سه شنبه 12 تیر 1386
چاوز و صدام
همزمان با سفر تاریخی هوگو چاوز رییس جمهورونزوئلا به تهران، سایت فیلتر شده بازتاب عکس هایی از سفر تاریخی هوگو چاوز به عراق و دیدار صمیمانه وی با صدام حسین را منتشر کرده است. ازنیک آهنگ کوثر کارشناس ارشد تغییر عکس های روسای جمهور معزول تقاضا می کنیم با بررسی کارشناسی صحت و سقم و جعلی یا غیر جعلی بودن این عکس ها را به همه ما ثابت نمایند.
نويسنده: شهرام | 04:52 PM | نظرها 0 | دنبالک 0
چهارشنبه 19 مهر 1385
قدرت طلبی در فناوری اطلاعات
اخیرا در این لینک که البته نقل از ایسنا هست، خوندم که پاکستان هم خلاصه آستین بالا زده و گفته ما قدرت یک منطقه برای IT می شویم..فعلا در همین چهار وجب ضلع جنوبی و جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا چند تا کشور مدعی داریم...بگذارید نام ببرم. یکیش که خود ما ایران هستیم...که خوب قراره تا 10 20 سال دیگه، بهترین باشیم در این منطقه...بعدش هند هستش..که خوب اونها خداییش رفتن بالا...یکیش امارات هستش..که خوب کوچولو هستن و زود می رن بالا..یکیش مصر هستش..که خیلی شبیه ما هستن..معلوم نیست بالاخره ما جلو میفتیم یا اونها..یکی هم الان پاکستان شده ..که اونم فعلا زیاد نمی دونم اوضاع داخلیش چیه..در مورد بحرین و عربستان صعودی هم که حرف زیاد هستش..یعنی اونها هم دارن از داخل چاه نفت، پول تزریق می کنند در IT....خوب با این تفاسیر، رقابت داره سنگین می شه.. باید بجنبیم تا هنوز عراق و تاجیکستان ما را دور نزدن، یک کاری کرده باشیم..
نويسنده: علیرضا کاشیان | 11:26 PM | نظرها 0 | دنبالک 0
چهارشنبه 29 شهریور 1385
تد ترنر و ایران
تد تر نر، میلیاردر معروف، اخیرا در یک نشست مطبوعاتی، نظرات جالبی رو در مورد ایران گفته ..شاید رسانه های ایران پوشش نداده باشند..ولی جالب است بدانید که تد ترنر از موافقین ایران هسته ای است.. جنگ عراق را جنگی تاریخی دانسته که مشابه Pear Harbor یا حمله آلمان به روسیه، در تاریخ خواهد ماند..ایشان معقتد است وقتی اسرائیل بیش از 100 کلاهک هسته ای دارد و یا امریکا 28000 کلاهک دارد، چرا ایران نباید 10 کلاهک هسته ای داشته باشد ولی پاکستان، هند و روسیه نیز دارند...حتی معتقد است که مردها مدیریت جهانی را کثیف کرده اند و دیگر باید فرصت را به زنها داد تا بتوانیم این جهان را از این همه اغتشاش نجات دهیم..تد تر نر، علاوه بر کمکهای میلیون دلاری به سازمان ملل در سالهای گذشته، جزو مووسین CNN نیز بوده و جزو 50 مرد ثروتمند جهان است...
این تد ترنر چه می کنه.... فکر کنم مثل ضربه سر زیدان، ترنر نیز کم کم محبوب ایرانیها شود...
نويسنده: علیرضا کاشیان | 11:42 PM | نظرها 3 | دنبالک 0
شنبه 14 مرداد 1385
شرق و سیلی کیهان!
شرق این روزها هیچ چیزش به هیچ چیزش نمیآید. امروز سرمقالهاش را به مرگ اکبر محمدی اختصاص داده و تیتر اولش را «حمایت اعراب از حزب الله لبنان» انتخاب کرده. این ریاکاری محض است، حاصل اضطراب و ترس پس از سیلی کیهان است ... ( شرق و سیلی کیهان! )
نويسنده: شهرام | 12:05 PM | نظرها 1 | دنبالک 0
پنجشنبه 5 مرداد 1385
Iran is winning
نويسنده: شهرام | 11:47 PM | نظرها 3 | دنبالک 0
دوشنبه 25 اردیبهشت 1385
طرح جلد مجله اکونومیست
چند روز پیش، در حین گشت و گذار در یک کتابفروشی کوچک، توجهم به پوستری روی دیوار جلب شد. عکس روی جلد هفته نامه اکونومیست، چیزی نبود بجز چهره رئیس جمهوری کشورمان آقای احمدی نژاد. قسمتهایی از تحلیل اقتصادی اکونومیست در مورد فعالیتهای هسته ایران، بازار نفت و بحران فعلی گرانی سوخت در آمریکای شمالی را خواندم. ولی نکته ای که بیشتر برایم جالب بود، تصویر انتخابی اکونومیست برای جلد نشریه بود. اشاره انگشت آقای احمدی نژاد به مخاطب با چهره ای مصمم و استارت یک موشک در پشت صحنه، فضای تلقینی خاصی دارد. اينطور نیست؟

نويسنده: علیرضا کاشیان | 01:54 PM | نظرها 1 | دنبالک 0
شنبه 12 فروردین 1385
به نظر شما همه اون خارجی هایی که در این چند ماهه در ادامه تبلیغات یک طرفه و جهت دار رسانه های بین المللی ، امروز خبر آزمایش موفقیت آمیز موشک ایرانی رادارگریزی که قابلیت حمل چند کلاهک! را دارد و در مانوری به نام پیامبر اعظم ( ص ) شلیک می شود چه فکر می کنند؟
و به نظر شما رسانه های دانمارکی نمی توانند توجیهی پیدا کنند که ایها الناس ببینید این ها در ام القرای اسلام به نام پیامبر اسلام موشک و کلاهک تست می کنند؟
نويسنده: محمد میثاقی | 11:01 AM | نظرها 1 | دنبالک 0
سه شنبه 11 بهمن 1384
امید بیهوده
بله همانطور که به خوبی پیش بینی می شد روسیه و چین هم به ایران وفادار نماندند و دیشب در نشست لندن تصمیم گرفتند که پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شود. در واقع وقتی در این مرحله که ایران به طور ضمنی حتی پیشنهاد هسته ای روسیه را پذیرفته آنها چنین تصمیمی می گیرند نشان میدهد که امید بستن به وتوی یکی از آنها در جلسه اصلی شورای امنیت که ظاهرا در اواسط ماه مارس برگزار می شود، کار بیهوده ای خواهد بود.
نويسنده: شهرام | 01:08 PM | نظرها 0 | دنبالک 0
دوشنبه 18 مهر 1384
برکت و رحمت
نه طرح جامع، نه عریض کردن خیابان ها و نه زوج وفرد کردن خودرو ها ،بلکه دو سه سریال آبکی آق قندی ( پولدار بدبخت معتاد) و هاشم آقا به اضافه حلیم های سنگین و پرملات تهیه شده با روغن کرمانشاهی دوای درد بی درمان ترافیک تهران بود. بعد از افطار عجب بهشتی شده تهران ، امروز مسیر یک ساعت و نیمه تا خانه بیست دقیقه ای طی شد. طاعاتتان قبول حق انشاالله .
نويسنده: شهرام | 09:04 PM | نظرها 0 | دنبالک 0
جمعه 4 شهریور 1384
شان پن تقديم مي کند
گزارش شان پن از انتخابات ايران را شايد بتوان پيش از خواندن آن مهمترين گزارش از انتخابات اخير کشورمان دانست، گزارشي که بسياري مدت هاست انتظارش را مي کشند اين بيش از همه به شهرت - و البته رفتار ويژه و خبرساز او در طي اقامت - اين هنرپيشه برمي گردد و کنج کاوي در نوع نگاهش به فضايي است که هر روزه در مقابل ماست. فکر نمي کنم اظهار نظر پيش از خواندن تمام گزارش درباره آن چندان جالب باشد اما اين که وبلاگها توانسته اند زودتر و کامل تر از ساير رسانه ها اين گزارش ها را ترجمه و منتشر کنند بسيار جالب است.
