارم که این راه را تمرین کنم اما افسوس که راه را بلند نیستم.

نويسنده: | 05:41 PM | نظرها 4 | دنبالک 0

اسیر

اسارت را نباید در بندهای فولادی تعریف کرد. چقدر آزاده اند آنها که جسم در بند فولادی و دل در آسمان دارند.آه که چقدر خوشبخت هستند آنها. اگر زندانی افقی محدود به دیوارهای سلولش دارد اما توان پرواز با رویای آزادی را نیز دارد وچقدر مفلوک آنها که نه افقی دارند ونه دیدی و نه آرزوی پروازی. آنها که جز خود هیچ کس را نمی بینند.براستی که چقدر غم انگیز است روایت اسیرانی که یک عمر زندان بان خویش هستند.روایت اسارت تو ، وقتی اسیر غرور ، هوس و شهوت زودگذرت هستی ، وقتی زندگیت را ، غرورت را با نگاهی میبازی، وقتی با سودای عشقی در بند حقارت میشوی .
دلتنگم ز زندان خویش ، نامید از حکم رهایی، نفس بریده و خسته از تپش قلبم، نه مرحمی میشناسم! نه طبیبی و در این مرداب نامیدی چقدر دلپذیر است وقتی میتوانم بنویسم.

نويسنده: | 12:35 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

دوشنبه 17 اسفند 1383

فصل بد خاکستری

تهی ز شوق رفتن و لذت ماندنم.اندوه و غم عجب قدرتی دارد تمام وجودت را میگیرد ، سر تا پا!
تمام یاخته های بدنت از آن لبریر میشود و لحظه لحظه هایت رنگ میبازند.روزگارت سیاه و شبت خبیث و زشت میشود.خورشیدت بی فروغ و ماهت سرد و بی روح است .دیگر نه شوق رهایی داری و نه نفسی برای ستیز. مسموم شده ای! پادزهری وجود ندارد.صبر میکنی و مردن خودت را میبینی .حتی می توانی به این لحظات بخندی! واقعا که قهقهه مزه میدهدو براستی که گریه تسکینت میدهد.
پاییز باورهایت که شد ، لحظه های شیرین عمرت چون برگهای پژمرده خزانی میشوند.چاره ای نیست باید بروی و صدای جیغ آنها را زیر پایت بشنوی.خوی عجیبی است حتی به دنبال منجی هم نیستی .گویی تصمیم خود را گرفتی بایستی شاهد تاراج لحظهای عمرت باشی .اما در این دخمه تاریک نعمت دیگری داری گویی ترانه ها برایت رنگ دیگری دارند. گویی برای بار اول است که آنها را گوش میکنی. آه ، که چقدر حزن انگیر است این ترانه ها و چقدر امید بخش، امید آنکه آنقدر زنده باشی تا نت بعدی را بشونی.شهوت شنیدن موسیقی روحت را تسخیر میکند تا شاید خیال رهایی را فراموش نکنی.

نويسنده: | 02:28 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

شنبه 15 اسفند 1383

نسل موسیقی

ما نسل موسیقی هستیم.قدیمی ها دلخوش به ساز جانگداز نی چوبانان و یا دوقل مطربان بودند.نه هر زمانی امکان شنیدن موسیقی برایش فراهم بود و نه در بسیاری از بهترین و یا بدترین لحظات خود موسیقی آنها را همراهی می کرد.
ما نسل موزیک هستیم. نسل باس و ساب وفر ، نسل mp3 ، نسل واکمن و Mp3 Player . نسلی که بسیاری از لحظات شیرین و تلخ خود با موسیقی همراه بوده است.چه بسیار از ما که در لحظات غم و اندوه با آهنگی گریه کردیم و چه بسیار که لحظات خوشی مان را با آهنگی شاد غنی کردیم.
هستند ترانه و آهنگ هایی که برای هر کدام از ما یاد آور لحظه های تلخ و شیرینی و یا عزیزی در زندگیمان هستند. خوشحالم که از چنین نسلی هستم. خوشحالم که میتوانم با ترانه ای یاد عزیزی کنم.خوشحالم که میتوانم با آهنگی لحظه های غم و اندوه ، لحظه های پوچی را فراموش کنم.خوشحالم که نتهایی وجود دارند که یادآور لحظه لحظه های خاطرات شیرینم هستند.

آه، اگر روزی نگاه تو مونس چشمان من باشد
قلعه سنگین تنهایی ، چهار دیوارش ز هم پاشد
آه، اگر دستان خوب تو ، حامی دستان من باشد
قلعه سنگین تنهایی ، چهار دیوارش ز هم پاشد
...
آه، اگر دیروز برگردد ، لحظه ای امروز من باشد
قلعه سنگین تنهایی ، چهار دیوارش ز هم پاشد

نويسنده: | 12:07 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

دوشنبه 10 اسفند 1383

باز هم تیتر شدیم

باز هم تیتر شدیم روایت قوانلو هست از آنچه بر سر ایران و ایرانی در چند سال آمده است.مصطفی دید باز و جالبی به سیاست دارد و از جمله روزنامه نگارهای کار درست است.

نويسنده: | 04:33 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

سه شنبه 4 اسفند 1383

گوشه هايي از يک گزارش

بخش هايي از گزارش جالب و مصور روزنامه جمهوري اسلامي از مراسم عزاداري شام غريبان در ميدان محسني تهران:

- جوانان لاابالي در سوپرماركتهاي خيابانهاي اطراف ميدان محسني خصوصا خيابان بهروز , همديگر را به نوشيدني , چيس , پفك و بستني دعوت مي كردند.

- برخي پسران بلند گيسو نيز علنا و به صورت آشكار دختران را در آغوش گرفته و صحنه هاي زشت و غيراخلاقي به وجود آوردند.

- موسيقي تند و محرك گروه نمايشي به بهانه اجراي تعزيه در ميدان محسني به حركت درآمد , بر تحرك پارتي خياباني دختران و پسران افزود.

- حدود ساعت 21 سردار طلايي فرمانده نيروي انتظامي تهران در اين مراسم حاضر شد اما دختران و پسران لاابالي درحاليكه هلهله سر مي دادند با سوت و كف و شعار « طلايي دوستت داريم » به دنبال وي راه افتادند و دور ميدان محسني گشتند و او را هو كردند.

- پس از اجراي اين نمايش چند دختر بي حجاب كه روسري هاي آنها افتاده بود , به خاطر اختلاف در مورد دوست پسر خود با هم درگير شدند كه با پا در مياني برخي پسران (!) اين درگيري خاتمه يافت.

دقت:هيچ وقت با شعار دوستت داريم کسي را هو نکنيد
توصيه: خواندن متن کامل گزارش

نويسنده: شهرام | 09:42 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

شنبه 1 اسفند 1383

استامينوفن خواندني

استامينوفن از معدود وبلاگهايي است که مثل يک هواي تازه - موثر تر از يک مسکن و به قول خودش داروخانه کوچک - تو را از عصبيت و تنش روزانه دور مي کند. خلاصه ، هايکووار و نه خيلي پراکنده مي نويسد، موضوعات خيلي دم دست را با نگاهي تازه نگاه مي کند، با نثر راحت و ته مايه طنزی که آزار نمي دهد.
يکي از مطالبش را بخوانيد:

"چند بار بايد بگويم قبل از گفتن هر حرف مهمی بايد خودت را نفی کنی
چند بار نشانت بدهم راننده های آژانس چقدر راحت حرف های مهم ميزنند
چند بار با هم به جمله "منو که ميبينين راننده آژانس نيستم" بخنديم و تو ياد نگيری

با اتوبوسهای هفت تير-رسالت چطوری؟
ديگر نه پولی برای من مانده،نه راننده ای که حرف مهمی برايمان داشته باشد
"

نويسنده: شهرام | 12:46 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

چهارشنبه 28 بهمن 1383

و خدام مسجد نتوانست مشکل را حل کند

... تازه قنوت ركعت دوم نماز مغرب را بسته بوديم كه يك صدايى از طرف خانم ها آمد و بچه اى داد مى كشيد: «مامانم سوخت و بعد صداى جيغ و داد بلند شد. در همان حال برگشتم پشتم را نگاه كردم و شعله هاى آتش را روى برزنت سمت خانم ها ديدم. اما يك آقايى پشت بلندگو اعلام كرد كه نماز را ادامه دهيد و مشكلى نيست و خدام مسجد مشكل را حل مى كنند. اما آتش روى برزنت ها كه براى جلوگيرى از نفوذ آب باران پارافين زده بودند گسترش پيدا كرد و ... گزارش روزنامه شرق در گفت و گو با مجروحان حادثه مسجد ارک

نويسنده: شهرام | 02:28 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

چهارشنبه 9 دی 1383

ايستادن مهمان ناخوانده در برابر باد

بنويسم, ننويسم؛ وسوسه دوست داشتني دوباره افتاده به جانم و با اين مطلب عليرضا شيرازي, در برابر ديوار, دوباره تصميم مي گيرم, بنويسم و كجا بهتر از آي تي ايران دات نت, كه شهرام عزيز لطف كرده بود و مدتي پيش برايم اكانتي ساخته بود.
بعد از اينكه از همان روزهاي اول فراگير شدن تب وبلاگ نوشتن توي وب را تجربه كردم, تقريبا سه سالي وبلاگ مي نوشتم و آخرش سر اين ماجراي عنكبوت و عنكبوت بازي به خودم گفتم: كي چي؟ چرا بايد شخصي‌ترين عرصه‌هاي زندگي‌ام را جاي عريان كنم كه نوشتن در‌ آن اصولا تازگي‌ها شده جرم!اسم وبلاگم, ايستادن در برابر باد بود و در برابر ديوار انگيزه‌اي بود براي يادآوري تمام آن خاطرات...
اين بار نوشتن در وب, گفتم كه به لطف شهرام, برايم اختصاصا نوشتن در حوزه فناوري اطلاعات است و خب احتمالا با من موافقيد كه ITIRAN.NET بهترين جا است, اميدوارم زودتر با اين خانه جديد و ميزبانان‌اش اخت شوم.فعلا همين!
با احترام - نيما رسول زاده

نويسنده: نيما رسول زاده | 09:54 PM | نظرها 6 | دنبالک 0

سه شنبه 8 دی 1383

در برابر فیلتر

شهاب یکی از پسرهای جوان دنیای وب فارسی است که افتخار آشنایی و دوستی را باهاش دارم.این جوان با استعداد با کمک دوستانش یک سایتی حرفه ای (iranlyric.com) ایجاد کرده که متن ترانه های خوانندگان را به صورت طبقه بندی شدن در آن دارد و معلوم است که برای آن زحمت کشیده است.
با وجود این همه سایت که فایل MP3 و یا آهنگ خواننده ها را در اختیار کاربران قرار میدهند اما در این میان تیز غیب فیلتر نصیبت این دوست ما شده است. نکته جالب و منفی آنکه این فیلتر تنها در برخی از ICP ها و ISP ها اعمال شده است و تا آنجا این دوست ما تلاش کرده به جواب مشخصی نرسیده است. چون این سایت به نوعی مربط به ترانه و موسیقی میشود شاید نتوان آنرا به شکل حدی و رسمی به فیلتر شدن آن اعتراض کرد اما حداقل کار من این بود که هم سایت این دوست و هم سایت دیگری (iransong.com) را که برای خروج از بن بست فیلترنگ طراحی کرده معرفی کنم.

نويسنده: | 12:22 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

یکشنبه 6 دی 1383

هذيان هاي دم صبح

وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي اعلام کرد که به علت لغزندگي زمين و بارش برف سنگين روزنامه هاي شيف صبح تهران تعطيل است همچنين هفته نامه هاي طالقان، رودهن در شيفت صبح و بعداظهر ...

نويسنده: شهرام | 07:01 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

چهارشنبه 4 آذر 1383

paypal را تحريم کنيد!


جالبه paypal موقع پرداخت آي پي من را از ايران شناسايي کرد و گفت که شما جز کشورهاي تحت تحريم هستيد و بعد توضيح را به صفحات مربوط به تحريم اقتصادي در سايت دپارتمان خزانه داري آمريکا و همچنين بانک انگلستان واگذار کرده اند.
اين تحريم هاي اينترنتي هم کم کم و با رشد اينترنت و برنامه هاي مربوط به رشد تجارت الکترونيک در کشور بيشتر خودش را نشان مي هد.

مقابله به سبک اينجا: در اقدامي مقابله به مثل سايت هاي paypal ، خزانه داري آمريکا و بانک انگلستان را مسدود کنيد!

نويسنده: شهرام | 07:21 PM | نظرها 5 | دنبالک 0

سه شنبه 3 آذر 1383

خلیج فارس

این جریان خلیج فارس و اعتراض به عربی نامیدن آن در بین وبلاگها خیلی جالب هست.به نظرم باید اعتراض کرد و آنرا خیلی جدی گرفت. یکی از کارهایی که میتوانیم انجام دهیم بغیر از ارسال ایمیل و اعتراض به موسساتی که این خلیج را عربی میخوانند که البته بهترین شیوه نیز هست . کاری بکنیم که هرکی خلیج عربی را جستجو کرد بفهمد که اشتباه کرده است.بمباران گوگل شیوه خوبی هست البته من با شیوه فعلی آن چندان موافق نیستم و مثلا ایجاد صفحه ای شبیه صفحه خطای page not found ممکن است برای کابران غیر حرفه ای موثر نباشد. بنابراین بهتر است که یک صفحه ساخته شده و در آن توضیح دهیم که بایستی اسم صحیح آن یعنی خلیج فارس را جستجو کنند. در پارسیک هم صفحه ای مخصوص و با همین هدف ایجاد شده است Arabain Gulf
دوستانی که در این زمینه فعالیت کرده اند میتوانند لینک آنرا به من ایمیل کنند تا در همین صفحه بگذارم. همچنین بهتر هست که همه به همه لینک کنیم تا امتیاز صفحات ما افزایش پیدا کند.فکرش را کنید کسی خلیج عربی را جستجو کند و در نتایج اول موتورهای جستجو فقط متن تذکر برای نامیدن درست این خلیج باشد. راستی بهتر هست روی نسخه ای عربی نیز کار کنیم .در ضمن بهتر هست همه به هم با عنوان ثابت arabian gulf لینک دهیم.
ایمیل shirazi at gmail.com

بعد از تحریر: به دلیل مشکلی که صبح چهارشنبه در سرور پارسیک ایجاد شده ممکن است نتوانید صفحه را ببینید ولی بزودی مشکل برطرف خواهد شد.

نويسنده: | 10:18 PM | نظرها 31 | دنبالک 0

سه شنبه 26 آبان 1383

گوگل تنبل!

بیش از ده روز از نوشتن مطلبی مربوط پیدا کردن خطا در گوگل دایرکتوری میگذرد.
با اینکه گزارش خطا را همان روز برای ایمیلهای مختلف گوگل آنرا ارسال کرده ام و حتی بغیر از پاسخ اتوماتیک،پاسخ دیگری در رابطه با بررسی آن برایم ارسال کرده اند اما هنوز خطای فوق برطرف نشده است.

نويسنده: | 09:39 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

دوشنبه 18 آبان 1383

قيمت تمام شده ماشين هاي توليدي ايران چقدر است؟

قيمت تمام شده مزدا 323 : 059/540/130 ريال (قيمت فروش : حدود 20 ميليون تومان)
قيمت تمام شده ماكسيما : 000/000/251 ريال (قيمت فروش : حدود 40 ميليون تومان)
قيمت تمام شده رونيز : 000/000/233 ريال (قيمت فروش : حدود 30 ميليون تومان)
قيمت تمام شده پرايد : حدود 40 ميليون ريال (قيمت فروش حدود 65 ميليون ريال)
قيمت تمام شده زانتيا : 000/725/109 ريال (قيمت فروش : حدود 24 ميليون تومان)ودر خصوص قيمت صادرات محصولات داخلي به خارج از كشور :
پژو 206 به سوريه : هر دستگاه 6/57 ميليون ريال
پژو پارس به سوريه : هر دستگاه 8/56 ميليون ريال
سمند به سوريه :هر دستگاه 2/62 ميليون ريال
پژو آردي به سوريه :هر دستگاه 31 ميليون ريال

منبع سایت نو اندیش

نويسنده: | 11:20 AM | نظرها 6 | دنبالک 0

جمعه 15 آبان 1383

لباس براي وبلاگ

بله اينجا تغيير کرده، نه خيلي ولي خب مهمترين اش ارتقاي ام تي به نسخه 3.12 است که بهترين قابليت آن افزايش سرعت ري بيلد( چي مي گن دوباره سازي؟) و مديريت کامنت هاست که واقعا اين دومي ما را در اين ماه هاي اخير ديوانه کرده بود. شرکت هاي تبليغاتي کامنت گذار روي دست آرش کريم بيگي بلند شده بودند و خواب براي ما نگذاشته بودند. واقعا تمام زندگي مان شده بود حذف کردن کامنت. براي اين ترکيب جديد علي خيلي زحمت کشيد و ديشب تا دم صبح داشت با تمپلت ها ور مي رفت برادر ف هم کلي شرمنده کرد که اگر پيگيرهاي اون نبود ما هنوز همون لباس قبلي هم تنمان نبود.در دنياي روزنامه نگاري تغيير لوگو و يا شکل صفحات يک رسانه بسيار کار پرريسکي محسوب مي شود و حتي شنيدم نيويورک تايمز چند وقت قبل لوگوي خود را در طي يک مدت زمان آنچنان آهسته و بي سروصدا تغيير داده که خيلي ها متوجه تغيير نشده اند. اما در جهان وبلاگ و سايت و اينترنت به نظرم تغيير در مدت زمان محدود يک ضرورت است. همين است که مي بينيد تا سايت ها هر از چندگاهي بر و رويي عوض مي کنند و آبي به دست و صورت شان مي پاشند همه خوشحال مي شوند و لينکش دست به دست مي شود به خاطر اين که بيننده يا خواننده اينترنتي خيلي تنوع طلب است .با اين همه در اينجا کار تمام نشده و فعلا با احتياط حرکت کنيد و رنگي نشويد.

نويسنده: شهرام | 04:26 PM | نظرها 7 | دنبالک 0

چهارشنبه 13 آبان 1383

رویایی بودن یک خبر در ایران

جند روز گذشته در خبری آمده بود درپی افزایش درآمدهای نفتی و در خواست مجلس کویت برای افزایش درآمد مردم، کابینه کویت اختصاص 680 دلار به هر شهروند کویتی را تصویب کرد.این خبر به نقل از خبرگزاری آسوشیتد پرس است که در بخشی دیگری از آن آمده: افزایش قیمت نفت موجب افزایش قابل توجه درآمدهای نفتی این کشور در سال جاری شده و انتظار میرود کویت در سال جاری با مازاد 8 میلیاردی درآمد های نفت مواجه شود.
خب حالا خودمانیم اگر فردا صدا و سیما اعلام کرد به ازای فروش خوب نفت، به هر ایرانی 500 هزار تومان تعلق میگیره، بسیاری از افراد احتمالا ذوق مرگ شده و ایرانیان خارج از کشور به کشورشان بازمیگردند!!! و یا احتمالا پس از مدتی به لطیفه سال مبدل میشه!

نويسنده: | 07:27 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

World Without America

امروز همه از انتخابات حرف مي زدند حتي مکانيکي سر کوچه محل کار ما جوري از اوهايو و آراي الکترال حرف مي زد که انگار در مورد دروازه شميران و کوبیده زغفراني توضيح مي داد. روي اينترنت و تلويزيون هم تقريبا همه چيز فراموش شد و نگاهها به سمت ايالات متحده چرخيد.
اما اين طرف "جهان بدون آمريکا" عنوان تراکت هايي است که دروديوار شهر را پوشانده.

نويسنده: شهرام | 06:32 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

پنجشنبه 7 آبان 1383

مصائب مسیح و حقارت من!

دیشب فیلم مصائب مسیح را دیدم.(نگویید چرا اینقدر دیر،چون من زیاد تو خط نیستم!).
از اینکه تنها چند ساعت را این چنین با جذابیت روایت کرده بود لذت بردم.از آن دسته فیلمهایی بود که خواندن داستان آن کفایت نمیکند و بایستی دیدن آنرا تجربه کرد.جدا از تاثری که از دیدن این روایت از مصائب عیسی داشتم و یا اشاره به یک مذهب خاص ، یک موردی نیز مرا به شدت رنج میدادو در واقع برایم مهم و حسرت برانگیز هست.ایمان و قدرت حفظ یک اعتقاد شخصی است. .من و هزاران مثل ممکن است به مذهب ، گرایش فلسفی یا اصوال خاصی ایمان داشته باشیم اما تا چه حد به آن وفادار خواهیم ماند؟میتوانیم به شرافت اخلاقی اعتقاد داشته باشیم و با چشمک زن شوهر داری آنرا ببازیم. میتوانیم برای زندگی بهتر یا ارتقاء کاری ، پول و خیلی چیزهای دیگر از مهمترین اصول زندگی خود بگذریم. و حالا وقتی خود را کمی با مصائب روایت شده در این فیلم مقایسه میکنم.به قدرت و ثبات ایمان عیسی حسرت میخورم.فکر می کنم شاید اگر قرار باشد تنها ناخن و یا دندانی از من کشیده شود بسیاری از اعتقادات را خواهم باخت.دردناک است وقتی میدانی اعتقادات درست و صحیح است ولی به خاطر حفظ جان، اعضای بدن یا حفظ روزهای زندگی آنها را انکار کنی.فکر می کنم اگر یک صدم از دردهای عیسی را متحمل میشدم تمام اعتقاد خویش را انکار میکردم و اینگونه هست که عیسی میشود پادشاه بی سرباز و آنچنان لایق که میلیونها نفر آروزهای خود را از او میخواهند.

نويسنده: | 07:12 PM

تبریک به شهرام

گل پسر تبریک!
آقا شهرام ، افتخار آی تی ایران نسخه اصلی و دو ، انتخاب جنابعالی را به عنوان دبير سرويس برتر روزنامه‌ها تبریک می گویم.