گزارش نخست متن اصلي - ترجمه
گزارش دوم متن اصلي - ترجمه
گزارش سوم متن اصلي - ترجمه
گزارش چهارم متن اصلي - ترجمه
گزارش پنجم متن اصلي - ترجمه
نويسنده: شهرام | 05:50 PM | نظرها 0 | دنبالک 0
یکشنبه 9 مرداد 1384
و خاتمي از پله قدرت پايين آمد
امروز خاتمي در مراسمي باعنوان سلام خاتمي با رياست جمهوري خداحافظي کرد، براي من او با هشت سال قبل هنگامي که نخستين بار او را در شبي شمع باران در امامزاده صالح چندان تفاوتي نکرد جز آنکه آدم مي تواند از محافظه کاري و کندي او به شدت حرص اش بگيرد اما به هر حال قبولش داشته باشد.امشب او همچنان گذشته زماني که احساساتي شد راحت تر حرف زد و شايد تندتر. در مراسم کاملا خسته کننده و پس از چندين سخنران حراف - که با بي دقتي فراوان براي چنين مراسمي انتخاب شده بودند - خاتمي حدود دو ساعت يکسر و در ميان تشويق حضار سخنراني کرد، از آغاجري و گنجي ( هر چند زير لب و غرغرکنان) و ... گفت. فکر مي کنم مهم ترين ويژگي خاتمي اين بود که همچنان محبوب از پله هاي رياست جمهوري پايين آمد.نويسنده: شهرام | 11:10 PM | نظرها 1 | دنبالک 0
جمعه 3 تیر 1384
کیارستمی ، تورا بيشتر دوست دارم
نامه کیارستمی به احمدی نژاد که در سایت بازتاب منتشر شده است حاوی مطالب ارزشمندی است. حرفها و دلایل وی جای تامل بسیار دارد.
دوست عزيز، بهسادگی بگويم ما نمیتوانيم خود را در سال ۵۷ متوقف کنيم. ديگر آن آن باورها از زندگی واقعی رخت بربسته است و در معادلات سخت کنونی، ما تنها تصميمگيرندگان بازی کنونی نيستيم. تو درستتر از آن و اصولگراتر از آن هستی که بتوانی در بازی پيچيدهی سياستگزاران آلوده به قدرت بازی کنی، پس به قول مدرس " اکنون کسی لازم است که قاعدههای بازی اين جهان را آموخته باشد."
نويسنده: | 10:26 AM | نظرها 1 | دنبالک 0
پنجشنبه 2 تیر 1384
خطر جدي راي كم
يك كارشناس تحليل آمار، در گفتوگو با «بازتاب» : بر پايه نظرسنجيهاي انجامگرفته، در صورتي كه مشاركت عمومي در انتخابات حدود بيست ميليون نفر باشد، شانس احمدينژاد براي پيروزي بيشتر از هاشمي رفسنجاني است و در صورتي كه بيش از 24 ميليون نفر در انتخابات شركت كنند، شانس پيروزي هاشمي رفسنجاني، بيش از احمدينژاد خواهد بود.
در چنين شرايطي صحبت هاي خانم شيرين عبادي در راي ندادن دور دوم انتخابات و اعلام آن به صورت عمومي ( در جهت جلب حمايت ديگران براي تحريم) در واقع تبليغ براي چه كسي است؟ با چنين روشنفكراني
چالش توسعه نيافته گي فكري بخش عمده مردم كشور ما خيلي عجيب است؟
نويسنده: شهرام | 09:21 PM | نظرها 2 | دنبالک 0
چهارشنبه 1 تیر 1384
حاشيه هاي آخرين شب آخر تبليغات
وقتي امروز روي شعار تبليغاتي که طرفداران احمدي نژاد در شهر پخش مي کردن خواندم که :" هر کس با هر مدل مو و لباس مورد تاييد آقاي احمدي نژاد هستند" به اين نتيجه رسيدم که اصولگراترين نامزد اصولگرايان نيز نتوانسته يکي از مهمترين شعارهايي را که همه هفت کانديداي ديگر بارها در اين انتخابات تکرار کردند( آزادي روابط و پوشش جوانان) را تکرار نکند و در اين زمينه بيش از اين سکوت کند. افسوس که فرصت احمدي نژاد براي جبران اين غفران چندان کافي نبود وگرنه به جز گل دادن بسيجي ها با احترام و لبخند به دخترها و پسرها صحنه هاي بديع تري را نيز مي ديديم.
***
آقاي دکتر در حالي که داشت دو آمپول پني سيلين را داخل سوزن تست مي کرد گفت: وقتي رييس جمهور از قبل مشخص شده چرا من بايد برم راي بدم؟
- اگر مشخص شده بود چرا به دور دوم کشيد و دردسر و ...؟
- من بين اين دو نفر هيچ تفاوتي نمي بينيم حتي دور اول هم هم راي ندادم
- ببين دکتر ... آاااااخ...
***
براي دومين هفته متوالي ديدن عده اي که وسط ميدان جمع شده اند و با حرارت مشغول بحث هاي سياسي هستند براي بسياري از رهگذران تازه و عجيب است ولي عجيب نيست که در نخستين واکنش معمولا کل آن به مضحکه گرفتن باشد. براي مردمي که پيش از اين جز براي جنگ و دعواي خياباني بر سر ناموس و تصادف ماشين و يا شيرين کاري و دوره گردي و زنجيرپاره کني و... دور هم جمع نشده اند بحث کردن و جمع شدن و حرف زدن (آن هم با حرارتي که ياداور سالهاي اول انقلاب است) در مورد موضوعي مثل سياست که برونگرايي مشخصي در لحظه ندارد کار بيهوده اي به نظر مي رسد. اما از نگاهي ديگر فضاي جديدي هم هست، فضايي براي حرف زدن ( و تند هم حرف زدن و حتي شعار دادن) ولي نه يقه گرفتن و تحميل کردن.(نميدانم چرا امروز ياد يونان باستان افتادم).
نکته مهم در اينجا اين است که اين کار نبايد توسط هر کوتوله اي انجام شود چون باعث مي شود اصلا کل بحث از سوي بسياري از مردم طرد و بي نتيجه شود.
***
به نظر مي رسد طرفدارن هاشمي نسبت به هفته قبل کمتر کار مي کنند اما شکل تبليغات تغيير کرده، ضبط ها خاموش شده،از دخترهايي که برچسب هاشمي را روي بدن شان مي چسباندند خبري نيست و شعار هاشمي 2005 به نظر کهنه مي آيد. از آنجا که پيش بيني مي شود راي هاي "نه" در اين دور نقش اصلي را بازي مي کنند، با توجه به راي پايين هاشمي در تهران در دور نخست به نظر مي رسد طرفدارن هاشمي هم روي اين "نه" دهندگان زياد حساب باز کرده اند.
***
حدس نمي زنم روز جمعه با يک حماسه از نوع دوم خرداد( اختلاف آراي فراوان) روبه رو شويم، بسياري از افراد به دلايل مختلف حاضر نيستند به هاشمي راي بدهند و شعارهاي فقر و مردم احمدي نژاد هم تاثير خود را روي قشرهاي پايين دست جامعه گذاشته است. مصاحبه هايي که طرفداران احمدي نژاد در مجلس در مورد مسايل فرهنگي و جداسازي زنان و مردان انجام دادند به نظرم از ميليون شب نامه هم تاثير بدتري روي اذهان گذاشت که به سادگي قابل جبران نيست، همان سادگي هاي درون مردم که احمدي نژاد به خوبي از آنها بهره گرفت تا به اينجا برسد به سادگي مخالفان فراواني را براي او ايجاد کرده ، بعضي مواقع سکوت بهترين تبليغ است، در مورد هاشمي هم اين موضوع صدق مي کند.
نويسنده: شهرام | 11:21 PM | نظرها 3 | دنبالک 0
شنبه 28 خرداد 1384
پيام 27 خرداد
![]()
امشب شب جشن و شادي در اردوي آبادگران و بخشي از اصولگرايان است، به واقع شيريني اين پيروزي دور از انتظار( شايد براي ما البته) پس از دو شکست متوالي در انتخابات رياست جمهوري و چند پيروزي انتخاباتي ( شوراي شهر و مجلس) حالا با (نيم)گام سوم دو چندان شده است. اين پيروزي البته به هيچ وجه با نتيجه مطلوبي به دست نيامده( احمدي نژاد با حمايت تنها 5 ميليون حالا شانس 50 درصدي و حتي بيشتر براي پيروزي دارد) و حتي اگر هفته آينده اين موقع در انديشه تعيين مسير قطار آبادگران به سمت کاخ رياست جمهوري هم باشد او نخستين رييس جمهور اين حکومت است که با راي بسيار ضعيف( 17-18 درصد) و به شکلي ناپلئوني در مرحله دوم انتخاب مي شود. با اين حال همه مي دانيم اين حرفها درست پس از انتخاب شدن او رنگ و بويي از بهانه است و گروه مخاطب کلام نيز نشان داده چندان تجميع آرا برايشان اهميتي ندارد( نگاه کنيد به انتخابات شوراها).
در پراکنده ترين انتخابات رياست جمهوري تاريخ اين حکومت شايد درسي که بتوان آموخت فهم اين موضوع است که گروه هاي سياسي و اجتماعي ما هيچ فهم درستي از رفتارها و نگرش هاي مردم ندارند و بيشتر بر اساس حدسيات و خواست هاي خودشان اين گروه ها را تعريف مي کنند، برخلاف اين که مي گويند مردم ايران قابل پيش بيني نيستند تصور من اين است که ما بلد نيستيم رفتارهاي مردم را پيش بيني کنيم مثلا نگاه کنيد يک وعده احساساتي و ساده ( 50 هزارتومان براي هر ايراني) مي تواند 5 ميليون نفر را به پاي صندوق راي بکشاند و گوينده اش را تا مرز دور دوم انتخابات پيش ببرد و يا نامزد کاملا ناشناسي را که از ابزار تمايز طبقاتي و فقر و تعدادي شعارمعمولي بهره گرفته در آستانه رياست جمهوري قرار دهد.
به تصور من کساني مثل معين و لاريجاني چوب پيچيده کردن شعارهايشان را خوردند،آنها برنامه دشوارتري را پيش گرفتند و انرژي بيشتري را هم صرف کردند اما چون مخاطب آنها از طيف هاي سرخورده اجتماعي گرفته تا طرفداران پروپا قرص عمدتا اقشار تحصيل کرده را در برمي گرفت به خودي خود مردم عادي را از دايره توجه خارج مي ساخت. از طرف ديگر براي اصلاح طلباني که يک شبه نام شان را به جبهه دموکراسي خواهي تغيير داده بودند وضعيـت دشوارتر هم بود چراکه آنها نماينده حزب حاکمي بودند که عمده مردم به دلايل مختلف چندان از آنها راضي نشان نمي داد. مصطفي معين باهمه شخصيت دوست داشتني اش وقتي در مصاحبه هاي تلويزيوني هم صحبت مي کرد انگار داشت در برابر دانشجوياني سخن مي گفت که هر روز روزنامه شرق مي خوانند و بااصطلاحات رايج سياسي روز آشنا هستند در حالي که مخاطب او مردم عادي بودند که به قولي حاضرند تمام آزادي شان را بدهند تا مفت و مجاني 50 هزارتومان به جيب بزنند. علاوه بر اين نه معين و نه هيچ کدام از اصلاح طلبان يا دموکراسي خواهان ديگر نه بيان و نه شخصيت کاريزماتيک خاتمي را ندارند که مي توانست مجموعه اي از گروه هاي اجتماعي و سياسي پراکنده و انواع طيف هاي مردمي را با زباني ساده و صميمي به سمت خود جلب کند.
با چنين نتايجي حالا برخي منتقدان اصلاحات هم خواهند توانست گفت که مجموعه شعارها وخواست هايي که کانديداي آنها در جريان تبليغات انتخاباتي مطرح کرد در واقع بيش از آنکه به حمايت منجر شود به حساسيت هاي طرف مقابل مبدل شد، و اين تهييج همان چيزي بود که آن طرف انتظار آن را مي کشيد( درست شبيه بيانيه بوش که براي گرم کردن تنور انتخابات هيزم خوبي بود)وگرنه چه کسي است که باور کند برخي از آن وعده هاي عمدتا سياسي به اين راحتي و توسط رييس جمهور به تنهايي قابل اجرا باشد.
با اين به تصور من با اين نتايج نه همه چيز به پايان رسيده و نه فضا هنوز آنقدر نااميدکننده است.هشت سال قبل جشن و شادي اينجا بود و حالا آن طرف(هر چند آن جشن را چه کسي مي تواند با اين يکي مقايسه کند)، کساني که از قدرت و نيروهايشان درست استفاده کردند موفق بودند و با يکي دو شکست هم عقب نرفتند حالا مزدشان را مي گيرند، برخلاف تصور آنها پيام دوم خرداد را خوب دريافتند آيا ما پيام 27 خرداد را مي گيريم؟
نويسنده: شهرام | 09:50 PM | نظرها 7 | دنبالک 0
لينک نتايج
* نتيجه پاياني: رفسنجاني و احمدي نژاد به دور دوم رفتند - ايرنا
*رفسنجاني و احمدي نژاد برندگان انتخابات - مجموعه اخبار خارجي - گوگل نيوز
* نتايج غير رسمي از شمارش 28 ميليون راي توسط وزارت کشور اعلام شد - ايرنا
* وزارت کشور از ساعت چهار تا کنون آماري ارايه نداده است- فارس
* رويتر: رفسنجاني و احمدي نژاد پيشگامان انتخابات - سايت احمدي نژاد
* هاشمي و احمدي نژاد در دور دوم - ايسنا
* راهيابي احمدينژاد و هاشمي رفسنجاني به دور دوم انتخابات قطعي شد - فارس
* احمدي نژاد با اختلاف 20 هزار راي نسبت به هاشمي در مکان نخست - سايت احمدي نژاد
* اولين نتيجه رسمي شمارش آراي تهران - ايرنا
* آمار غير رسمی شمارش ۲۹ميليون رای: احتمال اول شدن احمدینژاد- بازتاب
* احمدي نژاد برنده شهر ري - مهر نيوز
* نتايج رسمي بهدست آمده از ٢٦ ميليون و ٤٧٤ هزار و ٣٧٠ راي شمارش شده- ايسنا
* در تهران: آراي احمدينژاد در تهران 10 برابر كروبي است
* شمارش رسمي 22 ميليون راي - مهر
*نتايج شمارش غير رسمي 25 ميليون راي - فارس
*شمارش غير رسمي حدود 25 ميليون رای ؛ رقابت تنگاتنگ هاشمی و احمدی نژاد - سايت احمدي نژاد
* مهر عليزاده در اردبيل اول شد - فارس
* احمدي نژاد در اصفهان اول شد - فارس
* قاليباف در مشهد اول شد - مهر
* مهدی کروبی در کرمانشاه اول شد - مهر
*شمارش غير رسمي حدود 26 ميليون راي - مهر از شوراي نگهبان
* نتايج رسمي بدستآمده از ٢١٦٧١١١٤ راي شمارششده- ايسنا از وزارت کشور
* نتایج نهایی شمارش آراء در استان مازندران - مهر
*برتري کامل احمدي نژاد بر رفسنجاني در تهران - سايت احمدي نژاد
* ۴ميليون رای: رفسنجاني اول، احمدي نژاددوم، کروبي از رقابت عقب افتاد - بازتاب
*کروبي در کردستان اول شد - فارس
* اعتراض مهدي كروبي به عدم راهيابي خود به دور دوم انتخابات - خبرگزاري فارس
* اطلاعيه ستاد انتخابات وزارت کشور از 19 ميليون راي رفسنجاني، کروبي اول و دوم - ايسنا
* آخرين نتايج انتخابات در IRIB
* احمدي نژاد فاصله خود با اكبر هاشمي رفسنجاني را به يك درصد رساند - فارس
***
* اخبار واطلاعات به لحظه شمارش آرا در سايت احمدي نژاد
* جدول رتبه کانديداها - خبرگزاري فارس
نويسنده: شهرام | 10:51 AM | نظرها 0 | دنبالک 0
جمعه 27 خرداد 1384
تازه از سر صندوق!