نويسنده: | 07:11 PM

دوشنبه 4 آبان 1383

سيف الله داد

از قرار معلوم حال سيف الله داد معاون سابق سينمايي وزارت ارشاد که مردم او را به نام کارگردان فيلم ميليون بار از تلويزيون نمايش داده اش – بازمانده – مي شناسند به خاطر سرطان رو به وخامت است. براي کسي که دو سال همکاري با "داد" ( خودش هميشه مي گويد که بايد اين فاميلي را عوض کنم) داشته شنيدن اين خبر چندان خوشايند نيست . واقعا مثل يک قطار دودي سيگار مي کشيد ولي اميدوارم اتفاق ناگواري برايش رخ ندهد.

سيف الله داد يکي از دو سه نفر سازنده فيلم تاريخي تبليغاتي انتخابات رياست جمهوري دو دوره قبل بود که به نظرم آن فيلم ( در کنار عوامل ديگر) بر روي مردمي که معمولا به لحظه تصميم شان را عوض مي کنند تاثير به سزايي داشت تا يک کار عجيب انجام دهند. در آن زمان تلويزيون کاملا در اختيار يک کانديدا بود و سينماگران هم از يک کانديدا حمايت مي کردند. فيلم تبليغاتي خاتمي در حقيقت برتري هاي نگاه سينمايي و مولف را نيز به نمايش مي گذاشت و در رقابتي که در آن ميان وجود داشت و حال و هوايي که همه ما کم و بيش آن را حس کرده ايم برتري هاي تکنيکي و فني و محتوايي فيلم نيم ساعته اي که نمايش آن تا آخرين لحظات در ابهام بود و شايعه توقيف آن چند روزي شنيده مي شد آن چنان بود که به عقيده خيلي افراد نمايش آن از تلويزيون يک لحظه تاريخي بود.
بعد از ديدن فيلم شب هنگام از خانه بيرون زدم تا يک نفر را بيابم و با او در مورد فيلم صحبت کنم و هيجانم را بابت ديدن آن بيرون بريزم. ( نسخه 2 اين فيلم در چهارسال بعد هم نتوانست به اندازه نسخه اول آن جذاب و تاثير گذار از اب در بيايد) . بي انصافي است اگر بگوييم خاتمي به خاطر ساخت اين فيلم معاونت سينمايي را به " داد" و رياست خانه سينما را به احمد رضا درويش ( صد البته رييس خانه سينما را صنوف تعيين مي کنند) و حمايت از محمدي و ديگر دست اندرکاران فيلم انجام داده است اما در عمل همين گونه شد و گفته مي شد حتي سيف الله داد به مهاجراني تحميل شد و...
در آغاز کار همه چيز خيلي اميدوار کننده بود سينما از دست محافظه کاران به دست اصلاح طلبان افتاده بود و زمزمه نمايش فيلم هاي توقيف شده شنيده مي شد و ساخته شدن فيلم هايي با مضامين تازه و بدون هراس از سانسور مي رفت. اما بعد از دو سه سال اتفاق خاصي نيفتاد حتي وضعيت اقتصادي سينماي ايران بدتر هم شد و "داد" هم نتوانست به داد اين سينماي رو به زوال برسد.
شب هاي رمضان در دفتر جشنواره – بالاي سينما فرهنگ - يادم مي آيد که با دود سيگار و عجله رساندن کپي فيلم ها و منت کشيدن از هيات داوران و پاسخ دادن به مطالب روزنامه ها و ... آميخته بود. از داد خاطره دورتري هم دارم ، در زمان فيلمبرداري اولين فيلم او " زيرباران" من که آن موقع به عنوان يک شاگرد مدرسه راهنمايي زندگي ام را براي يک لحظه فيلمبرداري مي دادم از صبح تا بعدازظهر در ميدان هفت حوض پشت صحنه ايستادم و بالاخره در لحظه اي که دستيار کارگردان گفت با يک چتر از زير باران مصنوعي و پشت بازيگران رد شدم!آن موقع از فيلمبردار فيلم که بعدا فهميدم بهروز افخمي است پرسيدم اسم اين فيلم چيست؟ گفت هنوز معلوم نيست.نميدانم من را سرکار گذاشت يا واقعا آن فيلم به هم ريخته از اول اسم نداشت.
سيف الله داد معاون سينمايي خوبي نبود اما انصافا فيلمساز خوبي بود هر چند وضعيت اقتصادي سينما را بهبود نداد اما گيشه را خوب مي شناخت . او حتي تنها معاون سينمايي بود که اجازه ساخت فيلم را هم داشت و نساخت و نساخت و نساخت تا يک ماه قبل که پيش از کليد زدن فيلم حالش رو به وخامت رفت.

نويسنده: شهرام | 06:45 PM

دوشنبه 20 مهر 1383

در ساعت 6 و نيم عصر


نويسنده: شهرام | 06:55 PM

یکشنبه 19 مهر 1383

زندگی برنامه نویس متاهل!

زندگی برنامه نویسان برگرفته از مجله رایانه
شوهر: سلام، من Log-in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفنم برام خريدی؟
- Bad Command or File Name
- ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم!
- Syntax Error, Abort, Retry, Cancel
- خب حقوقتو چيکار کردی؟
- File in Use, Read Only, Try After Some Time
- پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
- Sharing Violation, Access Denied
- ميدونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
- Data Type Mismatch
- تو يک موجود بدرد نخور هستی.
- By Default
- پس حداقل بيا بريم، بيرون يه چيزی بخوريم.
- Hard Disk Full
- ببينم ميتوانی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟
- Unknown Virus Detected
- خب، مادرم چی؟
- Unrecoveralbe Error
- و رابطه تو با رئيست؟
- The Only User with Write Permission
- تو اصلا، بيشتر منو دوست داری يا کامپيوترت رو؟
- Too Many Parameters
- خوب پس منم ميرم خونه بابام.
- Program Performed Illegal Operation, It Will Be Closed
- خوب گوشاتو باز کن، من ديگه بر نميگردم.
- Close All Programs and Logout for Another User
- ميدونی، صحبت کردن با تو فايده نداره، من رفتم.
- It Now Safe to Turn off Your Computer

نويسنده: | 07:17 PM

سه شنبه 14 مهر 1383

لحظات ناب

یک لذت بزرگ که در دنیا نصیب عده زیادی از برنامه نویسان شده است خطا ، Error ومشکل هست.
زیبا ترین و بهترین لحظات زندگی من(منظور زندگی کاری و..) لحظه هایی است که به دنبال کشف علت خطا و راه حل مناسب برای آن هستم و وای چه محشری هست وقتی میتوانی مشکل را برطرف کنی.هرچقدر مشکل سخت تر و وقت گیرتر حل کردن آن شیرین تر، آدم در پوست خودش نمی گنجد.
اگر قرار باشه صد بار بمیرم و در شروع زندگی مجددم شغلی را انتخاب کنم برنامه نویسی را انتخاب میکنم. هرگز از اینکه یک برنامه نویس هستم و عاشق این کار بودم پشیمان نشده ام.برایم مهم نیست که دیگران با بیزینس ، بازار و.. چقدر درآمد داشته یا دارند، من لحظه های نابی را تجربه کرده و میکنم که خیلی ها از درک یا امکان تجربه آن محروم هستند.

نويسنده: | 07:18 PM

چهارشنبه 8 مهر 1383

توضیح درباره یک مطلب

مطلب این یک صفحه PHP است به مزاج بعضیها خوش نیامده است. اجازه دهید کمی در این زمینه بنویسم.
خوانندگان مطلب بایستی توجه کنند که من چه چیزی را نشان رفته ام .این مطلب هرچه بود به هیچ عنوان مقایسه بین PHP و دات نت نبود بلکه تنها خواستم نکته کوچکی را پیدا کرده بودم به خوانندگان معرفی کنم و خوب اینکاری است که آنرا دوست دارم .

دوم اینکه از نظر من نوع برنامه نویسی دات نتی که در ORKUT به کار گرفته شده است ضعیف است و نوع برنامه نویسی اورکات نشان از استفاده بیش از حد از منابع سرور دارد و درحالیکه برای چنین سایتهای پر بیننده ای میتوان از تکنیک ها و روشهای بهتری استفاده کرد که در البته در دات نت نیز پیش بینی شده است.
همچنین اینکه سایتهای مهم از چه چیزی استفاده میکند شاید بیانگر آن نباشد که پی اچ پی بهتر است یا دات نت . اما به هر حال نشان از برتریهای خاص آن زبان در تحقیق و انتخاب تکنولوژی توسط آن سایتها می باشد.
بطور مثال سایتهای که بر روی لینوکس یا یونیکس کار میکنند مانند همین گوگل،یاهو یا سی نت برای پیاده سازی صفحات خود از PHP استقبال کرده اند و حتی یاهو که برای زبان اسکریپتی خاص خود را نیز داشت به سمت استفاده از PHP گرایش پیاده کرده است و البته نتیجه تحقیقات این شرکت در دهها صفحه که شامل بررسی بازدهی و سرعت این زبانها نیز بود در اینترنت منتشر شد.
و حقیقت آن است که با توسعه PHP و همچنین افزایش توان سرورها بسیاری ازشرکتها ترجیح میدهند بجای درگیر شدن با پیچیدگی های زبانهایی مانند C و یا PERL از تکنولوژی اوپن سورس و پویای PHP استفاده کنند.

دوستان علاقمند به دات نت نیز به خاطر دارند که مایکروسافت نیز برای تبلیغ خود از چنین شیوه ای بهره برده است ( مواردی همچون اینکه مثلا NASDAQ و یا برخی بانکها به سمت دات نت مهاجرت کرده اند ).

برخی نیز معتقد هستند بحث کدام زبان بهتر است احمقانه یا بی فایده است. من چنین اعتقادی ندارم. در واقع از نظر من تعصب بر یک زبان خاص بی فایده و شاید احمقانه باشد ولی بحث میتواند سازنده باشد این کمک میکند تا برنامه نویسان در انتخاب ابزار ( و نه معشوقه یا بت ) بتوانند با دید بهتری برخورد کنند. اینکه مثلا برای پیاده سازی یک سایت بخصوص در یک بستر خاص کدام تکنولوژی بهتر است پرسشی است که در ذهن اکثر توسعه دهندگان بوده است .در واقع مقایسه همیشه یکی از بهترین روشهای شناخت بوده و هست .

نويسنده: | 07:19 PM

یکشنبه 5 مهر 1383

دعوت به همکاری

جهت انجام یک پروژه بصورت پروژه ای از افراد آشنا به زبان عربی دعوت به همکاری میشود.
میزان آشنایی باید در حد ترجمه و مطالعه متون رسمی و اداری عربی (ترجیحا مسلط و بدون نیاز به مراجعه به لغتنامه ) باشد.
اگر خودتان و یا دوستانان چنین شرایطی دارند خوشحال خواهم شد با ایشان همکاری کنم.

واجدین شرایط میتوانند با ایمیل shirazi [at] gmail.com تماس حاصل کنند یا کامنت بگذارند.

نويسنده: | 07:20 PM

چهارشنبه 1 مهر 1383

هوا کردن در سه سوت با دو فوريت

علي شميراني در يادداشت امروز ابرار اقتصادي تعبير جالبي براي لغو قرارداد اپراتور دوم به کار برده بود و آن هواکردن بود. هوا کردن خصوصا از آن نظر که با ماهواره زهره ( که هيچ وقت به هوا نرفت ولی آن هم هوا شد ) تعبير جالبي بود خصوصا که خبر رسيد ايران تا سال 2005 يک ماهواره به هوا مي فرستاد اين نشان مي دهد که ما هم براي هوا کردن تجربه کافي پيدا کرده ايم و هم براي فرستادن روي هوا. . براي من سير تحول تاريخي ماجرا خيلي جذاب تر از اين است که مثلا با يک طرح دو فوريتي يک پروژه در سطح اپراتور دوم را راحت فرستادند هوا .اين که وزير در جايي مي گويد که مجلس پنجم با مصوبه اي موبايل را يک کالاي لوکس اعلام کرد و خواستار گرفتن موبايل مديران دولتي شد. تطابق تاريخي که معتمدي هوشمندانه ( من هميشه فکر مي کردم که معتمدي اصلا آدم هوشمندي نيست ) به آن اشاره داشت در حقيقت به مجلس هفتم بود که با لغو قرارداد ترک سل نفرين آيندگان را به خود نخرند ولي نکته جالب در جابه جايي بود که بين مجلس پنجم تا هفتم رخ داده بود. محمدرضا باهنر که در مجلس پنجم نماينده ويکي از تندروها به شمار مي رفت و احتملا يکي از تهيه کنندگان طرح لوکس گرايي موبايل بود در مجلس هفتم در جبهه موافقان اپراتور دوم قرار گرفته بود.
ببين دو مجلس بعد کدام روز بشود که همه ما به سبحاني و الياس نادران و احمد توکلي صلوات بفرستيم که باز صدرحمت بر شما که ...

نويسنده: شهرام | 09:23 AM | دنبالک 0

پنجشنبه 26 شهریور 1383

ایام سوگواری

به مناسبت ساسپند (suspend) شدن مجدد پسر بزرگم پارسیک بدینوسیله سه روز و سه شب عزای عمومی اعلام می شود.
روایت است که در این ایام مومنین وب مستر به اعتکاف نشسته، شیون سرداده و بر سر و صورت خود میکوبند.
و ضمن خواندن ادعیه ،مرگ مسببین این جنایت و ظهور هرچه سریعتر وب سایت مذکور را از اوستا کریم خواستارند.

اینو اینجوری نوشتم شاید غم موقت از دست دادن یار سبک شوم و در ضمن دیگر بهانه و انتقاد از کسی نکنم. اما دو چیز کاملا مشخص است.یکی قضیه کارتهای اعتباری و حل آن در ایران هست و دوم لزوم راه اندازی دیتا سنتر در ایران.

نکمیلی: بعد از 24 ساعت راه افتاد : با چهره ای جدیدتر و یک امکان جدید دیگر

نويسنده: | 12:21 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

سه شنبه 24 شهریور 1383

وا مصیبتا

امروز پچه ام ساسپند (suspend)شده بود . نمیدونید چه حالی داره، اینو فقط وب مسترها میفهمند و پدرهایی که بچه اشان در حالت کماست. لعنتی هر دقیقه اش یک ساعت میگذشت و دائم در فکر این بودم که چه میزان از آبرو و یازدید کنندگان سایت از دست رفته است.حالا مدیر شرکت خارجیه میگه با مدیرشرکت هاست ایرانی صحبت کن. حلا مدیر کجاست وسط جاده!!!خلاصه اینکه با پیدا شدن یک کافی نت در وسط بیابان مشکل برطرف شد .ولی امروز به اندازه یک هفته پیر شدم!

نويسنده: | 08:50 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

شنبه 21 شهریور 1383

اینجا کشور است یا طویله؟

هنوز کابوش کشتن علی کوچولو توسط مادر هرزه اش و معشوقه حرامش را فراموش نکردم که چشمم به خبری تکان دهنده دیگری میخورد و بدنم یخ میزند .

اعترافات اين دو جوان به تجاوز و قتل ۲۲ كودك تكان دهنده ترين پرونده جنايى تاريخ ايران است

بله دو جوان یا بهتر بگویم این دو حیوان به 22 پسر بچه تجاوز و آنها کشته اند. اصلا باورتان می شود؟
این دیگر نه هوس زود گذر بوده است و نه اشتباه! حتی توجیه پذیر هم نیست .22 پسر بچه یعنی یک کلاس درس !

می خوانم خبر زنان و مردانی که همسران خود یا حتی کودکان خود را میکشند، میخوانم خبر هرزه مردانی را که دختران و زنان مسافر را می ربوده اند و به آنها تجاوز میکردند.می خوانم و بارها میخوانم و بخود بگویم اینها دیگر چه جانورانی هستند؟
و باز با خود میگویم با اینهمه جانور اینجا ایران است یا طویله؟

نويسنده: | 03:43 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

جمعه 13 شهریور 1383

پاسخ به شبهات و نظرات

نام بردن از اسرائیل و یا اخبار مربوط در نوشته های وبلاگ باعث شده است عده از خوانندگان دچار شبه طرفداری من از اسرائیل شده اند و البته هستند کسانی که در کامنتها مرا نوکر اسرائیل نیز میخوانند.
بنابراین تصمیم گرفتن پاسخی به سوالات و شبهات و نظرات خوانندگان در این زمینه بدهم.

1- آیا شیرازی طرفدار اسرائیل است؟
پاسخ من این هست. مطلقا نه!. من طرفدار اسرائیل و بسیاری از کشورهای دیگر نیستم چرا که اصولا وقتی طرفداری از کشوری برای من منفعتی ندارد ویا با آن رابطه ندارم چرا باید از آن طرفداری کنم. بخصوص آنکه صهیونیستها نیز کم وبیش احساس برتری قومی دارند.

2- چرا در بسیار از نوشته های خود از اسرائیل نام می بری؟
در واقع این روش من برای برانگیختن احساسات بسیاری از خوانندگان است. برای بسیاری از مسئولین و حتی خوانندگان این وبلاگ ،اسرائیل یک دشمن است.اگر مثلا من اقتصاد ایران را با ترکیه و یا کشور دیگر مقایسه کنم شاید احساسات هیچ کس برانگیخته نشود اما وقتی آنرا با اسرائیل کشوری که بسیاری آرزوی نابودی آنرا دارند و هر روز هم خبر از ترس ، انحطاط اخلاقی، رکورد اقتصادی و.. در اسرائیل در این کشور پخش میشود آنوقت مقایسه من حالت جدی تری بخود میگیرد. پاسخ من به کسانی که با اسرائیل مخالف هستند آن است که بهتر است کمی به صنعت و اقتصادو حتی سطح علمی اسرائیل نیز بنگرند. اسرائیل تازه تاسیس و با جمعیتی ده برابر کمتر از جمعیت ایران ( کل جمعیت اسرائیل از جمعیت شهر تهران نیز کمتر است) . با اینحال اقتصاد اسرائیل با آنکه تقریبا در حال جنگ است و بخش زیادی از درآمدش نیز صرف مسائل نظامی میشود بخصوص از نظر صنعتی چندین برابر ایران است و سطح درآمد شهروندانش نیز چندین برابر مردم ایران هست.و حتی از نظر علمی نیز دانشمندان و دانشگاهی اسرائیل از سطح بالای در منطقه برخوردارند.
بله اگر فکر میکنید باید با اسرائیل جنگید بدانید که اولین پیروزی زمانی است که سطح زندگی و درآمد مردم ایران از اسرائیلیها بیشتر باشد، دانشگاهای ما از نظر علمی چندین برابر اسرائیل باشد و اقتصادی بسیار قوی تر از اقتصاد اسرائیل داشته باشیم. و اگر اینگونه فکر میکند روی کمک من نیز برای این مبارزه حساب کنید.

3-آیا با انتفاضه مخالف هستید؟
این حق مردم هر کشوری هست که برای آزادی خود مبارزه کنند. متنها فرق بین عقاید من با برخی از مقامات ایران و خوانندگان این مطلب هست. کشتن و تکه تکه کردن زنها، بچه ها یا چند جوانان و نوجوانان و شهروندان غیر نظامی اسرائیل به نظر من راه درستی نیست و میتوان باعث ایجاد نفرت و چهره نامطلب از مبارزین فلسطینی شود.البته این نظر من هست و درصدد تحمیل آن نیز به کسی نیستم.همچنین متعقدم اینگونه کارها باعث تقویت افراط تندور اسرائیلی می شود.با اینحال آرزوی دارم مردم فلسطین غرور ملی و استقلال خود را کسب کنند و همچنین امیدوارم آنزمان قدس را القدس العربی نخوانند.

4- آیا شیرازی فردی نژاد پرست هست ویا از نژاد عربها بدش میآید؟
بنده اعتقاد چندانی به برتری نژادی ندارم و بیشتر به برتری فرهنگی معتقدم که این البته نسبی و وابسته به معیارهای مختلفی همچون سطح سواد در یک جامعه دارد و البته در طول زمان متغییر است.در ضمن مگر میشود از عربها بخصوص با وجود آنهمه هوری و مهروی عرب در بینشان متنفر بود.
اما به یاد داشته باشید که عربها چندان به ما ایرانیها علاقمند نبودند. عرب دوستان ایران حتما میدانند که کشورهای عبری و حتی مردم عادی کشورهای عربی در زمان جنگ طرف کدام کشور بودند. مگر نه آنکه طرفداری آنزمان عربها از صدام به معنی دشمنی با ملت ایران بوده است؟
آیا نمیداند که امروز بزرگترین تهدید علیه خاک کشور ما مربوط به ادعا و البته طرفداری کشورهای عربی از مالکیت یک کشور عبری همسایه بر جزایر سه گانه ما میباشد؟
نتیجه آنکه عربها شاید نژاد پست یا دشمن جدی ایران نباشند اما قطعا دوستان خوبی نیز برای ایرانیان نبوده اند.

نويسنده: | 12:42 AM | نظرها 6 | دنبالک 0

دوشنبه 9 شهریور 1383

المپیک و چند نکته

1-بازتاب اشاره خوبی دشت تیم المپیک کمی زود به آتن رفت. با اینهمه مصدوم،مجروح میبایست تیم ایرانی به پارالمپیک اعزام میشد.به هر حال باید مشخص شود اگر ورزشکاران ایرانی صدمه دیده بودند چرا به مسابقات رفتند که بعدها همین موضوع دلیلی برای توجیح شکستشان شود.

2-اگر این همه ورزشکار صدمه دیده داریم باید مربیان آنها توبیخ شوند چرا که نشان از بی قائدگی تمرینات و فشار و در نهایت آسیب دیدگی قهرمانان کشور شده اند.

3-قضیه میراسماعیلی در نهایت چه شد؟ بالاخره به خاطر عدم به رسمیت شناختن اسرائیل در مسابقات نکرد یا به خاطر وزنش؟ اگر به خاطر اسرئیل بوده پس چرا در برابر تیم المپیک دروغ گفته اند؟! و اگر اصولا وزنش زیاد بوده است پس این بازی مسخره چه بوده است کسی که حق شرکت نداشته چگونه صحبت از عدم رقابت با حریف اسرائلی میزند( حرف مفت) و در نهایت آن پاداشی که گفته بودند را برای چه میخواهند به او بدهند؟!!( به خاطر اضافه وزنش؟) و اگر این قضیه اضافه وزن فقط یک ترفند برای جلوگیری از تحریم یا جریمه کشور ایران در مسابقات بوده است پس باید سوال کرد چرا بایستی کاری انجام داد که بعد به غلط کردن و دروغ گفتن افتاد!

4-ببینم هزینه این همه خبرنگار بخصوص خبرنگار اعزامی به المپیک از جیب چه کسی رفته است؟! واگر از جیب بیت المال بوده است اینمه خبرنگار آنجا چه میکردند!؟ سایت بازتاب در گزارشی هزینه ارسال تیم را حدود دو میلیارد ریال اعلام کرده است و همچنین به مواردی مثل اعزام همراه بیشتر از ورزشکاران بخصوص در برخی رشته نیز اشاره داشته است.

5-اگر رضازاده و یا دیگر مدال آوران ما شیر مرد و دلیر مرد هستند. پس کشور آمریکا (شیطان بزرگ و رو به انحطاط و...) با جمعیتی حدود سه برابر ما ده ها برابر شیرمرد و دلیر مرد دارد.:) بخصوص آنکه آنها بزرگترین ورزشکار ایران تنها یک مدال آورد در حالیکه تنها یک ورزشکار آمریکا به اندازه تمام کشورهای عربی مدال طلا آورد!

6-اسرائیل در این دوره از مسابقات و بعد از چهل سال اولین مدال طلای خود را بدست آورد و با دیگر مدال کسب شده و با جمعیت محدود خود به جز مصر از دیگر کشورهای عربی امتیاز و رتبه بالاتری را بدست آورد.

7-آنقدر فرهنگمان با فرهنگ دیگر نقاط دنیا تفاوت پیدا کرده است که صدا و سیمای ملی از نمایش مراسم افتتاحیه و اختتامیه زیبای بزرگ ترین رویداد ورزشی ناتوان است.

8-با وجود شکستها ، مصدمیتها و.. بازهم ایران از تمام کشورهای عربی رتبه بالاتری را کسب و در جدول در بالای آنها ایستاد.

9-چین نشان میدهد که ژنتیک و افتخارهای نژادی در ورزش و کسب افتخار در مسابقات ورزشی کم ارزش است.

نويسنده: | 08:54 PM | نظرها 11 | دنبالک 0

پنجشنبه 5 شهریور 1383

خسته نباشي دلاور!

برنامه ريزي و تشويق هاي مديريت ورزش ما از اينگونه بوده که به چنان نتايجي در آتن رسيده است. (عکس از وبلاگ حسن سربخشيان)

نويسنده: شهرام | 02:56 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

چهارشنبه 4 شهریور 1383

یک دنیا آفرین به قهرمان

تنها لحظاتی از تعلق مدال طلا به بزرگ مرد ایرانی حسین رضا زاده میگذرد.
مدال طلا برازنده مردی شد که امشب دل میلیونها ایرانی را شاد کرد .باعث شد بار دیگر به ایرانی بودن خود افتخار کنند و اشک شوق بریزند. برای لحظه لحظه زندگی حسین و خانواده اش آرزوی بهروزی و شادی دارم و کسب این مدال طلا را به ایرانیان تبریک میگویم.

نويسنده: | 09:00 AM | نظرها 6 | دنبالک 0

دوشنبه 2 شهریور 1383

!! stop your fucking SPAM

آقاي پروفسور اسپم ميرزايي به آدم يک بار ايميل مي زنند که اسپم نفرست ، من به شما ده تا ايميل زدم و هنوز دارم پيام هاي بي سروته تان را دريافت مي کنم. اگر کسي به شما گفته با اين تبليغ هاي آبکي اينترنتي براي شما اعتبار سياسي به بارخواهد آورد بدانيد که برميزان حماقت شما به خوبي آگاه شده است .
اي يگانه نجات دهنده و راهبر ملت ايران! به جاي آنکه بيانيه هاي خود را يک بار تايپ کني بعد به صورت دو قطعه عکس 250 کيلوبايتي ارسال کني آنها را مي تواني در فايل ورد به چند ده کيلوبايت درآوري که هنگام دريافت آن با آتلوک و اين اينترنت کند ما اينقدر پدرجنابعالي را شرمنده نکنيم.

نويسنده: شهرام | 04:58 AM | نظرها 4 | دنبالک 0

جمعه 30 مرداد 1383

ايراد

ما يک دوست و همکاري داشتيم در روزنامه ... - فکر کنم سال 78-79 بود - و خيلي بچه خوبي بود و هميشه بهش مي گفتيم تو توانايي اش را داري که رييس جمهور بشي و مي خنديديم. چند وقت بعد با هم از آن روزنامه رفتيم جاي ديگر. خوب او همزمان يک شغل خوب در يک بخش از ... پيدا کرد و بعد ناگهان در فعل و انفعالات ورزش ايران به خاطر آشنايي قبلي با ... به سمت مديرکلي نايل شد. با توجه به سابقه اش تا ديروز فکر مي کردم همه اين موفقيت ها حتي اگر با آشنا هم بوده باشد نشان دهنده توانايي او هم هست. ديروز اما وقتي شنيدم رييس فدراسيون ... شده نزديک بود شاخ در بيآورم.حالا که کمي آرام شده ام چون به اين نتيجه رسيده ام در ايران چندان دوراز انتظار نيست که دوست ما که ديروز حتي اسم اين ورزش را نشنيده امروز رييس فدراسيون آن شود چون همين نتايج ورزشکاران ما در المپيک نشان مي دهد که يک جاي کار ايراد دارد ديگر.ايراد از دوستان ماست که رفته اند و جاي ديگران را گرفته اند.

نويسنده: شهرام | 08:07 AM | نظرها 6 | دنبالک 0

یکشنبه 25 مرداد 1383

اینترنت قاتل نسخه ای دیگر

آنچه شهرام در مطلب پایینی درباره اینترنت قاتل به آن اشاره داشت ماجرای همان مطلبی است که در آذرماه و در مطلبی به عنوان
سرانجام عجیب یک برنامه نویس به آن اشاره داشتم.مطلبی که بعد از تایید حکم اعدام آرش نوشتم.ماجرای آرش ماجرای دردناکی است او قطعا پسری خوش فکر و برنامه نویسی با استعداد است و آرزو دارم اینگونه نیز بماند.و این درحالیست که شاید در هفته های آتی بسیاری از دوستان اینترانت آپادانا شاهد اعدام یکی از دوستان خود باشند.

نويسنده: | 01:49 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

جمعه 16 مرداد 1383

عطا الله عشق من!

اگر قرار باشد نام یک نفر را در حکومت که دوستش دارم بگویم آن نام چیزی جز عطا الله مهاجرانی نیست. نه برای آنکه زمانی وزیر بوده است. بلکه برای آنکه نویسنده ای و سخنوری تواناست.مهاجرانی قبل از آنکه وزیر می شناختم و از نظر من یک روشنفکر واقعی است هر چند که ممکن است من یا شما برخی عقایدش را قبول نداشته باشیم اما چیرگی او بر نویسندگی و سخنوری مورد تایید دوست و دشمن اوست و من همیشه از خواندم مطالب او بخصوص زمانهایی که به دفاع از خود بر میخیزد لذت میبرم و آنرا با دیگر مدیران ، وزرا و مسئولین حکومتی مقایسه میکنم و آنها چقدر در برابر او بی سواد و جاهل به نظر میر سند.اما ماجرای این زنهای او البته برای من کمی عجیب و غیر قابل باور است اما میتوانم بگویم جالب است به نظر میرسد او علاوه بر آنکه سخنوری خوب است مرد خوبی نیز است. و حقیقت این است زندگی شخصی او جز به خانواده اش به هیچ کس دیگر مربوط نیست . این قضیه مهاجرانی برای من خیلی شبیه قضیه بیل کلینتون و مونیکا هست. کلینتون هم نویسنده و سخنوری تواناست و دوران ریاست جمهوری او نیز تجربه موفق حداقل از نظر اقتصادی برای آمریکا بود است. کلینتون نیز هم همچون عطا الله خودمان سلیقه و رابطه خوبی در انتخاب جنس لطیف دارد و شاید بتوان یک رابطه بین سخنوری (به قول عام مخ زن) و سلیقه و جاذبه مردانه پیدا کرد!
در صورت وجود چنین رابطه ای وضعیت من و امثال من با آن زبان الکن روشن است! (خدا ما را به راه راست هدایت کرده و زبانی توانا عطا کند)

نويسنده: | 08:08 PM | نظرها 5 | دنبالک 0

چند تصوير




نويسنده: شهرام | 06:19 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

چه موبایلی خوبه؟

لطفا اگر اطلاعاتی در مورد موبایلهای سونی رایکسون مدل T610 و T630 و همچنین موبالهای زیمنس مدلهای CX65 و
C65 دارید برایم بصورت کامنت بنویسید برایم مهم هست که 1- آنتن دهی و همچنین کیفیت صدای کدامیک بهتر هست 2- کیفیت تصیر برداری دوربین کامیک بهتر هست ،و اینکه اگر مشکلات نرم افزاری یا سخت افزاری یا عدم تطبیق با سیستم مخابرات ایران دارند و همچنین نرم افزارهای جانبی کدامیک بیشتر در دسترس هستند.و مثلا چقدر فرق بین این دو مدل سونی اریسکون یا دو مدل زیمنس هست چون در سایتشان تقریبا امکانات یکسانی داشتند .اگر گوشی خوبی را هم سراغ دارید که کیفت خوبی دارند و مثلا قیمتش بین همین T610 و CX65 هست بنویسند. منتظر هستم!!!!

نويسنده: | 02:30 AM | نظرها 81 | دنبالک 0

یکشنبه 11 مرداد 1383

مثلا يك پرسش

در هنگام انتخابات شوراها و با پـيروزي بسيار ضعيف طيفي كه هم اكنون شوراي شهر تهران را در دست دارند اين موضوع مطرح شد كه بزگترين مشكل شوراي شهر و شهرداري قبلي ايجاد جنجال هاي متعدد و نااميد شدن مردم بود. اما در همين مدت كوتاه كه از عمر شوراي شهر و شهرداري جديد مي گذرد موضوعات جنجالي زيادي مطرح شده است. آخرين مورد دعوا بر سر نمايشگاه بين المللي است كه ظاهرا به بهانه ايجاد ترافيك تهديد به پلمپ شده و پاي دولت - خاموشي رييس اتاق تهران و چمران رييس شوراي شهر هم به ماجرا كشانده شده است.
من فكر مي كنم براي آنكه بتوان موضوع تعطيلي نمايشگاه و اصرار بر انتقال و يا استقرار آن را بهتر بررسي كرد بايد چهره فعلي ماجرا را كمي دور زد . مثلا يك پرسش : زمين فعلي نمايشگاه مال كي يا كدام ارگان است؟

نويسنده: شهرام | 11:46 PM | نظرها 4 | دنبالک 0

یکشنبه 4 مرداد 1383

نجوم

امروز دوشنبه مراسمی به مناسبت سالگرد تاسیس انجمن نجوم آماتوری ایران ازساعت 16:30 تا 19:30 درتالاراجتماعات فرهنگسرای دانشجو واقع دریوسف آباد- خیابان سید جمال الدین اسد آبادی - خیابان 21- پارک شفق برگزار می گردد
که ورود برای همه نیز آزاد است.

نويسنده: | 10:12 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

پنجشنبه 25 تیر 1383

دلیل آمدن آمریکا به عراق و زمان ترک آن!

دیروز با شهرام صحبت میکردم و صحبت برخی مطالب سیاسی و فرهنگی من در وبلاگ شد و به هر حال معلوم شد اگر همچنان پیش بروم بایستی منتظر یکی از اون پاترولها در نزدیکی درب خانه ام باشم!
بنابراین در یک اقدام کوبنده و در جهت رفع بلا کمی از سیاسی نویسی خواهم کاست اما ضمن آنکه شب جمعه خوبی برایتان آرزو میکنم یک لطیفه جالب هم بگویم!
از آمریکا میپرسند چی شد که اومدین عراق ؟ می گه آخه امام حسین طلبیده بود.
میگن حالا کی از عراق میری ؟ میگه هر وقت امام رضا بطلبه!

نويسنده: | 06:32 AM | نظرها 5 | دنبالک 0

چهارشنبه 24 تیر 1383

درددناک

این عکسهای خبرگزاری فارس از بعد از سومین جلسه محاکمه آغاجری خیلی دردناک است.
و این ناراحتی نه برای آغاجری بلکه برای آن چند نفری است که پلاکاردهای در دست دارند که در آن به عنوان حزب الله خواستار اشد مجازات برای توهین کننگان مقدسات و ... شده اند.چی شد که این عده فکر کرده اند امت حزب الله هستند و به جای همه ملت حزب الله خواستار محاکمه و اشد مجازات آغاجری شده اند بماند.
ولی این عده که بعضیهاشون حتی پشت لبهاشون سبز نشده است چگونه درباره استادی چون آغاجری نظر میدهند و چگونه میشود به عنوان یک انسان اینگونه مصرانه خواستار اعدام و مرگ یک استاد تنها برای یک سخنرانی تخصصی شده اند جای سوال است.
تنها کمی تحقیق کافی بود که بفهمند خواستار اعدام برای مردی شده اند که حداقل علوم اسلامی از بسیاری از آنها بهتر میداند و جالب همین افرادی که به پلاکاردهای خود از توهین به مراجع تقلید گفته اند حتما چشم و گوش خود بر توهین به یک مرجع تقلید مشخص در روزنامه ها و مجالس بسته اند.
به هر حال شعور تزریقی نیست و من تنها آروزی سلامتی و ذهنی روشن برای بازیچه ها را دارم!

نويسنده: | 08:15 PM | نظرها 5 | دنبالک 0

شنبه 20 تیر 1383

همدردي با منصور نصيري

متاسفانه مطلع شدم منصور نصيري يکي از نويسندگان اين وبلاگ پدرش را از دست داده است. منصور جان همدردي ما را بپذير.

نويسنده: شهرام | 07:14 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

جمعه 19 تیر 1383

شهرام دقت کن!

این خبر را در سایت ITIRAN.COM بخوانید! در مورد سایت سایه بان! متن خبر که کاملا مشهود است توسط خود ارسال کننده نوشته شده است اما من واقعا متاسفم که شهرام به عنوان مدیر یکی از محبوبترین سایتهای خبری آی تی در کشور چنین خبری را درج کرده است! اگر خود شهرام به این سایت نگاه کند میفهمد که این سایت هیچگونه ارزش خبری ندارد و حتی یک سایت کامل و قابل ارزیابی هم نیست و آنوقت شهرام چنین خبری را برای آن زده است! من این مورد را نه یک خبر بلکه یک اشتباه از ITIRAN.COM میدانم!

نويسنده: | 10:50 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

دوشنبه 15 تیر 1383

F1->HELP

از دوستان و خوانندگان وبلاگ کسی هست که دارا یا دسترسی یه یک وب سروریا یا کامپیوتری همیشه آنلاین داشته باشد و حاضر باشد کمکی به من حقیر کند.(اجرتان با بیل گیتس)
لطفا به آدرس shirazi at gmail.com ایمیل بزنید یا در کامنت بنویسید

نويسنده: | 08:48 PM | نظرها 4 | دنبالک 0

جمعه 12 تیر 1383

مخالفت

این مطلب را هم بگذارید به پای همان دید منفی و انتقادی من و ناراحت نشوید. اما این جی میل بازی ، دادن جی میل رایگان، هاست ببر جی میل بگیر،تو وبلاگ اعلامیه بزن هر جی میل اینقدر تومان، قیمتها شکسته شد، جی میل ارزون شد ،اطلاعیه در وبلاگ مانند همیه نوشته های شهرام در مورد جی میل و جملات مشابه دیگر به نظر من کار جالبی نیست. اصولا اگر هدف خدمت به دوستان است که آنهای که شما را میشناسند قطعا با شما تماس خواهند گرفت و یا شما به ایشان پیشنهاد خواهید داد ولی دیگر همین مانده است که از جی میل برای کسب منافع مادی ، یا کسب شهرت یا افزایش بازدید کننده استفاده شود. بابا یک کم به کلاس سایت یا کلاس وبلاگتان هم فکر کنید.

نويسنده: | 09:33 PM | نظرها 5 | دنبالک 0

سه شنبه 9 تیر 1383

قالب وبلاگ برای لینوکس دوستان!

این بلاگ یکی از جالبترین قالبهای وبلاگ را داراست. به محض ورود به این وبلاگ محیطی شبیه SHELL یا DOS PROMPT ظاهر میشود و البته لینوکس دوستی نویسنده وبلاگ کاملا پیداست.برای مشاهده اخرین پستها،ارشیو و یا لبنکها بایستی دستورانی را تایپ کنید.
sacrificezone.blogspot.com

نويسنده: | 09:05 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

جمعه 5 تیر 1383

مسافران خاكستر

باز هم يك فاجعه ديگر و اين بار بايد دوربين به دست بر خاكستر تن هم وطنانت قدم مي زدي و عكس مي گرفتي.
حدود نود نفر در دم جزغاله شده بودند، بي هيچ نشان و امكان شناسايي.
اتفاق درست در محل ايست و بازرسي پاسگاه نصرت آباد افتاده بود، اتوبوس و كاميون ها در صف و منتظر فرا رسيدن نوبتشان بودند. لحظه انفجار و برخورد تانكر بنزين با اتوبوس اولي و تانكر حامل گازوئيل، آتش و موج انفجار،منطقه اي به وسعت پنجاه متر را در بر مي گيرد.

اين جوان بدون توجه به ممانعت ماموران نيروي انتظامي، با سماجت، خودش را به توده در هم پيچيده كاميون پدرش رساند، مقداري از خاكسترهاي محل قرارگرفتن صندلي راننده را در دو كيسه پلاستيك همراهش ريخت
و رفت.
تعدادي از عكس ها را مي توانيد اينجا ببينيد.

نويسنده: | 12:54 PM | دنبالک 0

یکشنبه 31 خرداد 1383

تيتر آري : تيتر نه

من با مطالب بدون تيتر مخالفم به اين دليل که تيتر به جز آنکه مثل ويتريني نشان دهنده کليت يک مطلب است به نوعي ماهيت مستقلي هم دارد که آن را - تيتر زني - به صورت يک رشته مستقل روزنامه نگاري در مي آورد. تيتر در حقيقت در عين داشتن ارتباط ضمني با خود مطلب خود به صورتي مستقل قابل ارزيابي است.

واضح است مطالبي که تيتر ندارند خواننده را سردرگم مي کنند ،روزنامه وقايع اتفاقيه که به عنوان نخستين روزنامه ايراني از آن نام برده مي شود نيز در ابتدا مطالبش را بدون تيتر منتشر مي کرد اين روزنامه در شرايطي منتشر مي شد که هيچ روزنامه اي در کشور وجود نداشت ، زندگي بدوي و سنتي به يک روزنامه از آن دست اجازه مي داد تا با آگاهي از اين که خوانندگانش فرصت کافي براي خواندن همه مطالب دارند از تيترزني اجتناب کند اما در زندگي امروز که فرصت انسان ها براي زندگي کردن بسيار کوتاه شده خوانندگان مطالب را گزينش کرده و سپس مي خوانند. ارتباطات امروزه به شکل عجيبي به شخصي سازي و گزينش گري اخبار پيوند خورده است و لذا همين الان در صفحات بسياري از نشريات الکترونيک مثل واشگنتن پست و سي ان ان شما با يک مشت تيتر و يا حداکثر يک توضيح چند سطري مواجه ايد.
وبلاگ نويسي نوعي تمرين روزنامه نگاري هم هست براي همين توصيه به نزدن تيتر با صرف اين که مثلا وقت زيادي را از نويسنده مي گيرد و احيانا تمرکز او را از نوشتن مطلب اصلي دورمي کند توجيه مناسبي نيست و حتي هم اکنون بسياري از قواعد سايت هاي اينترنتي بر مبناي تيترها استوار شده است. مثلا قاعده جست و جو ، اگر شما به دنبال مطلبي باشيد و کلمه و يا عبارتي را در فيلد جست و جو تايپ کنيد در نتايج آن از روي تيترها زودتر به محتواي مطالب پي مي بريد و گرنه مجبوريد به بخش هايي از مطلب که توسط جست و جو گر انتخاب مي شود اعتماد کنيد و کل آن را بخوانيد.
همين جا به تناسب اوضاع – برگزاري جام ملت هاي اروپا – به يک نوع شيوه تيترزني زرد اشاره کنم که روزنامه هاي ورزشي راه انداخته اند. اين نوع تيترزني فانتزي که آنها به شکل افراطي از آن استفاده مي کنند به اعتقاد من با عرض معذرت" فاحشه گري در تيترزني" است. تيترهاي فانتزي در بعضي اوقات بسيار خوب جواب مي دهند اما هرگز نمي توانند به عنوان يک شيوه مکرر مورد استفاده قرار گيرند. تيترهايي از نوع " لاله هاي نارنجي هلند پر پر شدند" يا " چک هلند را برگشت زد" تنها ارتباطي که با محتواي مطلب برقرار مي کنند در بيان اين است که فلان تيم باخت يا برد و اساسا به شکل ، نوع و نحوه بازي اشاره اي ندارند. اين نوع تيتر زني بيشتر به تيتر زني نشريات زرد نزديک است که البته خواننده خاص خود را هم دارنددرست شبيه فروشندگان باميه در ميدان انقلاب يا آزادي که سعي مي کنند با براق کردن باميه ها آنها را براي مشتريان خود لذيذتر جلوه دهند.آنها در نگاه اول جذاب به نظرمي آيند و زود جلب توجه مي کنند اما آنقدر کم عمق هستند که هيچ کدام در ذهن شما نمي مانند

نويسنده: شهرام | 01:44 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

شنبه 23 خرداد 1383

Alireza Reloaded!