من همین الان از حوزه رای گیری می آیم. به نظرم که وضعیت احمدی نژاد بهتر از بقیه کاندیداهای اصولگرا بود و خیلی از پیرمردها و کاسبهای محلی و البته بسیجی ها و .. به احمدی نژاد رای میداند و شاید دلیلش این بود که او را به عنوان فردی که اهل کار و بدون سابقه سوء استفاده های مالی پذیرفته بودند. البته این خود نوید دهنده این هست که از ارای دیگر محافظه کاران و به خصوص قالیباف با آن کارهای حرفه ای در زمینه تبلیغات کاسته خواهد شد و اما وضعیت معین حداقل در حوزه ای که من رفته بودم چندان خوب نبود و برای خیلیها چندان آشنا نبود . خیلی از خانوادها و افراد بین سی و چهل هم صحبت از هاشمی می کردند. به نظر بهترین شکلی که بتوان متصور شد ورود هاشمی و معین به دور دوم هست
نويسنده: | 06:55 PM | نظرها 1 | دنبالک 0
پنجشنبه 26 خرداد 1384
والا کلام
با تو، آسان می شد از دست سیاهی ها گریخت
رو به سوی ظلمت شبهای بی فردا گریخت
بی تو ای آزادی ای والا کلام
گر نباشی در میان، باید که از دنیا گریخت
نويسنده: | 03:17 PM | نظرها 0 | دنبالک 0
دلتنگي هاي يک چهارشنبه متفاوت
![]()
شب هاي آخر تبليغات انتخاباتي هميشه پرشور است، حداقل از هشت سال قبل تا به حال. هشت سال قبل وقتي ماشين را در پارکينگ امامزاده صالح پارک مي کرديم نور شمع هايي که جوانان در استقبال از خاتمي روشن کرده بودند جلب توجه مي کرد فضا حس و حال داشت از آن جنسي که وقتي وارد خيابان مي شوي کاملا تفاوت آن را با روزهاي عادي حس مي کني.
هشت سال بعد همان نقطه يا کمي بالاتر در ميدان قدس و تجريش جوانان ( و البته به همراه افراد مسن) را مي توان ديد که هنوز عکس خاتمي را در دست دارند و شعار مي دهند.نام خاتمي به نوعي در اين هشت سال با انتخابات گره خورده،چهره اش حداقل هميشه طعم پيروزي داشته و بعد از هشت سال سخت گيرترين منتقدانش هم شعارهاي او را تکرار مي کنند. تصور من اين است که در اين دوره از انتخابات رقابت اصلي بر سر دادن آزادي بيشتر به زنان و جوانان بود و ديديم که محافظه کارترين نامزدها براي آنکه چنين مقبوليتي را که زماني در شعارهاي خاتمي بيشترين انتقاد را به آن داشتند، به جوانان القا کنند چه کارها که نکردند. ديروز در ميدان تجريش ياد جاي خالي خاتمي در انتخابات امسال افتادم،هنوز هم فکر مي کنم اگر مي توانست در انتخابات شرکت کند و مي کرد نمي دانم چگونه مي توانستم با همه انتقادهايي که بهش دارم به او راي ندهم و نمي دانم چرا بايد به کساني که نيمي از جذابيت و قدرت هشت سال قبل او را هم ندارند راي بدهم،قدم هايي که او برداشت خيلي آهسته بود اما نخستين جاي قدمهايش را از حالا مي توان ديد.
اين تازه آغاز دلتنگي است.
* چند عکس ديگر در همين زمينه
*عکس هاي جذاب فرهاد رجبعلي را هم ببينيد
نويسنده: شهرام | 09:44 AM | نظرها 2 | دنبالک 0
سه شنبه 24 خرداد 1384
انتخابات و چند نکته
اول اینکه احتمالا دریافته اید که آقای هاشمی هر وقت در برابر سوال خبرنگاران آمریکایی و شاید اروپایی در رابطه با حقوق بشر و دمکراسی در ایران قرار می گیرند. جواب آنها را با سوالی در رابطه وضعیت دمکراسی و آمریکا میدهند و یا اینکه مقایسه نه چندان مقبول بین آمریکا و ایران انجام میدهند.شاید این را بتوان به قدرت پاسخگویی و یا زرنگی ایشان گذاشت. اما تکرار اینگونه پاسخها نشان از این دارد که ایشان نمی خواهند درباره وضعیت دمکراسی در ایران پاسخی صریح بدهند.درباره رد صلاحیتها، درباره وضعیت روزنامه نگاران و مطبوعات و درباره خیلی چیزهای دیگر. چیزهای که به مراتب وضعیت بهتری در آمریکا و اروپا دارند.
دوم اینکه آقای معین انتخاب خوبی (شاید بهترین) هستند اما ایشان و تیم مدیریت ایشان چگونه میتوانند وعده ها و نظرات خویش در رابطه با آینده سیاسی و اجتماعی ایران را تضمین کنند.و ایا اگر برگ برنده خاصی در کار بود نباید آنرا در رد صلاحیتها انتخابت مجلس و یا در بررخود با روزنامه و روزنامه نگاران رو میکردند؟به نظرم گرایشهای سیاسی و اجتماعی اصلاح طلبان مورد قبول بسیاری از طبقات جامعه بخصوص بخش تحصیلکرده هست اما بسیاری نیز از اینکه وضعیت چند سال گذشته و دوره های باطل همچنان تکرار شود و از عدم موفقیت ایده سیاسی این طیف نگران هستند.
انتخاب آقای هاشمی را تنها میتوان اینگونه توجیح کرد که حداقل تمام قدرت در اختبار بخش محافظه کار و به شدت اصولگرای سیاسی قرار نخواهد گرفت و اینکه میتوان انتظار داشت که در بدنه احزاب چپ که احتمالا بخش اصلی کابینه و دولت هاشمی را تشکیل دهند افراد واقع بین بیشتری وجود دارند که شرایط فعلی جامعه را بهتر درک کرده اند.
به نظرم آقای محس رضایی یکی ار بهترین کاندیداهای این دوره هستند. کمتر کلی گویی کردند ودر حقیقت من تا حدودی معتقدم که سیاستها و ایده های اقتصادی ایشان که نسبت به بقیه کاندیداها با جزییات بیشتری بیان شده می تواند در کشور پیاده و تاثیر مثبتی همراه داشته باشد . البته متاسفانه در جنبه های سیاسی و اجتماعی حرفهای ایشان به قوت بخش اقتصادی نبوده است.
چند روزی است که در برنامه تا انتها از پروفسور مولانا دعوت کرده اند که در رابطه با انتخبات صحبت کنند. به احتمال زیاد نوشته های این استاد دانشگاه های آمریکا را در روزنامه کیهان خوانده اید .مطالب ضد آمریکایی ایشان و در دفاع از بسیاری از عملکردهای جمهوری اسلامی واقعا قابل بحث است و البته این فرد ساکن آمریکا در شرایط خاصی (از جمله در همین روزها )در ایران حاضر می شوند و ضمن انتقاد از امریکا با دید یک استاد دانشگاه امریکا از شکل انتخابات ایران در ایران دفاع میکنند. من واقعا از ایشان میخواهم که این آمریکای جهانخوار را بی خیال شوند و در این سیستمی که این چنین تاییدش میکنند فعال شوند تا ضمن اینکه دیگر به آمریکای امپریالیسم و شیطان خدمت نکرده اند با وضعیت اصلی ایران نیز آشنا شوند تا ببینیم وقتی صورت اصلاح کرده و سه تیغشان در پیشرفتهای ایشان در سیستم ایران تاثیر منفی گذاشت و وقتی با درآمد یک ایرانی زندگی کردند و یا چند مطلب انتقادی از حکومت دچار مشکلات جدی شدند چگونه از سیستم دفاع خواهند کرد.من ضمن اینکه این حرفهای این آقا در انتقاد از آمرسکا و دفاع از سیستم حکومت ایران را اصلا قبول ندارم به نظرم تعارضهای در رفتار و نوشته های ایشان هستد که جای تامل جدی دارد.
همانطور که معماریان نیز اشاره داشت بایستی در مورد سوال ونظر خواهی درباره پیراهن آستین کوتاه از فیلمهای تبلیغات دو تن از کاندیدا بیشتر فکر کرد.راستی چرا از این کاندیداها در مورد زندانی شدن برخی از روزنامه نگاران و روشنفکرات و برخورد با روزنامه ها و البته برخی از انتظارت اجتماعی مهمتر مردم سوال نشد؟ اما به هر حال خوب هست که بعد از بیست و شش سال از نظر بسیاری از آقایان پیراهن آستین کوتاه دیگر گناه نیست و البته باید ببینیم چند سال باید سپری شود تا توقعات مهم اجتماعی مردم مورد قبول آقایان قرار گیرد.