خوب یک هفته تمام شد.احساس خیلی خوبی است وقتی که دوستانی داری که ناراحتی آدم برایشان مهم است حتی اگر این ناراحتی را در قالب یک پست وبلاگ بیان کرده باشی.بایستنی از مهدی رودکی عزیر ،جلال (تکوپدیا)، محمود اروج زاده ، شهرام و دیگر دوستانی که در این هفته مرا مورد لطف قرار دادند و حالم را جویا شدند تشکر کنم.
امروز شهرام زنگ زده بود و گفت یک هفته تمام شده بنویس دیگه! خوب چه درخواستی بهتر از این!پس نوشتن را ادامه خواهم داد.
راست میگفتی تو، باید از عشق برید
از چنین پایانی به سرآغاز رسید

نويسنده: | 09:53 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

سه شنبه 19 خرداد 1383

لحظه هاي فراموشي

اگر روزي در حال رانندگي در يک بزرگراه چشم انداز نه چندان دور بلند شدن گرد و خاکي را مشاهده کنيد و سپس کمي جلوتر در فاصله صد متري تان يک اتوبوس به بغل غلتيده را مشاهده کنيد که با سرعت تمام گاردريل هاي وسط بزرگراه را له کرده ، دو تير چراغ برق را انداخته به سمت باند مخالف در حرکت است و شما مجبورشويد براي برخورد نکردن با آن با سرعت تمام فرمان را به سمت راست و خاکي بزرگراه بچرخانيد با بدبختي تمام ماشين را در دست اندازهاي کنار راه نگه داريد و بعد جنازه ها و خون و شيشه و خاک و جيغ و .... در آن وقت بود که من تازه توانستم صحبت هاي مدير عامل شرکت ديتا را فراموش کنم که گفته بود انشالله بیست سي آي اس پي که بسته شوند ترمينيشن کاملا قطع مي شود. البته من در آن زمان داشتم فکر مي کردم که اين کار در راستاي توسعه است يا در باند مخالف آن .

زمان رسيدن اولين افراد به اتوبوس له و لورده شده : 15 ثانيه بعد از حادثه
زمان اطلاع به پليس 110 : 30 ثانيه بعد از حادثه
زمان توقف اولين خودرو براي بردن يکي از مجروحان: 5 دقيقه بعد از حادثه
زمان رسيدن اولين ماشين راهنمايي و رانندگي( بنز الگانس) : 10 دقيقه بعد از حادثه
زمان رسيدن اولين آمبولانس ( که البته عبوري بود به جز برانکارد هيچ نداشت) : 15 دقيقه بعد از حادثه
زمان رسيدن آتش نشاني : 20 دقيقه بعد
زمان رسيدن اولين ماشين اورژانس: 28 دقيقه ( وقتي پرسيدم چرا اينقدر دير کرديد راننده گفت من آن طرف اتوبان داشتم بنزين مي زدم تا دور بزنم الان رسيدم اصلا از مرکز به ما اطلاع نداده بودند)
زمان استقرار کامل پليس: 35 دقيقه
تخليه کامل مجروحان با کمک مردم :45 دقيقه
در راه بازگشت از محل حادثه هلي کوپتر يا همان بالگرد را که تازه از تهران راه افتاده بود را دیدم اگر مي جنبيدن به جنازه ها مي رسيدند.

* داشتم فکر مي کردم به اين همه کماندو! که در خيابان هاي تهران طرح هاي ضربتي را با ايجاد وحشت اجرا مي کنند، داشتم به حرف هاي مدير کل ديـتا فکر مي کردم که ازتوسعه فقط برخورد را ياد گرفته بود و آمار بسته شدن و بيکار شدن عده اي را به عنوان آمار کارکرد به مديران خود اداره مي داد.داشتم به مسافران بدبخت مسير تهران - مهرشهر فکر مي کردم و به آن مسافري که دستش از آرنج به پوست بند بود و چهره کارگري اش نشان مي داد به خاطر ارزاني اتوبوس هاي بنز مدل 1970 اين مسير آن را براي مسافرت ميان شهري خود انتخاب کرده بود و حالا بايد بدون يک دست به خانه اش باز مي گشت. به آن دختر بچه اي که مادرش را مي جست که ضربه اي مهلک سرش را شکافي عميق داده بود و مردم از سردلداري بهش مي گفتند که او زنده است و به آن يکي که وقتي برمي گشتم بين شيشه و آسفالت و زيرخروارها آهن پاره مانده بود و هيچ تکان نمي خورد.

نويسنده: شهرام | 08:33 PM | نظرها 37 | دنبالک 0

شنبه 16 خرداد 1383

ریگان کيه ديگه؟

رونالد ريگان رييس جمهور سابق آمريکا پس از يک دهه دست و پنجه نرم کردن با آلزايمر در لوس آنجلس درگذشت.
در يکي از کتاب هايي که درباره زندگي اش نوشته شده آمده است: روزي بعد از بازي گلف با جرج بوش پدر از زنش پرسيد:
- اين مرد کي بود؟
- جرج بوش رييس جمهور آمريکا!
- واقعا يعني من با رييس جمهور آمريکا گلف بازي کردم؟
- آره عزيزم ولي تو خودت هم رييس جمهور آمريکا بودي!
-واقعا؟!

نويسنده: شهرام | 07:22 PM | نظرها 7 | دنبالک 0

واژه رنگ زندگی بود

قطعا متوجه شده اید که مدتی است که بسیار کم در وبلاگ می نویسم. احتمالا عده ای هم خیلی هم خوشحال شده اند.
شاید آی تی ایران بدون شیرازی بهتر باشه ! در شرایط روحی خوبی نیستم و حوصله نوشتن نیز ندارم و حتی نمی توانم تمرکز کنم.احساس پوچی خاصی میکنم اینکه گاهی عاجز از تغییر سرنوشت هستم و اینکه باید تسلیم جهت رودخانه شنا شوم.
موقتا تا هفته آینده نیز نخواهم نوشت تا باشد که هفته آینده شروع دیگری باشد.

یک روزی مست اون چشمات ز خود هم بی خبر بودم.
چه بی پروا ز جام عشق هزاران جرعه نوشیدم

میان بستر رویا فقط خواب تو را دیدم.
تو را از نم نم بارون ، تو را از قصه پرسیدم.

تن و جونم همه پر بود ز شوق دیدن رویت
ستاره ها همه کم بود بریزم بر سر و رویت

نگو که جای خالیتو تحمل میشه کرد آسون،
کدوم سبزی به جا مونده بدون آب و بی بارون

نويسنده: | 10:23 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

ابرهاي زلزله زا در ذهن و روح من

فعلا همه منتظر زلزله هستن . دکتر شو که ظاهرا چيني مقيم نيويورک است هم که معلوم نيست يک دفعه از کجا پيداش شده از روي ابرها پيش بيني کرده حتما زلزله مي آد. از روي ابرها پيش بيني زلزله؟

نويسنده: شهرام | 02:25 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

سه شنبه 12 خرداد 1383

استعفا در وقايع اتفاقيه: روزنامه نگاري تحقير شده

استعفاي دست جمعي تحريريه روزنامه وقايع اتفاقيه بخشي ديگر از مظلوميت و ناامني در فضاي روزنامه نگاري امروز است. براي همه ما که اين سالها با تعطيلي و بستن مطبوعات روبه رو بوده ايم مشخص است که روزنامه نگاري هميشه قرباني مي شود تا ديگري از پله ها بالا رود و آن ديگري پايين بيايد.
بدون هيچ شکي مي گويم روزنامه نگاري امروز ايران يک روزنامه نگاري توسري خورده و تحقير شده است که ديگر رغبتي براي پرشورترين افراد هم نمي انگيزد در مقابل اين فضاي ناميد کننده که دلايل مختلفي دارد فضاي روزنامه نگاري اينترنتي به نظرم بسيار جذاب تر، پويا تر و البته از نظر اقتصادي بسيار لاغر تر است . در اين مورد خاص به نظرم بايد به کار بهروزگرانپايه که ذاتا آدم محترم و فهميده اي است ارج گذاشت چراکه معمولا در اين سالها سردبير ها همواره از به بدنه مديريتي روزنامه متصل بوده اند تا به تحريريه .

نويسنده: شهرام | 08:18 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

جمعه 8 خرداد 1383

موسسه ژئوفيزيک يک ريشتر هم نلرزيد

سايت سازمان زمين شناسي آمريکا تنها چند دقيقه بعد از بروز زمين لرزه اطلاعات نسبتا کاملي از آن را منتشر کرد که مورد استفاده چند شبکه خبري بين المللي هم قرار گرفت. درست دو ساعت و خورده اي بعد مرکز زلزله نگاري موسسه ژئوفيزيک وابسته به دانشگاه تهران اطلاعات مربوط به زلزله را به طور دستي در اختيار رسانه ها قرار داد.
در حالي که خبر مربوطه به اين زلزله به سرعت در شبکه ها و سايت هاي مختلف منتشر مي شود در سايت اين موسسه محترم بعد از چند ساعت هنوز خبري از زلزله امروز نيست

نويسنده: شهرام | 05:34 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

جمعه 1 خرداد 1383

ایسنا و iritn دقت کنند.

دو مورد هست که مربوط به سایتهای خبری در زمینه آی تی و جستجوگر خبر پارسیک است.
اگر شما نیز در این مدت بخش آی تی اخبار پارسیک را دیده باشید شاهد برخی اخبار غیر مرتبط و سیاسی در این بخش بوده اید. اکثر این اخبار مرتبط با سایت ایسنا است و متاسفانه به دلیل بی دقتی دوستان در ایسنا میباشد. بدین شکل که گاهی یک خبر سیاسی به اشتباه در بخش فن آوری اطلاعات ایسنا درج شده و البته بعد از مدتی نیز حذف میشود اما همین مدت کافی است که اخبار آنها در بخش اخبار آی تی پارسیک درج شود.فکر میکنم دوستان در سایت ایسنا بایستی دقت بیشتری در این زمینه به خرج دهند. و موضوع دیگر سایت iritn است فکر میکنم دوستان فعال بنده در سایت iritn بایستی کمی در تهیه اخبار خود دقت کنند. اخبار این سایت معمولا شکل دگرگون شده یک خبر از سایت های خبری دیگری میباشد و گاهی این تغییر آنچنان میشود که به قصد و محتوای خبر صدمه میزند. همچنین غلو و بزرگتر نشان دادن آن (مثلا یک خطای معمولی در یک سیستم عامل تبدیل به یک حفره امنیتی مهم میشود)و یا تاخیر در یک خبر (مثلا خبر یک راه اندازی یک سرویس یا یک اشکل امنیتی پس ازچند روزگاهی تا ده روز بعد از انتشار خبر در سایت منتشر میشود که به نظر خوانند گان یک خبر یا اشکال جدید است).بنابراین فکر میکنم لازم سایتهای خبری در مورد محتوای خود دقت بیشتر کنند تا نیازی به درج خبر و سپس حذف آن که تاکنون ده ها مورد شاهد آن بودم و یا تغییر در متن یک خبر پس از یک از انتشار آن نباشد.

نويسنده: | 09:25 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

شنبه 26 اردیبهشت 1383

سوال درباره یک وبلاگ

کسی از خوانندگان این وبلاگ از وبلاگ http://www.krabbels.com/ سر در میآورد. به نظر میرسد که اختصاصی درباره ایران می نویسند.

نويسنده: | 08:23 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

جمعه 25 اردیبهشت 1383

رها شده با تنهايي خويش

به تمامي تسليم توبودم و از آن تو
چون چارديواري خانه ای کوچک
تو را عشق من آن مایه توانایی داد که بر همه سر شوی
دریغا گناه من همه آن بود که زير پاي توبودم
تورا آموختم من که به جست و جوی سنگ آهن و روي
سينه عاشقم را بردري
و اين همه از براي آن بود که تو را ازنوازش پرخشونتي که ازدستانت چشم داشتم
افزاري به دست داده باشم
اما تو روي از من برتافتي که آهن ومس را از سنگپاره کشنده تر يافتي
که هابيل را در خود کشيده بود
و خاک را از قرباني هاي بدکنشي هاي خويش بارورکردي.
آه زمين تنها مانده .
زمين رها شده با تنهايي خويش.

نويسنده: شهرام | 10:59 PM | دنبالک 0

چهارشنبه 16 اردیبهشت 1383

ماه گرفتگي صبحگاه چهارشنبه

ماه گرفتگي ديشب در تهران قابل مشاهده بود يا آسمان ابري و آلوده تهران مثل ماه گرفتگي 15 آبان 82 مانع ديدن آن شد؟


اين عكس را ديشب از آسمان صاف كوير كرمان گرفتم.

نويسنده: | 10:08 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

جمعه 11 اردیبهشت 1383

پايه اي که از روزنامه آسيا و قبل از آن کج گذاشته شد

واقعا اخلاقي نيست پشت سر کسي که در زندان است و دسترسي به هيچ تريبوني ندارد حرف زد من هم چنين قصدي ندارم اما داشتم مطلب آقاي امامي را درمورد روزنامه هاي اقتصادي مي خواندم که گفته بود روزنامه هاي اقتصادي ما ادامه دهنده راه آسيا هستند. شکي براي کسي نيست که روزنامه آسيا و قبل از آن ابرار اقتصادي ( در زمان سردبيري ايرج جمشيدي) يکي از موفق ترين روزنامه ها از بابت وسعت و تعداد انتشار و نفوذ بين جامعه اقتصادي ايران بود. اما علي رغم آن نقاط مثبت آنچه باعث مي شد شما بعد از ديدن روزنامه اي مثل آسيا بوي خوشايندي به مشامتان نرسد اين بود که حس مي کرديد ممکن است خبري که مي خوانيد مستند به بيست هزارتومان پولي است که شرکت يا سازماني به خبرنگار مربوطه پرداخته و يا به سفارش بخش آگهي ها ( به خاطرخوش خدمتي به شرکت آگهي دهنده) در صفحات قرار گرفته است. چنين است که به گفته يکي از دوستان قديمي روزنامه نگار اقتصادي چند روز قبل مي گفت يکي از روزنامه هايي که در آن کار مي کند صراحتا از وي خواسته يا آگهي براي روزنامه بياورد و يا کار خود را رها کند! البته کاملا قبول دارم که روزنامه هاي اقتصادي امروز بسيار ضعيف و نحيف اند و متاسفانه برخي از آنها رويکرد آسيا را براي جذب آگهي سرلوحه کار خود قرار داده اند. از اين موضوع خيلي حرفها دارم که در نامه اي خطاب به جوانان! خواهم نوشت.
البته واقعا آسيا بخش کامپيوتر خوبي داشت .

نويسنده: شهرام | 08:33 PM | نظرها 7 | دنبالک 0

اراجیف یک کارشناس

این مصاحبه سایت ایلنا را حتما بخوانید. تا به حال اینقدر اراجیف و حرف مفت از یک كارشناس مسايل سياسي ايديولوژيك نشنیده بودم.
یوفو،آیین بهایی، فراماسونری، صهیونیسم.رائیلیان،خدا وپیغمبر،موجودات فضایی،سینما،فیلم ای تی ، اسپیبرگ یهودی، اسرائیل،شبیه سازی انسان،سایت اینترنتی، فارسی زبانها و...ده ها کلمه با ربط و بی ربط در این مصاحبه وجود دارد و جالب آنکه برخی از آنها تا حدودی درست هستند اما ربط میان اینها و بخصوص قسمتهای سینمای هالیوود ، فراماسونری و بهائیان با قضیه اشیا نورانی که در این اواخر در ایران وجود دارد تنها می تواند از تراوشات و هوش این کارشناس محترم حاصل شده باشد.جالب آنکه رائیلیها مانند هزاران مذهب ساخته شده در اروپا و آمریکا هرگز مورد توجه دولتهای غربی نبوده است و حتی اسرائیل نیز در چندین مورد به درخواستهای این گروه جواب رد داده است و اعضای آن نیز با دیگر مذاهب جدید غربی و یا دیگر گروههای متعصب و طرفدار موجودات فضایی قابل مقایسه هست .و احتمالا با منظور از اشاره به تحقیق وسیع همان مطالعه سایت رائیلیان (و احتمالا از لینک آن در سایت گویا) میباشد. براستی که کارشناسی مسايل سياسي ايديولوژيك در کشور با وجود چنین نخبه های در آن جای تاسف دارد.

نويسنده: | 06:27 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

یکشنبه 6 اردیبهشت 1383

فرشاد بیان یا فرشاد هوشمند؟

اکنون که نام سردبیر و مسئول گویا به نام فرشاد بیان در صحه درباره ما سایت گویا نقش بسته است.مرا به یاد یک مسئله مشکوک و مبهم انداخت. نام سردبیر گویا فرشاد بیان است. اما اگر به صفحه XML خبرنامه گویا بروید نام دیگر را نیز خواهید یافت. فرشاد هوشمند. برای مشاهده صفحه XML به آدرس زیر بروید
http://khabarnameh.gooya.com/index.xml
و برای آنکه دنبال نام مورد نظر نگردید و همچنین متن آن قسمت آرشیو شود آنرا در اینجا نیز ذکر می کنم
<dc:creator>farshad_hooshmand@rasaneh.info</dc:creator>
در سایت rasaneh.info نیز وبلاگی خواهید با نام همین نویسنده یعنی فرشاد هوشمند.
خوب سوال اینجاست او کیست؟ ایا همان فرشاد بیان است و یا چه نسبتی با او دارد؟

تکمیلی: تنها پس از چند ساعت از انتشار این مطلب کل صفحه XML موجود در آدرس بالا حذف شده است. این بدان معنی است که این مطلب من خوانده شده و احتمالا دلیل خاصی نیز برای درج نام فرشاد هوشمند در آن XML نبوده است.مدتی هست که نام فرشاد هوشمند در index.xml صفحه اصلی خبرنامه گویا میباشد و از قرار تا به حال کسی این نکته را متوجه نشده است و یا آنرا اعلام نکرده است.لازم به ذکر است که این صفحه قبلا به برخی دوستان مانند ردهت و جناب اروج زاده نشان داده شده بود. حال با کنجکاوی و شک بیشتری سوال میکنم فرشاد هوشمند کیست و چه رابطه ای با فرشاد بیان دارد؟

تکمیلی 2: آقای فرشاد بیان لطف کردند و مطلب مرا پاسخ گفتند. من از ایشان بخاطر لطفی که داشتند بسیار سپاسگذارم
ایشان در کامنتی که گذاشته اند نام فرشاد هوشمند را نامی مستعار برای انتشار مطلب خواندند .در ضمن به نظر میرسد صفحه XML مربوطه به جای خود بازگشت. حداقل از نظر من جای شبه ای باقی نمانده است.برای ایشان آرزوی موفقیت فراوان دارم.

نويسنده: | 11:16 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

فرشاد بيان سردبيرگويا!

حالا گويا صفحه درباره ما را هم به ديگر صفحات خود اضافه کرده و بالاخره نام فرشاد بيان که مدت ها روي دامين گويا بود را به عنوان سردبير هم ببينيم"...خبرنامه گويا هيچ روزنامه نگار يا خبرنگاري در دنيا ندارد. هيچ کدام از دست اندرکاران گويا در ايران حضور ندارند و خود را به اين نام معرفي نمي کنند. در خارج از ايران نيز امکان ارتباط مستقيم و حضوري، اغلب وجود ندارد"... "در انتشار مطالب، رويه خبرنامه دروازه باني خبر، آنگونه که در رسانه هاي مکتوب و غير مکتوب رايج است نبوده است. خبرنامه گويا بيشتر شبيه فوروم ها عمل مي کند. همانطور که در فوروم ها شما از همه مطالب انتظار کيفيت بالا نداريد، اينجا نيز انتشار مطالب به معني ارزش يک مطلب براساس تشخيص ما نيست"...
راستي ما الان سايت هايي مثل سرخط و يا همين پارسيک را داريم که به نظرم نوع متکامل روزنامه هاي الکترونيکي هستند که همه جور اخباري را کامل تر از هر سايت ديگري به خواننده ارايه مي دهند با دسته بندي دقيق و به سرعت. اما براي همه ما گويا يک چيز ديگر است مثل نان سنگک در برابر نان ماشيني. بدون توهين به کار فني با ارزش پارسيک و سرخط بايد بگويم جادوي روزنامه نگاري قطعا در دروازه باني خبر آن است چيزي که فرشاد شکل کلي آن را رد مي کند . دوستان ما در پارسيک و سرخط يک برنامه نوشته اند بعد رفته اند کار ديگري را انجام مي دهند و سايت خود به خود آپديت مي شود. اما اين برنامه احساس انساني ندارد و فرقي بين يک مطلب خوب با ضعيف قايل نيست. به همين دليل مي گويم زحمات به روز نگاه داشتن سايت بزرگي مثل گوياکم نيست. شما وقتي گويا را مي خوانيد مي فهميد که عنصري انساني اين لينک يا مطلب را انتخاب کرده، اين حس در سايت هاي اخبار خودکار نيست.

نويسنده: شهرام | 06:56 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

سه شنبه 1 اردیبهشت 1383

رو در رو


گفت وگوي خواندني SLATE با اوليور استون کارگردان منتقد آمريکايي که حالا در فيلم مستندي که براي HBO از فيدل کاسترو رهبر کوبا ساخته و تا اندازه اي چهره مثبتي از اين مرد هميشه بر اريکه قدرت ارايه داده مورد سوالات نقادانه و دقيق خبرنگار اسليت قرار مي گيرد.
واقعا مصاحبه چالشي از آنگونه که روزنامه نگاران ما به دنبال آن هستند صرفا با عصباني کردن سوژه مصاحبه به دست نمي آيد شما بايد اطلاعاتتان از اطلاعات مصاحبه شونده آنقدر بيشتر باشد که مثلا بدانيد Juanita خواهر فيدل است که در ميامي زندگي مي کند و يا در بنادر کوبا کشتي به معناي واقعي آن وجود ندارد که بخواهد دزدي کشتي صورت بگيرد و آن وقت اليور استون با آن همه غرور و شوکت که فيدل را هم از اين گونه به احترام وا داشته،چشم در چشم به شما بگويد I SEE !