و در آخر اینکه به نظرم شرکت در انتخابات نه یک وظیفه شرعی است و نه وظیفه سیاسی و یا اجتماعی شرکت در انتخابات یک حق سیاسی و اجتماعی است ولی بایستی تاکید کرد که هر شهروندی این حق را دارد که از این حق استفاده نکند! و البته به نظرم چنین شهروندی تنها وقتی خویش به این نتیجه رسید باید چنین کند . شرکت در انتخابات به معنی آری گرفتن و یا الزاما قبول داشتن کامل فرد یا سیستمی نیز نیست. من باید از کسانی که هشت سال پیش به جای تحریم انتخابات رفتند و به آقای خاتمی رای دادند تشکر کنم.آنها با انتخاب خویش شرایط بهتری را برای نسل ما و شاید نسلهای بعدی رقم زدند.
نويسنده: | 06:47 PM | نظرها 1 | دنبالک 0
دوشنبه 23 خرداد 1384
با عینک بدبینی!
آقای معین چهره ای خشک و حرفهای کلی ، تکراری و کسل کننده . حتی در بهترین برنامه تبلیغاتی اش ستاره فیلم معاونش خاتمی بود.به نظر میرسد که قرار است که مشارکتی ها نقش اصلی در کابینه معین را بازی کنند. اما یادمان نمیرود که همین مشارکتی ها وقتی با آرای اکثریت و قاطع مردم به مجلس رفتند چه کسی را رییس مجلس خویش کردند و در برابر حکم حکومتی چه کردند! درباره زندانی کردن روزنامه نگاران و حتی رد صلاحیت گسترده در انتخابت مجلس فعلی چه عکس العملی نشان دادند. مجلسی که عجز و ناتوانی اش مورد قبول بسیاری است. گفته اند که نگذاشته اند که کارهای مد نظرشان را انجام دهند؟ اگر چنین بود چه کسی قرار بود این مشکلات را حل کند؟ دولت و مجلس در زمانی که نزدیک ترین رابطه را با یکدیگر بودند نتوانستند اینگونه مشکلات را حل کنند حال چگونه انتظار دولت جدید را نیز دارند؟آیا معین بهترین انتخاب اصلاح طلبان بود؟وزیری که با هر دولتی ساخته و هرگز در طول دوران فعالیتهای خود به عنوان فردی با عقاید و سخنرانیها و گرایشهای سیاسی اصلاح طلبی شناخته نشده است(البته شاید به خاطر این است که اصلاح طلبان واقعی یا زندانی هستند یا فراری یا اینکه هرگز مدیریتهای کلان را تجربه نکرده اند).هنوز هم بسیاری از مردم کوچه و بازار یا معین را نمیشناسند یا اینکه سخنان او و قیافه و گفتارش نتوانسته مردم را جذب کند.
آقای رفسنجانی! میگویند قرار است نقش منجی را برای شرایط فعلی کشور داشته باشد؟! از گفتار با آمریکا، آزادی های اجتماعی و حتی جهانی شدن سخن می گوید؟!
کافی است در موتورهای جستجو اسم ایشان را جستجو کنید تا ببیند آنچه که قبلا درباره استفاده از اسلحه اتمی بر ضد اسرائیل گفته اند ! یا آنکه سری به آرشیو روزنامه ها بزنید تا ببینند که صریح ترین و سخت ترین موضوع گیریها علیه آمریکا در نماز جمعه توسط چه کسی گرفته شده است؟یا آنکه در زمان ریاست جمهوری ایشان چقدر آزادی سیاسی اجتماعی وجود داشت؟! و در سیاست خارجی و بخصوص اروپاییها با ایران چگونه رفتار کردند؟راستی ایشان گفته اند که هنوز در مورد کابینه اشان فکری نکرده اند ! عجیب است.
اقای قالیباف! بهترین قسمت این کاندیدا عکسهای او با لباس خلبانی و در کنار هواپیماست! جایی که به قول خودشان تنها یک روز را صرف آن میکنند و البته ما هرگز در تصاویر تبلیغاتی ایشان وی را لباس نیروی انتظامی (یعنی دیگر روزهای کاری ایشان )ندیده ایم.این کاندید اصولگرا از بهترین تبلیغات و به نظر از گرانترینشان برخورد دار است. به راستی چه کسی این هزینه سنگین را پرداخت کرده است؟مگر نه اینکه هزینه ها توسط جناحها و گروهای اصول گرا پرداخت میشود؟ با این شرایط میتوان تصور کرد که کابینه ایشان از کدامین جناح خواهد بود.
لاریجانی! آنقدر شعارهای خوب میدهند که انسان را به تعجب وا میدارند. از نقش زنان، جوانان و نخبه سالاری و عدم سیاسی بازی میگویند. گویی نمی توانیم مدیریت چندین ساله ایشان بر صدا و سیما را ارزیابی کنیم؟ چقدر از شعارها و به اصلاح باورهای فعلی ایشان را میتوانیم در مدیریت سابق ایشان ببنیم؟راستی آن مونتاژهای کنفرانس برلن چه تاثیری بر زندانی شدن برخی روشنفکران و جریانهای اصلاح طلبی داشت؟
احمدی نژاد! واقعا فرد جالبی است حداقل تظاهر به آنچه که نیست نمیکند. می گوید که چه اعتقاداتی دارد، همان ریش و تیپ شناخته شده را دارد و دوران کوتاه شهردار بودن خویش را هم پنهان که نمیکند هیچ به آن افتخار هم میکند؟راستی آن حرفها درباره آموزش موسیقی در موسسات تحت نظر شهردار و لزوم جایگزینی آن با آموزشهای مذهبی و نوع زیبا سازی شهر تهران را نیز از سمت ایشان دیده یا شنیده ایم.
نويسنده: | 10:50 PM | نظرها 5 | دنبالک 0
چهارشنبه 18 خرداد 1384
درباره کاندیداها
این مطلب را می نویسم چون شهروند ایران هستم.هر روز درباره انتخابات و رقابت کاندیداها می خوانم و یا می بینم.آنچه می گویم برداشت شخصی (تاکید میکنم) از رقابتها و حرفها و اخبار کاندیدهای ریاست جمهوری است.
از آقای معین شروع میکنم
به نظر میرسد که معین کاندید بسیاری از اقشار تحصلیکرده و دانشگاهی است .اما معین آنقدرها در بین اقشار مختلف مردم شناخته شده نیست.و من اینرا به عینه و در بین مردم دیده ام. از طرفی معین نماینده یک گرایش سیاسی مهم در جامعه ماست که اگرچه هنوز طرفداران زیادی دارد اما نوعی سرخوردگی در بسیاری از مردم نسبت به طیف وجود دارد سوابق سالهای اخیر دولت و تجربه مجلس به نوعی بسیاری را نامید کرده است و شاید بسیاری از خود سوال کنند که آیا قرار است چهار سال دیگر این کشمکشها ادامه پیدا کند؟آیا دولت همچنان زندانی کردن روزنامه نگاران و تعطیلی روزنامه ها را فقط محکوم میکند؟و آیا میتواند در برابر مجلس جدید و قدرت یافتن جناح محافظه کار حرکت جدید و موثری کند؟برداشت من از گفتگوها و مصاحبه های ایشان به خصوص در صدا و سیما نوع کلی گویی و حرفهای شعاری است که به نظرم ایشان باید با با جزییات و لحنی صمیمانه تر صحبت کنند.
اما کاندیدای بعدی آقای هاشمی رفسنجانی است که به قول دوستی همه میگویند او رئیس جمهور میشود ولی وقتی میگویم خودت به کی رای می دهی نام فرد دیگری را میبرد!. به هر حال هاشمی یکی از بختهای ریاست جمهوری است.حمایت بخشی از صاحب نظران از ایشان و البته کارهای تبلیغاتی و حمایتهای پنهانی و عیان برخی از روزنامه ها و نشریات با نفوذ از ایشان و همچنین یک نوع باور عمومی مبتنی بر بهبود وضعیت اقتصادی در صورت رییس جمهور شدن وی را میتوان از نکات مثبت در ارزیبای موقعیت هاشمی دانست.از طرفی نیز این باور در برخی وجود دارد که ایشان و جناح ایشان میتواند به شکل بهتری از پس قدرت یافتن محافظه کاران براید. اما موقعیت هاشمی آنچنان هم محکم نیست این باور که بخصوص از سمت جناح راست نیز دامن زده میشود که هاشمی و جناح ایشان بیشتر برای جنبه های اقتصادی خود و خانواده خویش تلاش کرده اند تا اقتصاد مردم بسیار رایج است و از طرفی موقعیت کشور ما نیز تغییر کرده است اقشار تحصیلکرده و دانشگاهی در کشور بیشتر و با وجود هشت سال دوران خاتمی توقع مردم از رییس جمهور نیز بالاتر رفته است و توقع یک رییس جمهوری روشنفکر و تحصلیکرده تبدیل به یک نوقع مهم در بین مردم شده است.من به شخصا هاشمی را یک اصلاح طلب به شکل رایج سیاسی آن در ایران نمیدانم اما به هر حال هاشمی و طیف طرافدار ایشان به این باور رسیده اند که نباید در طرز زندگی خصوصی یا پوشش مردم چندان دخالت کنند وبه اصلاح مردم را محبور به رفتن به بهشت کنند و این البته چیز کمی نیست.
کاندیدای مهم دیگر آقای قالیباف است. به نظر پدیده این دوره از رقابتها ایشان هستند. فردی با سابقه فعالیت در سپاه و نیروی انتظامی ولی با تیپ و حرفهایی که بیشتر بوی اصلاح طلبی میدهند و به نظرم خود این باور که دیگر آن تیپهای انقلابی جوابگو نیست خود یک مرحله از درک جامعه و خواستهای جامعه هست.اکثرا مدیریت ایشان را بر نیروی انتظامی موفقیت آمیز میدانند و همچنین تبلیغات ایشان نیز شکل جدی تر و برجسته تری نسبت به دیگر کاندیداها دارد به نظرم قالیباف در بین مردم از محبوبیت خوبی برخوردار است و او را میتوان یکی از سه بخت ریاست جمهوری دانست.
به نظرم بخت احمدی نژاد برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری چندان بالا نیست اما احمدی نژاد نیز طرفداران خاص خود را دارد بسیاری از مذهبیون و طرفداران جناح اصولگرا علاقه خاصی به ایشان دارند و در واقع این باور هست که ایشان نسبت به دیگر کاندیداها کمتر به منابع مالی و قدرت وابسته هستند و البته عده ای نیز مدیریت ایشان بر شهرداری و به خصوص در کم کردن فساد مالی در آن را موفق می خوانند اما نقطه منفی و برحسته شاید در قیافه و حرفهای ایشان باشد و فکر میکنم ایشان انتخاب بسیاری از مردم نخواهند بود.در مور احمدی نژاد همیشه به یاد به روزهای اول شهردار شدن ایشان می افتم که از کلاسهای موسیقی در موسسات زیر نظر شهرداری گله کرده بود و گفته بودند که باید کلاس قرآن شود.!
و آقای محسن رضایی. راستش من تا حدودی از ایشان خوشم می آید بخصوص اینکه حداقل کمتر کلی گویی می کنند و اینکه طرحهای اقتصادی خاص و قابل ذکری دارند به نظرم یک قوت هست و همچنین نزدیک بودن و شناخت به مراکز قدرت و سابقه تصمیم گیری در سطح کلا کشور از نقاط قوت ایشان و از نظر من هست. اما اقای رضایی علاقه خاصی دارد که خود را در جناح اصولگرا بگنجاند و در عین حال آنچه در بین مردم درک کردم عدم استقبال از ایشان هست که شاید به خاطر قیافه و شاید به خاطره سابقه نظامی ایشان هست.به هر حال رضایی اگرچه یک کاندید خوب است اما شانس چندانی برای ایشان متصور نیست و البته شاید در کابینه دولت بعدی نیز ایشان حاضر باشند.
و اما آقای لاریجانی، او نماینده جناحی هست که البته قدرت زیادی دارند اما چندان در بین مردم محبوب نیست .لاریجانی فردی شناخته شده است و سابقه او در صدا و سیما و بخصوص برخی از سیاستها و برخوردهای صدا و سیما در رابطه مسائل و رویدادهای سیاسی در گرایش و یا عدم گرایش مردم تاثیر زیادی دارد و بر خلاف احمدی نژاد که بیشتر شبیه یک بچه بسیجی ساده هست ایشان بیشتر نماینده گروهای قدرتمند جناح راست است. در مورد شعار های ایشان و هزاران پوستر هوای تازه و دولت امید ،برداشت شخصی من عدم برانگیختن حس مردم است .به نظرم لاریجانی اگرچه کاندید مهمی هست اما در شرایط فعلی که من می بینیم نباید توقع انتخاب ایشان را داشت.
فکر می کنم فقط عده ازکسانی که بصورت سنتی رای میدهند به آقای کروبی رای دهند . شعارهای ایشان چندان با استقبال مواجه نشده و البته جو جاری چنان موافق ایشان نیست که تقریبا میتوان گفت فقط طیفی از روحانیون و دوستانشان از ایشان حمایت میکنند. در حرفهای کروبی در سیما دو جمله خوب شنیدم یکی آنکه گفتند من وعده هایی میدهم که ظرف مدت کوتاهی مشخص میشود که میتوانم آنها را پیاده کنم یا خیر و اینکه مانند برخی از کاندیداها حرفهای کلی نمیزنم که بعد از پایان دوران ریاست جمهوری بگویم مثلا به آنها رسیده ام و یا اینکه بگویم مردم خودشان را چند صد سال قبل مقایسه کنند و بببند آن موقع کجا بودند و مثلا بعد از دوران ریاست من کجا هستند.
و آقای مهر علیزاده نیز که بسیاری از آمارها و البته برداشت من از سطح جامعه نشان از عدم موفقیت ایشان دارد . به هر حال عدم وابستگی بارز به جناحهای سیاسی و در واقع مستقل بودن ایشان از نکات مثبت در ارزیابی ایشان هست.
امیدوارم با این بحثها باعث رنجش کسی نشده باشم اینها نظرات خود من است و اولین اصل این هست که ممکن است اشتباه باشد و براستی چه کسی میتواند بگوید که کاملا صحیح فکر میکند و تصمیم میگیرد؟
نويسنده: | 01:05 AM | نظرها 2 | دنبالک 0
یکشنبه 15 خرداد 1384
یک کم سیاسی
به نظرم در مورد نامزدهای ریاست جمهوری مهمترین نکته ای که بایستی ارزیابی و توجه شود تیم و مجموعه مشاوران و حتی مدیریت آتی آنها هست.در واقع نظرات و حرفهای یک کاندیدا نمی تواند تنها عامل برای شناخت یک نامزد ریاست جمهوری باشد. حرفهای نامزدها این روزها شبیه به هم و حتی متفاوت با حرفها و نظرات سابق آنهاست.متاسفانه تا به امروز تیم مشاوران و حتی تیم پیشنهادی کاندیداها برای مدیریت بر وزراتخانه ها و سازمانی دولتی به شکل روشن و واضح مشخص نشده است.معرفی یک فرد مثلا به عنوان مشاور اول نمیتواند راضی کننده باشد.البته در مورد برخی کاندیدا میتوان حدس زد که چه کسانی هستند اما یا این افراد برای مردم مشخص نشده اند و یا توسط نامزدها تایید شده اند. شاید در مورد افرادی چون دکتر معین بتوان حدس زد که تیم مشاوران چه کسانی و یا از کدام حزب باشند اما مثلا در مورد آقای لازیجانی ، رضایی یا احمدی نژاد چه کسانی هستند؟
یک مورد منفی از نظرم من در این روزها شعاری و کلی بودن حرفهای نامزدهاست . حتی کسانی چون دکتر معین نیز حرفهای بسیار کلی در مصاحبه های خود در صداد وسیما زدند.بطوریکه اگر فردی بدون شناخت سابق از این شخص بخواهد در مورد حرفهای او ارزیابی کند جز حرفهای کلی چیز دیگری کسب نخواهد کرد.البته مثلا افرادی چون اقای رضایی حرفهای مشخصی مثل تشکیل فدراسیونها اقتصادی و یا خوشه های اقتصادی گفته اند که خوب حال چه اشتباه و چه درست میتواند مورد ارزیابی قرار گیرد و یا اینکه در صورت رییس جمهور شدن در سالهای آتی میتوان میزان نزدیکی آنچه انجام شده به حرفهای نخست آنها را ارزیابی کرد.