نويسنده: شهرام | 06:10 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

یکشنبه 30 فروردین 1383

عجیب ولی واقعی

حتما این گزارش بی بی سی را بخوانید. مخصوص بخش معرفی پولدارترین ایرانیان ساکن انگلیس.عجیب است ، خیلی عجیب! در فهرست میلیونرهای ایرانی الاصل اکثرشان یهودی هستند.عجیب نیست؟ بین این همه ایرانی مهاجر یا ساکن انگلیس فقط چند نفر در راس میلیونرها باشند و آنها هم یهودی باشند!.با خواندن این گزارش دو حس ممکن است به یک ایرانی دست بدهد، یا بگوید یهودی های فلا فلان..!! و یا اینکه بار دیگر بر استعداد آنها در تجارت اذعان کند!کسی جوابی برای این مسئله دارد؟
ثروتمندان بريتانيا و ايرانيان ثروتمندتر از ملکه

نويسنده: | 08:32 AM | نظرها 5 | دنبالک 0

جمعه 28 فروردین 1383

وقايع اتفاقيه آمد، بدون اميرکبير


چه اسم خوبي دارد اين روزنامه وقايع اتفاقيه و حيف که چقدر مي شد از نظر شکل و فرم اين روزنامه را متفاوت منتشر کرد. امروز بعد از انتشار شماره نخست آن مي توانم بگويم فقط همان شماره نخست ياس نو بود در حالي که مي شد با لوگوي وقايع اتفاقيه اصلي و حتي با فرم کاملا سياه و سفيد ( البته ما چاپ سياه و سفيد روزنامه هايمان واقعا افتضاح است)، سرستونهايي با عناويني گره خورده به گذشته و طرح هاي گرافيکي قديمي پيوند خورده به امروز چنانچه به ذهن همان روزنامه در عهدي ديگر متبادر شود و دهها ايده ديگري که البته با کمک تحريريه اي خوب ( که احتمالا دارد ) ميشد آن را سروشکلي خاص بخشيد.
در ديباچه البته از راه اندازي وبلاگ اين روزنامه در آينده نزديک خبر داده شده و همچنين حرکت به سمت روزنامه اي الکترونيکي. راستي اميرکبير کي برمي گردد؟

نويسنده: شهرام | 08:57 PM | نظرها 3 | دنبالک 0

پنجشنبه 20 فروردین 1383

روز - خارجي - تهران 1383

هنوز سوار ماشين نشده بوديم که که مامور راهنمايي و رانندگي جلوي راننده را گرفت. راننده دودستي زد توسرش. با خودش فکر کرد اي کاش ما را در محل ممنوعه سوار نکرده بود. مامور جلو آمد و گواهينامه خواست. راننده التماس کرد . خواهش کرد. مامور گوش نداد. راننده باز هم التماس و يک دفعه از فضاي خالي پيش آمده استفاده کرد وپدال گاز را فشار داد. ماشين از جا کنده شد. با سرعت رفت و سه چهارراه پايين تر پشت چراغ ايستاد و شروع به رجز خواني کرد. " من اصلا اينها را آدم حساب نمي کنم، حالا بخوام گواهينامه بدهم، آدم نيستند اين همه تخلف را نمي بينند لامصب ها فقط اذيت مي کنند ... من البته هيچ وقت نمي ايستم اصلا گوش نمي دم چي زر مي زنن... " راننده هنوز حرفش تمام نشده بود که همان مامور راهنمايي دودستي زد روي سقف ماشين. و کله اش را از پنجره داخل آورد و گفت : از دست من فرار مي کني؟ مرتيکه؟
راننده که ناگهان از وسط بهشت به جهنم پرت شده بود با لحني گريه آلود دوباره به التماس افتاد: من فرار نکردم جناب سرهنگ .. من ... من ... ببخشيد...توروخدا ....
مامور جلوي ماشين ايستاد و سعي کرد بنشيند پلاک ماشين را بکند. هر چه زور زد نشد . چراغ سبز شد. ناگهان راننده پا روز گاز گذاشت. مامور محرم راهنمايي روي کاپوت ماشين با عرض معذرت پا درهوا شد! . ماشين با سرعت سرسام آوري شروع به حرکت و فرار کرد. ما مسافران در صندلي عقب مثل بينندگان يک فيلم ترسناک از هول و تعجب زبان بند آمده به هم چسبيده بوديم و فقط نظاره گر حرکت ديوانه وار راننده بوديم که از ترس نزديک بود دو نفر را بکشد و به سه ماشين ديگر برخورد کند. او از چراغ قرمز رد شد و با نهايت شدت به يک کوچه خلوت پيچيد و فرياد زد : پياده بشيد کرايه هم نمي خوام!
تقريبا خودمان را پرت کرديم بيرون. چيزي که براي من جالب بود اين بود که ما مسافران با وجود عدم دخالت در موضوع احساس گناهکاري مي کرديم!

اين سکانس سينمايي چندي قبل در حد فاصل خيابان حافظ سرکريمخان تا جلوي سفارت معلوم الحال انگليس اتفاق افتاد.
نتيجه اخلافي: مامور مزبور عجب پيگير بود!
نتيجه غير اخلاقي:وقتي آينه عقب نداري، الکي ادعا نکن
توضيح براي مطلب پاييني: دوستان محترم من به ماموران راهنمايي و رانندگي که واقعا در خيابان هاي تهران زحمت مي کشند احترام مي گذارم ولي از پليس به عنوان الگوي قانون جامعه انتظار دارم اول خودش قانون را رعايت کند تا شهروندان محترمي در کامنت من ننويسند 1000 مي گذاشتي کف دستش تا جريمه ات نکنن.

نويسنده: شهرام | 08:45 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

چهارشنبه 19 فروردین 1383

چقدر شما دوست داشتني هستيد!

ماموران محترم راهنمايي و رانندگي واقع در ميدان وليعصر ممنون که با حداقل جريمه ( 5 هزار تومان) به من فهمانديد که موقع رانندگي نبايد با تلفن همراه صحبت کنم.
اخيرا ماشين هاي الگانس سفيد و آبي در شهر پيدا شده اند که مرتبا ويراژ مي دهند و از سمت راست سبقت مي گيرند، سرنشينان آن کمربند ندارند، در صف پمپ بنزين نمي ايستند و خارج از نوبت بنزين مي زنند.هر جا بخواهند پارک مي کنند از خط وسط خيابان دور مي زنند و چراغ هاي قرمز و تابلوي ورود ممنوع را ناديده مي گيرند. اگر ممکن است آنها را هم جريمه کنيد ، اين کار شما موجب خرسندي و دعاي خير ميليون ها راننده ناچار به تخلف در تهران و حومه خواهد بود.

نويسنده: شهرام | 12:25 AM | نظرها 7 | دنبالک 0

دوشنبه 3 فروردین 1383

نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

سلام، سال نو مبارک.شهرام عزیز که سنگ تمام گذاشته است و براستی وبلاگ آی تی ایران اینروزها خواندنی است.
سال جدید را با امید و تغییراتی در زندگی نحوه کار شروع میکنم،کار جدید!، زبان برنامه نویسی جدید! و....
با خودم قرار گذاشتم مثبت تر فکر کنم و طبیعی است که این عهد در مطالبی که در وبلاگ می نویسم نیز تاثیر خواهد داشت.
در نهایت آرزوی پیروزی و بهروزی برای همه دوستان و خوانندگان وبلاگ دارم.

نويسنده: | 03:00 PM | نظرها 3 | دنبالک 0

دوشنبه 25 اسفند 1382

سندروم حاد IT

درود.
شهرام عزیز ننوشتن مرتب من را در ITiran به حساب تنبلي گذاشته اي که حق اقامه دعوا و اعاده حيثيت را براي خود محفوظ مي دانم.شهرام جان مي داني که نان و زندگي ما به اين IT بسته است، بخش عمده اي از حرف ها، دوستان و اوقات فراغت مان هم يک جورهايي به IT مربوط است من يکي اگر قرار باشد وب لاگ نويسي ام را هم به IT اختصاص دهم دچار سندروم حاد IT می شوم-نه که نيستم- اينجا مخاطبان محترمي دارد که به نيت خواندن مطالبي در باره IT به اينجا سر مي زنند، مي دانم که گاهي از درخت و خورش قيمه و اين چيزها هم اينجا مي نويسي اما من فکر می کنم اينجا بهتر است از IT نوشته شود . به هر حال می دانی که در حال حاضر در افغانستان و در شهر کابل هستم از قضا کارم در اينجا به دو بخش IT و عکاسي تقسيم مي شود، از من نپرس" اوضاع IT در افغانستان چگونه است" که قاط مي زنم.به جاي اين بحث ها مي توانم از اينجا برايت عکس هاي انحصاري همراه با زير نويس بفرستم، اوليش را هم که همين امروز گرفتم و داغ داغ است با شرح کوتاهي برايت مي فرستم، ببين اگر راست کارت هست باز هم بفرستم.
هر گونه فحش و بد و بيراه احتمالي که ازسوي خوانندگان محترم ITiran نصيب اين مطلب شود -به علت عدم ارتباطش به IT - صميمانه و سخاوت مندانه به بنيانگذار اين وب لاگ، شهرام عزيز تقديم مي شود.

دوشنبه 25 اسفند 1385

نيرو هاي ناتو در کابل فقط نمي جنگند. آنها راديو و نشريه اي را به نام "صداي آزادي" در منطقه راه انداخته اند.نشريه صداي آزادي در تيراژ 180 هزار نسخه به طور رايگان و به سه زبان فارسي،انگليسي و پشتو ميان افغان ها توزيع مي شود.امروز آخرين نسخه اين نشريه در جاهاي مختلف شهر کابل توسط نيروهاي مسلح ناتو که در عين حال به شدت مراقب اوضاع بودند توزيع شد.من براي تهيه عکس از باغ وحش کابل براي خبر گزاري www.afgha.com به آنجا رفته بودم که موقع بازگشت با اين نيرو ها که در برابر در خروجي باغ وحش سرگرم توزيع روزنامه بودند مواجه شدم.اين سرباز آلماني در حاليکه به جليقه ضد گلوله،کلت کمري،سلاح سرد، تفنگ خودکار و کلي تجهيزات ديگر مسلح بود، همراه نيرو هايي از نروژ، فرانسه، و ديگر کشورهاي عضو "ناتو" بين افغان ها روزنامه پخش مي کرد.
(خودمانيم خيلي هم بهIT بي ربط نبود)

نويسنده: | 04:42 AM | نظرها 4 | دنبالک 0

یکشنبه 17 اسفند 1382

کامنتي روي کامنت

بر طبق آمار سايت تاکنون613 کامنت روي اين سايت قرار گرفته که من امشب براي اولين بار مي خواهم درباره کامنت هاي مطلب ي يا بدون ي يک توضيحي بدم. اولا که بگم هنوزدر ايران به ظرفيت هاي بالاي سيستم کامنت در محتوا نزديک هم نشده ايم و متاسفانه نه بلديم دنبال يک مطلب را درست بگيريم و نه اين که ابعاد آن مطلب را از گوشه و کنار بگيريم و بکشيم و گسترش بدهيم.بنابراين به سراغ راحت ترين کار مي رويم و آن جز بدگويي مستقيم و به اصطلاح فحش آبکي نيست. نمونه واقعي آن را در خبرنامه گويا ديديم. وقتي يک خير منتشر شد مردم به جاي اين که ارتباط برقرار کنند و احتمالا از طريق کامنت آن را خوب تجزيه و تحليل کنند صرفا به چند پاراگراف فحش خواهر و مادر اکتفا مي کردند که آدم شک مي کرد اينها قشر اينترنت باز ما هستند پس چه فرقي با عوضي هاي خياباني هست؟ همين شده شايد که احتمالا مسئولان خبرنامه گويا مدتي است اصلا از خير کامنت گذشته اند و صرفا روي خبرهاي خاص آن را باز مي کنند.
ضمن تشکر ( دليل تشکر را آخر مطلب مي نويسم) از همه کامنت نويسان اين مطلب بدون آنکه دست به هيچ کدام از کامنت هاي آنها بزنم مايلم با همان صراحتي که خودشان مي نويسند چند جمله اي بنويسم آن هم به اين دليل که چنين موضوعاتي باز هم ممکن است پيش آيد.
در اين سه کامنت اسم چهار پنج نفر از کساني آمده که هم دوستان من هستند و هم همکاران من آمده و البته هميشه کساني هستند که ازموفقيت ديگران ناراحت مي شوند و حسادت مي کنند که من فکر مي کنم از کامنت نويسان اين مطلب به دور هستند اما اين که آرشي نوشته مسعود فاتح و ايمان بيک کارد و پنير هستند به نظرم بسيار بي مورد است( آخه عزيز من بحث سر جامعه اطلاعاتي است نه سر دعواي دو نفر چرا همه چيز را اينقدر کوچک مي کنيد) البته خوبي آرشي اين است که حداقل مطلبش امضاي خودش را دارد اما اين که شخصي با عنوان کلي کارشناس مخابرات که يک عنوان مبهم است بيايد و يک چيزي به هم ببافد که اين اون را قبول نداره و اون اين را و يک جوري صحبت مي کنه که آدم آخرش مايله بپرسه ببخشيد شما کجاي اين هفته نامه هستيد که از چنين مسايلي با خبريد و چرا حداقل جرات گفتن نام تان را نداريد و از بي سواد خواندن مردم هم ابايي نداريد؟اگر هفته نامه عصر ارتباط نصف آن چه شما گفتيد مشکل داشت باور کنيد به يک بيستم چيزي که الان هست نمي رسيد. من خودم هميشه اولين منتقد اين هفته نامه بوده و هستم. اين را ديگر همه مي دانند.
باور کنيد من هيچ وقت از بد و بيراه گفتن مردم درباره خودم ناراحت نمي شوم ، در اين مورد هم چون همه دوستان را مي شناسم و آن را هم چون خودم مي دانم کامنت ها را حذف نکردم با اين حال فکر مي کنم براي آن که تلنگري به خودمان هم زده باشيم بايد ياد بگيريم روي وب ظرفيت مان را نسبت به جاهاي ديگر بالا ببريم. خراب کردن راحت ترين چيز است ، ضمن آنکه من معتقدم بايد آنقدر فضا را باز گذاشت که چنين حرفها و صحبت هايي تخليه شود. خوشبختانه فضاي مطبوعات آي تي ما بسيار سالم تر از فضاي مطبوعات عادي است و بسياري ازکساني که در اين عرصه کار مي کنند بچه هاي زحمت کش و در عين حال صميمي هستند.اين را از روي تعارف نمي گم همه کساني که در اين عرصه به هر شکلي کار مي کنند اين را تصديق مي کنند.

اما جهت اطلاع براي همين منظور امشب که با ايمان بيک در همين مورد صحبت مي کردم تصميم گرفتيم هفته آينده بروبچ آي تي نويس را به يک مهماني آخر سال دعوت کنيم. براي آنکه اين کامنت هاي خشم آلود باعث شد به اين فکر بيفتيم که همه آخر سال را کنار هم بگذرانيم متشکريم.
به جهت محدوديت جا لطفا قبلا رزرو نماييد!

نويسنده: شهرام | 10:44 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

شنبه 16 اسفند 1382

كپي رايت و كپي لفت و فيلتر

اين قضيه كپي برداري سايتهاي ايراني هم جالب شده است.اگر همينگونه پيش برود در آينده نزديك شاهد چند طرح كلي براي همه سايتهاي فارسي خواهيم بود.آخرين دستاورد دوستان كپي بردار از قرار تهيه نسخه كپي همراه با ويرايش دلخواه از سايت دوستان ديجيتال پرشيا هست كه ميتوانيد در وبلاگشان بيشتر در اين مورد بخوانيد.(لينك)
چه ميتوانم بگويم جز اينكه بگويم نكنيد. حداقل اگر ميخواهيد كپي كنيد بريد از سايتهاي خارجي كپي كنيد سايت IranASP و يا JamjameDaily و ده ها سايت ايراني ديگر نمونه هايي از كپي برداري از سايتهاي خارجي هستند.البته بعضي اوقات هم تقصير طراحان سايت نيست. من نيز كه قسمتي از كارم طراحي سايت است بارها شده است با مشترياني برخورد كردم كه سايتي را نمايشم داده اند و مصرانه خواستند سايتي دقيقا مشابه آن به فارسي طراحي كنيم!.گاهي اوقات توصيه ها ي طراحان ميگيرد و گاهي هم زور مشتري بيشتر است. به هرحال از نظر من حداقل در گام نخست ميتوانيم از كپي بردازي از ايده هموطنان خود پرهيز كنيم.

اما اين قضيه فيلتر جدي شده است . دست استكبار جهاني اينبار از آستين معدودي از فيلتركنندگان ايراني بدرآمده است و وبلاگ آي تي ايران نسخه 2 را كه توسط چند قديس نوشته ميشود را به كام خويش برده است.!
البته هنوز از فيلترينگ كامل سايت خبري نيست ولي هستند معدود شركتهاي سرويس دهنده كه مارا فيلتر كرده اند.من نيز همچون شهرام از دوستان ميخواهم اگر ديدند از يك ISP نمي توانند وبلاگ را ببينند همرا با نام ISP به ما بگويند.
اميدوارم وبلاگ خوانان غيور بار ديگر با شركت در طرح ملي شناسايي شركتهاي فيلتر كننده وبلاگ Itran.net حماسه اي ديگر بيافرينند.
حاشيه: توجه كرديد جديدا چقدر حس خوشمزگي و طنز پيدا كردم ؟

نويسنده: | 12:14 PM | نظرها 4 | دنبالک 0

پنجشنبه 14 اسفند 1382

ملاقات با سران باند!

امروز يك ملاقات با سران باند مافيايي مسابقه برترين وبلاگهاي فارسي داشتيم و مفتخر به آشنايي با سران باندهاي فعال در آن شدم.جدا از شوخي يك مراسم ساده و خودماني بود كه در دفتر مجله CCW و با بچه هاي ديجيتال پرشيا و گردون و چند از برندگان مسابقه وبلاگها و كساني كه در تهيه ويژه نامه وبلاگها زحمت كشيده بودند داشتيم.
و البته علت حضور بنده هم نوشتن يك مقاله در همين ويژه نامه بود.تقريبا همه آشنا و حتي دوست بودند.البته بعضي ها را به قيافه نمي شناختم. مثلا وبلاگ يك كليك براي هميشه كه اگر چه ميدانستم نوجواني آنرا مينويسد اما باور كنيد به ابعادش نميخورد كه چنين وبلاگ جالبي داشته باشد .پسري باهوش و البته تجارت پيشه!! بالاخره به ديدن سلمان هم از نزديك نائل شدم (اولين وبلاگ نويس فارسي) كه پسر خيلي دوست داشتني است.و البته عطا خليقي عزيز از مديران سايت پرشين بلاگ هم بود كه در زمينه انتقادات و آنتي پرشين بلاگ بازي با هم صحبت كرديم(فكر نكنيد من را زده ها نه!!!).بحث درباره اين دوره مسابقه وبلاگها بود كه دوستان نظرشان را گفتند.بعد هم از همه تقدير كردند و كلي جايزه دادند به بعضي يك سكه طلا و به بعضي ها هم هيچ سكه طلا!!! البته كلي كتابهاي خوب خوب دادند و بدانيد و آگاه باشيد كه اگر من ديگر از مسابقه وبلاگها و پرشين بلاگ واينها ... انتقاد نكردم توسط سران مافيا تطميع شدم!

نويسنده: | 09:52 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

جمعه 8 اسفند 1382

حسين در جمع ما

حسين درخشان تصميم گرفته در اين وبلاگ گروهي بنويسد.اولين مطلبش با عنوان ميت‌آپ را هم حتما خوانده ايد. بد نيست به شيوه NBA يک تيم رويايي تشکيل بديم.ها؟ فرشاد و عليرضاو شمس هم هستند. پنج نفر کامله!آرمن و منصور هم که مدت هاست نمي نويسند. تنبل ها!
حسين خوش آمدي.

نويسنده: شهرام | 12:47 AM | نظرها 7 | دنبالک 0

سه شنبه 5 اسفند 1382

وبگردي شبانه

امشب از سر بك هوس قديمي و علاقه و بعد از مدتها به سايت Napster رفتم كه لينك بسيار جالبي پيدا كردم.
يك مجموعه انيميش كه با توجه به سبكهاي موسيقي و شركت كاراكتر Napster ساخته شده است. (لينك)

نويسنده: | 01:14 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

دوشنبه 4 اسفند 1382

روزي ديگر

اين نتايج منتشر شده در سايت وزارت كشور هم چيز جالبي است در تهران 28 درصد شركت كردندو نكته جالبي كه مورد توجه سايتهاي خبري ديگر هم بوده شركت بيش از صد در صد واجدين شرايط شركت در انتخابات در برخي از حوزه ها هست.مثلا در سميرم 109 درصد واجدين شركت كردند. البته يكي از دليل اين تناقص را لشكر كشيهاي خانوادگي و قبيله اي ميدانم براي مثال يادم ميايددر انتخابات مجلس قبلي چند تن از بازاريان تهراني چند صد نفر را با اتوبوس به اردستان بردند تا به كانديداي مورد نظرشان راي دهند. اما فكر نمي كنم اينگونه كارها اين چنين در درصد افراد شركت كننده تاثير داشته باشد. (لينك نتايج)

معرفي ميكنم. مرد موبايل ايران. اين آقا از همه ما كه درباره IT و ICT و .. مي نويسم احتمالا هم بيشتر پول دارند و هم اينكه بيشتر سود خواهند برد.

نويسنده: | 12:33 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

ايران ، ژاپن اسلامي خواهد شد.

جناب آقاي حداد عادل منتخب اكثريت مردم ايران در هفتمين انتخابات مجلس اظهار نمودند و قول داده اند كه
ايران را ژاپن اسلامي خواهند كرد
در همين رابطه همرا با زياد كردن صداي اسپيكر خود و با كمي صبر و حوصله حتما اين صفحه را ببنيد

نويسنده: | 01:24 AM | نظرها 7 | دنبالک 0

روزمرگي

اين چند روزه سرعت ميزبان سايت itiran.net و بخصوص ديتابيس آن بسيار كند شده بود و من هر وقت خواستم بنويسم بخش پنل سايت با مشكل مواجه بود.چند روز خيلي داغ گذشت.اول دو روزنامه اصلاح طلبان بسته شد. بعدا معلوم شد دبير شوراي امنيت يعني آقاي روحاني دستور فرمودند بعدش معلوم شد اصلا شورا جلسه اي تشكليل نداده است و مهمتر از آن اينكه رئيس همين شورا كه رئيس جمهور هم هست اصلا با اين قضيه مخالف است،حالا چه طور شد كه يك دبير بدون اجازه و موافقت رئيسش اين دستور را داده است و يا شايد اصلا نداده و همچنين اينكه چرا روزنامه اي بخاطر چاپ نامه نمايندگان ملت بسته شود بماند.!
انتخابات هم برگزار شد. به خوبي و خوشي ،‌ملتي كه روزنامه ها را به زور ميخوانند آنهم چه رسد به معدود روزنامه هاي تازه اصلاح طلبان و با وجود سانسور شديد قضيه رد صلاحيتها در ديگر رسانه ها با وجود تبليغات 24 ساعت صدا و سيما و بخصوص بيانات بسيار موثر رهبري ميبايست كه در انتخابات شركت ميكردند. پس از تنها سه ساعت ازپايان انتخابات خبرگزاري فارس از پيروزي ائتلاف ابادگران و همچنين پيروزي آقايان حداد عادل و توكلي در انتخابات تهران خبر ميدهد!!!!!و البته جام جم هم فرداي آن روز مي نويسند ايرانيان "آبادگران" را برگزيدند!
اين قضيه پرشين بلاگ فكر كنم داره كار دستم ميدهد .بعيد نيست فردا و پس فردا مرا رئيس افتخاري گروه هاي اپوزسيون و آنتي پرشين بلاگي كنند (:.

چقدر متاسفم كه نتوانستم بروم مراسم اعلام برندگان مسابقه وبلاگهاي برتر فارسي و چقدر بد شد كه نشد كه خيلي ها را ببنيم.
البته خبر اين مراسم هم دير اعلام شد و حداقل ميبايست يك هفته اي زودتر اعلام ميشدكه ما بهو بايكوت نشيم. اما لازم ميدانم از زحمات آقاي اروج زاده عزير تشكر كنم و همچنين به برو بچه هاي برنده بخصوص ردهت ، خوابگرد،حلقه ملكوت و اشراف زاده يك تبريك فوق العاده همراه با كلي عشق و علاقه بگم.
و درپايان اينكه يكي از دوستان خوب يك لينك از راديو فردا معرفي كرد در رابطه با مسابقه وبلاگها و تحليلي بر عدم استقبال از آن

نويسنده: | 01:16 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

سه شنبه 28 بهمن 1382

ورلد پرس فوتو: حقت بود عطا دمت گرم!


ورلد پرس فوتو
چه براي همه کساني که تازه دوربين به دست گرفته باشند و چه براي آنها که سالها مشغول تجربه اندوزي در عکاسي حرفه اي خبري هستند يک رويا به شمار مي آيد حالا اين وسط روياي عطا طاهرکناره بچه بامعرفت و عکاس خوب روزنامه همشهري و فرانس پرس به واقعيت تبديل شده و يک قطعه از عکس هاي او از زلزله بم مقام دوم اين مسابقه را در رشته spot News به خود اختصاص داده است. افتخار کمي نيست هر چند عکس او از واقعه تلخي برداشت شده :" پدري دو فرزند مرده اش را بر دوش مي کشد و به سمت گورستان مي برد."

عکس هاي خبري معمولا همين گونه هستند ، چندان کادربندي و نورسنجي ندارند و اين عکس نيز . از تروکاژ و افکت و سايه هاي تند هم خبري نيست. انگار کسي عادي راه مي رود و چيزي بردوش مي کشد. شايد همين عادي بودن عکس است که بيننده را به شدت متاثر مي کند ، چراکه بر دوش او دو کيسه برنج نيست، دو جسد بي جان است که چهره سياهشان حس دردو خفگي و مرگ را منتقل مي کند. همچنين در اين تقابل اين دو چهره در مقابل چهره پدرشان قرار مي گيرد که چون رو به دوربين نيست ، مشخص نيست.
اين نکته اصلي اين عکس است ، چهره پوشيده پدري که غم و دردي بي شک فراتر از آنچه در چهره فرزندانش مهياست را با خود دارد و بيننده بايد آن را حدس بزند. همين است که بسياري از روزنامه هاي جهان اين عکس را در قطع بزرگ منتشر کردند.
عطا در مصاحبه با اميد پارسانژاد ديگر عکاس روزنامه همشهري که به بهانه اين جايزه انجام شده خود خودش است. راحت ودوست داشتني. با فروتني از حضورش در روزنامه هشمهري و سماجتش براي کار کردن در اين روزنامه ( در آغاز کاراين روزنامه ) مي گويد. از سينماي جوان کرج که الحق براي همه هم دوره اي هايش در آن روزها يک نمونه موفق بود. "کسي که مي تواند با خيال راحت روزي دو حلقه عکاسي کند!" و سينماي هشت ميلي متري ( يادم مي آيد که در يکي از آنها يک مرغ در حال پرپرزدن در حيات بود) که ديگر هيچ قطعي نمي تواند لذت فيلم ساختن مثل سينماي هشت داشته باشد.
عطا از آن آدم هاي رک و سمج هم هست و اتفاقا سماجتش در گرفتن اين قطعه عکس و دنبال کردن سوژه تا گورستان چنين موفقيتي را برايش به ارمغان آورده است و البته مثل همه عکاسهاي ديگر بازيگوش هم هست ، يک روزباراني روي پل ميرداماد با چتر (مادربزرگم خيلي بايد اصرار کرده باشد که من چتر را برده باشم) مي رفتم که دوربينش را روي صورتم حس کردم. مي خنديد . گفتم دست بردار ، گفت چاپ نمي کنم جان شهرام چاپ نمي کنم. اصرار و بالاخره چند قطعه گرفت. براي عکاسي از باران آمده بود . موقع خداحافظي هم گفت چاپ نمي کنم اما صبح فردا فقط بقالي سر کوچه عکس بزرگ من را با چتر روي پل در صفحه آخر همشهري نديده بود !
به هر حال اين جايزه به نظرم اصلا اتفاقي نيست. عکاسي خبري ما در اين هفت هشت سال واقعا رشد کرده و حالا نتيجه اش هم استفاده گسترده خبرگزاري هاي خارجي و روزنامه هاي داخلي از اين عکسهاست. عکاسان روزنامه ها قبلا براي رفتن به يک حادثه يا فاجعه منتظر مجوز ارشاد و اتوبوس وزارت کشور و مجوز نيروي انتظامي مي ماندند ولي الان به لحظه روي سوژه ها آوار مي شوند. عطا و سربخشيان ( اگر اشتباه نکنم) صبح روز حادثه ( چند ساعت بعد از زلزله ) در بم بودند و اولين عکس هايي که روي سايت هاي خبري آمد مال آنها بود.
اين جايزه مبارک عطا و همه بروبکس عکاس خبري مثل حسين سربخشيان، کامران جبرئيلي، اميدپارسانژاد، راهب هماوندي، رضا معطريان، جواد منتظري و عباس کوثري و ... و البته کاوه گلستان که به قول حسن سربخشيان اگر کاوه بود مي گفت: حقت بود عطا دمت گرم.

نويسنده: شهرام | 02:03 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

دوشنبه 27 بهمن 1382

هكرها و برنامه نويسها

يك مطلب جالب و با حال از وبلاگ جوتي ehsani.org/jooti كه در پايين درج (‍Ctrl+V) كردم (اميدوارم نويسنده راضي باشه)
رابطه هکرها و برنامه‌نویسها یه چیزیه تو مایه های مهاجمها و دروازه‌بانها، توی فوتبال. دروازه بان هرچقدرهم که قوی باشه، به هر حال گل میخوره (تو طول مدت دروازه بانی، نه تو یه بازی)، حالا چه یاشین باشه، چه اشمایکل چه جوتی*!
هیچ کس به یه دروازه بان بخاطر گل نخوردن تبریک نمیگه ولی وقتی یه مهاجم، یه گل میزنه همه کف میزنند و دست میزنند و خودشون رو میکشند که های وای فلانی عجب گلی زد! از اون طرف وقتی یکی برنامه کار میکنه هیچ کس براش دست نمیزنه، هیچ تشویقی نیست! به این دلیل ساده که "اگه برنامه کار میکنه، فقط وظیفه خودش رو انجام میده" اما به محض اینکه هک بشه، برنامه نویسش به بی سوادی، احمق بودن، پپه بودن، رعایت نکردن اصول مهندسی و هزار و یک جور بد و بیراه دیگر متهم شده و بدون دادگاه محکوم میشود و در نهایت هم اعدامش میکنند و در حالی که احترام حرفه ای اش را از دست داده، در بیابان بی آبرویی (و چه بسا توالت عمومی!) دفن می‌شود.
از طرف دیگر، حضرت هکر را باهوش، فوق العاده، زیرک، مسلط به علوم روز، همه چیز دان و... میخوانند! نه اینکه بگویم هکرها لایق این تمجیدها نیستند! برعکس! من معتقدم که پیدا کردن یک حفره امنینی(یا هر حفره دیگری!) خیلی کار دشواری است، که اگر ساده بود خود برنامه‌نویس پیدا میکرد. پس باید از کسی که آن را پیدا کرده تمجید کرد. ولی این دلیل نمیشه که اینجوری با برنامه نویس بخت برگشته و کد لو رفته و حفره یافت شده و عیب پنهان آشکار شده و تشت بی آبرویی از بام افتاده؛ که احتمالا مستاجر و متاهل هم هست رفتار بشه.
پس "بیایید با برنامه‌نویسها مهربانتر باشیم."
جوتی
پاورقی
* دروازه‌بانیم کجا بود!

نويسنده: | 11:17 PM | نظرها 0 | دنبالک 0

چهارشنبه 22 بهمن 1382

سايتهاي كانديداهاي رياست جمهوري آمريكا

فهرستي از سايتهاي رسمي يا مشهور كانديداهاي رياست جمهوري آمريكا ميتوانيد از اينجا ببنيد.
اين فهرست كه از گزارشات سايت Alexa هست علاوه بر معرفي سايتها وضعيت ترافيك و آمار بازديد آنها توسط كاربران تولبار Alexa را نيز نشان ميدهد. متذكر ميشوم كه اين امتيازي كه آلكسا به سايتها ميدهد الزاما نميتواند دقيق باشد و تنها از نشان علايق كاربران تولبار سايت Alexa در مشاهده آن سايتها ميباشد.

نويسنده: | 01:03 PM | نظرها 5 | دنبالک 0

جمعه 17 بهمن 1382

پارسيك ، آي تي ايران و جستجو با دات نت!

من اين جستجوي پارسيك را ديگه فقط مونده با جاوا و پرل ننويسم. اولين بار كه با ASP و همچنين COM Tech و بعد حركت به سمت PHP.واقعا PHP راضي كننده است . سرعت اجراي برنامه نسبت به نسخه ASP بيشتر شده بود و مزيت فوق العاده PHP در ويندوز كار كردن در بدترين شرايط و ترافيك سنگين بر CPU است و در ضمن عدم برخي وابستگي به سيستم عامل يا IIS و COM Object است. اما ديگر مدت زيادي بود كه با دات نت ديگر پروژه هاي كاري را مي نوشتم و حتي بخش نمايش اخبار فارسي پارسيك نيز با دات نت است. تصميم گرفتم نسخه جديدي از جستجوگر با امكانات بهتري طراحي كنم و حالا دو سه روزي است كه برنامه جستجوگر نسخه دات نتي در پارسيك قرار گرفت است.از مزاياي جديد پارسيك يكي امكان جستجو در يك سايت بخصوص و بهتر شدن الگوريتم بهينه سازي جستجو است . به نظرم سرعت هم تا حدودي بهتر شده است (كلا ASP.NET بدليل كامپايل شدن و استفاده از بهينه از منابع ويندوز سريعتر است). اما امكان برجسته خود برنامه قالب پذير (Template base)بودن صفحه نتايج جستجو است. يعني مانند مثلا برخي سرويسهاي بلاگ اين قابليت را دارم كه نتايج را در هر قالب و شكلي عرضه كنم و يا بازديدكنندگان سايت قالب دلخواه خود را براي ديدن نتايج جستجو انتخاب كنند. البته هنوز قالبهاي جديد طراحي نشده است و فعلا متنظر هستم تا بازدهي سيستم جديد را ببينم.(اگر كسي خواست در طراحي قالبهاي جديد همكاري كند در كامنت بنويسد)

جستجو در ITIRAN.COM
سايت Itiran.com را شايد بتوان پدر سايتهاي خبري فارسي در زمينه IT و كامپيوتر دانست . اما اگر دقت كرده باشيد تاكنون امكان جستجو در آن وجود نداشت.امروز فرصتي شد تا با برخي تغييرات در ITiran.com و استفاده از امكان جديد سايت پارسيك امكان جستجو به آن اضافه شود. البته بگويم كه برنامه نويسي سايت Itiran.com بر عهده دوستي ديگر بوده است. نتايج شايد آنچنان دقيق نباشد اما خوب بهتر از هيچ چيز است همچنين ممكن است يك قالب اختصاصي براي Itiran نيز طراحي شود. چنين امكان جستجويي به نحوه معرفي و ايندكس صفحات itiran.com در موتورهاي جستجو وابسته است. از نظر موتورهاي جستجو صفحاتي با آدرس مشخص مثلا هر مقاله در يك فايل مجزا و نه يك صفحه با پارامترهاي مختلف بهتر ايندكس ميشوندو همچنين توقعي نبايد داشت كه صفحاتي كه لينك انها در چندين مرحله و صفحه تو در تو قرار دارد جايگاه خوبي در اين موتورهاي پيدا كنند.

نويسنده: | 03:16 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

پنجشنبه 16 بهمن 1382

آگهي تبليغاتي يك سايت ايراني

آخ كه من از اين تبليغ خوشم اومده .! تبليغ يك سايت مربوط به ايرانيان . حجمش كم است و پيشنهاد ميكنم ببينيدش البته اگر قبلا در ماهواره يا ديگر رسانه هاي بي ناموسي نديده باشيد!. قسمت آخر تبليغ واقعا آدم را به هوس مياندازد كه فرش زير پاشو بفروشه بره يك تبليغ واسه سايتش درست كنه!
چند ماه پيش هم آكهي يك سايت ايراني (مديريت از داخل ايران)را در سينما ديدم و بسيار متعجب شدم .واقعا برخي سايتهاي ايراني تبليغات قدرتمند و پرخرجي دارند و بخصوص اين كه همه ما ميدانيم ايرانيها به هزار دليل از جمله نداشتن كارت اعتباري در اينترنت پول خرج نميكنند و البته جذب تبليغات هم آنقدر درآمدزا نيست.

نويسنده: | 04:05 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

چهارشنبه 15 بهمن 1382

سربازي

يك سايت بسيار خوب كه براساس يك ايده بسيار عالي ايجاد شده است. سايت سربازي (sarbazi.org)
در اين سايت كه بصورت خصوصي اداره ميشود اطلاعات بسيار جالبي (از اخبار تا راهنمايي)در مورد سربازي پيدا خواهيد كرد.

همانطور كه احتمالا ميدانيد طرح جديد خدمت سربازي توسط شوراي نگهبان رد شد. اگرچه جامعه امروز ايران واقعا به يك طرح جديد در مورد خدمت سربازي نيازمند است اما طرحي هم كه توسط اصلاح طلبان داده شده بود از نظر من بسيار مسخره و تبعيض آميز بود و بيشتر يك حركت تبليغاتي به نظر ميرسيد تا طرحي سنجيده و كارگشا.
تكميلي: من از آن جهت با اين طرح مخالفم كه اگرچه براي كمك به قشر دانشگاه رفته تهيه شده است اما تقريبا افراد فوق ديپلم و پايين تر را به هيچ حساب كرده است.ببينم چطور ميشود كه يك ليسانسه راست راست در خيابانها بچرخد ولي يك فوق ديپلم كه فقط دو سال كمتر خوانده است بايد خدمت كند و آن ديپلم هم بايد رو برجك نگهباني دهد!ايا وقت يك ليسانس با فوق ديپلم اينقدر زياد است اگر سربازي باعث تلف شدن وقت شود فكر نميكنم زندگي و عمر يك ديپلمه يا فوق ديپلم اينقدر بي ارزش تر از يك ليسانس باشد كه مجبور شود دو سال خود را هدر دهند. به نظر من اصولا خدمت سربازي در چنين شرايطي چيز بسيار مسخره اي است. حتي كشورهايي مانند پاكستان با وجود تهديدات بسيار بيشتر نظامي بصورت اجبار جوانان را بر سربازي نمي فرستند.شخصي كه به اجبار به سربازي رفته است و هر صبح كه از خواب بيدار ميشود به خاطر تلف شدن وقتش به نظام فحش ميدهد نمي تواند سربازي دلير و فداكار براي كشورش باشد.

نويسنده: | 12:03 PM | نظرها 5 | دنبالک 0

چهارشنبه 8 بهمن 1382

اراجيف يك مريض

چند سالي از من مسن تر بود. اما آنقدر زيبا و جذاب بود كه اختلاف سني اش را مشكلي نمي ديدم.نميدانم متاهل بود يا مجرد و حتي نميدانم كه تازه كار بود يا نه. اما كاملا معلوم بود كه قبل از من نيز تجارب ديگري داشته است.در اتاق تنها صداي نفس من بود و او و ديگر حتي اراده پشيماني نيز وجود نداشت تا اينجا آمده بودم و بايد كار را تمام ميكردم حقيقتا احساس ميكردم كه بهش نياز دارم.گويي هر دويمان ميتوانستيم چند لحظات ديگرمان را تصور كنيم.كاملا صريح گفت بخواب. آنقدر قاطع و جدي گفت كه نتوانستم فكر كنم.خوابيدم و چشمانم را بستم.دستان ظريفش را بر روي كمر و بعد شلوار خود حس مي كردم.حس عجيبي بود. آه ...ناگهان دردي تمام وجودم را گرفت. حدس ميزدم چه كاري كرده باشد اما چرا بدينگونه و چرا اينقدر دردآور؟ تا به حال آمپول پني سيليني نزده بودم كه چنين دردي داشته باشد.بلند شدم در چشمانش نگاه كردم ، لبخندي تحويلم داد . از او تشكر كردم و داستان را پايان دادم.!

نويسنده: | 12:36 PM | نظرها 5 | دنبالک 0

دوشنبه 6 بهمن 1382

گفت وگوي ياس نو با سردبير گويا

بالاخره گفت گو با فرشاد سردبير گويا در روزنامه ياس نو امروز منتشر شده است. ... او در ژنو و در جلسه اي که با احمد معتمدي برگزار شد نامه اي را به وزير پست ( آي سي تي فعلي) داد که در آن خواسته شده بود دلايل مسدود شدن سايتش را به طور رسمي به او اعلام کنند. همه کساني که يک بار در مصاحبه هاي معتمدي حاضر شده اند مي د انند که او استاد به اصطلاح پيچاندن سوال است اما در آن جلسه سه چهار نفره تقريبا غير رسمي مي شد او را تحت فشار قرار داد که دلايل فيلترينگ اينترنت را بگويد. تقريبا تا آنجا که من به از مفهوم جلسه فهميدم بحث معتمدي اين بود که سايت هاي سياسي حتي خارج از کشور مي توانند سانسور نشوند اما به شرطي که به اشخاص درجه اول نظام توهين نکنند. در آن جلسه معتمدي تلويحا و در مقابل سوال اميد معماريان گفت که گويانيوز را مي خواند و مطالب آن را مفيد مي داند. ما البته در آنجا با توجه به سردي لحن وزير نفهميديم واقعا معتمدي چنين نظري درباره گويا دارد و يا اصلا يک بارهم آن را نديده و همين طوري براي دلخوشي ما چيزي گفته است. ديروز يکي از مقامات وزارت آي سي تي به من گفت که معتمدي شخصا نامه سردبير گويا را به کميته سه نفره برده و امضاي موافق آنها براي رفع فيلترينگ آن را گرفته است.