وقت آن رسیده که کاندیداها (بخصوص آنها که علاقه و اراده بیشتری برای پیروزی دارند )واضح تر سخن بگویند بطوریکه که بتوان نامزدها را براساس شعارها و نظرات آنها به خاطر سپرد.
و نکته دیگر آنکه چند روز پیش یک بررسی در مورد وبلاگهای طرفداران کاندیداهای ریاست جمهوری داشتم .به نظر میرسد که وبلاگهای آقایان معین، قالیباف و احمدی نژاد نسبت به دیگر کاندیداها بیشتر است و شاید این برداشت نشان از گرایش بیشتر به این کاندیداها در نسل جوان یا حداقل آشنایی بیشتر طرفداران آنها با این پدیده است.
و آخرین نکته اینکه من با تحریم انتخابات بصورت یک جریان و تصمیم جمعی مخالفم. اصولا یک چنین تحریمهایی نمیتواند چندان تاثیرگذار باشد چونانکه تا قبل از این نیز نبوده است . اما هر فردی میتواند براساس نظر شخصی خویش و اینکه مثلا نامزدی را برای انتخاب خویش اصلح نمیداند در انتخابات شرکت نکند و این فقط و فقط بایستی به انتخاب خود وی باشد. در عین حال هیچ جریانی حق ندارد افراد را ملزوم به تحریم یا شرکت در انتخابات کند . کی میخواهیم به این باور برسیم که خودمان برای کشورمان تصمیم بگیریم و حرکت کنیم و منتظر منجی و یا جریان خاصی نباشیم.
نويسنده: | 08:15 PM | نظرها 1 | دنبالک 0
سه شنبه 10 خرداد 1384
دکتر
قديم قديم ها، همين اواخر و حتي الان هم مي توان کساني را پيدا کرد که جلوي يک پديده جذاب و دور از دسترسشان مثل قطار دودي، ماشين آخرين مدل يا ساختماني خاص بايستند و عکس بگيرند . در سال 2005 و در حالي که سالها از اختراع هواپيما توسط برادران رايت مي گذرد قبول کنيد گرفتن عکس کنار هواپيماي مسافربري معمولي بي کلاسي به حساب مي آيد که حتي همين الان کمتر مسافري را مي توان يافت که در فرودگاه چنين کاري را کند حالا تصور کنيد اگر يک خلبان يک عکس يادگاري در کنار هواپيماي مسافربري اش بگيرد و آن را به عنوان عکس انتخاباتي روي در و ديوار بزند.
نويسنده: شهرام | 12:07 PM | نظرها 0 | دنبالک 0
دوشنبه 2 خرداد 1384
دست به مهره حركته!
وقتي فهميد حركتش اشتباه بوده سريع خواست برگرد گفتم آقا دست به مهره حركته. گفت: آره ولي هميشه راهي براي بازگشت بايد وجود داشته باشه ما كه جدي بازي نميكنيم.من قبول نكردم اما چند روز قبل كه داشتم با كامپيوتر بازي ميكردم و CLT+T را زدم حس كردم خيلي خوب است كه ميتوان حركت اشتباه را برگرداند و دوباره فكر كرد.
حالا اما دارم فكر ميكنم حتي در جدي ترين بازيها هم ميتوان مهره را برگرداند، هرچند با شكل و شمايلي كه نتوان خيلي هم تشخيص داد قانون به هم ريخته است. خوشحالم كه حالا حداقل توسعه در بخشي از اين كشور يك قدم به جلو رفته تا به اين فهم كمك كند كه هميشه دم دستترين حركتها بهترين حركت براي پيروزي نيست.
نويسنده: شهرام | 09:44 PM | نظرها 3 | دنبالک 0
الک!
فهرست تایید صلاحیت شدگان اعلام شد . معین رد صلاحیت شد و احمدی نژاد و قالیباف تایید شدند. واقعا عجیب است و فکرش را نمیکردم معین را رد صلاحیت کنند.این یک شوک برای دانشگاهیان و اصلاح طلبان هست .با این فرض دور از تصور نیست که آقای هاشمی رئیس جمهور شوند و احتمالا آقای قالیباف وزیر کشور و...باید منتظر فردا ماند و اینکه سیاستمداران چه خواهند کرد
نويسنده: | 01:02 AM | نظرها 3 | دنبالک 0
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1384
کانادا روابط خود با ایران را محدود کرد
خوب آقایان باید بدانند که کشورهای دیگر برای شهروندان خود(حتی اگر زاده کشور دیگری باشند) ارزش قائل هستند . دیگر کشورها را که نمی توان بازی داد!بی بی سی خبر داده است که کانادا روابط خود با ايران را به شدت محدود میکند.
پی ير پتيگرو، وزير خارجه کانادا روز سه شنبه در بيانيه ای گفت: "رويدادهای روز گذشته يک بار ديگر نشان می دهد که نظام قضايی ايران از ظرفيت و اراده لازم برای رودررويی با عاملان قتل بی رحمانه زهرا کاظمی برخوردار نيست."
وزير خارجه کانادا در بيانيه خود نوشت: "ما تماس های خود با مقام های ايرانی را از اين لحظه به بعد به پرونده کاظمی، سابقه حقوق بشر ايران و عملکرد ايران در زمينه عدم گسترش (سلاح های) اتمی محدود می کنيم."
وی افزود: "کليه برنامه های همکاری ميان آژانس های دولتی کانادا و همتاهای ايرانی آنها متوقف خواهد شد."
به علاوه اتاوا بازديد مقام های ايرانی از کانادا را ممنوع می کند و به ديپلمات خود نيز دستور می دهد تنها در مورد پرونده کاظمی، مسائل حقوق بشر و گسترش تسليحاتی با مقام های ايرانی تماس بگيرند.
نويسنده: | 09:07 AM | نظرها 1 | دنبالک 0
جمعه 23 اردیبهشت 1384
Mr president
سه کانديداي رياست جمهوري با روش هاي تبليغاتي متفاوت.
نويسنده: شهرام | 02:45 PM | نظرها 5 | دنبالک 0
با من از یاران بگو
با نزدیکی به انتخابات و تغییر فضای سیاسی کشور ( مهربانیهای ظاهری و سخت گیری های پنهانی ) برای آنچه حضور پر شور در انتخاب میخوانند ، وقت آن رسیده است که دولتمردان و حاکمان کیسه فضل و بخشش حکومتی خود را باز کنند و آنچه از عمر دهها جوان و فعال سیاسی و هر که به جرمی سیاسی (یا همان بیان عقیده ) اسیر شده است را بر آنها و برای عزیران آنها ببخشند.عمر جوانانی که در دیوارهای اسارت پرپر میشود، پدر و مادرهایی که در غم اسارت فرزندانشان می سوزند و کودکانی که خواب پدر اسیر و غایب خویش را میبنند آنقدر ارزش دارند که با خرید آنها فضای دلخواه حاکمان فراهم شود و چنین بخششی نه تنها برای اسیران سیاسی و عزیزان آنها لذت بخش است بلکه از دید مردم نیز پنهان نخواهند بود.بی تردید چیزی شبیه یک فرمان بخشش از طرف حاکمان بلند مرتبه ایران و یا پیگیری خاص برای آزادی روزنامه نگاران و زندانیان سیاسی میتواند انتخاباتی پرشورتر را تضمین کند.
یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
از فلات غوطه ور در خون بسیاران بگو
باد شبگرد سخن چین پشت گوش پرده هاست
تا جهان آگه شود بی پرده از یاران بگو
با من از ایران بگو
نويسنده: | 04:27 AM | نظرها 0 | دنبالک 0
دوشنبه 5 اردیبهشت 1384
ده سوال بي اهميت از آقاي دکتر معين
این مطلب وبلاگ fmsokhan و ده سوالی که نویسنده از آقای دکتر معین پرسیده است به راستی که پرمعنی و جالب است! راستی اگر آقای معین به این سوالها فقط پاسخ بدهد!من حاضرم به ایشان رای بدهم!(اینرا میگویم چون حداقل تا الان هیچ دلیل قانع کننده ای برا رای دادن به ایشان ندارم)
ده سوال بي اهميت از آقاي دکتر معين
نويسنده: | 05:56 AM | نظرها 1 | دنبالک 0
مصاحبه با محسن رضايي در مورد IT
یکی از بچه های عصر ارتباط (عبدللهی) گفتگویی را با محسن رضایی در رابطه با نظرات ایشان در مورد IT داشته است که مختصری از آنرا قبل از چاپ در وبلاگش منتشر کرده است.