نويسنده: شهرام | 10:13 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

یکشنبه 28 دی 1382

از نقد تا دشمني

چند روز پيش مطلبي درباره پايان مسابقه وبلاگهاي برتر فارسي نوشتم.اما همانطور كه احتمال ميدادم و برخي دوستان نيز اشاره داشتند ممكن است باعث ايجاد سوء تفاهماتي شود.من وقتي تنها بخواهم چيزي را از سر بي حوصلگي بنوسيم آنرا خوب و عالي معرفي ميكنم و هميشه چه در مورد كارهاي خود و چه در مورد كارهاي دوستانم اين اعتقاد را دارم كه بايد انتقاد حتي نقد منفي داشت.هنگامي از كسي تعريف ميكنيد او فقط خوشحال ميشود و شايد فقط تبليغي براي او باشد. اما اگر يك نكته منفي و يا نكته اي كه ميتواند به نتيجه كار او لطمه بزند بگوييد آنوقت مشخص است كه كار دوست خود را با دقت بررسي كرده ايد و براي آن وقت گذاشته ايد.در عين كار تذكر نكته منفي و ايراد ميتواند كار او را بهتر سازد و براي خود من نيز هيچ چيز بهتر از آن نيست كه كسي كارهاي مرا مورد نقد قرار دهد و حتي فهرستي از ايرادات آنرا بنويسد . اين هم كه در وبلاگ يا جاي عمومي اين نكات گفته ميشود براي اين است كه احيانا اگر بدرد كسي هم خورد بتواند استفاده كند و حتي كسي نيز كه مورد انتقاد قرار گرفته بيشتر راغب ميشود تا مشكل را برطرف كند.مطالبي كه قبلا هم در مورد پرشين بلاگ و يا مسابقه وبلاگها نيز نوشتم ناشي از همين نگرش من بوده است. احتمالا برخي از دوستان ميدانند كه من با آقاي اروج زاده باني و موسس مسابقه وبلاگها همكاري دارم كه اين همكاري نه تنها برايم افتخار است بلكه خود كلاس درسي نيز بوده است . و باز لازم است از دوستي و علاقمندي خود به بچه هاي ديجيتال پرشيا طراح سايت دوره دوم مسابقه بگويم.همه موارد گفته شده آن پست الزاما تمام اعتقاد من نبوده است و بطور مثال براي من تبليغ يا حتي نمونه شده سايت مسابقه براي گروه ديجيتال پرشيا به هيچ عنوان ناراحت كننده نيست. اما من با دوستان ديگري نيز در ارتباط هستم و در عين حال براساس تجربه شخصي حدسهايي نيز در مورد نتايج منفي برخي نكات ميزنم پس اجازه دهيد در محيطي دوستانه همديگر را نقد كنيم .همچنين از صحبتهاي انتقادي به عنوان بهانه براي خراب كردن يا بي اعتبار جلوه دادن كسي استفاده نكنيم.اجازه دهيد مثالي بزنم نقدها و حتي فيلسوفان غربي زيادي داريم كه عليه دمكراسي و يا فلسفه هاي رايج در غرب مطلب نوشته اند. اما آنها دشمني با غرب ندارند و تمام انتقادها حتي از سر علاقه به غرب است و نه دشمني با آن. هدف پخته تر كردن يك ايده و نظريه و روشن تر شدن زواياي آن است.اين تنها افراد ساده لوح و مغرض هستند (مانند برخي به اصلاح روشنفكران خاورميانه اي!) كه از نقدهاي غربي براي نظريات غربي به عنوان سلاح عليه كوبيدن فرهنگ غرب استفاده ميكنند و حق بدهيد كه ديگر مشكل از آن متنقد غربي نيست.
دوره دوم مسابقه وبلاگهاي برتر از برنامه ريزي بسيار بهتري برخوردار بود ومن كم و بيش از صحبتهاب آقاي اروج زاده با برخي از دوستان وبلاگ نويس و استفاده از نظريات آنها با خبر هستم و خوب ميدانم كه پياده سازي سايت و كار بچه هاي ديجيتال پرشيا در طراح و برنامه نويسي آن حداقل ارزش گفتن تشكر و خسته نباشيد را دارد.

نويسنده: | 10:02 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

چرا فيلترينگ اينترنت مخالف مباني نظام است؟

امروز يک نامه از طرف سايت درفش کاوياني براي من آمد که نوشته بود به mailing list ما خوش آمديد. از آنجا که اصلا اسم اين گروه مرا به ياد دهه چهل و حزب توده و پرچم سرخ مي اندازد بلافاصله به دنبال کلمه Remove در متن نامه گشتم تا نيامده خودم را خلاص کنم وقتي روي لينک Remove کليک کردم با اين پيام مواجه شدم که : دسترسي به اين سايت امکان پذير نيست.
نتيجه گيري: درست که بلد نيستيد فيلتر کنيد و همه آنچه که فکر مي کنيد بسته ايد از طريق ايميل ها به راحتي ردو بدل مي شود که هيچ جلوي حذف دستي خود ما را هم گرفته ايد حالا اگر من با نامه هاي بعدي اين گروه که از اسم اش معلوم است مجهول الحال است منحرف بشوم چه کسي پاسخ گوست؟

نويسنده: شهرام | 07:49 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

جمعه 26 دی 1382

تولد

هميشه فکر مي کردم خيلي خودخواهانه است که آدم بنويسد امروز سالروز تولد من است. اما امروز خود اين را نوشته ام . راستي از پس اين سال ها من چقدر از خودم دور شده ام و با دور و بر خودم خو گرفته ام؟

ممنون از تبريک همگي :)

نويسنده: شهرام | 10:07 AM | نظرها 8 | دنبالک 0

سه شنبه 23 دی 1382

تنور گرم و باقي قضايا

1-به نظر من رد صلاحيت گستره نمايندگان مجلس فقط و فقط با هدف گرم کردن تنور انتخابات صورت گرفته چنانچه هم اکنون نيز چنين شده است.درمرحله دوم که 22 بهمن اعلام مي شود به احتمال زياد بسياري از رد صلاحيت شدگان تاييد خواهند شد.
2- بعضي وقت ها فکر مي کنم کساني که در صدا و سيما اخبار را جهت دهي مي کنند بيشتر از 16 سال ندارند. الان سه چهار روز است که زندگي ما را کرده اند "قانون". دوربين را برداشته اند در خيابان و به افراد مشخصي مي گويند نظر منفي شما درباره مقابله برخي از افراد با قانون و روش هاي قانوني چيست؟ واقعا کي باور مي کنه صدا و سيما بي طرف است؟
3- از داوود سياه چه خبر؟ مسئولان ما رو چه مي شه کرد؟ بوي نون تازه توي بم پيچيده ، چه حسي داره... ببخشيد ما اين همه زور زديم که آقا حتي در وبلاگ هايتان سعي کنيد قواعد نوشتاري را رعايت کنيد حالا بايد بريم صدا و سيما به آقايون مدعي اخبار ، کتاب خبرنويسي دکتر شکرخواه را بدهيم دوباره بخوانند که حداقل اگر مي خواهند نو آوري کنند نثر خبر را خراب نکنند( يا به قول خودشون ضايع بازي در نيارن).
آقاي لاريجاني نوشتار با گفتار شفاهي مردم کوچه و بازار فرق دارد . هر چند مي توان در نقل قول ها همان عبارت هاي شفاهي را هم به مطلب اضافه کرد. مسئولان اخبار شما آمده اند تلفيقي بين اخبار با قاعده و اخبار شفاهي خودموني ايجاد کرده اند که به همين دليل يک دفعه سخنان رييس جمهور از حالت رسمي و در جريان يک ملاقات رسمي به اين شکل در مي آيد:رييس جمهور امروز با خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا ديدار کرد. خاتمي مي گه سولانا ما که تا مي تونيم واسه حمايت از جامعه جهاني کار ميکنيم حالا چي شده شما از ما ايراد حقوق بشر مي گيري؟!
4 - در مورد مطلب علي بگم که به نظر من اتفاقا اسم اين وبلاگ بايد آي تي ايران نسخه 2 باشه نه وبلاگ آي تي ايران چون واقعا همچنان که گفتي ما در اينجا درمورد آي تي ايران چيزي نمي نويسيم و يک شکل مستقل دارد.با اين حال معتقدم که جمع و جور کردن يک وبلاگ خوب نياز به زمان و حوسله و نوآوري زيادي دارد. ( چيزي که حداقل من ندارم )به نظر من اساسا وبلاگ نويسي شوخي نيست و خوشبختانه تعداد وبلاگ هاي ما که خيلي جدي کار خود را انجام مي دهند کم نيست.
علي مي گه که دو راه بيشتر نداريم يا دو نفري بنويسيم يا بقيه را هم دعوت کنيم به نظر من علي جون يک را ه ديگر هم وجود دارد اين که اينجا را تعطيلش کنيم و پاشيم بريم صدا و سيما خبربنويسيم.

نويسنده: شهرام | 03:08 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

شنبه 20 دی 1382

تيم دو نفره!

وبلاگ آي تي ايران (من با اين نسخه دوم موافق نيستم) در ابتداي راه خود قرار بود وبلاگي جمعي باشد وبلاگي از چندين نفر از فعالان، روزنامه نگاران، متخصصان فعال در زمينه آي تي و كامپيوتر و به نظرم شروع خوبي نيز داشت اما حقيقت اين است كه به اهداف اوليه خود نرسيد چرا كه حتي از زمان ابتداي خود تنها چهار يا پنج نفر در آن فعال بودند كه بعد به سه نفر تقليل پيدا كرد و در نهايت شايد به خاطر گلايه من از شمس او نيز كم كم از جمع ما رفت! و من ماندم و شهرام و مدتهاست كه پايين مطالب وبلاگ جز نام من و او نيست. البته به نظرم من افرادي كه در اين وبلاگ ميتوانند بنويسند يا خود وبلاگ دارند كه در اين صورت احتمالا ترجيح ميدهند در وبلاگ خود بنويسند. يا وبلاگ داشته اند اما حال ادامه آنرا نداشته اند كه خوب بازهم از كسي كه حال نوشتن در بلاگ خود را ندارد انتظاري نيست و در آخر هم كساني كه اصلا وبلاگ نويس نيستند يا از اين وبلاگ خوششان نمي آيد!
از طرفي شايد انتظار از وبلاگ Itiran چيز ديگري بود اين در حالي است كه من و شهرام به همان اندازه كه درباره آي تي مينويسم درباره فرهنگ و سياست هم مي نويسيم.البته اين وبلاگ دو نفره هم فوايد خودش را دارد چرا كه به نوعي وبلاگ صاحب شخصيت شده و بيشتر اوقات به عنوان وبلاگ من يا شهرام نام برده ميشود.باز به نظرم دو راه در پيش است يا اينكه نيروهاي جديد و تازه نفس به حلقه ياران بپيوندند يا اينكه همچنان دو نفره بتازيم! به شهرام هم پيشنهاد ميكنم نام كاربري كساني كه در وبلاگ نمي نويسند را حذف كند تا تكليف نويسنده و صاحاب وبلاگ روشن شود. راستي به نظر شما اين وبلاگ تاكنون چگونه بوده است؟

نويسنده: | 10:17 AM | نظرها 4 | دنبالک 0

پنجشنبه 18 دی 1382

سانسور بعد از رسوايي

روزنامه شرق گزارشي را از ماجراي سرقت اينترنتي بانک ملي به چاپ رسانده در حالي که نام بانک ملي را هم سه نقطه کرده است. سه نقطه کردن معمولا در عرف مطبوعاتي براي اسامي حساس و اعلام نشده به کار مي رود در حالي که موضوع سرقت اينترنتي از بانک ملي از آغاز که در آي تي ايران مطرح شد ، اغلب رسانه ها آن را مطرح کرده بودند و حتي روابط عمومي خود بانک هم در اين مورد اطلاعيه صادر کرد و خبر را تاييدکرده بود.

نويسنده: شهرام | 04:17 AM | نظرها 3 | دنبالک 0

سه شنبه 16 دی 1382

زلزله نويسي

زلزله نويسي و زلزله نگاري دو هفته اي است که در بين روزنامه هاي ايران شايع شده است. حالا همه مي خواهند گزارش زلزله بنويسند. همه هم يک جور با سوز و ناله و آه .راستي چقدر مطبوعات ما حالت پرشور خود را ( مثلا اواخر دهه هفتاد) از دست داده اند.

نويسنده: شهرام | 08:44 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

شنبه 13 دی 1382

آموختن درس و نه فقط احساسات

امروز داشتم تو لاين يک براي خودم رانندگي مي کردم که يک ماشين آمد پشت ما و هي چراغ زد هي چراغ زد. من هم حرصم گرفت و نرفتم کنار.تا چند کيلومتر هي آمد و بالاخره از يک فرصت استفاده کرد و جلو زد پيچيد جلوي من و مجبور شدم ترمز کنم. عصباني شدم و من هم هي چراغ زدم هي چراغ زدم. دنبالش به سرعت رفتم در حالي که تعقيب و گريز ما کلي ادامه داشت و اتوبان و ...
چند دقيقه بعد داشتم به اين فکر مي کردم که ما مردم چقدر احساساتي هستيم و چقدر رفتارهاي منطقي و زود گذر از خودمان نشان مي دهيم با وجود اين که ميدانيم واقعا کارمان به درد چند دقيقه بعد هم نمي خورد.
حالا حکايـت همه ماست که انگار بايد بر سر فاجعه اي چون زلزله بم يک هفته تمام توي سرمان بکوبيم و غم و غصه بخوريم وبعد آن را و دلايل آ ن فاجعه را فراموش کنيم تا فاجعه بعد.
9 سال قبل در چنين روزهايي يک زلزله 7.2 دهم ريشتري شهر کوبه ژاپن را در هم کوبيد . شش هزار نفر کشته و 35 هزار مجروج و 180 هزار خانه ويران و 300 هزار نفر بي خانمان شدند. ژاپني ها از اين فاجعه خيلي ناراحت شدند ولي ناراحتي آنها فقط يک ناراحتي احساسي نبود. آنها براي سال هاست با تحليل زلزله کوبه و ديگر زلزله هاي کشور خود و ديگر کشورها ساختمان هاي مقاوم دربرابر زلزله مي سازند. گروههاي امداد حرفه اي تربيت مي کنند و با وجود همه اينها خود را براي فاجعه احتمالي هم آماده مي کنند. گروه ژاپني جايکا که سالهاست روي زلزله تهران تحقيقات انجام مي دهد يک بار آمار تلفات احتمالي زلزله تهران را اعلام کرد که وقتي داشتند سناريوي زلزله تهران را دريک سمنار ارايه مي دادند تمام حاضران هفت درجه به مقياس ريشتر لرزيدند( از بس که اين ژاپني ها خوب پرزنت کردند)
مي توان از بم يک درس تاريخي گرفت و زلزله بم را براي سالها در دانشگاه ها تدريس کرد. اين بهتر از اين است که صبح تاشب ناله و مويه و گريه کنيم و بخواهيم با قلقلک احساسات زندگي کنيم. البته بعضي ها و بعضي چيزها واقعا حرص آدم را در مي آورند که مجبور مي شوي مثل امشب من ديوانه وار رانندگي کني.

نويسنده: شهرام | 09:45 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

پنجشنبه 11 دی 1382

ديپلماسي زلزله

آمريکا به مدت سه ماه تحريم هاي خود عليه ايران را به حالت تعليق درآورده است، جالب اينجاست که کامپيوتر و تلفن هاي ماهواره اي از مهمترين مواردي است که از تحريم خارج شده است. کمال خرازي و رفسنجاني هم به اين چراغ سبز واکنش مثيت نشان داده اند. ديپلماسي زلزله فعلا خوب پيش مي رود.
همين الان يک عده دارند براي براي ورود قطعات و سيستم هاي کامپيوتري نقشه مي کشندو در اين سه ماه چه کارها که نخواهند کرد.

نويسنده: شهرام | 06:08 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

چهارشنبه 10 دی 1382

بوسه بر دستانت ،هموطن

با بهت و ناباوري خبر فاجعه را ميشنوي، مانند تشنگان رسيده به آب پاي تلويزيون نشسته و اخبار را دنبال ميكني و با ديدن صحنه هاي حادثه و قربانيان بارها اشك بر چشمانت حلقه ميزند.ساعتها و روزهاي بعد از فاجعه ميبيني كه مردم كشورت با تمام وجود به جنب و جوش افتاده اند.در سرما و حتي در زير برف ساعتها در انتظارند تا خون دهند، هر كه هرچه دارد زير بغل زده است و به سوي پايگاهاي جمع آوري كمك را افتاده است.مردي مشهدي زنگ زده است و ميگويد خانه خود را براي سكونت زلزله زدگان خالي كرده است. جانبازي زنگ زده است ميگويد نميتواند كمك چنداني كند ولي حاضر است هر عضوي از بدن خويش را كه نياز است اهداء كند، پير زني انگشتر طلاي خود را اهدا ميكند و مردم را ميبيني كه گريه ميكنند گويي زلزله به خانواده او آسيب رسانده است. لحظه اي خود را جاي قربانيان ميگذاري و اين سوال را از خود ميكني! اگر اين حادثه اي براي خودم و خانواده ام اتفاق افتاده بود چه ميشد؟و باز به ياد كمكها و حال مردم ايران مي افتي، و اين بار نيز اشك بر چشمانت حلقه ميزند ولي اين بار اشك غم نيست اشك خوشحالي و افتخار است از داشتن چنين مردمي ، از اينكه ايراني هستي و عضوي از اين مردم مهربان.

نويسنده: | 11:07 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

تسليت به آرمن

يک خبر بد در ميان اخبار بد اين روزها: آرمن نرسسيان دوست خوب و روزنامه نگار موفق پدر خود را از دست داده است. هيچ نمي توان گفت جز تاسف از اين تقدير.
آرمن يکي از نويسندگان اين وبلاگ هم هست و با روحيه اي که از او سراغ داريم اميدوايم با اين غم بزرگ خو بگيرد و بي صبرانه منتظر نوشته هاي او هستيم.

نويسنده: شهرام | 01:31 AM | نظرها 5 | دنبالک 0

دوشنبه 8 دی 1382

دوستان و برادران خویش را بهتر بشناسیم

معمولا وقایع تلخ درسهایی ارزنده نیز دارند و فاجعه زلزله بم نیز از این قاعده مستثنی نیست.
تنها لحظاتی بس از اعلام خبر رلزله بم کمکهای سازمانهای دولتی و غیر دولتی اروپایی به سوی ایران گسیل شد.
صدها امدادگر اروپایی که در روزهای چشن کریسمس میتوانستند در خانه خود و در کنار خانوادهایشان باشند رخت سفر به سرزمین خاک وغم بستند.آنها هرگز نگفتند مسلمان یا مسیحی ، آنها هرگز ما را برادر دینی خطاب نکردند ولی وقتی مشکل داشتیم از خوشی خود زدند و برای کمک آمدند.دولتهای اروپایی و مردم اروپا جایی که در صدا و سیمای ما آنها غرق در فساد و تباهی میخواند کمکهای مالی فراوانی را حتی بیش از آنچه دولت خودمان در روزهای اول حادثه برایمان در نظر گرفتند.
اما اجازه دهید نگاهی به اینور آبها کنیم. به خاورمیانه جایی که معمولا دولتمردان و صدا و سیمای ما آنها را برادر دینی خطاب میکنند. اگر چند نفرشان بمیرد غزاداری میکنند و تلوزیون ملی ما همیشه در حال بخش صحنه هایی از برخی از اقوام آن است.
بله اشاره ام به کشورهای مسلمان عرب است.میلیونها دلار هر سال بخاطر سفر حجاج ایرانی به جیب دولت و ملت عربستان میرود، میلیاردها دلار به جیب بازرگانان و شیوخ کشور امارات عربی اما آنها برای ما و در چنین حادثه ای چه کردند؟
دولتمردان تنها به ابراز تاسف و یا یک آمادگی نمایشی کفایت کردند.با نگاهی به تلوزیون آنها و سوال از چند دوست متوجه میشوم که در بسیاری از این کشورها مردمشان نیز توجه چندانی به حادثه ای که برای به اصلاح برادران دینی ایرانیشان پیش آمده است ندارند جز سوریه که سالها از نفت رایگان و کمکهای مالی ایران بهرمند بوده و فلسطین که تنها چند روز پس از حادثه تنها به یک روز عزای عمومی که قطعا فایده ای نیز ندارد بسنده کرد. راستی اگر چنین حادثه ای برای یکی از همین کشورها پیش میآمد ما چه میکردیم.دولت عزای عمومی اعلام میکرد و مردم را به کمک فراخوانی میکرد و قطعا شاهد کمکهای بی دریغ و در حد توان ملت ایران بودیم! آیا نباید چنین توقعی نیز از آنها داشته باشیم؟
چه بسا شیوخ عربی که هم اکنون تنهای دخترکان ایرانی را در آغوش میکند و بیخیال از غم مردم ایرانند.

نويسنده: | 12:07 PM | نظرها 5 | دنبالک 0

یکشنبه 7 دی 1382

آمار در روز هشتم دی

آخرين آمار مجروحين زلزله :
تعداد تخمينی زخمی ها 25 هزار نفر
تعداد قطعی زخمی ها تا اين لحظه 15 هزار نفر
تعداد زخمی های انتقال داده شده 10 هزار نفر
انتقال داده شده به کرمان 4000 نفر
انتقال داده شده به تهران 2200 نفر
انتقال داده شده به اصفهان 625 نفر
انتقال داده شده به شيراز 579 نفر
انتقال داده شده به بندرعباس 362 نفر
انتقال داده شده به مشهد 152 نفر

آخرين آمار تلفات :
تعداد تخمينی کشته شدگان 25 هزار نفر
تعداد قطعی کشته شدگان تا اين لحظه 17 هزار نفر

نويسنده: | 11:50 PM | نظرها 2 | دنبالک 0

پيشنهاد کمک

عليرضا شيرازي پيشنهاد خوبي براي اختصاص يک روز از درآمد شرکت هاي آي اس پي به زلزله زدگان داده که مي توان به آن شرکت هاي کامپيوتري را هم اضافه کرد، خوب است سايت هاي اينترنتي از اين موضوع يا کمک هاي مشابه حمايت کنند. فقط مي ماند يک شماره حساب که من پيشنهاد ميکنم غير دولتي باشد مثلا همين شماره حساب خانم شيرين عبادي شماره حساب 4277 بانک ملي شعبه اسکان – تهر ان , به نام انجمن حمايت از حقوق کودکان

نويسنده: شهرام | 07:43 PM | نظرها 1 | دنبالک 0

کمک در تحريم

ديشب در اخبار تلويزيون شنيدم که آمريکايي ها گفته اند تحريم شامل زلزله زدگان هم مي شود. حالا اينجا نوشته است که تيم پزشکان آمريکايي به همراه يک کمک ششتصد هزار دلاري به همراه چندين فروند هواپيما براي کمک به زلزله زدگان اين کشور را ترک کرده است. اين در پاسخ به آن دوستي که گفته بود شما هميشه دوست داريد به هر طريقي که شده از کسي يا چيزي شکايت کنيد. دوست عزيز اين ما نيستيم که دنبال نقطه ضعف مي گرديم اين مشکل سيستم شماست که متوجه نيست دروغ هايش با تکنولوژي اطلاعات به سادگي و در عرض چند دقيقه برملا مي شود اما همچنان فکر مي کند مخاطب او کسي است که به جز او به هيچ جاي ديگري دسترسي خبر و اطلاعات ندارد.
در مورد ارگ بم و مقايسه آن با مردم بم که ظاهرا براي آقاي سامان و علي نجفي ( بچه محل ما که هم اکنون در نجف آباد مشغول مشق کامپيوتر است) بگويم که کش دادن اين مساله و منحرف کردن آن درست نيست. من گفته آم که خرابي ارگ بم کمتر از مرگ ساکنان بم نيست. به اين دليل که ارگ بم يک ساختمان ساده و يک مشت گل و لاي نيست يک بخشي از تاريخ دو هزار ساله ماست، اگر شما علاقه اي به تاريخ دو هزار ساله خود نداريد به من ارتباطي ندارد اما سخن من حاوي تاسفي بر کشته شدن مردم بم نيز بود.

بعد از تحرير: ممنون از انتقادهاي صريح سامان و علي از يادداشت من ، من موقعي که وبلاگ نويسي را شروع کردم فکر مي کردم فضاي راحتي براي نوشتن بي خيالانه است اما خوبي رسانه اي مثل وبلاگ همين است که مثل رسانه هاي ديگر کسي مثل من که مثلا تريبوني دارد نمي تواند بدون مراقبت به طور يک طرفه هر چه دلش مي خواهد بگويد چون بلافاصله با نقد و قضاوت روبه رو مي شود.

نويسنده: شهرام | 08:49 AM | نظرها 5 | دنبالک 0

شنبه 6 دی 1382

هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد

عجب همخوانی دارد این ترانه با این شبها

با اینکه دارند سیاهپوشها از توی شط کوچه ها جمع میکنند ستارهای پرپر رو
با اینکه دارند عزادارا از زیر آوار و جنون در میارند کفترهای خاکسترها
با اینکه بوی تفتیش و خون پیچیده توی غصه ها
با اینکه صدای انفجار مرثیه خونه همه جا ، همه جا ، همه جا
هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت به قرق سر نسپرد
هنوزم میشه عاشق شد از ستاره مایوس نشد.
...

نويسنده: | 10:14 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

کمک به زلزله زدگان

با خرابی کامپیوترم و عدم دسترسی به اینترنت برای کانکت شدن و نوشتن لحظه شماری میکردم که ساعتی قبل این آرزو برآورده شد.
واقعه تاسف آور زلزله شهرستان بم و کشته شدن عده زیادی از شهروندان شهر بم را به همه هموطنان و بخصوص مردم شهرستان بم تسلیت میگویم.
تماسی با شهرام ثبوتی پوردوست خوبم و مدیرعامل شرکت کارمانیا (مجری طرح دامینهای فارسی و شعار نام ایرانی ، سایت ایرانی) و از معدود شرکتهای فعال در شهر کرمان داشتم. شهرام خود پزشک است و حتی در لحظه تماس نیز در حال کمک به مجروحان واقعه زلزله بود. بسیار ناراحت و متاثر بود و از ابعاد فاجعه میگفت. قرار شد به اطلاع رسانی در سایتها بپردازیم . او شماره حسابهای نهادهای مختلف برای کمک به مردم و همچنین نیازی غیر نقدی را برایم گقت که همینک مختصری از آنها با بررسی صحت شماره حسابها با اخبار خبرگزاریها در این صفحه از سایت پارسیک قرار گرفته است. من از همه دوستان و دارندگان سایتها نیز میخواهم به جمع دوستان خود برای کمک به مردم بپیوندند هرچند که خوب میدانم بسیاری از آنها از من جلوتر هستند.

نويسنده: | 07:51 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

جمعه 5 دی 1382

دو عکس از بم

مرگ ارگ بم کمتر از مرگ هزاران نفر از ساکنان اين شهر نيست. هر بناي تاريخي مثل يک موجود زنده نفس مي کشد، روح دارد و روح مي بخشد. براي ارگ بم البته ديگر بايد به خاطرات و عکس ها مراجعه کرد. چه اگر آنگونه که مسعود بهنود مي گويدبرج سرجايش باشد واقعا عالي است.
منظره اي که از بالاي بم مي توان ديد را نمي توان شرح داد، يک دشت صاف در کنار حجم نخلستان و يک رود. اي کاش اين پنجره دوهزار ساله بسته نشده باشد. هشت سال قبل در بازديد از ارگ بم يک حلقه عکاسي کردم، نگاتيوش تا همين يکي دو سال قبل دم دست بود ،حالا بايد تمام وسايلم را به دنبالش به هم بريزم.
گزارش تصويري ارگ تاريخي بم قبل از زلزله و تخريب صبح امروز
اطلاعاتي درباره ارگ تاريخي بم

بعد از تحرير: متاسفانه از صبح تا به حال تلويزيون کلي گزارش در مورد بم پخش کرده اما کوچکترين اشاره اي هم به وضعيت ارگ بم نکرده که من فکر مي کنم يک بخشنامه باشد که هيچ اشاره اي به ارگ بم نشود. اما الان براي چند لحظه تصويرهايي را از ارگ بم نشان مي داد که تلي از خاک بود و خصوصا ديوارها خراب شده بود هر چند در تصوير هلي شات شکل کلي آن هنوز به چشم مي خورد

نويسنده: شهرام | 06:30 AM | نظرها 4 | دنبالک 0

رسانه ها در فاجعه


واقعا خبر تخريب کل ارگ بم حيرت انگيز است! و تصاويري از کشته ها و مجروح ها، زير نويس هايي که آمارها ها را هي بيشتر و بيشتر مي کنند و اين که همه ارتباطات بم قطع است و هيچ تماسي با آن امکان پذير نيست. آقايان مخابرات و وزارت پست اگر کمي جنبيده بوديد و کارتان را درست انجام داده بوديد الان با وجود قطع همه خطوط تلفن و انتظار طولاني براي بازسازي آن با استفاده از تکنولوژي وايرلس خيلي سريع مي شد همه ارتباطاتي که براي اين گونه لحظات بحراني بسيار حياتي است، برقرار شود.
واقعا سي ان ان سنگ تمام گذاشته پشت سر هم دارد گزارش پخش مي کند، رسانه هاي ايران به جز شبکه خبر همه انگار در خواب بوده اند تا ساعت هفت که خبر عزاداري عمومي را منتشر کرده اند تازه دارند خبر مي دهند. شبکه خبر انصافا از همه شبکه هاي ديگر به استانداردهاي يک شبکه تلويزيوني نزديک تر شده است. تصاويري که کل رسانه هاي جهان از زلزله مخابره مي کردند توسط اين شبکه تهيه شده بود، سي ان ان حتي گاه دقايقي به طور مستقيم برنامه خود را به ترجمه همزمان شبکه خبر اختصاص داد.

عکس هاي بي بي سي از زلزله امروز

نويسنده: شهرام | 05:41 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

دوشنبه 1 دی 1382

مايكل جكسون آمرزيده ميشود؟

وسط اين همه خبر اين يكي ديگر نوبر است. مايكل جكسون مسلمان شده است.
به گزارش برخي روزنامه هاي آمريكا و شبكه فاكس نيوز مايكل جكسون كه هم اكنون درگير پرونده قضايي به اتهام سو استفاده از كودكان است ادعاي مسلماني كرده است.
دارم فكر ميكنم اگر اين خبر درست باشد چه خوش بر مايكل گذشته است.او كه از دنياي مادي (حلال و حرام) به شيوه كاملي بهره برده است به نظر ميرسد كه به فكر آن دنياي خود نيز هست.
بعيد نيست ايشان توبه كنند و اگر مقبول افتد شايد رستگار!

...و اي‌ گروه‌مؤمنان‌ همگي‌ بسوي‌ خداوند توبه‌ بريد باشد كه‌ رستگار شويد.

نويسنده: | 06:15 AM | نظرها 22 | دنبالک 0

شنبه 29 آذر 1382

سعيد الصحاف دلمان برات تنگ شده!


من تاکيد مي کنم نه تنها صدام دستگير نشده بلکه هنوز آمريکايي ها به بغداد نزديک هم نشده اند

نويسنده: شهرام | 08:35 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

چهارشنبه 26 آذر 1382

سرانجام عجيب يك برنامه نويس

گفتم يادي از يك برنامه نويس كنم . يك برنامه نويس ايراني كه شايد عجيب ترين و شوم ترين سرنوشت را دربين ديگر همكاران خود داشته است. صحبتم درباره آرش دهقان است. آرش دهقان كيست؟ آرش يكي از كاربران قديمي اينترانت آپادانا ست .آرش چند سال قبل با ايجاد سايت npiran.com به طور جدي و حرفه اي وارد دنياي اينترنت شدو از ويژگيهاي او نوشتن تمام برنامه هاي تحت وب با Delphi و بصورت CGI بود.
سايت npiran يك موتور جستجوگر بود كه منبعي خارجي داشت و آرش هميشه سعي در مخفي كردن آن و ادعاي مالكيت بر بانك اطلاعات آنرا داشت (آشنايي من و ارش نيز به خاطر شباهت فعاليت سايتهايمان بود)و البته اين سايت با وجود تبليغات فراوان پس از چند ماه تعطيل شد وي همچنين سايتي در زمينه كودكان ايجاد كرد كه احتمالا اولين در نوع خود بود و در آخر هم اولين سرويس ارائه وبلاگ را نوشت (حتي قبل از پرشين بلاگ) كه البته سيستم آن بر اساس قالب نبود . وي همچنين شركتي بنام كاوشگران شبكه را نيز تاسيس كرد . اما ناگهان تمام فعاليتهاي او قطع و ديگر از او خبري نشد؟! خبرهاي بعدي را در روزنامه ها خواندم آرش دوست دختر خود را كشته بود! آرش كه قبلا نيز ازدواجي ناموفق داشت دل به دختري ديگر بست كه همانطور كه پيداست اين دل بستن براي هيچكدام سودمند نبود.شرح آنچه آرش در آخرين لحظات قبل از بازداشتش انجام داده است را در لينكهاي زير بخوانيد . (شنيده ام كه حكم قصاص او نيز تاييد شده است)
عشقي مرگبار (وبلاگ عاشقانه)
قتل در كمال آرامش (خانواده سبز)
از آشنايي اينترنتي تا قتل دختر دانشجو (حادثه)
حادثه هولناكي، شبانه در اميرآباد تهران اتفاق افتاد (حادثه)

تكميلي:بنده قصد بردن آبرو يا هر نوع هدف سوء ديگري را نداشته ام(ارزش آرش برايم بيش از اينهاست) اگر تاكنون در اين مورد سكوت كرده بودم بخاطر اين بود كه شايد آزاد شود ولي اينك كه ديگر اميدي براي او نيست در اين مورد صحبت كردم. شكل كار ما با روزنامه هاي حوادث فرق ميكند(كه تنها قصد روايت خبر و جلب خواننده را دارند) و اگر از كارهايش نام بردم براي اين بود كه بايد خواننده ميفهميد كه آرش چگونه برنامه نويسي است بنده تنها قصد روايتي هيجان برانگيز را نداشتم و هدف بيشتر روايت زندگي يك دوست و همكار بود.

نويسنده: | 12:05 PM | نظرها 7 | دنبالک 0

دوشنبه 24 آذر 1382

خداحافظ ژنو سلام ايستامبول


بعضي وقت ها همه چيز سريع اتفاق مي افتد و ناخواسته براي خودش پيش مي رود مثل حالا که ما به دليل نداشتن بليت هواپيما به جاي تهران در استامبول هستيم . اين البته از صدقه سر گروه واقعا حرفه اي بنفام است که در حقيقت تورليدري چهل نفر از کساني که از طرف شوراي عالي اطلاع رساني به اجلاس جامعه اطلاعاتي دعوت شده بودند را به عهده داشت و واقعا فحش و بد و بيراه همگان را به جان خريد. حسين چه خوب شک برده اين بود اين ها متقلب هستند
تبريک براي بازگشت سينا مطلبي و تاسف براي رفتن او

نويسنده: شهرام | 06:01 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

سه شنبه 18 آذر 1382

بدترين اتفاق براي يك برنامه نويس

الان بدترين لحظاتي را تجربه ميكنم كه يك برنامه نويس در طول زندگيش تجربه كرده است. شايد اگر آدم لجبازي نبودم مي نشستم و گريه ميكردم بلكه شايد آرام شوم. ماه گذشته يك پروژه را با دات نت به پايان رساندم. پروژه شامل دهها صفحه بود كه شامل كلي
كد نيز بود و در واقع تمام صفحات هم به ديتابيس مرتبط بودند و هم شرايط خاصي را لازم داشتند كه كد نويسي بيشتري را مطلبيد.پروژه تمام شد و تست نيز شد و تنها تغييرات كوچكي از طرف كارفرما خواسته شد كه قرار شد انجام دهم كه امروز متوجه شدم كل صفحات و برنامه هاي پروژه پاك شده است(همه). و متاسفانه فكر ميكنم بدليل اشتباه خودم در Share دايركتوري آن بوده است.از System Restore نيز براي تك تك روزهاي گذشته استفاده كردم اما فقط دايركتوريها برگشت.نميدانم چه كنم . لازم است تمام برنامه از ابتدا بنويسم و نوشتن همين پروژه در بار اول يك ماه تمام وقت گرفت و حالا ديگر نه زماني است و آن شوق اوليه.
نكميلي:برنامه هاي Recovery نيز كارايي نداشت و كار تقريبا تمام است از دوستاني كه پيام گذاشتند خيلي متشكرم . از ديشب بازنويسي پروژه را آغاز كردم كار به طرز خسته كننده اما سريع پيش ميرود

نويسنده: | 06:15 AM | نظرها 7 | دنبالک 0

دوشنبه 3 آذر 1382

بيماري و ديگر هيچ

زماني كه تمام بدنت درد ميكند و احساس ميكني كه استخوانهايت در حال منهدم شدن هستند. و ‌آن زماني كه از تب زياد نمي تواني بخوابي و به مدت دو روز نه ميتواني چيزي بخوري و نه ميتواني از رختخواب بلند شوي در وجودت اتفاقي ساده افتاده است. تو مريض شده اي!..

نويسنده: | 10:03 AM | نظرها 0 | دنبالک 0

یکشنبه 25 آبان 1382

ّFAQ

سوال: سلام
جواب : سلام عليکم

سوال :آقا چرا در اين وبلاگ از مرگ و زردي و درخت و کوه و بيابان و سياست مي گوييد اينها چه ربطي به آي تي داره ؟
پاسخ : سمت راست اين صفحه چند کلمه نوشته شده است فرهنگ، آي تي ، متفرقه، سياست، تکنولوژي اينها سرفصل هايي هستند که نويسندگان آي تي ايران نسخه 2 به تناسب مطالبشان را در آنها آرشيو مي کنند.

سوال: يعني موضوع اصلي شما آي تي نيست؟
جواب: نويسندگان وبلاگ عمدتا همه در اين زمينه و همه زمينه هاي ديگر متخصص و بلکه فوق ليسانس هستند اما باورکنيد آنها هم دل دارند و از آي تي خالي خسته شده اند.

سوال : پس ITiran v2 به تکنولوژي نمي پردازد؟
جواب: چرا اما اين جا يک وبلاگ گروهي است و نه يک سايت خبري با موضوعي مشخص مثل ITiran.com هر چند ممکن است نام آن تداعي کننده تمايلات آي تي گونه ي آن باشد.

سوال: آيا اين وبلاگ يک نويسنده دارد؟
جواب: نخير پايين هر پست نام نويسنده آن نوشته شده است. اين وبلاگ هم اکنون 7 نويسنده دارد که يکي از آنها هنوز چيزي ننوشته و يکي هم فقط يکي نوشته .

سوال: آقا اينجا يک وبلاگ سياسي است؟
جواب: اينجا يک وبلاگ گروهي است و هر کسي مي تواند نظرات خودش را درباره هر موضوعي داشته باشد حتي در مورد مسايل سياسي.

سوال: صاحاب اين وبلاگ کيه ؟
جواب: همه کساني که در آن مي نويسند به يک اندازه در آن سهم دارند، فعلا به صورت سهامي عام است و قرار است به زودي در بورس هم شاخص بدهيم.

سوال: وبلاگ يعني چي؟
جواب: به راهنماي ساختن وبلاگ حسين درخشان مراجعه نماييد.

نويسنده: شهرام | 08:30 AM | نظرها 2 | دنبالک 0

شنبه 24 آبان 1382

آي تي ايران دات نت و آر اس اس

احتمالا درباره RSS ميدانيد اما اگر نميدانيد ساده ميگويم كه يك فرمت براي انتقال و ارائه عناوين اخبار و مطالب وبلاگها هست.
يكي از بهترين و معمولترين كاربرد RSS توسط كاربراني است كه معمولا دنبال اطلاعات بيشتر در فرصت محدود هستند. برنامهايي وجود دارند كه ميتوانند RSS را خوانده و آنرا نشان دهند بدين ترتيب مثلا شما ميتوانيد وبلاگهاي مورد علاقه را در برنامه RSS خوان معرفي كنيد و پس از ارتباط با اينترنت خيلي سريعتر از زدن URL در گردشگر اينترنت مطالب جديد وبلا'گها را ببينيد. وبلاگ آي تي ايران دات نت هم داراي نسخه RSS است كه دوستان ميتوانند انرا در آدرس زير پيدا و بخوانند.
http://www.itiran.net/index.xml

نويسنده: | 05:32 AM | نظرها 1 | دنبالک 0

جمعه 23 آبان 1382

ما با كسي جنگ نداريم!

نظرات بيان شده در وبلاگ نظرات شخصي است. ميتواند درست يا غلط باشد و البته اگر براي كسي اين نظر قابل قبول نبود ميتواند آنرا در بخش نظرات بيان كند نظرات قطعا محترم هستند و از قضا نويسنده وبلاگ نيز اين حق را دارد كه آنها را حذف كند.متاسفانه در كامنتهاي اخير بخصوص مطلبي كه درباره ايرانيان كراولر بود قضيه نظرات كمي پيچيده شد و مي رود كه به جنگي مجازي تبديل شود.جنگي كه قطعا جز نفرت . كينه توزي و...فايده اي ندارد.ما همه با هم دوست هستيم و حداقل من اينگونه ميخواهم باشم.قصد مطلب بيان شده درباره ايرانيان كراولر ستايش اين سايت و همچنين معرفي برنامه جستجوگر آن بود و البته نظراتم درباره سياسي شدن اين سايت قطعا نظرات شخصي من بوده است.حالا ممكن است عده اي انرا قبول داشته باشند و عده اي ديگر نه. حتما مديران سايت ايرانيان كراولر براي سياسي كردن سايت خود دليلي داشته اند اما اين كار چه با دليل چه بي دليل براي من جالب نبوده و نيست.من نظر خواهي مرتبط با مطالب اخير را بستم و از دوستان مرتبط با ايرانيان كراولر خواهش ميكنم كه ديگر اين قضيه را دنبال نكنند.ما صحبتمان را با ايميل ادامه خواهيم داد. خلاصه اينكه من همينجا و در يك حركت انقلابي اعلام صلح يكطرفه ميكنم!
تكميلي و اتمام حجت:بنده تمام كامنتهاي چند پست اخيرم را حذف كردم. بنده نويسنده متنها هستم و حق حذف همه كامتها را بدون نياز به پاسخگويي دارم هرچند كه به نظر ميرسد نوعي غرض ورزي در كامنتها بود و مايليم كه جو وبلاگ ملتهب نشود.من ضمن تشكر از توجه مديران ايرانيان كراولر به سايت پارسيك كه باعث شد من مطلبي در مورد ايرانيان كرولر بنويسم خواهش ميكنم از مديران ايرانيان كراولر كه اين مبحث به هيچ عنوان ادامه ندهند.

تكميلي 2: من پس از بحث ايرانيان كراولر و ادعاي بهينه سازي و همكاري با نويسنده جستجوگر برنامه توسط دوستان ايرانيان كروالي ايميلي به ايشان نوشتم كه هم اكنون پاسخ آن بدستم رسيد كه در ادامه به آن اشاره خواهم كرد.

آقاي زولتان به چند مورد اشاره داشتند كه به ترتيب متن آنها در اينجا آمده است. اولين سوال من اين بود كه ايرانيان كروالر به چه شكل از شما فعال سازي دريافت كرده است؟ و جواب ايشان اين بود


Yes, I provided Tohid with a free registration key in April 2003 as
thanks
for a Farsi translation he provided. I'm not sure who else was working
on
the project;


و سوال بعدي اين بود كه ايا ايشان با شما و يا تيم شما براي بهينه سازي كد و يا برنامه همكاري داشته اند كه پاسخ ايشان اين بود.


I do not know whether they changed code at all -- I just provided them
with
my original source code, and whatever they did after that was up to
them.


آنچه از اين نامه بر ميآيد اين است كه زولتان بخاطر ارائه يك نسخه فارسي از برنامه اين كدفعال سازي را بصورت رايگان به مديران ايرانيان كراولر داده است و همچنين پاسخ اين نامه به نوعي نشان دهنده عدم همكاري براي بين ايرانيان كراولر و زولتان در زمينه تغيير در كدهاي برنامه ويا بهينه سازي برنامه مثلcache است.در مورد تغيير كپي رايت هم ايشان چندان تعصبي نداشتند و البته اجازه اينكار را به خاطر عملكرد ويژه اي نداده بودند.در مورد جستجوي فارسي (عبارت يوني كدي)هم اين برنامه در نسخه اصلي چنين امكاني را ندارد اما اگر عبارت فارسي در كوتيشن قرار گيرد امكان جستجو تا حدودي امكان پذيرميشود.

نويسنده: | 11:05 PM | دنبالک 0

من چه زردم امروز


يک بعداظهرجمعه تميز پاييزي، آفتاب دل انگيز، باد شوخ و آسمان آبي آبي . همه چيزي آماده براي قدم زدن و نفس کشيدن. افسوس که همه اين خوشبختي ها همراه شده است با آنفولانزاي شديد و افزايش فشار خون و درد همه مفاصل. هميشه همين طور است، هميشه چيزي هست که خوشبختي کامل نشود.

نويسنده: شهرام | 12:51 AM | نظرها 5 | دنبالک 0


 

Warning: include(/home/itiran/www/links/persianads.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/divers/index.php on line 8593

Warning: include(): Failed opening '/home/itiran/www/links/persianads.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/lib/php') in /home/itiran/domains/itiran.net/public_html/archives/divers/index.php on line 8593