متن مصاحبه را اینجا بخوانید
آقای رضایی صحبتهای جالبی در این زمینه داشته اند که اگر چه برخی از آنها شعاری به نظر میرسد اما به هر حال نشان از آشنایی ایشان با این حوزه دارد.البته سوال من این است که آقای رضایی که اینگونه در مورد سکون دولت در این زمینه صحبت میکند به عنوان دبیر مجمع تشخیص مصلحت بخصوص اینکه این مجمع در جلسات متعددی ورود اینترنت به ایران و نحوه برخورد با آنرا بررسی کرده است چه کمکی به ورود و نفوذ اینترنت در ایران داشته اند؟
در عین حال کاش عبداللهی سوالات بیشتری بخصوص در زمینه نظرات ایشان درباره فیلترینگ و یا جزئیات برنامه ها و یا نحوه برخورد با اینترنت را از ایشان میپرسید و در واقع مصاحبه را از یک حالت معرفی و تبلیغاتی به سمت پاسخگویی می کشاند.
نمیدانم نظرم را تا چه حد صحیح است اما فکر میکنم آقای رضایی و آقای قالیباف نسبت به دیگر نامزدهای ریاست جمهوری با فن آوری اطلاعات بیشتر آشنا هستند.البته آنها نیز بی اشکال نیستند. من تا حدودی با برخی از پروژه های IT نیروی انتظامی آشنا هستم اگرچه میتوان گفت که نیروی انتظامی در پیاده سازی پروژه ها و درک توانمندیهای فن آوریهای اطلاعاتی و ارتباطی از بسیاری از سازمانها جلوتر است اما قیمتهای برخی از پروژه ها نیز نشان از عدم نظارت و صریح تر بگویم حیف و میل سرمایه های ملی است.قراردادهای چند میلیونی برای کارهایی که شاید تنها کار یک برنامه نویس در چند روز باشد و ارتباط محدود با چند شرکت برای انجام پروژه ها! در مورد آقای رضایی نیز حداقل من در گذشته درباره دیدگاهها و اظهار نظر صریح از ایشان در مورد وقایعی که در دنیای اینترنت و IT اتفاق افتاد نخوانده ام.همچنین من نمی توانم وبلاگ آقای معین را درک کنم! یک وبلاگ تبلیغاتی و چند روزه نمی تواند نشان از دید باز آقای معین و علاقمندی ایشان به حوزه آی تی باشد بلکه بیشتر شبیه موج سواری و جذب هزارات کاربر اینترنتی است.
این حق کاندیداها ست که از هر چیز قانونی برای تبلیغات خود استفاده کنند اما دیگر این بی انصافی است که به خاطر یک وب سایت و یا وبلاگ چند روزه ، آقایان را صاحب نظر و علاقمند به حوزه آی تی بدانیم.
نويسنده: | 05:42 AM | نظرها 1 | دنبالک 0
سه شنبه 30 فروردین 1384
فرومایگان
واقعا آدم باید خیلی فرومایه و پست باشه که به خاطر نژادش که اگر پست تر نباشه قطعا بهتر نیست بخواهد از کشوری که هزاران سال متعلق به آن بوده جدا شده و ادعای استقلال کنه.
طرف نه تمدنی درخشانی در گذشته داشته که بتونه بهش افتخار کنه! نه هیچ کار درست و حسابی برای وطنش انجام داده ونه حتی تمایلی به افزودن به سواد و بالا بردن سطح فرهنگش داره آنوقت ادعای استقلال میکنه!
نمیدانم اگر اینهمه پارسی که جانشان را برای همان تیکه از وطنی که حالا آقایان مدعی آن هستند فدا نمی کردند این مدعیان الان زیر پرچم و فرمان صدام سابق یا جانشینانشان چه میکردند؟
هیچ واژه ای نمی تواند بیانگر اینهمه حماقت و پست فطرتی باشد.
بعد از تحریر:
منظور از فرومایگان آنهایی هستند که به خاطر نژاد، منافع خاص حزبی و... به دنبال جدایی از ایران هستند. آنها که نام ایران و ایرانی را برای خود افتخار نمیدانند. چه عرب، چه کرد و چه فارس . هر زاده ایرانی که به جای کسب افتخار برای کشورش به فکر تجزیه این خاک شریف است از نظر من پست و فرمایه هست. حالا اسمش را هر چه میخواهید بگذارید! ناسیونالیسم ، وطن پرستی ، نژاد پرستی و...نمی دانم باید از که نالید؟ آن شیخ خنگ که در هوس جزایر ایرانی هست یا آن هموطن احمق که فریاد استقلال و تجزیه سر میدهد!
نويسنده: | 01:45 PM | نظرها 11 | دنبالک 0
یکشنبه 21 فروردین 1384
ضرورت تنبیه امارات
بی شرمی امارات هر روز بیشتر میشود و این کشور علاوه بر همراهی با دیگر کشورهای عربی در تغییر نام خلیج فارس مدعی قسمتی از خاک کشور ما نیز هست و بعید نیست اگر همچنان پیش برود در چند سال آینده حداقل شاهد تغییر نقشه های جهان و درج عناوینی چون اشغال شده در کنار برخی جزایر ایرانی باشیم.
صادرات امارات به ایران میلیاردها دلار است و بسیاری از سرمایه های ایرانیان نیز در این کشور در جریان است و بی تردید ایرانیان نقش برجسته ای در شکوفایی اقتصاد این کشور بی جنبه دارند.البته تا حدودی نیز ایرانی و ایران در این ادعاهای بی شرمانه مقصر است. دور از ذهن نیست که شیخ عربی پس از یک سوء استفاده لذت بخش از دختر ایرانی هوای خاک ایرانی نیز کند.
در چنین شرایطی می توان یک تنبیه اقتصادی علیه این کشور بررسی و اعمل کرد . این میتواند از خود مردم شروع شود و مثلا ایرانیان مقیم کشورهای مختلف در اعتراض به سیاستهای امارات حداقل به مدت یکماه به دوبی و شهرهای دیگر این کشور سفر نکنند. و در ابعاد حکومتی میتوان واردات و حتی صادرات به امارات را برای مدتی ممنوع کرد و یا اینکه عوارض گمرکی واردات از این کشور را برای مدتی چند برابر کرد. وقتی تفریحگاه های دوبی خلوت و بنادر این کشور بی رونق شود آن وقت شاید شیوخ عرب حداقل به نفع جیب خویش نیز از این ادعای دروغین دست بردارند.
نويسنده: | 02:34 AM | نظرها 3 | دنبالک 0
یکشنبه 29 شهریور 1383
انچه که باید بدانیم
سه ميليون ايرانى در خارج كشور به سر مىبرند كه 300 هزار نفر آنها داراى مدرك دكترا هستند.
هزار و نهصد استاد تمام وقت و 3000 استاد پاره وقت در آمريكا زندگى مىكنند.
سرمايه ايرانيان مقيم خارج از نظر كارشناسان 400 ميليارد دلار اعلام شده است .
پانصد نفر از اساتيد هاروارد، جرجيا و استانفورد، استادان ايرانى تبار هستند
در هفته 100 پرواز به امارات صورت مىگيرد كه در سال 5200 پرواز مىشود. ميانگين مسافر در هر پرواز 150 نفر است. اگر هر نفر حداقل 2000 دلار هزينه كند ۵/۱ ميليارد دلار مىشود.
بالغ بر 400 نفر از جوانان ايرانى طى سال هاى 66 تا 83 در المپيادها درخشيدند و 240 مدال به ارمغان آوردند. 120 نفر از اين جمع جذب كشورهاى توسعه يافته شدند كه 90 نفر آنها جذب آمريكا گرديدند. هزينه تحصيل هر دانشآموز در آمريكا تا مقطع ديپلم 200 هزار دلار است
و موارد دیگر را در این خبر سایت شریف نیوز بخوانید
نويسنده: | 08:42 PM | نظرها 2 | دنبالک 0
